روزى در حدود چهل نفر از زنان قريش گرد آمده و به حضور على(ع) رسيدند گفتند: يا على چرا اسلام به مردان اجازه چند زنى داده است اما به زنان اجازه چند شوهرى نداده است ؟
آيا اين امر يك تبعيض ناروا نيست ؟
على (ع ) دستود داد: ظرفهاى كوچكى از آب آوردند و هر يك از آنها را به دست يكى از زنان داد سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف بزرگى كه وسط مجلس گذاشته بود و خالى كنند.
دستور اطاعت شد آنگاه فرمود: اكنون هر يك از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر كنيد، اما بايد هر كدام از شما عين همان آبى كه در ظرف خود داشته بر دارد.
گفتند: اين چگونه ممكن است ؟ آبها با يكديگر ممزوج شده اند و تشخيص آنها ممكن نيست .
على (ع ) فرمود: اگر يك زن چند شوهر داشته باشد خواه ناخواه با همه آنها همبستر مى شود و بعد آبستن مى گردد، چگونه مى توان تشخيص داد كه فرزندى كه بدنيا آمده است از نسل كدام شوهر است . (نظام حقوق زن در اسلام ، ص 348 )
البته اين بهترين و ساده ترين دليلى بود كه آن حضرت براى آنان اقامه كرده است وگرنه از جهتى ديگر: زن مانند مرد نيست كه فقط بر اساس نياز غريزه جنسى تن به ازدواج دهد بلكه زن بيشتد از غريزه جنسى به محبّت و عاطفه مى انديشد و لذا زن در چند شوهرى هرگز نمى توانسته است حمايت و محبت و عواطف خالصانه و فداكارى يك مرد را نسبت به خود جلب كند. از اين رو چند شوهرى نظير روسپى گرى همواره مورد تنفر زن بوده است . على هذا چند شوهرى نه باتمايلات و خواسته هاى مرد موافقت داشته است ونه باخواسته هاوتمايلات زن.(نظام حقوق زن در اسلام،ص 349)
منبع: وبلاگ مردی از سرزمین آفتاب به نقل از نسخه ی الکترونیکی کتاب حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد آية الله مرتضى مطهرى محمد جواد صاحبی در سایت دانلودبوک www.downloadbook.org
بانوى هوشمندى ، دخترش را شوهر داد، شب زفاف ، هنگامى كه مى خواستند دخترش را به خانه بخت ببرند، او طلبيد، و ده سفارش زير را به او نمود و تاءكيد كرد كه براى زندگى سالم زناشوئى حتما به اين ده دستور، عمل كند.
نخست به او گفت : دخترم ! بدان كه تو با زندگى اى كه با آن خو گرفته اى و گوشت و خونت با آن هماهنگ شده جدا مى شوى و به خانه اى كه از آن كاملا بيگانه هستى مى روى ، و با رفيقى كه با او انس نگرفته اى همنشين مى گردى ، كنيز او باش تا او غلام تو گردد و اين ده دستور را از من بشنو و به آن عمل كن تا در خانه جديد خوشبخت گردى :
1- با قناعت ، زندگى نيكى را همسرت تشكيل بده .
2 - در شنيدن سخن همسر و اطاعت از او، كوشا باش .
3 -با چشمى مهرانگيز و نگاهى متواضعانه به همسرت بنگر.
4 - نظافت و خوشبوئى را رعايت كن .
5 - اموال شوهرت را حفظ كن و بدان كه حفظ اموال او با اندازه گيرى و اعتدال حاصل مى گردد.
6 -احترام بستگان شوهر را نگهدار، و بدان كه اين كار را مى توانى با سر پنجه تدبير و هوشيارى ، انجام دهى .
7 - غذاى شوهر را در وقت خود و با كيفيت خوب آماده كن ، زيرا گرسنگى عامل سريع براى بروز ناملايمات است .
8 - هنگام استراحت شوهر، سكوت و آرامش را رعايت كن ، زيرا آشفته نمودن خواب ، خشم انگيز است .
9 - رازهاى مگو را براى او فاش نكن ، زيرا در صورت افشاى راز از نيرنگ او در امان نخواهى شد.
10 - از او اطاعت كن ، زيرا سركشى از خواسته مشروع او، موجب انباشته شدن كينه تو در سينه او را مى شود.
دخترم ! اگر اين دستورات را با حوصله و تحمل به خوبى انجام دهى ، يقين بدان كه عواطف شوهر را به سوى خود جلب كرده و در پرتو آن ، زندگى شيرينى را با همسرت ، پديد مى آورى .
