خبرگزاري فارس: سردار شوشتري كه در پي يك حادثه تروريستي صبح امروز به درجه رفيع شهادت نائل آمد، بارها در بين همرزمانش گفته بود: آرزو دارم در ميدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تكه تكه شود.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سپاه نيوز، سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري در سال 1327 در روستاي سر ولايت شهرستان نيشابور به دنيا آمد.
بنابراين گزارش، وي كه از فرماندهان پر افتخار و يارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب مي شود در دوران قبل از انقلاب با ارادت ويژه اي كه نسبت به مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي داشت و به طور مرتب در جلسات ايشان شركت مي نمود و بدين طريق با فضاي مبارزه ارتباط داشت. در دوران بعد از انقلاب و مخصوصاً در زمان دفاع مقدس نيز در عمليات هاي مختلف - خصوصاً در جبهه جنوب - حضور فعال داشت.
سردار شوشتري كه افتخار همرزمي شهيدان بزرگواري همچون شهيد باكري و شهيد برونسي را در كارنامه زرين خود دارد در اكثر عمليات ها با مسئوليت هاي مختلف به ويژه فرماندهي محورهاي عملياتي حضوري فعال داشت كه هفت بار جراحت شديد و تحمل رنج و درد ناشي از آن ماحصل اين حضور فعال و مخلصانه بود و بدين ترتيب افتخار جانبازي را چون برگ زرين ديگري براي كتاب زندگي سراسر مجاهدت او به ارمغان آورد.
با وقوع عمليات مرصاد وي به توصيه مقام معظم رهبري مسئوليت اين عمليات غرور آفرين را بر عهده گرفت و به نقل از شهيد صياد شيرازي فرماندهي خوبي از خود به نمايش گذاشت تا جايي كه در تماس مرحوم حاج سيد احمد خميني با وي و ابلاغ گزارش پيشرفت عمليات توسط آن مرحوم به امام خميني (ره)، حضرت امام خطاب به سردار شوشتري مي فرمايند: "در اين دنيا كه نمي توانم كاري بكنم. اگر آبرويي داشته باشم در آن دنيا قطعاً شما را شفاعت خواهم كرد. "
فرماندهي لشگر5 قرارگاه نجف، قرارگاه حمزه و جانشيني فرمانده نيروي زميني سپاه بخشي از مسئوليت هاي اين فرمانده بزرگ و شهيد والا مقام است. وي از اول فروردين 88 نيز با حفظ سمت، فرماندهي قرارگاه قدس زاهدان را عهده دار شد و موفق گرديد با تلاشي پيگير و مجاهدتي خستگي ناپذير ايجاد اتحاد بين طوايف شيعه و سني را در اين استان به افتخارات خود بيفزايد.
سردار شهيد نورعلي شوشتري كه سال هاي متمادي منصب خادمي افتخاري بارگاه ملكوتي امام رضا را نيز عهده دار بود بارها در جمع همرزمانش گفته بود: آرزو دارم در ميدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تكه تكه شود.
سردار شوشتري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرمانده قرارگاه قدس كه در تدارك برگزاري همايش وحدت سران طوايف در استان سيستان و بلوچستان بود صبح امروز در اقدامي تروريستي به فيض شهادت نائل آمد. به نقل از فارس
فتنه ی سبز ...
از فتنه اي كه جامه ي سبزش بدر شده
هر شير پاك خورده اي اكنون خبر شده
سنگين ترين شكست زمان شد نصيبشان
اين دست ايزد است ، دمي جلوه گر شده
اين نقشه ي يكي دو نفر كه نبود و نيست
ريشه كجاست ، فتنه چنين مستمر شده؟
آخر مگر كه فتنه ی سبز از فلک رسید؟
اين چشم خصم ، از چه رهي ديده ور شده؟
پندار من به گوش دلم بانگ ميزند
شايد ز بردن دو سه نامي حذر شده
گوساله اي كه سامريان حلقه اش زدند
اينجا ميان جلد زمان مستتر شده
صحبت ز همصدايي و وحدت مياورند
حالا كه تيغ نقشه ي شان بي ثمر شده
حاجت نبود اينكه رياست شود نصيب
اينها بهانه بود ،که حس خطر شده
دشمن نشان نمود و منافق نشانه رفت
بر قلب سيدي كه دگر خون جگر شده
يك گله گرگ به قصد ولا حمله ور شدند
حالا ندايشان همه اين المفر شده
پنهان نبود بر كسي آن جاده نفاق
اكنون عيان بديده ره خير و شر شده
بيچاره خصم غرقه به روياي ناز بود
يك تن نبود نعره برآرد سحر شده
خوابش بخير ، مگر نه كه ما شيعه زاده ايم
تا آخرين نفس ، به پاي علي ايستاده ايم
مولا بيا كه جان به لب عاشقان رسيد
سيد علي به راه شما ، دیده تر شده
مولا بيا كه خسته از اين داغ غربتيم
جانا بگو كه موسم ختم سفر شده
اين نامه اي كه از سر سوز و گلايه هاست
بحر طويل بوده ، كمي مختصر شده
ما مردمان كوفه نبوديم و نيستيم
اين سينه ها براي تو مولا سپر شده
بازآ دگر پناه دل خسته ، العجل
حالا كه پاي ثانيه ها خسته تر شده
بوي قلم گرفته دگر دست رخصتي
كز هجر تو هزار ،قافیه اش پر شرر شده
يك صفحه پر ز واژه براي تو چيده ام
داغ فراق تو به دل و جان خريده ام
این بازیگر کمدی سیاه پوست که نام کاملش دیدونه امبالا امبالا است[3] در پنجم ماه می 2009، به اتهام «یهودستیزی» مورد محاکمه قرار خواهد گرفت، به این دلیل که او در جریان نمایشی کمدی در 29 دسامبر 2008، در زنیت[4]، یکی از بزرگترین سالن های کنسرت پاریس، به یک «منکر هولوکاست» جایزه ای اعطا کرده است.
