تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

***حضرت امام صادق علیه السلام: هر که برای خدا علم بیاموزد و برای خدا عمل کند وبرای خدا به دیگران آموزش دهد، در ملکوت آسمان ها به بزرگی یاد می شود. میزان الحکمه، حدیث ۴۵۱۰

*** حضرت امام خمینی رحمه الله علیه: بانوان نیمی از جامعه و مربی نیمی دیگر از جامعه هستند.

***مقام معظم رهبری مدظله العالی:شما خواهران،اگر این کاری که انجام می دهید،این درسی که می خوانید، این رشته علوم اسلامی راکه می خواهیدادامه بدهید،درست ادامه بدهید، باید بدانید که این کار، استوارترین، زیربنایی ترین وخوش عاقبت ترین کاری است که بعد ازانقلاب تا کنون ازسوی زنان انجام گرفته است. 

ثبت نام داوطلبان حوزه علميه خواهران،اول بهمن۱۳۸۸تايک ماه درسراسرکشور

حوزه علمیه خواهران در پنج سطح سیکل، دیپلم، کارشناسی وکارشناسی ارشد و دکتری، در دوره های حضوری و غیر حضوری، طلبه می پذیرد. از ابتدای بهمن ۱۳۸۸ تا پایان وقت اداری اول اسفند ماه ۱۳۸۸، از طریق سایت مرکز مدیریت حوزه خواهران ثبت نام کنید. برای اطلاعات بیشتر به سایت مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران مراجعه کنید: www.whc.ir

نشست خبري تشريح عملکرد و فعاليت‌ها و نحوه پذيرش سال تحصيلي جديد حوزه‌هاي علميه خواهران در مقطع کارشناسي و کارشناسي ارشد، در مجتمع اسلامي کوثر تهران برگزار شد. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدي حسيني معاون آموزش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران کشور گفت: براساس مباني دين اسلام، تفاوتي در رشد و تعالي زن و مرد وجود ندارد و شکوفايي معنوي و علمي براي اين دو قشر مساوي است که قرآن به اين مسئله تاکيد دارد.
وي در خصوص برنامه‌هاي آموزشي و پژوهشي حوزه‌هاي علميه با اشاره به اينکه حوزه‌هاي علميه خواهران همپاي حوزه برادران شروع به فعاليت کرد، اظهار داشت: با مروري بر تاريخ فرهنگ اسلامي مي‌توان گفت زنان و مردان در مواقع حساس شانه به شانه امور ديني و مذهبي را در صحنه‌هاي جدي اجرا کردند. حسيني گفت: پيش از انقلاب، نقش علم‌‌آموزي براي خواهران پررنگ نبود، اما در حال حاضر و به برکت ايمان و باور عميق امام خميني(ره) که به جايگاه زن داشتند، زمينه‌اي براي رشد بانوان متدين فراهم شد. معاون آموزش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران تصريح کرد: پس از انقلاب، مدارس علميه به صورت مکتب در شهرهايي از جمله اصفهان، تهران، شيراز و قم وجود داشت و به برکت انقلاب اسلامي فضاي آموزشي و پژوهشي در سراسر کشور ايجاد شد و تا امروز رشد بسيار خوبي داشته است.  هم‌ اکنون بيش از 270 مرکز علمي تربيتي پذيراي خواهران طلبه در مقاطع مختلف تحصيلي و يک مرکز در قم در مقطع دکتري فعال است.
حجت‌الاسلام حسيني ادامه داد: امتياز اصلي آموزشي حوزه‌هاي علميه خواهران، جنسيت‌محوري و متناسب با شرايط و اقتضائات بانوان طلبه است؛ چرا که از آغاز تحصيل و تا فارغ‌التحصيلي تمام امور ديني و تربيتي از نظر محتوايي و اجرايي توسط خواهران اداره مي‌شود. 
معاون آموزش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران کشور، جامعيت در موضوع و داشتن عناوين متعدد و مورد نياز خواهران را در مقاطع مختلف تربيت محوري با هدف تربيت انساني با محور خدايي شدن و کسب معرفت و فضيلت را از ديگر ويژگي‌هاي حوزه‌هاي علميه دانست.
وي در ادامه پژوهش‌گرا بودن را يکي ديگر از ويژگي‌هاي اين حوزه خواند و گفت: در فواصل مختلف تحصيلي و به صورت مستمر در مقاطع بالاتر اين امر ديده مي‌شود و در دوره کارشناسي پايان‌نامه نيز داريم.  تعبيه مهارت و روش‌هاي لازم براي طلبه با ويژگي‌هاي اين نظام طراحي شده و تمامي فعاليت‌ها زير نظر شوراهاي عالي حوزه علميه کشور است. حجت‌الاسلام حسيني، هدف اصلي جذب طلبه در نظام آموزشي را اين گونه شرح داد: تربيت خواهران دين‌شناس، صاحب‌نظر، داراي اخلاق اسلامي، توانمند در تدريس و ترويج آموزه‌هاي ديني و پاسخ‌گويي به نياز اخلاقي، علمي و معرفتي بانوان از اهداف ماست.

*مقاطع تحصيلي حوزه‌هاي علميه
معاون آموزش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران کشور گفت: مقاطع تحصيلي حوزه‌هاي علميه شامل کارشناسي، کارشناسي ارشد، دکتري، اجتهاد (1) و اجتهاد (2) يعني اجتهاد مطلق است. وي ادامه داد: پذيرش عمده در مقطع اول و دوم صورت مي‌گيرد. در رشته فقه و اصول به شکل محدود از فارغ‌التحصيلان حوزه‌هاي علميه غدير در سطح 2 و 3 داوطلب جذب مي‌شود.

وي گفت: در دوره کارشناسي به دو شيوه حضوري و نيمه حضوري 8 هزار نفر پذيرش خواهند شد که از اين بين 10 درصد به صورت نيمه‌حضوري گرفته خواهند شد. معاون آموزش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران کشور ادامه داد: فردي که مي‌خواهد در دوره‌هاي نيمه حضوري شرکت کند، بايد به مدت 2 سال محضر اساتيد را درک کند و اگر اين مرحله را پيش نگيرد، نمي‌تواند طلبه باشد. حجت‌الاسلام حسيني گفت: زمينه خوابگاهي براي طلبه‌هايي که محل سکونت تا حوزه علميه فاصله زيادي دارد، فراهم شده که اين يک امتياز براي خواهران به شمار مي‌رود. همچنين تحصيل در تمام مقاطع حوزه‌هاي علميه رايگان است. وي افزود: منابع مالي حوزه‌هاي علميه دولتي نيست و اگر هم دولت هزينه‌اي را بدهد، صرف مسائل عمراني مي‌شود و منابع اصلي حوزه‌ها مردم و خيرين هستند.

حسيني در خصوص پذيرش دوره‌هاي کارشناسي ارشد گفت: در اين دوره 5 رشته تخصصي از جمله تفسير و علوم قرآن، فقه و اصول، ، علوم کلام، فلسفه اسلامي و تاريخ اسلام تدريس مي‌شود و شيوه ثبت‌نام به دو صورت است: اول، حضوري؛ که حضور يافتن در مدارس علميه را مي‌طلبد و ديگري ثبت‌نام اينترنتي که در ثبت‌نام اينترنتي ارسال مدارک به مدرسه‌اي بايد لحاظ شود که اولين اولويت فرد داوطلب بوده باشد. در دوره کارشناسي ارشد به دو شيوه غير حضوري در رشته هاي  فقه و اصول و تفسير قرآن و در حضوري در 5 رشته ثبت نام و آزمون برگزار مي‌شود. وي با اشاره به زمان برگزاري آزمون اضافه کرد: زمان برگزاري آزمون سطح 2 از 24 ارديبهشت سال 89 با ظرفيت 8 هزار نفر برگزار مي‌شود که نتايج آن در بيستم تير سال آينده اعلام مي‌شود و از هفته پاياني شهريور ماه 89 کلاس‌ها شروع مي‌شود. حجت‌‌الاسلام حسيني در خصوص تاريخ آزمون و اعلام نتايج سطح 3 بيان کرد: آزمون ورودي سوم ارديبهشت، اعلام نتايج 21 ارديبهشت و آزمون دروس تخصصي 21 خرداد انجام مي‌شود؛ که نتايج اين آزمون 20 تير اعلام مي‌شود.
وي با اشاره به امتيازاتي براي شرکت داوطلبان در اين آزمون تاکيد کرد: افرادي که مي‌توانند از امتياز معافي از آزمون ورودي کارشناسي ارشد (سطح 3) استفاده کنند بايد داراي شرايطي از جمله ممتازان با معدل 18 به بالا، 3 نفر از افرادي که در تحقيقات دوره کارشناسي جزو نفرات برتر بوده‌اند و 3 نفر از برگزيدگان المپياد حوزه علميه خواهران در هر رشته، حافظان قرآن يا نهج‌البلاغه براي ورود به رشته تفسير باشند. وي در اين راستا به شرايط افراد معاف از آزمون کارشناسي (سطح 2) اشاره کرد و افزود: دانشجويان فارغ‌التحصيل کارشناسي و حافظان قرآن و نهج‌البلاغه مي‌توانند بدون آزمون ورودي وارد دوره‌هاي آموزش شوند. منبع: مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، کدخبر:672

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:20  توسط بصیر  | 

رادیو معارف اقدام به بر گزاری دوره آموزشی حجاب و عفاف در برنامه "به رنگ صدف "نموده است. این برنامه 23 قسمت 30 دقیقه ای است که از اول آذرماه از رادیو معارف بخش خواهد شد. برای شرکت در این دوره که با اعطای گواهینامه پایان دوره همراه است می توانید به آدرس اینترنتیwww.radiomaaref.ir مراجعه نمایید. جهت کسب اطلاعات بیشتر در ساعات اداری با شماره تلفن 2-2910551-0251 واحد روابط عمومی تماس حاصل فرمایید. منبع: آموزش مجازی حوزه خواهران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:12  توسط بصیر  | 