منبع:مردی از سرزمین آفتاب( http://roberthonn.mihanblog.com/?Page=6)
نقل از نسخه الکترونیکی کتاب داستان دوستان ج 5
محمد مهدی اشتهاردی
در سایت دانلودبوک
سوال: از بعضي كشورهاي اسلامي، كساني آمده بودند و اين سئوال را مطرح ميكردند كه اگر افراد متدين حجاب خود را آزادانه به تمام و كمال حفظ كنند و كساني كه متدين نيستند ، آزادانه بگردند ـ همان گونه كه اكنون در بعضي از كشورهاي خليج مي بينيم ـ در چنين شرايطي مرز بيان خوب و بد راحتتر تشخيص داده مي شود . اما در كشورهايي مثل كشور ايران كه مسئولين حجاب را براي خوب و بد الزام كردهاند، انسانها از يكديگر باز شناخته نمي شوند . يعني آدمهاي بد زير همان حجابي هستند كه آدمهاي خوب قرار ميگيرند . خلاصه اين كه در جامعه ما يك حالت نفاق و در هم ريختگي مشاهده ميشود كه در جوامع ديگر وجود ندارد و اگر كسي بخواهد فساد كند به خانههاي فساد مي رود و ديگر در جامعه فساد نميكند.
آقاي زيبايي نژاد :نكته فابل توجه اين است كه برنامه دين براي اداره جامعه، حذف زمينههاي فساد است، يعني ابتدا بايد كاري كنيم كه فساد به وجود نيايد. در مرحله بعد اگر در جامعهاي فساد وجود پيدا كرد بايد زير لايههاي ديگر مخفي بماند. يعني علني شدن فساد كه ما اسمش را اشاعه و شيوع فساد مي گذاريم ، بسيار مضر است.
به عبارت ديگر هميشه بايد ضريب احساسي ناامني از اصل ناامني كمتر باشد . يعني اگر در جامعهاي امنيت روي نقطه 30 بود ، اما احساس امنيت روي نقطه 50 ، 60 يا 70 بود مي گويند : اين جامعه جامعه خوبي است . چون مردم احساس امنيت ميكنند. اما اگر امنيت را در نقطه 70 نگه داشتيد ولي احساس امنيت را در نقطه 20 قرار دايد ، يعني با وجودي كه فساد در جامعه كم است، اما احساس ناامني و فساد زياد بود، جامعه متزلزل مي شود. به عنوان مثال قبل از پيروزي انقلاب ، ما هشت هزار نفر ساواكي داشتيم ولي به گونهاي تبليغ شده بود كه هر سه نفري كه با هم حرف مي زدند ، فكر مي كردند يكي از خودشان ساواكي است. اين پشت همه را مي لرزاند.
مدل هدايت ديني است كه جو جامعه به گونهاي نباشد كه احساس شود ابتلاي به فساد راحت انجام مي شود. حالت ترس از فساد، هميشه بايد وجود داشته باشد و فساد حقيقي در زير لايههاي صلاح خود را پنهان كرده باشد كه چشمهاي نگران را متوجه خود نكند. راه فساد را نبايد به مردم نشان داد. نبايد زمينه ميل به گناه را در جامعه تشديد كرد. نگوييم اين جا سينمايي آن چنان مي سازيم و كنار آن هم مسجد مي سازيم . هر كس دلش مي خواهد مسجد برود و هركس دلش مي خواهد فيلم سكسي نگاه كند. اين برنامه ديني نيست .
برنامه ديني اين است كه زمينه فساد را در جامعه كم كنيم. فساد علني را از بين ببريم و كسي كه ميخواهد به سراغ فساد برود ، بايد احساس ترس داشته باشد.
منبع این سری از مطالب : جزوه بررسي شبهات حجاب کاری از معاونت فرهنگی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) قم
سئوال : اگر احكام اسلام مطابق با فطرت انسان است چرا در طول تاريخ اكثريت انسانها از احكام ديني مثل حجاب گريزان بوده اند ؟ امروزه در پذيرش حجاب حتي ميان مسلمانها نيز مشكلاتي وجود دارد. گاهي بعضي از روحانيون در لزوم حجاب تشكيك مي كنند. سئوال اين است كه اگر اين امر فطري است پس چرا در آن تشكيك مي شود؟
آقاي حق شناس : بحث حجاب اختصاص به اسلام ندارد. پاسخ كلي اين است كه بسترها و زيرساختهاي اجتماعي در روي آوردن و پشت كردن انسانها به احكام الهي نقش بزرگي دارد. شما اگر مدتي كالايي را در تلويزيون تبليغ كنيد و براي آن در جامعه بسترسازي كنيد، مردم به گرايش پيدا ميكنند در حالي كه اين گرايش فطري نيست و عكس مسأله نيز صادق است. اگر براي يك مسأله فطري شما بسترسازي مثبت نكنيد و تنفر عمومي نسبت به آن ايجاد كنيد مي بينيد بسياري از افراد از فطرت اوليه خود دور ميشوند. رو آوردن و نياوردن، همه جا نشانه فطري بودن نيست . امروزه شما مي بينيد امور بديهي گاهي با تبليغات و بسترهاي اجتماعي مورد تشكيك قرار مي گيرد.
نكته ديگر اين است كه تشكيكها عموماً در حد و حدود است نه در اصل حجاب . اگر بحث اين است كه اصل گرايش به پوشيده بودن چيزي است كه فطرت جامعه آن را بر نميتابد، اين سخن مردود است. اگر تشكيك وجود دارد در حد مرز حجاب است .