دیدونه لباس تبعیدی های یهودی را به هنرپیشه ای پوشانده و او جایزه ای بخاطر «بدنامی و توهین» به دکتر روبرت فوریسون اعطا کرد؛ فوریسون دانشمندی است که عدم وجود اتاق های گاز در اردوگاه های کار اجباری آلمان در جنگ جهانی دوم را ثابت کرده است، این کار دیدونه باعث شد تا با دندانهای تشنه ی خون یهود بین الملل روبرو شود.
یهود بین الملل، دکتر فوریسون را یک «منکر هولوکاست» دانسته است، این کار [انکار هولوکاست] با اجبار صهیونیست ها جرم تلقی شده است و در رسانه هایی که تحت تصرف یهودیان است به عنوان واژه ای ادا می شود که از نسل کشی دهها هزار فلسطینی بی گناه توسط اسرائیل، فجیع تر است.
اگر دیدونه 42 ساله که در پنجم ماه می 2009، به دادگاه جنایی پاریس احضار خواهد شد، مجرم شناخته شود به شش ما حبس و حداکثر 22.500 یورو (29.800 دلار) جریمه محکوم خواهد شد. دیدونه باید بر اساس منشور بیگانه هراسی پارلمان اتحادیه اروپا[5] که تحت کنترل یهودیان است، به این اتهام پاسخ دهد که «به گروهی از مردم بر اساس اصالت، پیشینه ی قومی، نژاد یا مذهب اهانت کرده است».
کریستین آلبانل[6]، وزیر فرهنگ فرانسه (که به احتمال قوی توسط جامعه ی یهودی قدرتمند فرانسه تطمیع شده است)، نمایش دیدونه را یک «تحریک» خواند که «زیان بار و اهانت آمیز» است.
شوراهای چندین شهر، تحت فشار گروه های یهودی فرانسوی مثلService de Protection de la Communaute Juive و کمیته ی نماینده موسسات یهودی در فرانسه[7] و همچنین کنگره ی جهانی یهود[8] و کنگره یهودیان اروپا[9] (که از آزادی ما متنفر هستند)، نمایشخانه های سراسر فرانسه را مجبور کرده اند که نمایش های این کمدین را از زمان آغازش در دسامبر 2008، تعطیل کنند.
دیدونه، این کمدین سیاه پوست، در سال 2005 پس از اینکه در یک کنفرانس مطبوعاتی در الجزایریهودیان را بخاطر یادمان هولوکاست به «پورنوگرافی خاطره ای»[10] متهم نمود، 7.000 یورو جریمه شد. در همان کنفرانس دیدونه این سخنان درست را بیان نمود: «یهودیان تمامی مقام های استراتژیک در دولت ملی را تسخیر کرده اند و بنابراین دستور کار ملی را تحت کنترل دارند. به همین دلیل آنها نوعی مصونیت دارند که هر گونه انتقادی را یهودستیزی توصیف کنند. دسیسه های قدرت یهود باعث شده اند که دولت فرانسه طرفدار اسرائیل شود حال آنکه اکثریت جامعه طرفدار فلسطین هستند. و یهودیانی که به من انتقاد می کنند همگی تاجران برده ای هستند که اکنون کنترل رسانه و بانک ها را به دست گرفته اند.»
در مارس 2009، دیدونه پس از اینکه اعلام کرد که قصد دارد به عنوان یک نامزد «ضد صهیونیست» در انتخابات ژوئن 2009 پارلمان اروپا شرکت کند، به یک پدر کامرونی متمایل شد که او نیز [کاری کرده بود که] با دندانهای تشنه ی خون یهود روبرو شده بود.[11]
علاوه بر این یکی دیگر از هزاران سازمان یهودی ای که بودجه ی آنها از ثروت یهود بین الملل تأمین می شود، دیودمون، این کمدین سیاه پوست را بخاطر تقبیح کنترل یهودی-صهیونیستی بر فرانسه مورد هدف قرار داده است.