کميسيون خواهران برگزيده جشنواره علامه حلي برگزار شد
کميسيون خواهران برگزيده دومين جشنواره علامه حلي با حضور برگزيدگان و مسئولان حوزه‌هاي علميه خواهران برگزار شد. به گزارش روابط عمومي مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران محمود خالقي معاون پژوهش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران در اين جلسه خواهران برگزيده در دومين جشنواره علامه را به سپاس از درگاه ايزد تعالي به دليل اعطاي نعمت توانايي در پژوهش توصيه کرد و افزود: بهترين شکرگزاري از اين نعمت تلاش در جهت به‌کار بستن آن در راه پژوهش است.وي همچنين برنامه‌هاي معاونت پژوهش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران را به منظور تقويت بنيه پژوهشي طلاب تشريح کرد. 
مسئول بخش علمي دومين جشنواره علامه حلي:پيشرفت در آموزش به پژوهش بستگي دارد
مسئول بخش علمي دومين جشنواره علامه حلي با بيان اينکه همزمان با آموزش در حوزه‌هاي علميه بايد به پژوهش نيز توجه شود، گفت: پيشرفت در آموزش به پژوهش بستگي دارد.حجت‌الاسلام گودرزي در حاشيه دومين جشنواره علامه حلي اظهار داشت: قوام آموزش به پژوهش وابسته است و پيشرفت در آموزش به پژوهش بستگي دارد، بنابراين اين دو مقوله از هم جدا نيستند.
وي اضافه کرد: پژوهش اگرچه در خلال آموزش به وجود مي‌آيد، نسبت به آموزش اصالت دارد و زيرساخت آن محسوب مي‌شود. مسئول بخش علمي دومين جشنواره علامه حلي با بيان اينکه پژوهش غذاي آموزش را فراهم مي‌کند، تصريح کرد: آموزش بدون پژوهش راه به جايي نمي‌برد و پويا نخواهد بود. وي با بيان اينکه لازم است طلاب در سال‌هاي نخستين تحصيل نيز در مواجهه با برخي پرسش‌ها خود به تحقيق بپردازند و پاسخ سئوال را به دست آورند، يادآور شد: اساتيد هم بايد طلاب را به سمت تحقيق سوق دهند چرا که قرار نيست هر سئوالي به ذهن طلبه رسيد، پاسخ را از استاد بطلبد. گودرزي اين موضوع را نوعي پژوهش در خلال آموزش دانست و گفت: اين دو هيچ منافاتي با هم ندارند، بلکه پژوهش در تعميق دانش طلاب نيز موثر است. وي با اشاره به سير ارزيابي آثار رسيده به دومين جشنواره علامه حلي خاطرنشان کرد: در نخستين جشنواره علامه حلي آثار رسيده تنها يک بار ارزيابي مي‌شد، اما در دوره دوم اين جشنواره ارزيابي‌ها به شکل اجمالي و تفصيلي گسترش يافت. مسئول بخش علمي دومين جشنواره علامه حلي افزود: در ارزيابي اجمالي ملاک پذيرش اثر اين بود که از ساختار پژوهش برخوردار باشد و حداقل ويژگي‌هاي ظاهري مقاله‌نويسي مانند چکيده‌نويسي، فصل‌بندي، جمع‌بندي،‌ نتيجه‌گيري و ... را رعايت کرده باشد.
وي با اشاره به راهيابي حدود 650 اثر به مرحله ارزيابي تفصيلي دومين جشنواره علامه حلي اظهار داشت: از ميان حدود 650 اثر که به مرحله ارزيابي تفصيلي رسيد، بيش از 300 اثر به ارزيابي تفصيلي دوم راه يافت. گودرزي با اشاره به تهيه فرم‌هاي گزارش ارزيابي يادآور شد: آثار رسيده نيز در سه قالب کلي کتاب، پايان‌نامه و مقاله دسته‌بندي شدند و در ميان مقالات نيز سطح‌بندي صورت گرفت. وي آموزش در پژوهش و هدايت طلاب به سمت پژوهش را از سياست‌هاي شوراي سياست‌گزاري اين جشنواره دانست و اظهار داشت: امسال درصد قابل‌ملاحظه‌اي از آثار طلاب به مرحله ارزيابي تفصيلي راه يافت و همين امر مي‌تواند مشوق طلاب در ادامه دادن راه تحقيق باشد.
مسئول بخش علمي دومين جشنواره علامه حلي با اشاره به ارسال نتيجه ارزيابي توصيفي آثار براي صاحبان آنها خاطرنشان کرد: اين موضوع سبب مي‌شود طلبه به نقاط ضعف و قوت خود پي ببرد که اين خود نوعي آموزش پژوهش است. وي سطح علمي آثار رسيده به دبيرخانه دومين جشنواره علامه حلي را مطلوب توصيف کرد و گفت: از حدود دوهزار و 400 اثري که به دبيرخانه جشنواره رسيده است، تقريبا 10 درصد آثار واجد امتياز مناسبي شده‌اند و همين امر بيانگر سطح علمي مطلوب آثار است. گودرزي سالانه بودن جشنواره علامه حلي را در وضع فعلي مناسب ندانست و گفت: البته در صورتي که معاونت پژوهش حوزه‌هاي علميه با توجه به حجم آثار و گستردگي کار، از حيث نيرو، هزينه‌ها و... نگاه حمايتي ويژه‌اي به اين جشنواره داشته باشد، مي‌توان آن را به صورت سالانه برگزار کرد اما در غير اين صورت، در شرايط فعلي دوسالانه بودن آن بهتر است.
 برترين‌هاي جشنواره علامه حلي معرفي شدند
دومين جشنواره علامه حلي ويژه برترين‌هاي پژوهشي طلاب جوان با معرفي صاحبان آثار برتر به کار خود پايان داد. در مراسم اختتاميه اين جشنواره که در سالن همايش‌هاي مدرسه عالي دارالشفاء قم برگزار شد، محمدحسين فرج‌نژاد با کتاب اسطوره‌هاي صهيونيستي در سينما از حوزه علميه شهرستان قم و سيد لقمان حکيمي با مقاله بررسي تطبيقي آيه اکمال از مجتمع عالي امام خميني(ره) شهرستان قم به عنوان رتبه‌هاي اول در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج معرفي شدند.
در اين مراسم عبدالحسين مشکاني با کتاب کنکاشي تحليلي پيرامون فرقه آمريکايي اکنکار از حوزه علميه قم، محمدداود سخنور با پايان‌نامه نقش عقل در معرفت ديني از ديدگاه غزالي و کي‌ير کگور از مجتمع عالي امام خميني(ره) قم، غلامعلي ميرنسب با پايان‌نامه تعارض‌هاي داخلي احوال شخصيه در حقوق ايران و مصر از حوزه علميه قم، ولي‌الله عباسي با مقاله نردبان آسمان (تحليل انتقادي کثرت‌گرايي ديني و بررسي تطبيقي آن با وحدت‌گرايي ديني) از حوزه علميه قم و محمدجعفر رضايي با پايان‌نامه بررسي تحولات حوزه علميه اصفهان در موضوع امامت در سده اخير از حوزه علميه شهرستان قم به عنوان رتبه دوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج معرفي شدند.
سيداحمد موسوي با مقاله «دراسه ادله اثبات وجود الواجب علي ضوء الحکمه المتعاليه» از مجتمع عالي امام خميني(ره) به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي چهارم تا ششم، احمد ناظم با کتاب «تاريخ حديث نبوي در حلقه حاکميت متن و متن حاکميت» از حوزه علميه قم به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، مهدي مسائلي با پايان‌نامه کتاب نهم ربيع جهالت‌ها خسارت‌ها از مدرسه علميه ولي عصر(عج) شهرستان اصفهان به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي هفتم و هشتم، ابوالفضل هادي‌منش با کتاب سفير ولايت از حوزه علميه قم به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، عبدالله نظري با پايان‌نامه نقش ايمان در بهداشت رواني از مدرسه علميه حجتيه قم به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، محمدسالم ابراهيمي با پايان‌نامه بغاه و احکام آن از جامعه ‌المصطفي العالميه به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، عبدالله مجدمي با مقاله استعمال لفظ المفرد المشترک في اکثر من معني از مدرسه علميه حقاني به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي چهارم تا ششم، محمد ساعدي با پايان‌نامه آيات امامت و ولايت در تفسير المنار از جامعه المصطفي العالميه به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، محمد پناهي‌بخش با کتاب نمودار ارث از حوزه علميه قم به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج، سيدمحسن موسوي با پايان‌نامه روش کلامي شيخ صدوق از حوزه علميه قم به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج و سيدروح‌الله موسوي‌زاده با پايان‌نامه تحليل و بررسي انديشه‌هاي معنوي اشو از حوزه علميه اصفهان نيز به عنوان رتبه سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج معرفي شدند.
محمدباقر محقق با پايان‌نامه بررسي حريم املاک از ديدگاه فقه جعفري و حنفي از مدرسه علميه حجتيه، علي هوشيار با کتاب سکه‌هاي گداخته (اقتصاد اسلامي، ربا در زندگي مردم) از حوزه علميه قم، محمدجواد حاجي‌ابوالقاسمي دولابي با مقاله بررسي شبهه ازدواج ام کلثوم با عمربن خطاب از حوزه علميه قم، علي هندياني با پايان‌نامه شاخصه‌هاي اخلاقي جوان شايسته از منظر قرآن و سنت از حوزه علميه قم، روح‌الله رضواني با کتاب نقش نخبگان اجتماعي از ديدگاه جامعه‌شناسي و اسلام از موسسه عالي علوم انساني وابسته به جامعه‌ المصطفي العالميه، حميدرضا مظاهري سيف با کتاب سياست در دامان عرفان از حوزه علميه قم، اصغر کشوري با کتاب ملخ‌هاي نقابدار (بررسي تحليلي جنگ‌هاي صليبي در نگاه اماميه از مدرسه علميه معصوميه(س)، محمد حقاني فضل با کتاب تاريخ مسيحيت از حوزه علميه قم، سعيد هلاليان با کتاب نگاهي به منطق از حوزه علميه قم، محمدحسين مروجي طبسي با کتاب حديث سلسله الذهب به روايت اهل سنت از حوزه علميه قم و علاء تبريزيان با کتاب العدل عند مذهب اهل البيت(ع) از حوزه علميه قم ساير افرادي بودند که به عنوان صاحبان رتبه‌هاي سوم در پايه‌هاي نهم تا سال اول درس خارج معرفي شدند.