امروزه شبهات جديدي مطرح شده است يكي اين است كه حجاب در صدر اسلام اين قدر هم سفت و سخت نبوده است ، حداقل اين جوري كه شما مي گوييد نبوده است. لزومي ندارد خانمها اين قدر خودشان را بپوشانند. حالا اگر مقداري از موها هم بيرون باشد آسمان به زمين نميآيد. بگذاريد بخشي از خانمها با مانتو بگردند ، موهايشان بيرون باشد و آرايش مختصري هم داشته باشند. ديگر اين كه ميگويند : شما اجازه دهيد عدهاي از خانمهاي مسيحي و يهودي آزاد باشند .هر كسي خواست با حجاب و هر كسي نخواست بيحجاب باشد. البته پاسخ اين پرسش را در ادامة بحث خواهيم داد كه آيا حكومت اسلامي ميتواند جامعه زنان را حتي كساني كه معتقد به حجاب نيستند به حجاب الزام كند يا نه؟
خلاصه اين كه به نظر ما گرايش به حجاب يك مسأله فطري است . آياتي كه درباره حضرت آدم و حوا (ع) مطرح ميشود ، گرايش فطري آنها را به پوشش نشان ميدهد.
يكي از شبهاتي كه الان مطرح مي كنند ، اين است كه چرا شما نسبت به زنان اهل كتاب سختگيري ميكنيد؟ درصدر اسلام اين سخت گيري ها نبوده است . پاسخي كه داده مي شود اين است كه در صدر اسلام حجاب ملاك شخصيت ديني بوده است والان آن وضعيت تغيير كرده است. و داراي جنبههاي ديگري هم شده اگر ما براي كساني كه اهل كتاب هستند ، تسهيلاتي قرار دهيم و بگوييم آنها مي توانند بدون حجاب كامل بيرون بيايند، با توجه به نفوذ فرهنگ بيگانه ، اين احتمال وجود دارد كه بعضي از مسلمانان بگويند : ما مي خواهيم مسلمان نباشيم و آزاد بگرديم و از اين راه باب مفاسد جنسي در جامعه باز ميشود. بنابراين حكومت براي مصلحت جامعه اسلامي، به اهل كتاب اجازه تبرج و بيحجابي نميدهد.
مطلبي كه مي خواهم اضافه كنم اين است كه فلسفه پوشيده بودن زن در جايي كه نامحرم نيست و مي خواهد در تنهايي نماز بخواند شايد جنبه تمريني داشته باشد.
نكته ديگري كه من مي خواهم بر آن تاكيد كنم اين است كه حجاب براي كنترل هرج و مرج و تنظيم روابط جنسي در جامعه است ، حجاب براي حفظ سلامت جنسي جامعه است. پس ما بايد كساني را كه معتقد به حجاب نيستند ، به حجاب الزام كنيم ، چون اگر اين ها با اين وضعيت به جامعه آمدند فلسفهاي كه ميخواستيم اتفاق بيفتد ، هرگز اتفاق نميافتد، يعني جامعه به آلودگي جنسي مبتلا ميشود. آن شخص خودش معتقد نيست، ولي منكر دامن همه را مي گيرد . بدحجابي و بيحجابي دامن همه را ميگيرد. همه از اين مسأله متضرر ميشوند.
بحث ديگري كه مطرح مي شود بحث آزادي است . البته حجاب به نوعي محدوديت است ، حداقل به لحاظ ظاهري محدوديت مي آورد . اما اين محدوديتي است كه مي پذيريم . اگر اين محدوديت نباشد مفاسد عظيمي از نظر جنسي در جامعه به وجود مي آيد . جامعه و خانواده از هم ميپاشد.
ما خودمان اين محدوديت را مثل خيلي از محدوديتهاي ديگر مي پذيريم اين كه ما خيلي جاها براي خودمان محدوديت قائل مي شويم ، بعضي غذاها را نمي خوريم تا چربي خونمان بالا نرود ، خودداري از خوردن شيريني محدوديت است ، ولي محدوديت مطلوبي است . امساك از خوردن چربي محدوديت است، ولي محدوديت مطلوبي است . انسان براي آزادي معنوي خود ، براي اين كه از محدوديت قيد و بندهاي نفساني آزاد شود بايد حجاب داشته باشد.
نكته آخر را هم عرض كنم : اگر شما گفتيد حجاب براي اين است كه تحريكات جنسي در جامعه از بين برود، خانم محترم خوب ميفهمد كه اگر جايي قرص صورتش بيرون بود و نامحرمي با افكار خاصي فقط صورت او را به نظاره نشست، خود را موظف ميداند كه صورت از نامحرم برگرداند، چون فلسفه حجاب اين بود كه تحريك جنسي پديد نيايد. اگر حتي رنگ لباس خانمها جذاب باشد و نامحرم را به خود دعوت كند فلسفه حجاب به اين خواهر مي گويد كه رنگ لباس شما بايد طوري باشد كه تحريك جنسي ايجاد نكند.