موسسه مطالعه یهودستیزی و نژادپرستی معاصر استفان روث[12]، که در تل آویو قرار دارد و یک هیئت 30 نفره از «ناظران یهودی» دارد، اخیران گزارشی با این عنوان «تعصب ضد یهودی در میان جامعه سیاهپوستان اروپا» منتشر کرده است. در این گزارش دیودمون امبالا امبالا، بطور خاص برای جاروجنجال تبلیغاتی و عداوت صهیونیستی-یهودی انتخاب شده است:
«دیدونه از نظریه ای دفاع می کند که بر اساس آن خرید و فروش برده های آفریقایی یک تجارت یهودی بوده است و فرانسه توسط یهودیان و نوصهیونیست ها اداره می شود.
دیدونه داوطلب ریاست جمهوری فرانسه بود، اما حمایت لازم مقامات منتخب را که یکی از شرایط کاندیداتوری است بدست نیاورد، و از رقابت کناره گیری کرد. با این حال موفق به ایجاد یک ائتلاف پشتیبان شد که محدوده آن از افراطی های ضد صهیونیست تا راست افراطی است.
دیدونه در سپتامبر 2006 از لبنان و سوریه بازدید کرد و با مقامات حزب الله و حزب بعث ملاقات کرد. در نوامبر 2007، دیدونه در جلسه رؤسای FN[13] ، که یک گروه سیاسی راست گرای افراطی هستند در پاریس شرکت کرد و در آنجا با لی پن[14]، که یک نژادپرست نئونازی است دیدار کرد و از او حمایت کرد.
دیدونه پیام خود را از طریق وب سایت Les Ogres.org منتشر می کند که اخیراً از خصمانه ترین وب سایت های ضد یهود در اروپا است.»[15]
تعداد جمعیت جامعه یهودی فرانسه، که بزرگترین جامعه یهودی اروپا است، از کل 58.5 میلیون نفر جمعیت، تنها بالغ بر 575.000 نفر است. چرا جامعه ی یهودیان فرانسه باید آنقدر قدرت داشته باشد که یک کمدین سیاهپوست مشهور را فقط بخاطر یک کمدی عادی [که به هر میزان هم] ضد صهیونیستی و ضد هولوکاستی و جنجالی [باشد]، به محاکمه بکشاند؟
پاسخ این سؤال احتمالاً زمانی پیدا می شود که هر کشوری که به یهودیان آن از سوی ملت میزبان آزادی هایی داده شده است را مورد بررسی قرار دهیم. یهودیان ثروت فراوانی دارند. و با این ثروت فراوانِ یهودی، سیاستمداران خریده می شوند و آزادی سخن علیه اقدامات شریرانه ی یهودیان صهیونیست بوسیله ناظران یهودی و حامیان هولوکاست خفه خواهد شد.
[1] International Jewry
[2] Dieudonne
[4] The Zenith
[6] Christine Albanel
[7] The Committee Representing Jewish Institutions In France
[10] memorial pornography
[11] View Entire Story In The Jewish Press
http://Ejpress.org/article/35896
AND http://countercurrents.org/fryett010305.htm
AND http://humaniteinenglish.com/spip.php?article1111
[12] The Stephen Roth Institute for the Study of Contemporary Antisemitism and Racism
[13] Front National
[14] Le Pen
[15] http://Tau.ac.il/Anti-Semitism/asw2004/france.htm
ARA- مهر1388، به نقل از وبلاگ: http://4palestine.blogfa.com/post-57.aspx
در همین رابطه این لینک ها هم خواندنی هستند:
***غرب؛قتلگاه انديشه/افشای اسامی حدود۵۰منتقد هولوکاست که موردتهدیدوشکنجه ومحاکمه صهیون قرارگرفته اند
***
http://cinemazion.blogfa.com/cat-23.aspx
نخستين دبيرستان غير مختلط در لسآنجلس تأسيس و افتتاح شد.به گزارش فارس، در اين دبيرستان دانشآموزان دختر و پسر در كلاسهاي جداگانه درس ميخوانند و در تالار سخنراني، دخترها در يك رديف و پسرها در رديفي ديگر مينشينند.هدف از تأسيس اين دبيرستان ايجاد اعتماد به نفس در دخترها و تمركز پسرها بر درس است.