در اين جشنواره مهدي کمالي نجف‌آبادي نيز با کتاب آيين ميهماني و ميهمان‌داري در فرهنگ اسلامي از مدرسه علميه معصوميه(س) رتبه سوم در پايه‌هاي چهارم تا ششم را کسب کرد.
همچنين از ميان بانوان شرکت‌کننده در اين جشنواره نرجس رودگر با کتاب «فمينيسم، تاريخچه، نظريات، گرايش‌ها، نقد» از جامعه الزهرا(س)، سيده الهام امام‌زاده با مقاله تبيين فلسفي رابطه عقل و دين از منظر ابن رشد با تاکيد بر تاويل از مدرسه علميه الزهرا(س) شهرستان بوشهر و فهيمه فياضي با پايان‌نامه قرآن کريم در آينه ترجمه‌هاي آلماني فردريش روکرت و رودي پارت از جامعه الزهرا(س) به عنوان صاحبان رتبه دوم در سطح دو تحصيلي معرفي شدند.
در اين ميان افتخار يوسفي روشناوند با پايان‌نامه عقل و وحي در حکمت متعاليه صدر المتالهين از جامعه الزهرا(س)‌، سعيده يزداندوست با پايان‌نامه تداوم انقلاب اسلامي در سايه اتحاد ملي و انسجام اسلامي از مدرسه علميه بنت‌الهدي صدر شهر تهران، فاطمه شاکرين با پايان‌نامه وجودشناسي جامعه و بازتاب آن در ديدگاه‌هاي مختلف جامعه‌شناسي و زهرا عظيمي با کتاب نگاهي به حقوق زن در اسلام از مدرسه علميه معصوميه به عنوان صاحبان رتبه‌هاي سوم در سطح سه تحصيلي معرفي شدند.
زهرا محمدعلي‌ميرزايي با مقاله بررسي نظريه توحيد افعالي در ميان فرق اسلامي از جامعه‌ الزهرا(س) نيز به عنوان رتبه سوم در سطح دو تحصيلي معرفي شد.
معاون پژوهش حوزه‌هاي علميه برادران کشور خبر داد:
ساماندهي برترين‌هاي جشنواره علامه حلي در قالب انجمن‌هاي علمي
معاون پژوهش حوزه‌هاي علميه برادران کشور از ساماندهي برترين‌هاي جشنواره علامه حلي در قالب انجمن‌هاي علمي خبر داد.  حجت‌الاسلام سيدعلي عماد در دومين جشنواره علامه حلي که در سالن همايش‌هاي مدرسه عالي دارالشفاء قم برگزار شد، در سخناني با اشاره به لزوم حمايت از برترين‌هاي پژوهشي حوزه‌هاي علميه تصريح کرد: به منظور حمايت از استعدادهاي برتر پژوهشي حوزه‌هاي علميه، طرحي تهيه شده است که در صورت تاييد، طلاب برتر پژوهشي مورد حمايت ويژه قرار مي‌گيرند.
وي اضافه کرد: در صورت تصويب اين طرح نه‌تنها برترين‌هاي جشنواره‌هايي چون جشنواره علامه حلي بلکه تمامي طلاب خوش‌فکر و فعال در قالب انجمن‌هاي علمي ساماندهي مي‌شوند. معاون پژوهش حوزه‌هاي علميه برادران اين امر را موجب ارتقاء سطح علمي و مهارتي طلاب دانست و افزود: با انجام اين کار طلاب با استعداد حوزوي مورد حمايت قرار مي‌گيرند. وي با بيان اينکه ما در حوزه‌هاي علميه کار پژوهشي گسترده را دير آغاز کرده‌ايم، اضافه کرد: به همين دليل ما محکوم به اين هستيم که با سرعت بيشتري کارها را به پيش ببريم. عماد از طلاب جوان خواست تا با حضور پرشورتر در جشنواره علامه حلي زمينه توسعه فعاليت‌هاي پژوهشي حوزوي را فراهم کنند و گفت: اين کار مطمئنا بر کيفيت اين جشنواره خواهد افزود.
وي با اشاره به اولويت‌هاي پژوهشي حوزه‌هاي علميه خاطرنشان کرد: فرهنگ‌سازي پژوهشي در ميان طلاب، آموزش پژوهش، حمايت از فعاليت‌هاي تمريني پژوهشي و تربيت پژوهشگران متخصص از جمله اولويت‌هاي پژوهشي حوزه‌هاي علميه به شمار مي‌رود. معاون پژوهش حوزه‌هاي علميه برادران کارکرد جشنواره علامه حلي را حمايت و تشويق از امور پژوهشي طلاب حوزه‌هاي علميه دانست و اظهار داشت: با برگزاري اين جشنواره شاهد ظهور بارقه‌هاي اميد در ميان پژوهشگران حوزوي هستيم. وي اظهار اميدواري کرد با حمايت و جديت دست‌اندرکاران و مسئولان اين جشنواره، افق روشن‌تري در انتظار آن باشد. عماد با بيان اينکه جشنواره علامه حلي مي‌تواند داده‌هاي مفيدي را به منظور استفاده تصميم‌سازان پژوهشي کشور به دست دهد، افزود: اين جشنواره از سامانه دقيق علمي برخوردار است و اميدواريم در آينده از برنامه‌هاي داراي استاندارد پژوهشي لازم در سطح کشور تلقي شود. وي با اشاره به همکاري بنياد ملي نخبگان به منظور شناسايي برگزيدگان جشنواره علامه حلي به عنوان نخبگان حوزوي اظهار داشت: اميدواريم با حمايت مديريت حوزه‌هاي علميه کشور، سامانه حمايت از استعدادهاي برتر حوزوي از اتقان و جديت بيشتري برخوردار شود.
همزمان با برپايي جشنواره علامه حلي انجام شد؛
ايجاد نمايشگاهي از آثار پژوهشي برترين‌هاي جشنواره علامه حلي
همزمان با برگزاري مراسم اختتاميه دومين جشنواره علامه حلي نمايشگاهي از آثار پژوهشي برترين‌هاي اين جشنواره برپا شد.محمود خالقي معاون پژوهش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران در حاشيه برگزاري مراسم اختتاميه دومين جشنواره علامه حلي در سالن همايش‌هاي مدرسه عالي دارالشفاء‌ قم اين نمايشگاه را حاوي کتاب‌ها و مقالات برترين‌هاي جشنواره پژوهشي علامه حلي دانست و اظهار داشت: با توجه به اينکه جشنواره علامه حلي به تقدير از برترين‌هاي پژوهشي طلاب اختصاص دارد، آثار ارائه شده در اين نمايشگاه علاوه بر کتاب‌ها و مقالات برترين‌هاي جشنواره علامه حلي به بررسي ميزان دقت و اتقان آثار برگزيده پرداخته است.
وي با اشاره به شرکت چشمگير خواهران طلبه در دومين جشنواره علامه حلي افزود: در سال جاري تعداد خواهراني که آثاري به دبيرخانه اين جشنواره ارسال کرده‌اند برابر با تعداد برادران بوده و همين امر بيانگر توسعه فعاليت‌هاي پژوهشي در حوزه‌هاي علميه و خصوصا حوزه‌هاي علميه خواهران است. معاون پژوهش مرکز مديريت حوزه‌هاي علميه خواهران با بيان اينکه خواهران طلبه علاوه بر ارائه پايان‌نامه در پايان سطح سه موظف به ارائه تحقيقات پاياني در پايان دوره سطح دو تحصيلي خود هستند، اضافه کرد: تعدادي از اين تحقيقات پاياني نيز توانسته‌اند در دومين جشنواره علامه حلي عناوين برتر را به خود اختصاص دهند که در نمايشگاه آثار پژوهشي طلاب به نمايش درآمده‌اند.
وي در پايان سخنان خود تصريح کرد: در اين نمايشگاه علاوه بر آثار برگزيده مختصري از سوابق تحقيقاتي طلاب و ساير آثار آنها نيز به نمايش درآمده است.
دبير دومين جشنواره علامه حلي خبر داد:
ايجاد سامانه آموزش پژوهش براي برترين‌هاي جشنواره علامه حلي
دبير دومين جشنواره علامه حلي گفت: به منظور افزايش کارايي جشنواره علامه حلي سامانه آموزش پژوهش در اين جشنواره فعال شده است.حجت‌الاسلام سيدمسعود موسوي شبستري در دومين جشنواره علامه حلي که در سالن همايش‌هاي مدرسه عالي دارالشفاء قم برگزار شد، در سخناني با بيان اينکه امسال براي نخستين بار دبيرخانه جشنواره علامه حلي پس از ارزيابي آثار، آماده ارائه و ارسال نقاط ضعف و قوت برترين آثار اين جشنواره به صاحبان آنها شده است، اظهار داشت: اين سامانه اطلاعات مناسبي را در ارتباط با وضعيت پژوهش‌آموزي طلاب جوان در اختيار مديران و مسئولان حوزوي قرار مي‌دهد. وي اين موضوع را از نقاط مثبت دومين جشنواره علامه حلي دانست و گفت: بر اين اساس با کمک ارزيابان جشنواره علامه حلي تمام شاخص‌هاي مورد نياز آثار پژوهشي گردآوري و نقاط ضعف و قوت آنها ثبت شد.
موسوي شبستري با اشاره به ثبت برترين آثار رسيده به دومين جشنواره علامه حلي افزود: اين آثار در يک بانک اطلاعاتي با 170 مدخل که چهار دسته اطلاعات در آن ثبت مي‌شود، گزارش شده‌اند. وي اين اطلاعات را شامل نام اثر، صاحب اثر، ارزيابان اثر و نتايج ارزيابي دانست. دبير دومين جشنواره علامه حلي با اشاره به آمار آثار رسيده به دومين جشنواره علامه حلي ادامه داد: امسال 2 هزار و 389 اثر از هزار و 629 نفر طي مهلت اعلام شده به دبيرخانه جشنواره واصل شد. وي اضافه کرد: پس از پايان مهلت فراخوان نيز حدود 100 اثر به اين دبيرخانه واصل شد اما به دليل تاکيد آيين‌نامه جشنواره از پذيرفتن آنها در چرخه داوري‌ها معذور بوديم. موسوي شبستري با بيان اينکه 19 درصد آثار رسيده به دبيرخانه دومين جشنواره علامه حلي فاقد شرايط اوليه به منظور شرکت در داوري‌ها بودند، ادامه داد: اين آثار عموما از حيث سن شرکت‌کننده و تحصيلات او در دايره شرايط شرکت در جشنواره نمي‌گنجيدند. وي با اشاره به اينکه 54 درصد از آثار نيز در مرحله اول ارزيابي‌ها متوقف شدند، گفت: امتياز علمي و پژوهشي اين آثار کمتر از 60 بود. دبير دومين جشنواره علامه حلي با بيان اينکه 27 درصد آثار وارد ارزيابي تخصصي شدند، اضافه کرد: در اين مرحله 85 نفر به عنوان افراد منتخب معرفي شدند. وي با بيان اينکه تعداد خواهران و برادران شرکت‌کننده در دومين جشنواره علامه حلي با هم برابر بوده است، تصريح کرد: تعداد برادران برگزيده در اين جشنواره 30 درصد بيش از خواهران بوده است. http://www.whc.ir/index.php?action=news&key=670