سئوال : آيا نداشتن پوشش مناسب براي مرد همان مفاسدي را دارد كه بيحجابي براي زن دارد؟
آقاي زيبايي نژاد : تمايلات جنسي در هر دو جنس به وديعه گذاشته شده است، اما نمود و تظاهر اين نيرو و در دو جنس به يك گونه نيست. آستانه تحريك پذيري مرد بسيار پايينتر از زن است. يعني زودتر تحريك ميشود و زودتر به اوج التذاذ جنسي ميرسد. در زن مسأله به گونهاي ديگر است. تحريك پذيرياش معمولاً ديرتر صورت مي گيرد و زمان بيشتري هم براي رسيدن به اوج لذت جنسي لازم دارد. لذا توصيههاي ديني براي زن و مرد حتي در حريم خانواده تا حدودي متفاوت است. توصيهاي كه به مردها شده اين است كه در ارتباط جنسي با همسرتان تنها به فكر خود نباشيد ، چون شما زودتر تحريك ميشويد، زودتر ارضا ميشويد و ممكن است با سرعت زيادي به حالت ارگاسم برسيد و بعد مسأله را تمام شده بدانيد، ولي مسأله براي زن ناتمام بماند . از مستحبات آميزش اين است كه مقدمات مسأله از ناحيه مرد طولاني باشد و در ناحيه زن توصيه اين است كه نگذارد نگاه مرد به بيرون از حريم خانواده متوجه شود يعني به مجرد اينكه تحريكپذيري در مرد مي خواهد شكل بگيرد ، همسر مساعدت كند تا نگاه مرد به بيرون منعطف نشود . در روابط اجتماعي نيز اين مسأله مشاهده مي شود . يعني توصيههايي كه به مرد و زن شده است تا حدودي مشترك و تا حدودي انحصاري است. توضيه مشترك اين است كه هر دو چشم خود را فرو بندند. يعني زمينه تحريك جنسي را در خود به وجود نياورند. اما با توجه به اين كه جاذبه جسمي زن براي مرد بيش از حالت عكس است، حفظ حجاب به گونهاي كه به زن توصيه شده، به مرد توصيه نشده است ، يعني حددش فرق ميكند، مرد موظف است كه در پوشش خود حريم نگه دارد. اما حريم مردانه با حريم زنانه با توجه به مختصات جنسي متفاوت است. گروههاي فمينيستي غربگرا روي اين نكته تأكيد مي كنند كه چرا محدوديت خاصي براي خانمها گذاشته شده است واين محدوديت براي آقايان نيست؟
مقالهاي در يكي از نشريات غير ديني كشور توجه من را جلب كرد كه نويسنده مقاله تفاوت هاي بيولوژيكي زن و مرد را در ارتباط مسأله جنسي به خوبي توضيح داده بود كه تحريكپذيري زن بسيار تدريجيتر از مرد است و مرد تحريكپذيرتر است و اصولاً نوع تحريكپذيري زن با نوع تحريك پذيري مرد تفاوت مي كند . در آن مقاله آورده بود كه وقتي مرد عكس زن را در وضعيت خاص نگاه كند به سرعت حالت تحريك پذيري براي او به وجود مي آيد ، اما حالت عكس آن براي زن ديرتر اتفاق مي افتاد. بر اساس اين تفاوتهاي طبيعي، نسخه ديني براي كنترل مسائل جنسي در بين زن و مرد هم تا حدودي متفاوت ترسيم شده است .
سئوال : گفته شد: بيحجابي باعث استهلاك نيروها ميشود، اگر مراد نيروهاي جسمي است كه ظاهراً در غرب بيحجابي باعث كاهش نيروهاي جسمي نشده است و اگر مراد نيروهاي ديگري است لطفاً بيان فرمايند؟
آقاي زيبايي نژاد : ما وقتي بحث استهلاك قوا را مطرح مي كنيم ، مراد اين است كه اگر انسان انرژي خود را صرف فعاليتي نكند كه به قصد آن فعاليت وارد عرضه اجتماع شده است، قواي خود را مستهلك كرده است، يعني ضريب بازدهي يك دستگاه نسبت انرژي مفيد به كل انرژي است. مثلا مي گويند ماشيني به نام بدن انسان اگر 65 درصد از توان خود را صرف كار مفيد كند و 35 درصد آن انرژي تلف شود، ضريب آن 65 درصد ميشود كه ضريب بالايي است. برعكس لامپهاي مصرفي در منزل ، ده درصد انرژي خود را صرف روشنايي مي كند و بقيهاش به گرما تبديل ميشود، اين ضريبش پايين است. اگر فعاليت اجتماعي زن و مرد به گونهاي تنظيم شود كه انرژي زن يا مرد تماماً يا به صورت قريب به اتفاق صرف فعاليت اجتماعي مفيد شود، فعاليت آنها موفق و داراي بازدهي و راندمان بالا است. اما اگر انرژي زن و مرد صرف كارهايي شود كه غرض اصلي آنها نبوده است و به آن هدف از خانه بيرون نيامدهاند ، اين را استهلاك نيرو ميگويند.