ريشه جداسازي جنسيتي كلاسهاي درسي به مطالعاتي كه مديران مدارس انجام دادهاند برميگردد؛ بر اساس اين مطالعات، تمركز دانشآموزان دبيرستاني در كلاسهاي مختلط به راحتي از بين ميرود.اين تحقيقات نشان ميدهد كه دخترها به تدريج علاقه به دروس رياضي و علوم طبيعي را از دست ميدهند و در دبيرستان مهارتهايشان به شدت كاهش مييابد.مدير اين مدرسه اظهار داشت: اكنون شاهد كلاسهاي آرامتري هستيم. منبع خبر
ابتدا چند خبر دروغین از سبزهای ایران ببینید: پارلمان نيوز: براي همراهي با جنبش سبز به پشت بام ميرفت، نه برانداز بود نه مخملي فقط الله اكبر مي گفت تا اينكه شبي يك مرد و دو زن اون رو بردن براي هميشه.فيلم
نوروز: پس از 20 روز جنازه در يكي از سرد خانه هاي جنوب تهران توسط مادرش شناسايي شد.
بي بي سي فارسي: نهادهاي امنيتي از تحويل دادن جنازه به خانواده پورآقايي خودداري ورزيدند و در عوض جنازه را به طور مخفيانه در قطعه ي 302 بهشت زهرا به خاك سپردند.
بي بي سي فارسي: خانوادهي پور آقايي تحت فشار قرار گرفتند تا علت مرگ دخترش را بيماري كليوي اعلام نمايند.
سايت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي: مگر پدر سعيده رزمنده ايي نبود كه بر اثر جراحات شيميايي به شهادت رسيد؟
نوروز: مراسم ختم سعيده پورآقايي شنبه هفتم شهريور به صورت محدود در مسجد قلهك برگزار شد و نمايندگاني از جنبش سبز براي همدردي با اين خانواده شهيد مظلوم در اين مراسم حضور يافتند.
اين مطالب مرثيه سرايي بعضي از سايت ها ي اينترنتي جريان هاي سياسي و شبكه هاي خارجي دربارهي دختري به نام سعيده
منزل خانم علي نژاد مادر سعيده پور آقايي: به نام خدا من سعيده پور آقايي هستم روز 13 تير از خانه به بيرون رفتم كه از بالكن خونه پريدم.
چرا از بالكن؟ چون در قفل بود و مادرم مانع مي شد از خونه بيرون برم بعد انجا پام شكست.
از بالكن پريديد پاتون شكست؟
بله وقتي از خونه رفتم بيرون توي راه كه داشتم مي رفتم با يك فردي آشنا شدم كه از من پرسيد چي شده؟ من خيلي حالم بد بود يكي دو جاي بدنم هم زخم شده بود. كه من را بردن بيمارستان بعد حدود دو ماه در خانه ي ايشان بستري بودم. بعد از اين دو ماه افرادي كه در آن خانه بودند به من گفتند توي يك سايت از من به عنوان كسي كه در تظاهرات كشته شده خبري گذاشتند.من خيلي تعجب كردم.
در اين دو ماه درباره ي رساندن شما به خانه سوالي نكردند؟
چرا، سوال مي كردند ولي من چيز خاصي نمي گفتم . چون حالم اين جوري بود ترسيدم مادرم من را ببيند حالش بدتر بشه چون مريض احوال هستند مادرم.
خوب بعد تو سايتها چي گفتند؟
تو سايتي كه اين خبر را گفتند من خيلي تعجب كردم باورم نمي شدت خيلي تعجب كردم. اونم به اين صورت.
مرحله ي بعد چي كار كردي وقتي شنيدي؟
بعد كار خاصي نكردم ولي الآن به غير از اون كه اگر مي خواستم برگردم خونه ام خبر را كه شنيدم ترسيدم برگردم حالا اين كه واقعا زنده بودم. ترسيدم برگردم كه بلايي سرم بيارند.
- گم شدن سعيده تا قبل از از جنجال سياسي برخي سايتهاي اينترنتي فقط يك مساله خانوادگي بود كه طبعا در حيطه حريم خصوصي افراد است و كسي حق ورود به اين حريم را ندارند.
اما اقدام حقيقتا شنيع اين سايتها و جريان هاي سياسي در دروغ پردازي دربارهي اين نوجوان، سپس قتل ساختگي و حتي دفن او باعث شد كه ماجراي اين دختر 16 ساله متاسفانه سر زبانها بيافتد و رنج و درد مادرش را صد چندان كند.
- خانم علي نژاد من در سايتها خوندم كه شما تو اين 2 ماه كه از سعيده خبري نداشتيد خيلي اين طرف و آن طرف زديد خيلي اضطراب داشتيد الآن كه ايشان بحمدالله زنده و حي و حاضر در كنار خو مي بينيد چه احساسي داريد؟
احساس خوبي دارم از خداي بزرگ ممنونم احساس مي كنم تولده دوباره اي هست امشب و در عيد فطر عيدي ما بوده واقعا خيلي جاها رفتم خيابان ها را گشتم پارك ها را گشتم خيلي برام سخت بود الآن هم دارم ميگم خيلي راحت نيست برام يعني فقط يك مادر درك ميكند و يك پدر مي فهمه كه فرزند انسان نيست يا رفته بيرون دير مي آد خونه يك پدر و مادر چه احساسي نسبت به فرزند دارند؟ مادر چه احساس نگراني داره واقعا؟ بماند كه حالا اين اتفاق نزديك سه ماه براي من اتفاق افتاد.