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 21:10  توسط بصیر  | 

شهادت نواب صفوي و يارانش (27 دي 1334)

شهيد سيدمجتبي نواب صفوي در سال 1303ش در خاني‏آباد تهران به دنيا آمد و پس از اتمام دروس ابتدايي، به آبادان سفر کرد. سيد مجتبي سپس براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آن‏جا از محضر مدرسين حوزه علميه نجف اشرف بهره‏مند گرديد. وي پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آيت‏اللَّه سيدابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با کجروي‏هاي کسروي به ايران آمد و با تشکيل "جمعيت فداييان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت. ترور وابستگان استعماري مانند احمد کسروي، عبدالحسين هژير، علي رزم‏آرا و حسين علاء از جمله فعاليت‏هاي سياسي اين جمعيت مي‏باشد. شهيد نواب صفوي همچنين با حکومت دکتر مصدق به خاطر عدم عمل به احکام اسلامي به مخالفت برخاست و به همين جهت در ايام نخست وزيري مصدّق، دستگير و به زندان افتاد و تا سقوط حکومت مصدق در زندان بود. سرانجام اين مجاهد خستگي‏ناپذير به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏هاي خليل طهماسبي، مظفر علي ذوالقدر و سيدمحمد واحدي در بيدادگاه رژيم پهلوي محکوم و در صبحگاه 27 دي 1334 شمسي تيرباران شده و به خيل شهدا پيوستند. بدين ترتيب پرونده ده سال فعاليت سياسي و اجتماعي جمعيت فداييان اسلام بسته شد و جنايت ديگري در پرونده سياه خاندان پهلوي ثبت گرديد.


زندگي نامه

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(1) سيد مجتبي تهراني معروف به نواب صفوي، در سال 1303 شمسي در خانواده اي روحاني و اصيل در خانه محقري در خاني آباد تهران قدم به عرصه ي وجود گذاشت. وي با علاقه و عشقي وصف ناشدني به روحانيت و به قصد ادامه راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه، رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد. شهيد از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر ميرلوحي است.

شهيد عنوان نواب صفوي را از خاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سيد جواد ميرلوحي، دانشمندي روحاني بود که در اثر فشار حکومت رضاخان مجبور به ترک لباس روحانيت شد، اما از طريق تصدي وکالت دادگستري همچنان به داد مظلومان مي رسيد. مرحوم سيد جواد در سال 1314 يا 15 در اثر مشاجره و درگيري لفظي با (داور) وزير عدليه ي رضاخان، غيرت علويش به جوش آمد و يک سيلي نثار وي کرد که در اثر آن سه سال به زندان افتاد. شهيد پس از ورود به نجف اشرف، بدون کوچکترين درنگي به فراگيري مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگي با علماي دلسوز و بيدار و مبارز از جمله صاحب کتاب جهاني و کم نظير الغدير، آيت الله علامه اميني قدس سره برقرار کرد.

آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب درباره ي شهيد مي فرمايند:(2) بايد گفت که اولين جرقه هاي انگيزش انقلابي اسلامي به وسيله ي نواب در من به وجود آمد و هيچ شکي ندارم که اولين آتش را در دل ما نواب روشن کرد.

اعدام انقلابي کسروي و اعلام موجوديت فداييان اسلام

بعد از شهريور 1320 و فراگير شدن جنگ جهاني دوم، ايران نيز گرفتار شرايط دشواري شد، از يک طرف مورد تجاوز متفقين قرار گرفت، و از طرف ديگر سود جوياني قلم به مزد و اجير، از آزادي سوء استفاده مي کردند و از طريق ترويج فرهنگ غربي به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طريق زور قلدري نتوانسته بود انجام دهد، از طريق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاريخ اسلام انجام دهند.

«احمد کسروي» از جمله افرادي بود که خط معارض و مهاجم عليه اسلام تشيع را دنبال مي کرد. او نه تنها در کتاب «شيعي گري» به روحانيت، مقدسات اسلامي، پيشوايان مذهب تشيع و امامان بحق و معصوم عليهم السلام حمله مي کرد، بلکه در کتاب هاي صوفي گري، بهاييگري، مادي گري و حتي تاريخ مشروطيت، مقدسات ديني و روحانيت را مورد حمله قرار داد.  نواب با کتاب هاي کسروي در نجف آشنا شد و موجي از احساسات مذهبي و ديني وجودش را فرا گرفت.  کتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حکم به مهدور الدم بودن نويسنده ي کتاب ها دادند.  سيد در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ي کسروي رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهين آميز به اسلام و ائمه ي شيعه عليهم السلام و روحانيت برحذر داشت و وقتي مطمئن گرديد که وي اصلاح پذير نيست، آماده ي اجراي حکم الهي شد.

شهيد نواب در هشتم ارديبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به کسروي حمله کرد ولي توسط پليس دستگير و زنداني شد. بعد از آزادي از زندان، موجوديت فداييان اسلام را طي يک اعلاميه ي رسمي با جمله ي هوالعزيز و تيتر « دين و انتقام» اعلام کرد و اعدام کسروي را پيگيري نمود. نواب صفوي به تدريج با جاذبه ي خود، جواناني چون شهيد سيد حسين امامي را جذب نمود و امامي در 20 اسفند 1324، بر کسروي يورش برد و او را زير ضربات اسلحه ي سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ي قهر جانش را گرفت. فداييان اسلام و مجريان حکم الهي دستگير شدند و خبر اعدام انقلابي کسروي در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادي و سرور نمود.

بعد از سال 1327، که جنبش ملي شدن صنعت نفت به اوج خود رسيد و فعاليت گروه هاي مخالف رژيم علني شد و اقليت موجود در مجلس مانع تصويب قرار داد «گس گلشاييان» گرديد، رژيم استبدادي شاه براي اين که حتي اقليت مخالفي نيز وارد مجلس نشود، توسط «هژير» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ي ترور شاه و دست داشتن آيت الله کاشاني در اين ترور، ايشان را بازداشت و به لبنان تبعيد کرد.  فداييان اسلام «هژير» را اعدام انقلابي کردند و با نامزد نمودن آيت الله کاشاني و مصدق، گروه اقليت دوباره به مجلس راه يافت. با وجود اين که نواب ميانه ي خوبي با ملي گراها نداشت، اما با توجه به رهبريت آيت الله کاشاني و به منظور وحدت مبارزات اسلامي و ملي، از همگامي و همراهي با آن ها دريغ نورزيد.

اعدام انقلابي رزم آرا

رزم آرا نخست وزير رژيم پهلوي و دست نشانده ي انگلستان، با ملي شدن صنعت نفت به شدت مخالفت مي کرد و مي گفت که ملت ايران توانايي و لياقت اداره ي اين صنعت عظيم را ندارد و به عناوين مختلف در تصويب اين قانون در مجلس شوراي ملي کارشکني مي کرد. در روز 16 اسفند 1329 زماني که اتومبيل رزم آرا جلوي مسجد امام (شاه سابق) توقف کرد و نخست وزير جهت شرکت در ختم آيت الله فيض قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خليل طهماسبي بي درنگ از پشت سر با شليلک سه گلوله او را از پاي درآورد و خود نيز توسط مأموران دستگير شد.