وقتي شما از خانه به قصد دانشگاه خارج ميشويد، ولي اين قدر دانشگاه رفتن شما حواشي دارد كه آن حواشي درس خواندن شما را تحت الشعاع قرار ميدهد ، اين را استهلاك قوا ميگوييم . شما ميخواهيد در محيط دانشگاه درس بخوانيد ولي سي جفت چشم به شما نگاه مي كند و از شما انتظاراتي دارد كه مدل لباس چگونه باشد و ... ، فكر اين حواشي براي شخص استهلاك نيرو است. نيرو وجود دارد ، اما صرف كارهايي ميشود كه غرض اصلي نيست . با فرض بيحجابي، چون توجه دو جنس به يكديگر است ، استهلاك نيرو زياد است .حتي در بعضي چيزها مثل خوش تيپي كه ظاهراً به نظر ميآيد خوب است، همين استهلاك وجود دارد. گاهي سئوال ميكردند كه چرا طلبههاي حوزههاي علوم ديني خيلي خوش تيپ نيستند. يك نفر جواب داده بود كه شما حوزههاي علوم ديني را مختلط كنيد، آن وقت ببينيد چه قدر طلبهها خوش تيپ ميگردند يعني توجهي كه بايد صرف درس خواندن و مطالعه شود صرف حاشيهها مي شود و اينها استهلاك نيروها است.
آقاي حق شناس : در پاسخ به اين سئوال دو سه نكته را اضافه ميكنم.
نكته اول اين است كه اولاً همه پيشرفتهايي كه در غرب مطرح است، ما آن را پيشرف نميدانيم. ممكن است بر اثر بيحجابي در برخي از عرصهها در غرب پيشرفت حاصل شده باشد، مثل اين كه با استفاده از جذابيتهاي زن ، توسعه اقتصادي، فروش كالاها، بازاريابي و افزايش توليدات به جلو رفته باشند، ولي اين مسأله به نظر ما يك امر منفي تلقي مي شود.
نكته دوم اين است كه بسياري از پيشرفتهاي كشورهاي غربي معلول بيحجابي نبوده است چه بسا اگر خود آنها حجاب داشتند از اين كه هستند نيز بيشتر پيشرفت مي كردند. پيشرفت آنها در خيلي از عرصهها معلول تلاشها ، برنامهريزيها و مديريتهاي آنها است.
نكته سوم اين است كه پيشرفت نكردن ما نيز در خيلي از عرصهها معلول حجاب نيست. اين طور نيست كه اگر ما حجاب را بر داريم پيشرفت مي كنيم. ما بايد علت را در عوامل ديگري جستجو كنيم، در تلاش، برنامهريزي و سيستم مديريت جامعه خودمان جستجوكنيم.
نكته چهارم اين است كه استهلاك قواگاهي مادي و گاهي معنوي است. بي حجابي بخش عظيمي از قواي معنوي انسان را مستهلك ميكند به اين معنا كه اگر انسان به دنبال تعالي روحي باشد ، هر چه عوامل مختلف سراغش بيايد و او را به خودش مشغول كند ، تعالي او كمتر مي شود . نه تنها مسائل جنسي، بلكه اگر كسي دائم مشغول خوردن باشد و تمام هم و غم او شكمش باشد استهلاك قوا پيدا مي كند يعني نميتواند به آن مرتبهاي از رشد كه برايش تعريف شده است رسد . در جامعهاي كه حجاب وجود دارد و تحريكات جنسي به حداقل رسيده است انسانها به سمت خداي متعال اوج ميگيرند. ميان مردي كه وقتي صبح از خانه بيرون ميآيد ، چشمش را فرو مي بندد و با خانمهايي كه برخورد مي كند همه پوشيدهاند و توجه اين مرد به عبوديت خدا و خدمت به جامعه است با مردان ديگري كه دائماً در معرض تحريك جنسي قرار دارند خيلي تفاوت است . كششهاي جنسي هر دو طرف را مبتلا ميكند ، به گونهاي كه در مسير اوج خود ، زمينگير ميشوند.
مجري : آقاي زيبايي نژاد فرمودند كه عدم تقيد به حجاب در جوامع غربي باعث شده است كه دگر جنس خواهي كم كم به سمت هم جنس خواهي و بعد به سمت حيوانات و اشياء كشيده شود. اكنون جناب آقاي حق شناس بقرمايند كه چه عاملي باعث شد كه بيحجابي زمينهساز ايجاد اين مسير در جوامع غربي شود؟
آقاي حق شناس : بر خلاف تفكر بعضي كه در غرب ادعا ميكردند : اگر شما موانع را برداريد، حساسيت بين زن و مرد كاهش پيدا مي كند نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه هر چه حيا و حجاب زنها كاهش پيدا كرد و عرياني زن در جامعه غرب بيشتر شد و روابط زن و مرد آزادتر شد ، آستانه تحريك جنسي تغيير كرد . يعني به جايي رسيد كه زن براي ارضاي مرد كافي نبود. غريزة جنسي بشر سيري ناپذير است. يعني شما هر چه به اين غريزه پر و بال دهيد باز مثل غريزه قدرت طلبي رشد ميكند ، متوقف نميشود. انسان هر چه قدرت پيدا كند، باز مرتبه بالاتري از قدرت را ميخواهد.
محصولي كه ما در غرب مشاهده مي كنيم همين است يعني به هيچ حدي اكتفا نكردند جلو رفتند و اني غريزه جنسي متوقف نشد ،طوري نشد كه حساسيتها از بين برود. حساسيتها متوجه چيزهاي ديگر نيز شد. يعني ديگر زن براي مرد كافي نبود. سكس شاپ و مغازههايي كه اصولاً در غرب ويژه سكس است، مطرح شد و موارد ديگر كه مجال ذكر آنها نيست.