سايت ها و جريان هاي سياسي كه مدام در تلاش اند كه تعداد كشته شدگان حوادث اخير را در فضاي مجازي بيشتر كنند حتي به اين حد از رنج و درد مادر بسنده نمي كنند و در اقدامي وي را در گرفتن مجلس ختم تحت فشار مي گذارند.
مادر سعيده: يك ماه و نيم گذشته بود از غيبت طولاني سعيده كه گفتند دخترت را كشتند اولين بار كه تماس گرفتند به همين واضحي گفتند اسمش را نمي دانيم و صدايش را عوض مي كرد ديگه نمي دانم كي بود ولي حتما مرد بود و مي گفت دخترت را كشتند خيلي گريه و زاري كردم كه ادامه بده و حرف بزنه گوشي را قطع مي كرد. دوبار ه براي بار دوم تماس گرفت و گفت شما مي تونيد يك ختم بگيريد براي دخترت. ختم بگيريد. حتما.
گفتم خوب پس من مراسم را بگيرم
همين جوري زنگ مي زنند مي پرسند سعيده كجاست من يك ماه بگم اردو هست، دوباره بگم اردو هست. همچنين چيزي اصلاً وجود ندارد، درباره ايشان واقعاً اين را گفته بودند يكي از آشناها كه دوست هستيم به ايشان مي گفتيم عمه صدايش مي كنند. ايشان بارها و بارها تماس گرفته گفتند سعيده كجاست گفتم اردو هست گفتند: اين چه اردويي هست كه طولانيه گفتم معدل و انضباط ايشان چون خوب شده يك ماه تمام شده. باز زنگ زدند خيلي سخت بود واقعاً نمي دونستم چي بگم؟ گفتم من تا كي مي خوام اين رو كش بدم تا كي بخوام بگم نيست خودم برم فرار كنم كجا بروم؟ حتي من به مرض جنون كشيده شد باور كنيد دو بار نه به عنوان اينكه جلب توجه كنم دوباره به مرض خودكشي رسيدم. اين كار را داشتم مي كردم كه يكي از دوستان آمد و ... كاش اين كار را نمي كرد، گفتن نباشيم و اين زندگي را نبينمن. آدم هرچي م يخواد به سرش بيايد ديگه كسي نيايد از من بپرسه چي شده و چي نشده.
سوءاستفاده جريان هاي سياسي از اين مادر رنجيده و دروغ بزرگي كه درباره دختر نوجوانش ساخه بودند همچنان ادامه مي يابد تا آن جا كه برخي عناصر سياسي در مرامس ختم اين دختر حضور مي يابند.
مجلس ختمي كه گرفتيد كي سري ها آمدند چي گفتند؟
همكاراي همين منطقه 7 آمدند. معلمانش، دوستان خود سعيده، دوست و آشناهاي من بودند هم دوره هايي پدرش، همسرم بودند بعد از شروع مراسم كه قاري قرآن مي خواند تمام كردند ورود آقاي ميرحسين موسوي را خيرمقدم گفتند كه براي من جاي تعجب داشت پيش خودم گفتم ايشان از كجا خبر داره؟ خير مقدم گفتند و پيغام دادند كه به من بگويند بياي م كه ايشان به بنده عرض تسليت كنند، كه من نرفتم وگفتم حالم خوب نيست و عذرخواهي كردم.
برخي اشخاص سياسي ديگر هم با حضور در خانه مادر سعيده، او را براي زمينه لازم براي استمرار جوسازي هاي دروغ عليه نظام تحت فشار قرار مي دهند.
مادرسعيده: از شب قبل از ختم،
يكي از آقايون فرمدند كه اين دروغ محض است. كه از چي مي ترسي چرا نمي گي از حقوق خودت دفاع نمي كني.
اما چند سئوال منطقي و طبيعي در مدتي كه سعيده ناپديد بود.
گفته بوديد اسمتون چيه؟ غزل. چه وقت متوجه شدند كهاسم واقعي تو غزل نيست؟
وقعي كه اين خبر ار در سايت براي من مي خوندند در واقع اون ها هويت اصلي من را نمي دونستند ولي خودم چون مي دونستم حدوداً او نزديكي هايي بود كه پيدام كردند كه احساس كردم كه هي با هم ديگه صحبت مي كردند احساس كردند فهميدند كه متن كه چون عكس هم بود در سايت احساس كردم فهميدند.