او در بازجويي مي گويد:  من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش/ چون به فکر سوختن افتاده اي مردانه باش / بلي من طهماسبي هستم و باکي از کشته شدن ندارم، براي اين که خداي متعال مي فرمايد:وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ پس شما اين را مسلم بدانيد کسي که شخصيتي را تشخيص داد خائن به دين و مملکت است ترس از کشته شدن ندارد. آن ها زنده اند. ما معتقد به اين حقايق هستيم.» قتل رزم آرا در دل رژيم چنان وحشتي انداخت که دولت بعدي (حسين علاء) نتوانست با ملي شدن صنعت نفت مخالفتي نمايد و مجبور به استعفا گرديد و مجلس، مصدق را به نخست وزيري انتخاب کرد.

آيت الله کاشاني در مصاحبه اي در رابطه با قتل رزم آرا چنين اظهار نظر کرد:«اين عمل (هلاکت رزم آرا) به نفع ملت ايران بود و آن گلوله و ضربه عاليترين و مفيدترين ضربه اي بود که به پيکر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد»

و در مصاحبه اي ديگر اظهار مي دارد:«... نخست وزير مقتول در زمان حيات خود از منافع شرکت نفت جنوب و سياست استعماري انگلستان به شدت حمايت مي کرد. چون عموم طبقات مردم ايران با تصميم قطعي و خلل ناپذيري براي کوتاه کردن دست طمع سياست استعماري نفت جنوب قيام کرده بودند، پافشاري رزم آرا براي مقاوت در مقابل افکار عمومي ملت ايران و حمايت از شرکت نفت باعث خشم شديد و عمومي مردم ايران گرديد و جواني غيور، وطن پرست و متدين از ميان مردم ايران برخاست و نخست وزير بيگانه پرست را به جزاي اعمال خود رسانيد...(3)

در مرداد 1331، ماده ي واحدي به تصويب مجلس رسيد که چون خيانت حاجي علي رزم آرا بر ملت ايران ثابت گرديده، هر گاه قاتل او استاد خليل طهماسبي باشد به موجب اين قانون مورد عفو قرار مي گيرد.بدين ترتيب در 23 آبان همان سال، طهماسبي پس از دو سال و اندي از زندان آزاد گرديد.(4) آيت الله کاشاني در پي آزادي شهيد طهماسبي او را به عنوان «شمشير برّان اسلام» و «مجري اراده و افکار ملت ايران» مورد ستايش قرار داد.(5)

پايان کار فداييان اسلام

فداييان اسلام از راه تشکيل جلسات تفسير قرآن و اسلام شناسي بر اساس مکتب تشيع، به فعاليت خود ادامه مي دادند و پرچم سبز و سفيد خود را با کلمات زيباي «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علي ولي الله» آراسته بودند. در آن موقع در دولت حسين علاء پيوستن ايران به پيمان بغداد مطرح بود که در حقيقت ايران يکي از اقمار منطقه ي انگليس و امريکا مي شد. فداييان اسلام در 25 آبان که علاء براي شرکت در ختم مرحوم سيد مصطفي کاشاني وارد مسجد امام (شاه سابق) شد توسط مظفر ذوالقدر هدف قرار گرفت اما گلوله به او اصابت نکرد و جان سالم به در برد. در اول آذر 1334، نواب و خليل طهماسبي و عبدالحسين واحدي و جمعي ديگر از فداييان اسلام دستگير شدند و در يک محاکمه ي فرمايشي نواب، سيد محمد واحدي و مظفر ذوالقدر محکوم به اعدام و همگي در حالي که اذان مي گفتند، تيرباران شدند. جمعيت فداييان اسلام و بخصوص رهبر آن، نواب صفوي و معاون او، سيد عبدالحسين واحدي در تقويت و روي کار آمدن جبهه ي ملي و تصويب ملي شدن صنعت نفت ايران و انتخاب اعضاي جبهه ي ملي به نمايندگي مجلس بازگشت آيت الله کاشاني از تبعيد، نقش اساسي داشتند و اگر قيام مسلحانه ي آن ها نمي بود و رژيم پهلوي از اين جمعيت حساب نمي برد، هيچ يک از موارد ياد شده عملي نمي شد.

نامه ي شهيد نواب صفوي به دکتر مصدق(6)

شهيد قبل از کودتاي 28 مرداد 1332، در نامه اي به دکتر مصدق او را از سقوط دولت با خبر و به وي جهت اجراي احکام الهي هشدار مي دهد.

«هو العزيز آقاي دکتر محمد مصدق نخست وزير: پس از سلام، شما و مملکت در سخت ترين سراشيب سقوط قرار گرفته ايد. چنانچه احساس کرده و معتقد شده باشيد که نجاتبخش شما مملکت، اجراي برنامه ي مقدس پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله مي باشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده ي اجراي احکام مقدس اسلام باشيد، قول مي دهم که شما و مملکت را به ياري خداي توانا و به برکت اجراي احکام و تعاليم عاليه ي اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نموده، به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم.» 8 شوال المکرم۱۳۷۲ه.ق  30 خرداد ماه ه.ق 1332

شهيد از زبان همسرش

خانم «نيرالسادات احتشام رضوي» چنين مي گويد:  «... خدا رحمت کند، مادرش مي فرمود: نواب يک استعداد خاصي داشت... اين قدر استعدادش فوق العاده بود که سالي دو کلاس مي خواند.  بعد از اين که دوران ابتدايي تمام مي شود در دبيرستان صنعتي «ايران – آلمان» شروع به درس خواندن مي کند... و در همان دوران تحصيل به نفع اسلام و عليه پهلوي مبارزه مي کند. او يک حالت مبارزه و يک روح با شهامتي داشت که عجيب بود. در همان زمان، مجلس قانوني را تصويب مي کند که نواب مخالفت مي کند و 1500 و 1600 نفر از دانش آموزان را جمع مي کند و تظاهراتي را جلوي مجلس راه مي اندازد که رژيم را وا مي دارد تا درخواست فوق را بپذيرد. اما نواب و همراهانش پذيرش زباني را کافي ندانسته، درخواست پذيرش مکتوب موضوع را مي کنند. لکن عوامل رژيم به جاي پاسخ مثبت اقدام به تيراندازي مي کنند که در نتيجه يک نفر به شهادت مي رسد...

بعد از اين که ديپلم مي گيرد به آبادان مي رود وارد شرکت نفت مي شود. آن جا که کار مي کنند يکي از متخصصين انگليسي به يکي از کارگرها سيلي مي زند. آقاي نواب بسيار برانگيخته مي شود و مي گويد:   واي بر شما که يک کارگر ايراني را يک انگليسي بزند و همه سکوت کنند، در حالي که آنان در کشور ما هستند و از منافع ما استفاده مي کنند، و يک عده کارگر را عليه آنان جمع مي کند. آن متخصص انگليسي مي آيد و عذر خواهي مي کند، ولي شهيد نواب مي گويد، نه خير بايد قصاص بشود، که اين امر منجر به شورش مي گردد. آن گاه تصميم مي گيرند نواب را از بين ببرند که دوستان نواب او را مخفيانه از بصره به عراق مي فرستند.

نامه ي شهيد به فرزند خويش شهيد در فروردين 1334، خطاب به فرزندش مهدي، اين نامه را مي نويسد: «فرزندم مهدي عزيز:صفحه ي دلت بايد آيينه اي باشد که حقايق قرآني در آن منعکس گرديده و از آن به قلوب ديگران رسيده، محيط شما و اجتماع دور و نزديک شما را منور کند. اين قرآن و آن صفحه ي دل پاک شما.   سلامي براي هميشه از دلم برايت، و محبت خدا و محمد و آلش هميشه در دلت.»

پي نوشتها:   1- سوره ي آل عمران، آيه ي 169.   2-مجله ي پانزده خرداد، شماره۵ و 6،ص7.      3- گذشته چراغ راه آينده است، ص 570.     4- مسايل سياسي – اقتصادي نفت ايران، دکتر ايرج ذوقي، فصل ششم،ص261.      5- مجله ي پانزده خرداد، شماره3، سال 1370، ص 36.    6- مجله ي پانزده خرداد 1373، شماره ي 17، ص 128.     منبع: سایت مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 20:51  توسط بصیر  | 

ارتش سايبري ايران تويتر را به غنيمت گرفته است

دي‌سايت آلمان در گزارش خود نوشت: تويتر به مخالفان در ايران كمك مي‌كرد اما اكنون جمهوري اسلامي از اين شبكه براي شناسايي مخالفان استفاده مي‌كند.