انسان شناسي و تعريف ما از انسان نقش فراواني در قضاوت ما خواهد داشت. در يك نگاه مادي و الحادي، انسان موجودي است كه بايد به دنبال لذتها و تمتعات خود باشد. در اين نگاه ، انسان بايد در دنيا به اوج تلذذ و بهرهمندي برسد. اين پايان خط زندگي انسان است. فرد با اين مبناي انسان شناختي، نسبت به حجاب نگاهي متفاوت خواهد داشت از كسي كه براي انسان اهدافي متعالي تعريف ميكند. سئوالات هميشه از مبناهاي فكري بر ميخيزند. بحث حجاب يك بحث زنانه نيست، حجاب يك مسأله انساني است، فلسفه و منطقي كه حجاب را براي جامعه طراحي كرده است، از انسان است و براي رشد و كمال نه فقط زن، بلكه براي كمال انسان مطرح شده است.
ما در بحث حجاب با دو دسته پرسش مواجه هستيم يك سري پرسشها به اصل حجاب بازگشت ميكند. بخشي نيز به حدود و تعاريف آن بر ميگردد. سئوالاتي اصولاً به فلسفه و ضرورت حجاب بر ميگردد. بايد اين طور وارد شويم كه در بحث حجاب، اصولاً چه ضرورت و فلسفهاي مبناي حجاب است. اساساً چرا ما معتقديم زنها بايد در جامعه پوشيده باشند؟ در پاسخ بايد گفت :
خداي متعال بر اساس حكمت، بين زن و مرد كشش و جاذبه جنسي قرار داده است. اين مسأله براي بقاي نسل بشر و اهداف ديگر ضروري است.
ما دو راه بيشتر نداريم. راه اول اين است كه بگوييم زن و مرد در روابط آزاد هستند و هيچگونه محدوديتي وجود ندارد. راه دوم اين است كه به يك سري محدوديتها قائل شويم.
فكر نميكنم لااقل در دنياي امروز كسي باشد كه به راه اول معتقد باشد. حتي در كشورهاي غربي و اروپايي حداقل براي تشكيل رابطة زناشويي و براي توليد فرزند قانون وجود دارد. اگر وزن و مردي بخواهند به توليد نسل بپردازند بايد به طور قانوني ثبت كنند و رسماً زن و شوهر شوند. اگر اين مسأله نيز بيضابطه باشد اصلاً ارتباط نسل انسانها فرو مي پاشد و از بين مي رود . به همين دليل در بحث شبيه سازي، يكي از اشكالهايي كه مطرح ميكنند، همين است كه اگر مسأله شبيه سازي رايج شود ، پيوند نسلي، مسأله پدر و مادي و ارتباط خوني از بين ميرود . خود غربيها به شدت مخالف اين مسأله هستند. پس اين قسمت از بحث مورد قبول همه است كه روابط جنسي زن و مرد براي توليد نسل و براي تكثير فرزند بايد در چارچوب و ضابطه خاصي باشد .
مسأله ديگر آن است كه آيا روابط اجتماعي زن و مرد به ضابطه نياز دارد يا ندارد؟ اين جا دو نظر وجود دارد : يكي اين كه مادر روابط جنسي زن و مرد به جز ضابطهمندي در توليد قاعده نسل هيچ محدوديتي قائل نشويم. نتيجه اين خواهد شد كه تحريكات جنسي همواره در جامعه باقي بماند. اين همان است كه الان در غرب اتفاق ميافتد. زنها به هر شكل كه ميخواهند، در جامعه حضور پيدا ميكنند و چون زن براي مرد جذابيت دارد مرد هميشه طالب او است يعني هميشه حركت از سوي مرد به سمت زن است. از اين رو كششهاي جنسي در جامعه از بين نمي رود . اگر ما براي اصل تشكيل خانواده ضابطه گذاشتهايم، اما جامعه را رها كرديم. تحريكات جنسي را آزاد گذاشتيم، جذابيتهاي زنان آشكارا مرد را به سوي خود ميكشد. جان كلام اين جا است كه اگر ما در جامعه حجاب را برداشتيم، تحريكات جنسي گريز ناپذير است . هيچ كس نميتواند بگويد مرد زن را ببيند و تحريك نشود. اگر اين كشش جنسي ايجاد شود نتايجي در جامعه به بار ميآيد كه من فهرستوار آن را عرض ميكنم.
نتايج منفي عدم تقيد به حجاب
پيامد اول اين است كه خانواده آسيب ميبيند. مردي كه هر روز با انواع و اقسام خانمها، آرايشها، مدلها و انواع چهرهها رو به رو است، انگيزه او نسبت به همسرش كاهش مييابد و خانواده در معرض آسيب قرار ميگيرد.
پيامد دوم اين است كه وقتي كشش جنسي زياد شد، مرد به نگاه متوقف نميشود. مگر دختر و پسر جوان در جامعه به نگاه متوقف ميشوند؟ تا آن مرحله پيش ميرود كه ضابطه كلي به هم ميخورد و روابط جنسي نامشروع رخ ميدهد، همان چيزي كه امروز در غرب بيداد ميكند. آمار روابط جنسي نامشروع غرب را به چالش كشانده و به مصيبتهاي ناگواري گرفتار كرده است. فرزندان نامشروع، سقط جنين و ... در كشورهاي اروپايي آمار بسيار بالايي دارد.