خانم پورآقايي براي من به عنوان يك خبرنگار سئوال است كه او خانواده اي كه ديدند در خيابون پاتون شكسته بردند بيمارستان و بعد بردند منزلشون چه طور دنبال اين نبودند كه شما را به خانواده برسانند و بگند كه ايشون پاشون شكسته و تصادف كرده بوديد؟
چرا اتفاقاً خيلي از من سئوال مي كردند ولي من خوب چون جايي نمي توانستم برم هر دفعه يك بهانه اي مي آوردم براشون هر دعه يك چيزي مي گفتم، مثلاً مي گفتم مزاحم هستم از اين جا برم ولي اون ها براي اينكه مشكلي در بيرون از خون براي من پيش نياد من را نگه داشتند گفتند بمونم تا تو را به خانوادهتحويل بديم.
ماجراي پيدا كردن سعيده نيز قابل تأمل است. بهد از ججال اينترنتي سياسي درباره گم شدن قتل و دفن اين نوجوان، دستگاه هاي امنيتي، نظامي با حساسيت ويژه وارد ماجراي مي شوند و در يك كار فشرده و پيچيده سرانجام مكان وي را پيدا مي كنند.
سعيده: بعد از مدتي كه گذشت حالا پيدام كرده بودند. چه جوري پيداتون كردند؟
واقعاً من هنوز خودم نمي دونم چه جوري شد كه اصلاًمتوجه شدن من اونجام ولي پيدام كردند. بعد خيلي با من صحبت كردند گفتند اين جوري شده بعد اينكه اوضع يك خورده آرام تر شد آرام كه نه ولي به من اطمينان خاطر دادند كه هيچ بلايي سرم نمي آيد كه برگشتم.
سعيده اكنون به آغوش مادر بازگشته و هر دو تلاش مي كنند رنج و عذاب اين اتفاق را فراموش كنند اما چه كسي پاسخگوي تأملات يك خانواده كوچك دو نفره است؟
مادر سعيده: واقعاًمي گم با اينكه در سايت اين برنامه آبروي دخترم را بردن حيثيت اسلام و كشورمون را بردن، بعد به نوعي خيلي مطلب فجيعي براي سعيده نوشتند همون هايي كه خودتون ديديد خيلي بده براي يك دختر، اول از همه مي گتم با آبروي كشور بازي كردند بعد با آبروي يك دختر، به هرحال كس بي كسان خداست. اونم آبروي يك دختر
اما يك سئوال اساسي: اين همه دروغ درباره يك مادر و دختر آيا كام تشنه قدرت طلبي برخي جريان ها و اشخاص سياسي را سيراب مي كند و يا بازهم بايد منتظر جوانان و نوجوانان ديگري باشيم كه همچون چند ماه اخير قرباني قدرت طلبي سياسي برخي اشخاص و جريان ها شدند.
حتي من ماهواره و كامپيوتر نداشتم،زنگ زدند حتي من را بردند ديدم يراي من جاي تعجب بود. گفتم چه كسي اين كارو كرده بدون اجازه ي من كسي حق نداشت عكس سعيده را بذاره توي سايت اين واقعا كار ناشايسته اي است و من خيلي ناراحت شدم و حتي اعلاميه اش را داراي عكس، اسم، اسم پدر بود چاپ كردند كه اين هنوز براي من جاي سوال داره كه چه كسي اين كار رو كرده واقعا ناراحت هستم؛نميدونم چي بگم؟ با اين جنجال و با اين مراسم از آب گل آلود ماهي گرفتند.
سعيده: اون هايي كه اين كار رو كردن اين خبر را پخش كردند نمي دونم چه جوري بگم فكر كنم واقعا آدم هاي بي وجداني بودند كه اين كارو كردند. من هر مشكلي داشتم مربوط به خودم بود دليل نمي شه از اين سو استفاده كنند به هر حال آبروي من را بردند،آبروي كشور هم بردند.
مادر سعيده:از حق خودم و دخترم نمي گذرم تا جائي كه در توانم هست از نظر قانوني نمي گذرم ازشون از كساني كه اين كارو كردند.اگر خدا به من عمري بدهد و تواني باشد از حيثيت خودم و دخترم تا توان هست دفاع مي كنم و از اين فرصت طلبان نمي گذرم. منبع:رجا
رئيس ستاد اقامه نماز كشور شعارهايي چون «نه غزه، نه لبنان جانم فداي ايران» را شعاري ضدقرآني دانست و تاكيد كرد كه مراقب باشيم آب به آسياب دشمن نريزيم. حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتي كه در يك برنامه تلويزيوني به مناسبت عيدفطر سخن مي گفت، پس از اشاره به اهميت قرآن و تاثيرات روزه داري و تعبد، در بخشي از سخنان خود به ثواب زيارت امام رضا(ع) اشاره كرد و گفت: عده اي امامت امام رضا(ع) را در زمان ايشان قبول نكردند كه نامشان «واقفيه» شد. چرا كه امام هفتم نمايندگاني در برخي شهرها داشت كه خمس و زكات و سهم امام را جمع كرده بودند و چون پس از شهادت امام هفتم بايد اين ها را تحويل امام هشتم مي دادند مدعي شدند كه امام هشتم وجود ندارد تا پول ها را براي خود نگه دارند.