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، وزارت خارجه آمريكا در كنار شبكه‌هايي چون فيس‌بوك، از تويتر براي القاي تقلب در انتخابات ايران و ايجاد فضاي شايعه و التهاب و آشوب، حداكثر استفاده را كرد و حتي به گردانندگان اين شبكه جايزه داد اما اكنون خبر مي‌رسد كه شبكه اينترنتي مذكور خود به وسيله شناسايي و دستگيري فعالان آشوب تبديل شده است. محافل غربي حامي آشوب اكنون از تويتر به عنوان "شبكه خطرناك " ياد مي‌كنند. 
در اين زمينه روزنامه‌هايي چون تايمز، دي‌سايت و تلگراف هشدارهاي مشابهي را منتشر كردند.  دي‌سايت آلمان در گزارش خود نوشت: تويتر به مخالفان در ايران كمك مي‌كرد اما اكنون جمهوري اسلامي از اين شبكه براي شناسايي مخالفان استفاده مي‌كند.  تايمز هم از مشكلات ويژه وسيله ارتباطي آشوبگران و امكان رديابي و شناسايي اين طيف به واسطه تويتر خبر داد.روزنامه تلگراف هم در هشدار مشابهي نوشت: ايران تكنيكي را مورد استفاده قرار مي‌دهد كه به طور خودكار مي‌توان مبادله‌كنندگان اطلاعات در تويتر را شناسايي كرد، بدون آنكه فرستنده و دريافت كننده از موضوع مطلع شوند. 
اين براي دستگاه امنيتي ايران بسيار ساده است و حتي از اين طريق مدارك لازم براي دستگيري افراد جمع‌آوري مي‌شود. استفاده كنندگان تويتر نبايد با ارسال اطلاعات به آدرس‌هاي داخلي، موقعيت مخالفان را به خطر بيندازند. وزير خارجه آمريكا در اوج آشوب‌هاي چند ماه پيش از مديران تويتر خواسته بود فعلاً تعميرات شبكه را به خاطر حياتي بودن نقش آن‌ها در آشوب‌ها متوقف كنند. بعدها كلينتون تصريح كرد: حمايت ما از آشوبگران اين بار محرمانه و ويژه بود، اما اكنون همين شبكه به ابزار مهم شناسايي شبكه مرتبط با سازمان سيا و وزارت خارجه آمريكا تبديل شده است. اين در حالي است كه محافل اطلاعاتي آمريكا، از ايران به عنوان يكي از قدرت‌هاي بزرگ سايبري در دنيا نام مي‌برند.  منبع: گروه فضاي مجازي / حوزه ساير حوزه ها 88/10/15 - 11:52شماره:8810150165
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 15:19  توسط بصیر  | 

فقیهِ جمهوری‌خواه-۵  / نوگرایی آخوند در دستان سید

تاثیرپذیری آقا سید ابوالحسن اصفهانی از ملامحمدكاظم خراسانی

رسول جعفریان: پیش از این در یكی دو یادداشت دیگر در همین مجله، بر این نكته تأكید كردم كه درك رابطه استادی و شاگردی میان افراد، به عنوان یك اصل، كمك شایسته‌ای برای فهم بهتر مسائل فكری و درك رویدادهای جاری اندیشه‌ای در جامعه ما به ما می‌كند. در اینجا می‌خواهم اندكی از رابطه میان آخوند خراسانی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی (1325ش) بنویسم. طبعا باید اندكی به عقب برگردیم.

یكی از آثار داستان مشروطه‌خواهی، ایجاد اختلاف و انشعاب گسترده، اما موقت در حوزه كهن نجف بود؛ آن هم میان دو كاظم، یكی محمد كاظم خراسانی (م 1329ق) و دیگری سید محمد كاظم یزدی. نخستین آن دو، جانبدار مشروطه بود و تا زمانی كه به خاطر مسائل پس از مشروطه دوم در برخی از جنبه‌های آن تردید نكرد، یكپارچه از آن حمایت می‌كرد، اما دومی محتاط بود؛ ضمن آن كه موضعگیری صریح نمی‌كرد، اما حسّ عمومی چنین بود كه میانه‌ای با مشروطه ندارد.
رهبری این دو كاظم، سبب پدید آمدن دو گرایش به عنوان مستبد و مشروطه‌خواه در نجف شد. آثار این اختلاف برای حوزه نجف بسیار سنگین بود و تا سالها ادامه داشت. این در حالی بود كه هر دوی آن بزرگواران از بزرگترین مجتهدان عصر اخیر شیعه بوده و علاوه بر آثار علمی، و برجسته‌تر از همه «كفایه» و «عروه الوثقی» كه اهل فهم بر اهمیت آن دو كتاب واقف هستند، هر كدام صدها شاگرد تربیت كردند.
ماجرای سیاسی شدن حوزه نجف، بلكه به عبارتی حوزه سامرا، از تحریم تنباكو شروع شده بود. عقیده بر آن است كه در آن ماجرا، مكتب خاصی به نام مكتب سامرا شكل گرفت و آثارش بعدها در تربیت شماری از روحانیون سیاسی ظاهر شد. برای مثال در شیراز آقا عبدالحسین لاری متعلق به مكتب سامرا دانسته شده است. چنان كه شیخ فضل‌الله نوری (م 1327ق) نیز متعلق به همین مكتب است. میرزای نائینی (م 1355ق) هم از تربیت شدگان مكتب سامرا بود. نائینی به جز این كه خیلی مشروطه‌خواه بود و رساله «تنبیه الامه» را نوشت، در پشت صحنه موضعگیری مراجع ثلاث نجف در حمایت آن هم از قیام تبریز و مشروطه، نقش مهمی داشت. ظن قوی بر آن است كه وی بیانیه‌های علمای ثلاث مشروطه‌خواه «خراسانی، مازندرانی و میرزا حسین» را می‌نوشت، هرچند در نجف كسان دیگری هم بودند كه چنین قدرتی داشتند.
به هر روی میراث مكتب سامرا به نجف رسید و در مشروطه ظاهر شد، اما به دلیل اختلاف نظرهایی كه در باره ماهیت و لوازم مشروطه پیش آمد و در قالب اصطلاح سازی‌های جدید كه ناشی از گفتمان حاكم بر مشروطه بود، گروهی به عنوان مشروطه‌خواه و گروهی به عنوان مستبد معروف شدند. این ماجرا تا به نهایت رفت. به این معنا كه آخوند خراسانی و عده‌ای دیگر جانبداری كردند و سید محمد كاظم، جانب احتیاط را گرفت. اكثریت در قالب یك موج، آن هم در پیروی از استاد با گروه مشروطه‌خواه بود. اقلیت نیز با سید كاظم یزدی بود كه به مرور و با شكست جریان مشروطه‌خواهی و فرونشستن موج و به‌خصوص پس از فوت آخوند و بعد هم قیام عراق علیه انگلیسی‌ها، دوباره برآمد و مرجعیتش گل كرد و تا حدودی اعاده حیثیت شد. هرچند در اذهان برخی از مورخان مشروطه‌خواه، آن سابقه ماند و جسارت‌ها به وی ادامه یافت.
در این دسته بندی‌ها، گروهی از علما و فضلای برجسته نجف، به دلیل آن كه قریب دو دهه در درس مرحوم آخوند شركت كرده بودند و نیز علائق خاص خودشان، در كنار آخوند قرار گرفتند. از نظر آخوند كه مشروطه دوم را حاصل زحماتش می‌دید، وضعیت مطلوبی نداشت. در این باره اسناد به اندازه كافی هست. آنچه دوباره نجف را به حركت آورد اولتیماتوم روسها در اواخر سال 1329 بود كه بار دیگر این جناح را در نجف متحد كرد. همه بسیج شدند تا به سوی ایران حركت كنند! اما مرگ ناگهانی آخوند همه رشته‌ها را پنبه كرد.