پيامد سوم اين است كه ميل به تشكيل خانواده كم مي شود . مردي كه بخش زيادي از نياز جنسي خود را در جامعه فراهم ميبينيد، خيلي به تشكيل خانواده و ازدواج ميل ندارد. جذابيت زن براي مرد كم ميشود. اصولاً برخي معتقدند يكي از فلسفههاي حجاب اين است كه جذابيت زنها براي مردها باقي بماند والا مرد هرگز حاضر به ازدواج نخواهد شد. كالايي كه همه جا در دسترس است، چرا مرد ازدواج كند، براي خود مشكل ايجاد كند و خيلي از تبعات را بپذيرد ؟
پيامد چهارم اين است كه اگر حجاب را در جامعه برداريد آمار خشونت عليه زنان بالا ميرود. امروز در غرب آزارهاي جنسي و مسأله روز مطبوعات است. متأسفانه آنها فقط دولت را مخاطب قرار ميدهند كه شما چرا فكري براي امنيت زنان نمي كنيد ، اما از اين زاويه بررسي نمي كنند بد حجابي و افزايش نمودهاي جنسي زنها چه ميزان در افزايش خشونت مرد عليه زن و آزارهاي جنسي تأثير دارد؟ مردي كه در محل كار، زني را با جذابيتهاي جنسي مي بيند، قطعاً در پي آن، تحريك جنسي و سپس مشكل رفتاري رخ ميدهد. مزاحمتهاي خياباني كه امروز در كشور ما به نوعي مطرح است، از پيامدهاي منفي همين قضيه است.
پيامد پنجم اين است كه افزايش تحريكات جنسي در جامعه راندمان كار را پايين ميآورد. يعني فعاليتهاي مثبت جامعه را پايين ميآورد. الان برخي از كشورهاي اروپايي مسأله جدايي دانشجويان و دانشآموزان دختر و پسر را در كلاسهاي درس تجربه مي كنند كه نتايج خوبي داشته است. يك دانشجو وقتي مسأله فيزيك را تحليل ميكند، اگر كنار دستش دختري باشد كه توجه او را جلب كند، قطعاً تمركز او را در بحث علمي كاهش خواهد يافت.
بيمارستاني در ژاپن تأسيس شده است كه مخصوص خانمها است. تمام پرسنل بيمارستان زن هستند و فقط بيمار خانم مي پذيرد. در خبرها آمده بود كه اين تدبير آن قدر با استقبال مردم مواجه شده است كه از يك ماه قبل نوبت مي گيرند تا از اين بيمارستان استفاده كنند. جداسازي واگنهاي خاص زنان در كشور ژاپن و برخي از كشورها نشان ميدهد آنها نيز به اين نتيجه رسيدهاند كه براي افزايش راندمان كار و بهينه سازي فعاليتهاي اجتماعي، بايد حريم ميان زن و مرد حفظ شود .
البته اين نكته قابل ذكر است كه براي احتراز از پيامدهاي گفته شده ميبايست حجاب را به ميزاني تعريفكرد كه اين تحريك پذيريها از بين رفته يا به حداقل برسد.
مقدمه
گروه زيادي از مردم ، به ويژه بانوان مشتاقند بدانند علاوه بر تأكيد آيات و روايات اسلامي بر امر حجاب، آيا دلايل ديگري نيز وجود دارد كه فارغ از ادله نقلي، ضرورت پوشش را براي بانوان اثبات نمايد؟
جزوهاي كه پيش رو داريد ، حاصل جلسهاي است كه در موضوع رويكردي عقلاني به شبهات حجاب توسط كارشناسان محترم جناب حجت الاسلام و المسلمين محمدرضا زيبايي نژاد (مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان) و جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد جعفر حق شناس (مدير پژوهش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان) به بحث گذاشته شده است. در اين مباحث، تلاش شده است تا ضمن تبيين آثار فردي و اجتماعي حجاب، سئوالات با استفاده از ادله غير نقلي پاسخ داده شود.
اميد است كه با طرح اين مباحث در محافل علمي، براي تعمق و تحقيق بيشتر در اين زمينه و ترويج فرهنگ نيكوي حجاب بستر مناسبي فراهم گردد.
آقاي زيبايي نژاد : بسياري از شبهاتي كه امروزه در حوزه مطالعات زنان مطرح ميشود ، ناشي از همزيستي فرهنگها و نفوذ فرهنگ بيگانه در فرهنگ ما است. امروزه اساسيترين پرسشها كه از سوي نسل جوان و فرهيخته مطرح است به گونهاي با بحث آزادي و حجاب ارتباط دارد. اولين پرسش اين است كه اصولاً تأكيد بر حجاب حساسيتزا است و اگر ما حجاب را الزامي نكنيم و بگذاريم روابط زن و مرد عادي باشد، بسياري از حساسيتها كم ميشود. به عبارت ديگر ترسيمي كه شما در حوزههاي سنتي ديني از ارتباط ميان زن و مرد ارائه ميدهيد ، رابطه آتش و پنبه را تداعي ميكند و به همين دليل در كنار هم قرار گرفتن مرد و زن را نهي ميكنيد، در حالي كه همين حجاب عملاً حساسيت را زياد ميكند. بنابراين اگر حجاب وجود نميداشت روابط زن و مرد به صورت خيلي عادي تعريف ميشد ، چنانكه در خيلي از كشورها همين گونه است.