وي افزود: مواظب باشيم در جمهوري اسلامي، ما «واقفيه» نباشيم كه امام خميني را قبول داشته باشيم اما بعد از امام خميني نسبت به ولي فقيه كمرنگ بشويم؛ آنهايي كه امام خميني را قبول دارند و بعد از آن رهبر مجتهد عادل را قبول ندارند اگر تجديدنظر نكنند نگرانم كه سر از «واقفيه» دربياورند. قرائتي ادامه داد: بعضي وقت ها مي گويند اين فتواي مرجع را قبول ندارم آن يكي را قبول ندارم يا مي گويند نماز را قبول دارم و خمس را قبول ندارم يا روزه را قبول دارم اما حجاب را قبول ندارم؛ در حالي كه بايد مجموعه قرآن را يكجا پذيرفت و اگر امامت هست بايد 12 امامي باشيم نه اينكه «واقفيه» باشيم.
وي با بيان اينكه ممكن است انسان ها خيلي زود از خط اصلي دور شوند اظهار داشت: به من گفتند يك عده اي شعار داده اند كه «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»، اگر اينطور است پس نمازتان را هم تغيير بدهيد و بگوييد «السلام علينا و علي ايرانيان» در حالي كه بايد بگوييم «وعلي عبادالله الصالحين» يعني هر جا بنده صالحي هست بايد كمك كنيم.
اين استاد قرآن تصريح كرد: قرآن مي گويد كه يك هشتم زكات براي «مؤلفه قلوبهم» است و مي گويد اين را حتي به كافر هم بدهيد تا به شما علاقمند شود، چه برسد به مسلمان. وي با بيان اينكه من براي كار سياسي اين حرف ها را نمي گويم بلكه به عنوان معلم قرآن حرف مي زنم گفت: ما بايد از مظلوم دفاع كنيم حتي اگر مشرك باشد؛ قرآن مي فرمايد زمان قيامت مي پرسند به چه گناهي اين دختر را زنده بگور كرديد؟ به اين نكته توجه كنيد كه مسلمانان دختر را زنده بگور نمي كردند بلكه مشركان در صدر اسلام دختر را ننگ مي دانستند و زنده بگور مي كردند.
قرائتي تصريح كرد: قرآن حتي براي دختر مشرك هم غصه مي خورد و حالا ما مسلمان هستيم، «نه غزه، نه لبنان» مي داني يعني چه؟ يعني «نه قرآن»؛ ما بايد حركتي بكنيم كه به غيرت عرب ها بربخورد و مدعيان حقوق بشر رسوا شوند كه هيچ كاري براي مسلمانان غزه نكردند. به گزارش فارس، وي با طرح اين سؤال كه با آن شعارها چه كساني دلخوش شده اند اظهار داشت: ما ايران را دوست داريم اما ايران پرست نيستيم. حب وطن خوب است اما پرستش وطن شرك است؛ ما نه پدر مي پرستيم، نه آيت الله، نه حزب، نه سياست، نه عمامه، نه لباس و نه كت و شلواري، ما فقط خداپرست هستيم و وطنمان را هم دوست داريم. اين استاد قرآن تصريح كرد: ما به ايران عشق مي ورزيم و به ايراني بودن خود افتخار مي كنيم و از كشورمان هم دفاع مي كنيم اما نه اينكه حالا چون ايراني هستيم شعارهايي بدهيم كه ضدقرآن باشد؛ مگر ما در ماه رمضان دعا نخوانديم كه «اللهم اغن كل فقير»؟ و بعد در جمعه آخر ماه رمضان 5 نفر يا 100 نفر يا هزار نفر و يا 20 هزار نفر يا هر چقدر ديگر بيايند و بگويند فقط ايران؟ پس دعاهايي كه خوانديم دروغ بود؟ قرائتي خطاب به كساني كه اينگونه شعارها را سر داده اند اظهار داشت: شعارهايتان را از يك اسلام شناس بپرسيد و حواستان باشد دنبال موجي نرويم كه بعداً در قيامت جوابي براي آن نداشته باشيم؛ مراقب باشيم آب به آسياب دشمن نريزيم.
بر اساس یک تحقیق در دانشگاه شهید بهشتی مشخص شد که 89 درصد از ازدواج های راه دور و غیابی منجر به طلاق می شود.به گزارش جهان نیوز، ازدواج یک پیوند آسمانی است که بر اساس آداب و رسوم و مبانی دینی ما نشانگر تکامل روحی و بلوغ عاطفی است، اما متاسفانه گاه انتخاب روش آشنایی برای ازدواج در میان بعضی از دختران و پسران به نوعی انتخاب می شود که امید چندانی به تداوم آن نیست چرا که بعضی از دختران با رویای زندگی در خارج و جستجوی خوشبختی در سراب آن سوی مرزها تن به اینگونه ازدواج ها می دهند.