جعفر خلیلی (برادر عباس خلیلی) در هكذا عرفتهم (1/100) نوشته است كه بعد از درگذشت آخوند، آل آخوند با تمام وجود از آقا سید ابوالحسن اصفهانی حمایت می‌كردند كه از شاگردان معروف و برجسته مرحوم آخوند در طول هفده سال بود. آن زمان آقا سید ابوالحسن یك امام جماعت و استادی مانند بسیاری دیگری در حوزه نجف بود. به نوشته وی، آقا سید ابوالحسن حتی كمكی را كه آقا سید محمد كاظم یزدی برایش فرستاد، قبول نكرد؛ شاید از آن روی كه تصور نشود از كسی كه با استادش درگیر بوده، پولی دریافت كرده است. اعتماد مرحوم آخوند به آقا سید ابوالحسن آن اندازه بود كه وی را كاندیدای نمایندگی مراجع در مجلس شورای ملی كرده بود تا ناظر بر مصوبات باشد و اصل طراز اول را اجرا كند. سید ابوالحسن هفده سال در درس مرحوم آخوند شركت كرده بود و همه دانش فقهی و اصولی خود را مدیون او بود. بنابرین طبیعی بود كه در حزب وی قرار داشته باشد. آقا سید ابوالحسن تا سالها پس از آن به بیت آخوند رفت و آمد داشت و گاه ساعاتی در بیت مرحوم ایشان می‌نشست. حتی روز تشییع جنازه فرزندش سید حسن، بعد از اقامه نماز بر او باز به خانه آخوند رفت و بدون آن كه لحظه‌ای گریه و اظهار ناراحتی كند، ساعتی نشست و سپس به خانه آمد. (هكذا عرفتهم: 1 / 111).
سید ابوالحسن اصفهانی كه سالها بعد مرجع تقلید عام شد، و حتی مرجعیتش از مرحوم آخوند هم فراگیرتر بود، در كنار افرادی چون میرزای نائینی و میرزا مهدی فرزند آخوند و شماری دیگر قرار داشت و در وقایع مربوط به مقابله با تهدید روسیه، در هیات منتخبه علما در كاظمیه قرار داشت. سید محمدتقی شیرازی هم كه در سامرا بود، در حمایت از این جمع به كاظمیه آمد.
پس از درگذشت آخوند در آخرین روزهای سال 1329، به تدریج مرجعیت عام در اختیار سید محمد كاظم یزدی و بعد از وی در اختیار محمدتقی شیرازی بود. پدید آمدن مسائل جدید به خصوص در ارتباط با انگلیس و اشغال عراق، تا اندازه‌ای ماجرای مشروطه را به فراموشی سپرد. تاریخ هم نشان داد كه برخلاف اتهامی كه به سید محمد كاظم یزدی می‌زدند، وقتی پای منافع اسلام و شیعه در میان باشد (در جریان اشغال عراق توسط انگلیسی‌ها در آغاز جنگ جهانی در سال 1914/1332) او مرد میدان است. در این باره اسناد به اندازه كافی هست و كتاب پرحجم آقای كامل سلمان الجبوری - از مورخان برجسته معاصر عراق – در باره مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدی شاهدی بر این مدعاست. به هر روی پس از درگذشت مرحوم یزدی در 28 رجب سال 1337 (1919)، آیت الله میرزای شیرازی كوچك رهبری انقلاب را در دست گرفت و با درگذشت وی شیخ الشریعه اصفهانی به صحنه آمد كه البته چیزی به دست نیامد.
آنچه كه در ارتباط با مرجعیت اهمیت داشت، این بود كه میرزای شیرازی كوچك احتیاطات خود را به سید ابوالحسن ارجاع داد. گفته‌اند كه میرزا خیلی اهل احتیاط بود؛ یعنی در مسائل زیادی احتیاط می‌كرد و همین امر سبب شده بود كه مقلدین وی در زحمت باشند. بنابراین وقتی احتیاطات را به آقا سید ابوالحسن ارجاع می‌داد، معنایش آن بود كه مراجعین به آقا سید فراوان خواهند بود. كم كم نماز جماعت سید هم شلوغ و شلوغ‌تر شد.
این زمان دو مرجع عمده از عجم‌ها در نجف بود: نخست میرزای نائینی و دیگری آقا سید ابوالحسن اصفهانی. از عربها نیز مرحوم شیخ محمدحسین كاشف الغطاء شهرت داشت. گفته‌اند كه مردم‌داری اصفهانی او را از نائینی و شیخ محمد حسین كاشف الغطاء پیش انداخت. به علاوه آقا سید ابوالحسن اهل «فنر» نبود. این فنر چراغی بود كه جلوی علما می‌گرفتند و نشانه‌ای برای عظمت و بزرگی بود! آقا سید ابوالحسن اهل این مسائل نبود و همین تواضع او را بزرگتر می‌كرد.
نائینی و اصفهانی هر دو درگیر تحولات عراق شدند؛ اما نه آن اندازه كه مشكل مهمی پدید آید. آنان با تحریم انتخابات عراق، مجبور به ترك عراق شدند، اما به‌زودی برگشتند. اوضاع در ایران هم عوض شد و با بسته شدن دروازه‌های ایران به روی نجف در دوره رضاشاه، محدودیت‌های بیشتری برای مرجعیت پیش آمد. در این وقت درس و آقایی آقا سید ابوالحسن گرفت و كم كم مرجعیت او فراگیر شد و بعد از درگذشت میرزا نائینی در سال 1355 (1315ش) مرجعیت آقا سید ابوالحسن عمومی شد.
این زمان داستانهای مشروطه فراموش شده بود، اما یك مشكل دیگر هم مطرح شد و آن موضعگیری نسبت به اظهارات مرحوم سید محسن امین در لبنان و شام، بحث قمه زنی و مسائلی بود كه به عنوان عزاداری‌های نامشروع مطرح شد. نائینی از قمه زنی دفاع كرد، اما سیدابوالحسن در كنار اصلاح‌طلبان شام قرار گرفت. در این وقت بار دیگر جنگ در نجف آغاز شد. این بار، دعوای مشروطه و مستبد جای خود را به یزیدی و حسینی داد. آنها كه مخالف قمه زنی بودند، یزیدی شدند. این كه چرا نائینی از قمه زنی دفاع كرد، با آنچه از وی در مشروطه‌خواهی می‌شناسیم، ناسازگار می‌نمایاند. اما شاید پاسخ آن در توبه‌اش از آن وقایع و نگارش تنبیه الامه باشد كه روایتی بسیار نیرومند است و تردید در آن سودی ندارد. به هر حال، برداشت او از ادله، او را به این فتوا رسانده بود.
اما آقا سید ابوالحسن رویه خود را كه از اول هم با احتیاط آغاز كرده بود، حفظ كرد و در اینجا خود واقعی‌اش را نشان داد. او با شجاعت از مرحوم سید محسن امین جانبداری كرد و به مخالفت‌ها وقعی نگذاشت. اما در عین حال با احتیاط پیش رفت.
آیا ممكن است بگوییم سابقه او در جریان مشروطه، ایستادگی محتاطانه‌اش در كنار آخوند و طبعا ارتباطش با افكار و اندیشه‌های جدید سبب شد تا در این نقطه نیز چنین موضعی اتخاذ كند؟
باید تأكید كنم كه سید ابوالحسن در همین ماجرا نیز جانب احتیاط را رها نكرد و به گونه‌ای پاسخ پرسشهای مربوط به كیفیت عزاداری را می‌داد كه در عین آن كه همراهی با موضع اصلاح طلبان داشت، اما چندان بوی مخالفت با دیگران هم از آن در نمی‌آمد.
 
معرفی کتبی درباره این داستان
این ماجرا یك دهه وقت نجف را گرفت و اخیرا خانمی با نام سابرینا كتابی در این باره به زبان فرانسه نوشته كه به عربی هم ترجمه شده و بخش مهمی از آن در باره همین داستان است.
در این زمینه دهها كتاب و رساله در نجف نوشته شد كه یكی از معروف‌ترین آنها التنزیه سید محسن امین و كتاب نصرت المظلوم از حسن مظفر (یا در واقع شیخ عبدالحسین حلی) بود. الانوار الحسینیه و الشعائر الاسلامیه از دیگر آثاری بود كه در این زمینه نوشته شد. التنزیه همان است كه جلال آل احمد تحت عنوان عزاداری‌های نامشروع در سال 1322 ترجمه و چاپ كرد. سال 71 آقای یاحسینی تجدید چاپ كرد و اخیرا آقای خسروشاهی با مقاله دیگر جلال با عنوان اسرائیل فرزند نامشروع امپریالیسم توسط روزنامه اطلاعات چاپ كرده است.

درباره پرسش بالا و این كه آیا این موضعگیری آقا سید ابوالحسن ارتباطی با عصر همراهی او با مشروطه و مرحوم آخوند دارد یا نه؟ بدون شك پاسخ باید تا حدودی مثبت باشد. هرچه بود او جرأت كرد و خودزنی با قمه یا شمشیر را محرم و غیرشرعی دانست. این مطلبی است كه جعفر الخلیلی در هكذا عرفتهم از رساله فارسی آقا سید ابوالحسن نقل كرده است (ج 1 ص 207). اهمیت این موضعگیری درست در شهر نجف كه همه خطبا و مراجعی چون نائینی علیه سید محسن امین وارد میدان شده بودند، آشكار می‌شود. خلیلی همانجا گوشه‌ای از این جو سنگین نجف را ضد سید محسن بیان كرده است. او تأكید می‌كند كه این اقدام آقا سید ابوالحسن او را از رسیدن به نقطه اوج مرجعیت در آن زمان دور كرد. آگاهیم كه مرجعیت عام و مطلق وی پس از درگذشت مرحوم نائینی در سال 1355 بود و طی ده سال بعد از آن بود كه آقا سید ابوالحسن به مرجعیت مطلق دست یافت. خلیلی از كارهایی كه سید صالح حلی علیه آقا سید ابوالحسن كرد، سخن گفته و این كه در خطابه‌های غرای خود مرتب به او طعنه می‌زد (1 / 108). كارهای هجاآمیز این سید صالح سبب شد كه آقا سید ابوالحسن هم او را تفسیق و گوش دادن به خطاب‌های او را تحریم كرد. شگفت آن كه سخن سید ابوالحسن اثر كرد و سید صالح با آن زبان گرم و نرمی كه داشت از سكه افتاد كه افتاد.

به هر روی ادامه این داستان یعنی عقل‌گرایی آقا سید بوالحسن در ابعاد دیگری از زندگی ایشان نیز دیده می‌شود. او نخستین مرجعی است كه اجازه داد از سهم امام برای چاپ مجله استفاده شود. این مربوط به مجله الاسلام از محسن فقیه شیرازی بود.
این اقدام می‌تواند نوعی پیشگامی را در افكار سید ابوالحسن نشان دهد. آن موقع نشریاتی مانند الفجر الصادق و الهاتف و... در نجف و بغداد چاپ می‌شد و سید نیز آنها را مطالعه می‌كرد. بنابراین از اهمیت آنها واقف بود.
ارتباط سید ابوالحسن با مرحوم سید ابوالحسن علوی طالقانی پدر آیت الله طالقانی كه روحانی روشنفكری در تهران بود و مطالبی كه گهگاه از زبان آیت الله طالقانی در این باره گفته شده، حكایت از راه آمدن مرحوم سید ابوالحسن با جناح‌های مختلف فكری دارد.
به نظر می‌رسد این خطی است كه می‌توان آن را دنبال كرد و بر اساس آنچه در آغاز گفتیم، باید ریشه برخی از این مواضع را در میان شاگردان، ناشی از مواضع استادان دانست.
خلیلی از بحث تكفیر معروف رصافی در بغداد توسط علمای سنی یاد كرده و این كه آنان به نجف هم آمدند تا فتوای تكفیر او را از آقا سید ابوالحسن بگیرند. اما سید وقتی مقاله رصافی را در باب وحدت وجود خواند، گفت: با این حرفها كسی تكفیر نمی‌شود. خیلی‌های دیگر هم چنین عقیده‌ای داشته‌اند و تكفیر نشده‌اند. (هكذا عرفتهم: 1 / 106). این رصافی روشنفكر بسیار جری بود كه از بغداد به استانبول رفت و متجدد شد. كتاب المسأله العراقیه و شخصیة محمد او از كتابهایی است كه با همین دیدگاه‌ها نوشته شده است.  منبع: http://www.shahrvandemrouz.com/content/62/default.aspx
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 15:13  توسط بصیر  | 

نقل از وبلاگ صهیون پژوه: متاسفانه از دوستان یزدی مطلع شدم که فتنه جدیدی در یزد به راه افتاده و پس از راهپیمایی عظیم مردم خداجوی یزد، در حمایت از عاشورا و ولایت فقیه و شعار دهی آنان علیه خاتمی و موسوی و کروبی و سایر سران فتنه، که این بار با شور و حرارت بیشتری همراه بوده است، جریان فتنه گر به عمل عجیبی دست زده است که نوع آن عمل، رسوایی اغتشاش گران را در ورای خود نمایان می کند. در این باره، بیانیه کوتاه دوستان ولایی یزد و دو مطلب قابل تامل را می آورم. در تحلیل وب دوستان خوب یزدی ام غرب شرقی یا شرق غربی شش سوال قابل تامل درباره این فتنه و نقش یاران شیطان در آن، حقایقی را پیش چشم مخاطب روشن می کند. شما را دعوت به تامل بیشتر در آن می کنم.  