مسأله ديگر اين است كه اصولاً حجاب با آزادي منافات دارد. انسان بايد بتواند خودش تصميم بگيرد كه چه بپوشد و چگونه ارتباط داشته باشد . هر كليشهاي كه از قبل ترسيم شود و بخواهد ارتباط زن و مرد را به صورت تعريف شده، ارائه دهد ، مخالفت آزادي است كه از حقوق انسان به حساب ميآيد.
اگر بخواهيم از نگاه ديني تحليلي ارائه دهيم توجه به چند نكته ضروري است.
اولين نكته اين است كه بناي اسلام در روابط اجتماعي به حداقل رساندن استهلاك قوا است. يعني افرادي كه ميخواهند فعاليتهايشان را انجام دهند، بايد بتوانند راحتترين و سريعترين راه را براي انجام فعاليتهايشان بپيمايند. بنابراين بايد تحليل كنيم كه آيا حجاب به استهلاك قوا ميانجامد و يا مانع استهلاك قوا است؟ تحليلي كه با نظر صحيح ميآيد ، اين است كه وجود حجاب يك مرزبندي ايجاد ميكند تا در وراي ورزها هر كدام از دو جنس راحت بتوانند كار خود را انجام دهند. اگر اين مرز وجود نداشهت باشد دو جنس نسبت به يكديگر عملاً جلو فعاليتهاي عادي آنها را ميگيرد.
نكته دوم اين است كه حجاب باعث نمي شود حساسيت دو جنس نسبت به يكديگر افزايش پيدا كند، بلكه بر عكس، نبودن حجاب باعث ميشود آستانة رضايتمندي جنسي بالا رود. بحث آستانه رضايتمندي از بحثهاي بسيار مهم است كه در حوزههاي مختلف كارآمد است به عنوان مثال در پاكستان افرادي كه نان براي خوردن داشته باشند، ديگر اسمشان فقير نيست، يعني به گونهاي سطح زندگي تعريف شده است كه هر كس نان و مقداري فلفل داشته باشد و نان را در آب فلفل بزند و بخورد، ديگر احساس فقر نميكند، ولي همين پاكستاني اگر مدتي مقيم ايران شود ، چون زندگي متوسطي كه ارائه ميشود با وضعيت سابق او متفاوت است، اگر براي خريد پفك نمكي پول نداشته باشد احساس فقر ميكند. چرا اين گونه است؟ براي اين كه ما آستانه رضايتمندي را بالا آورديم. وقتي آستانه رضايتمندي بالا بيايد، يعني در كشورهايي كه حجاب وجود ندارد و روابط جنسي آزاد است ، آستانه رضايتمندي جنسي بالا آمده است. بنابراين ارتباط جنسي برقرار ميشود بدون اينكه شخص به ارضاي كامل برسد. تمهيدات دين اين است كه سطح رضايتمندي را در يك نقطهاي نگه دارد و مرد از ارتباط جنسي با همسر خودش در كانون خانواده احساس لذت و رضايت كند. اگر مرد نگاهش از داخل كانون خانواده به بيرون از خانواده معطوف شود با مقايسه همسر خود با ديگران از همسر خود احساس رضايت نميكند . فيلمها را نگاه ميكند. بازيگران فيلم به صورت گزينشي انتخاب ميشوند و از روي صد با گريم ، زيبايي مضاعفي در آنها ميآفرينند. مرد اينها را با همسر خود مقايسه ميكند و ميل او نسبت به همسرش كم ميشود. اين موارد كه تكرار شود ، شخص ارتباط جنسي برقرار ميكند ، ولي هميشه احساس نارضايتي جنسي دارد. به همين دليل در كشورهاي غربي به فاصله چند دهه دگرجنس خواهي به همجنس خواهي تبديل شد. همجنس گرايي از عنوان ناهنجاري و شذوذ جنسي خارج شد و به عنوان يكي از راههاي متداول ارضاي جنسي به رسميت شناخته شد، يعني آستانه رضايتمندي بالا آمد و ارتباط جنسي با حيوانات مطرح شد و الان بعضي كشورها از اين مرحله نيز گذر كردهاند و به ارتباط جنسي با اشياء رسيده اند. عروسكهاي خاصي در ويترين مغازهها است و انسان به اختيار خودش مدل انتخاب ميكند و با آن ارتباط جنسي برقرار ميكند.
مدلي كه دين تعبيه كرده ، اين است كه ميخواهد آستانه رضايتمندي از ارتباط جنسي را در يك حدي نگه دارد تا حرص انسان كنترل شود و با ارتباطي كه در كانون خانواده تعريف ميشود ، به رضايتمندي برسد.