بر این اساس تعدادی ازمحققان دانشگاه شهید بهشتی به نتایج جالبی دست یافتند که میزان ریسک اینگونه ازدواج ها در زندگی افراد را مشخص می کند و بر پایه آن مشخص شد که 89 درصد از ازدواج های راه دور و غیابی منجر به طلاق می شود.دکتر مجید ابهری، آسیب شناس و عضو این گروه تحقیقاتی در این باره می گوید: کسی که سال هاست دور از وطن به سر می برد و برای تحصیل یا کار به کشوری دیگر مهاجرت کرده و دیگر قصد بازگشت ندارد چگونه می تواند همسر مناسبی باشد؟
فقط یک عکس از خود و اتومبیل یا ویلایش که معلوم نیست چندان درست هم باشد فرستاده شده و حالا دختر با هزاران آرزو بعد از چند مکالمه تلفنی از فاصله هزاران کیلومتر بله می گوید!وی افزود: ریسک بالای طلاق در اینگونه ازدواج ها به خاطر تغییرات زیربنایی فرهنگی و عقیدتی و قوانین حاکم بر جوامع میزبان تا آنجاست که بعضی از ازدواج ها به یک سال نیز نمی رسد.در این زمان خانواده باید به دور از تبلیغات کاذب و چشم و هم چشمی در صورت موافقت با اینگونه ازدواج ها ادعاهای داماد را مورد ارزیابی قرار دهند. ابهری در ادامه افزود: امروزه بسته پیشنهادی ازدواج از خارج شامل فیلم و عکس و صداست و اینها برای آغاز یک زندگی و ادامه آن کافی نیست وآزارهای جسمی و روحی عروس تازه وارد در کنار غربت و دوری از خانواده و مشکلات بی همزبانی باعث می شود او به انواع مشکلات و حتی آزارهای جسمی و روحی تن دهد چرا که نه راه های قانونی را می شناسد و نه توان بازگشت به کشور را دارد. منبع
در آستانه سفر دكتر احمدينژاد، رئيس جمهور به نيويورك به منظور شركت در اجلاس سران سازمان ملل، مؤسسه پژوهشي پيپا PIPA (Program on International Policy Attitudes) امريكا در ايران در قالب يك نظرسنجي به بررسي ديدگاه مردم كشورمان در مسائل مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي پرداخته است. (لینک اصل گزارش کامل نظرسنجی)
در اين پژوهش ديدگاههاي مردم ايران درباره مسائل مختلف جمعآوري شده و نتايج اين پژوهش در اولين ساعات روز يكشنبه29 شهريورماه بر روي سايت اين مؤسسه قرار گرفته است. اين پژوهش در مجموع دربرگيرنده مباحث جالب توجهي درباره مسائل ايران است كه عمليات اجرايي آن از طريق يك مؤسسه نظرسنجي از خارج ايران انجام شده است. اين نظرسنجي با جامعه آماري جمعيت شهري و روستايي ايران و با ضريب خطاي 3 درصد و با روش تلفني به كمك كامپيوتر انجام گرفته است.
اين تحقيق دربرگيرنده مباحثي همچون انتخابات در ايران و بررسي موردي انتخابات رياست جمهوري دهم، بررسي ميزان اعتماد به نهادها و دستگاهها در ايران، عملكرد امريكا در جهان و نحوه تعامل ايران با آن، مقايسه وضعيت ايران با 4 سال گذشته در موارد مختلف، مسئله آزاديهاي اجتماعي در ايران و مسائلي از اين دست ميباشد.
پيوستهاي منتشر شده تحقيق در پايگاه اينترنتي مؤسسه افكار عمومي جهان (WorldPublicOpinion.org) نشان ميدهد كه امريكا در اتخاذ مواضع خود در قبال انتخابات ايران و بويژه درك درست نگاه اكثريت مردم به مسائل مختلف منطبق بر واقعيات و دادههاي پژوهش عمل نكرده است.
براساس نتايج اين نظرسنجي، رئيس جمهور در ميان نهادهاي ايراني مورد اعتمادترين نهاد شناخته شده و در اين ميان 81 درصد شهروندان ايراني، دكتر احمدينژاد را در گفتههاي خود با مردم صادق دانستهاند. موضوع انتخابات اخير ايران يكي از بخشهاي ويژه اين نظرسنجي بوده كه در طي آن 83 درصد شركتكنندگان در نظرسنجي تأكيد كردهاند كه انتخابات 22 خرداد، آزاد و عادلانه بوده است و همين تعداد از شركتكنندگان هم گفتهاند به نتايج انتخابات اعتماد دارند.


منبع خبر: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=36669 در صورتی که تصویر این جداول باز نشد به همین ادرس مراجعه بفرمایید.