بيانيه محکوميت جمعي ازامت حزب الله یزد در پي هتک حرمت به دفتر نماينده ولي فقيه در يزد

بسمه تعالي

لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لايُجاوِرُونَکَ فِيها إِلاّ قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) اگر منافقان و بيماردلان و آنها که اخبار دروغ و شايعات بى اساس را در مدينه پخش مى کنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى شورانيم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى توانند در کنار تو در اين شهر بمانند(60)و از همه جا طرد مى شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد.(61)

با نهايت تاسف خبر هتک حرمت به دفتر نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه يزد را شنيديم.
قطعا اگر قوه محترم قضائيه در برخورد قاطع با سران فتنه وحرمت شکنان عاشوراي تهران تسريع مي نمود و برهم زنندگان امنيت کشور را به سزاي اعمال ننگينشان مي رساند اکنون شاهد اينگونه اعمال مغرضانه و ساختارشکنانه آن هم در يزد دارالعباده نبوديم و اين زنگ خطري است براي آنان که دم از آشتي و وحدت آن هم با محاربان و معترضان به ساحت ولايت مي زنند و اين نشان مي دهد که هرگونه نرمش و کوتاه آمدن نتيجه اي جز جري تر شدن جريان فتنه نخواهد داشت.
امت حزب الله يزد گرچه از حضور برخي افراد معلوم الحال در بيت نماينده ولي فقيه در استان دلي پرخون دارد و ماه ها از عدم اتخاذ موضع شفاف امام جمعه محترم يزد در وقايع پس از انتخابات و عضويت ايشان در شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز و تائيد بيانيه هاي ساختارشکنانه و معاندانه آن مجمع،قلبي مالامال از درد دارد اما هتک حرمت به دفتر نماينده مقام معظم رهبري (مدظله العالي)در استان را برنتافته و آن را از عمق جان محکوم مي نمايد.
در پايان از مسئولين قضائي و امنيتي استان قاطعانه مي خواهيم با تمام توان نسبت به شناسائي عامل يا عاملان اين فتنه از هر دسته وگروه اقدام و در اسرع وقت آنان را به امت حزب الله معرفي نمايند.والعاقبه للمتقين/جمعي از امت حزب الله يزد

***این دو مطلب نیز در این باره خواندنی هستند:

*** خطاي استراتژيک فتنه جويان در يزد/آتش زدن درب دفتر امام جمعه يزد: شش نکته تامل برانگیز درباره بانیان فتنه جمعه یزد از وبلاگ دوستان سمپادی حزب اللهی یزدی. قسمت انتهایی مطلب ایشان  را ببینید: 

" .... سايت صهيونيستي دويچه وله آلمان هم که از حاميان جدي سبزهاي لجني است، آبروي نداشته خود را برد. عين مطلب را خودتان ببينيد و به حماقت دشمنان اسلام کمي بخنديد! (اصلا ايت الله دستغيب در يزد دفتري ندارند!):

سايت دويچه وله: دفتر آيت‌الله دستغيب(!) در يزد به آتش کشيده شد!!!!

بعد از ظهر روز جمعه، عد‌ه‌اي که پايگاه خبري پارلمان نيوز آنها را «افراطيون و عوامل خودسر» ناميد اقدام به آتش زدن دفتر آيت‌الله دستغيب و همچنين دفتر نماينده‌ي ولي فقيه در استان يزد کردند. پارلمان نيوز مي‌نويسد، اقدام اين افراد بعد از خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي يزد به امامت آيت‌الله صدوقي انجام شد. اين پايگاه اينترنتي حملات هفته‌هاي گذشته مانند حمله به بيت آيت‌الله دستغيب و آيت‌الله العظمي صانعي را «سازماندهي شده» مي‌داند و مي‌نويسد که محمدرضا تابش، نماينده‌ي مردم اردکان و دبير کل فراکسيون خط امام مجلس، پيش از اين طي نامه‌اي به علي لاريجاني،‌ رئيس مجلس، خواستار شناسايي اين افراد و برخورد و جلوگيري از اقدامات آنها شده بود. منبع: http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5100193,00.html "

***جمعي از طلاب و روحانيون استان يزد در پي هتک حرمت بيت چهارمين شهيد محراب، به ديدار حجت‌ الاسلام صدوقي رفتند و اين حرکت فتنه‌ جويانه را محکوم کردند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 5:33  توسط بصیر  | 

فيس‌بوك عامل يك پنجم طلاق‌ها

فعال بودن يكي از همسران انگليسي در شبكه اجتماعي "فيس بوك " يكي از دلايل 20 درصد درخواست‌هاي طلاق در اين كشور است. روزنامه اينترنتي روسي لنتا مي‌نويسد: نمايندگان شركت‌هاي حقوقي انگليس كه در زمينه طلاق تخصص دارند با اعلام اين مطلب يادآور شده‌اند كه يك پنجم كساني كه درخواست طلاق مي‌دهند يكي از دلايل تمايل به جدايي را ارتباط و مكاتبه همسر خود با اشخاص ديگر از طريق "فيس بوك " عنوان مي‌كنند.

به گفته حقوق‌دانان؛ اين شبكه به همسران امكان مي‌دهد روابط و ماجراهاي احساسي مجازي با ديگران و از جمله شركاي جنسي سابق خود برقراركنند و در نتيجه نوعي خيانت مجازي به همسران رايج شده است. بنا به اين گزارش طي سال‌هاي اخير حداقل دو مورد قتل به خاطر فعاليت در "فيس بوك " رخ داده است. وين فورستر 34 ساله و برايان لوئيس 31 ساله همسران خود را به سبب اين كه در زمان مكاتبه در فيس بوك خود را مجرد معرفي كرده بودند به قتل رسانده‌اند. هر دو اين افراد به حبس ابد محكوم شده‌اند! منبع

                            فيس‌بوك در خدمت صهيونيست ها
           فيس‌بوك خيزش اينترنتي مردم مصر عليه ديوار حايل را سانسور کرد
خبرگزاري فارس: شبكه اجتماعي فيس‌بوك تلاش جوانان مصري عليه ديوار فولادي در مرز غزه را توقيف و از سايت خود حذف كرد. به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، شبكه خبري الجزيره نوشت؛ مسئولين پايگاه اينترنتي فيس‌بوك يكي از بزرگترين خيزش‏هاي اينترنتي مردم مصر كه عليه ديوار فولادي در رفح تشكيل شده بود را توقيف كردند. كارشناسان سياسي ساخت اين ديوار توسط حكومت غربگراي مصر را در راستاي نابود كردن مقاومت حماس در غزه و خدمت به اهداف آمريكا و اسرائيل دانسته‏اند.
خيزش اينترنتي مردم مصر "مصري‌ها برعليه نكبت ديوار فولادي " نام داشت. روزنامه الشروق در پايگاه خود، نامه الكترونيكي فيس بوك را به نمايش گذاشت كه مسوولين اين خيزش مردمي-اينترنتي مصري آن را دريافت كرده بودند. در اين نامه علت حذف اين خيزش "نقض قوانين استفاده از فيس بوك و فعاليت مجموعه هاي مغرض و تهديدگر و اهانت گر " ذكر شده است. در اين نامه الكترونيكي آمده است: "ما هر گروه يا مجموعه‌اي را كه به افراد يا گروه‌هاي ديگر تعرض كند متوقف مي‌كنيم و سوء استفاده مستمر از فيس‌بوك منجر به توقف حساب شما شده است. " اين خيزش اينترنتي ضمن محكوم كردن اين اقدام، ضمن اشاره به ادامه فعاليت گروه هاي معارض اسرائيلي در فيس‌بوك، علت ادامه فعاليت اين گروه‌ها را مورد پرسش قرار داد. رهبران اين گروه توقيف شده و ساير فعالان اينترنتي مصري و الجزايري پس از اين اقدام اعلام كردند كه علي‌رغم بسته شدن اين گروه، باز هم به تشكيل گروه‌هاي جديد اقدام خواهند كرد.
فيس‌بوك در ماه‌هاي گذشته نقش برجسته‌اي در هماهنگي معترضان به نتيجه انتخابات و آشوبگران خياباني در تهران ايفا كرد و انواع محتواي دروغ عليه كشورمان و نيز مطالب زننده ضداسلامي در آن جريان دارد.  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810190274

در این باره همچنین این مطالب هم خواندنی است: بچه‌ها‌ی خوب «جین شارپ» !!!

همچنین: نقد وبررسی اینترنت وشبکه های اجتماعی در وبلاگ سینما ساحل نجات صهیون

همچنین: سایت ویژه خبرگزاری فارس

همچنین: نقش فيس بوك و توييتر در جنگ رواني(سایبرنتیک) عليه ايران

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 15:21  توسط بصیر  |