شما مقایسه کنید. کدام الگوی مناسب تری برای یک بشر است؟
دخترک مبارز فلسطینی یا زن دنیاپرست و خودپسند غربی؟!


منبع عکسها http://seytareh.blogfa.com/
مقدمه
«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلالبيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين».
هر چند كشف حجاب در ايران براي اولين بار توسط رضاخان مطرح و ترويج شد، ولي امروز نيز شبهات و سئوالات متعددي فرا روي حجاب است و افرادي كه با در هم آميخن شبهه علمي و شهوت عملي، تمام تلاش خود را براي مقابله با عفت و حجاب بانوان به كار گرفتهاند. در چنين شرايطي لازم است كارشناسان تلاش خويش را براي پاسخ گويي به انواع شبهات و سئوالات در اين خصوص به كار گيرند.
آنچه پيش رو داريد ، تلخيص گويايي از مباحث نشستي است كه در سال روز حكم ننگين كشف حجاب در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) تحت عنوان بررسي شبهات جديد پيرامون حجاب با حضور كارشناسان محترم آقايان حجت الاسلام و المسلمين علي اكبر حسيني ، حجت الاسلام حسين مهدي زاده و سركار خانم حيدري مجد برگزار گرديده است. اميد آن كه جويندگان حقيقت را مفيد افتد.
بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين. الهم كن لوليك الحجت بن الحسن صلوات عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسكنه ارضك طوعاً و تمتعه فيها طويلاً.
مجري : در سال روز تصويب و اجراي قانون ننگين كشف حجاب توسط رضاخان ، توفيق داريم در خدمت كارشناسان محترم باشيم و پيرامون بحث و بررسي شبهات جديد درباره مسأله حجاب و پوشش بانوان جلسهاي داشته باشيم. رضاخانم با سفر به تركيه، رهآوردي از نظام آتاترك به همراه آورد و در ايران پياده كرد كه همان كشف حجاب بود.
حاج آقاي حسيني : بسم الله الرحمن الرحيم. اسلام انسان را به سه پارسايي دعوت ميكند. پارسايي زبان، پارسايي شكم و پارسايي دامن. «فمن عف لسانه و بطنه و فرجه و جبت له الجنه» كسي كه اين سه پارسايي را رعايت كند اهل بهشت است. در دنيا سعادتمند و در آخرت نيز از كرامت پروردگار برخوردار است. بهداشت جسم و جان ما به پارسايي شكم وابسته است. انسان اگر هر چيزي را بخورد هر بيماري را نيز ميگيرد. بعضي چيزها حلال، بعضي چيزها حرام ، بعضي چيزها مكروه و بعضي مباح است.
درباره دامن هم همين قاعده وجود دارد. خداي متعال به حكمت بالغه خود در انسان قوه جنسي را قرار داده است. اما اين قوه جنسي حد و حدودي دارد. اين طور نيست كه چون اين قوه جنسي در انسان وجود دارد، هر گونه كه دلش ميخواهد، اين قوه را اعمال كند. كامجويي بيضابطه ، نتيجهاش بيماري وحشتناك ايدز است كه بيش از بمب اتم بشر را به وحشت افكنده و مي رود تا نسل بشر را برافكند. يكي از علتهاي مهم اين بيماري وحشتناك روابط نامشروع و بيحد و مرز جنسي است. راهي كه پايانش اين است، نبايد آغاز اين راه را پيمود و قدم در اين راه گذاشت.
انسان در مهد خانواده تربيت مي شود و اگر خانوده گسسته شد تربيت انسان نيز گسسته مي شود. چون بايد خانواده ساماني داشته باشد. خداي متعال براي روابط مرد و زن ضوابطي گذاشته است. كه اين ضوابط موجب حفظ خانواده مي شود و در نتيجه فرزند رنج بيپدري و بيمادري را بيجهت متحمل نميشود و از تربيت و محبت مادر برخوردار ميگردد. حجاب محافظ اين ركن عظيم اجتماع است. بيحجابي باعث گسستگي خانواده ميشود.
مردي كه به خودش اجازه دهد به هر زني بنگرد و با هر زني روابط مشروع و نامشروع داشته باشد، به تنها همسر خود كمتر توجه خواهد كرد. زني هم كه خود را عفيف و پارسا نگه ندارد، به هر مردي بنگرد و در ارتباط با مردان ديگر ضابطهاي نداشته باشد ، او نيز نمي تواند مادر شايستهاي باشد. اگر ف رزندي پيدا كنند اين فرزند نه مادر دارد ، نه پدر و در نتيجه تربيت نخواهد شد. از آنجا كه اسلام براي تربيت انسان بالاترين ارزش را قائل است ، ضوابطي را براي حفظ خانواده وضع كرده است تا زن و مرد بتوانند ارزشهاي الهي را دريابند و در مسير كمالي كه خداوند براي آنها معين كرده است ، حركت كنند. حجاب يكي از آن ضوابط است. خداي متعال زن را جلوه جمال خود آفريده است، زيباييهايي را در جسم و جان و عاطفه او قرار داده و دستور داده است اين زيباييها را محفوظ نگه دارد. چگونه؟ با حجاب، عفاف و حيا. زني كه اين گونه بود مي تواند مادر شايستهاي باشد و از نگاه نامحرم دور باشد. لبخند نامحرم را دورباش گويد و در نتيجه پارسايي خود را نگه دارد. نگه داشت پارسايي در زن و مرد موجب انسجام و آرامش خانواده ميشود و در اين التذاذ و آرامش زن و مرد خوب زندگي مي كنند و در نتيجه فرزندان شايستهاي در دامان آنها پرورش پيدا ميكنند.
آقاي منعم رييس نيروگاه اتمي بوشهر گفتند : من دوره تحصيلم را در آلمان گذراندم. خانهاي اجاره كرده بودم و صبح به صبح كه براي درس از خانه خارج ميشدم ، خانمي پشت پنجره ميآمد و با من سلام و عليك ميكرد. اصلاً اين خانم كه حدوداً 50 ساله بود منتظر بود كه صداي بسته شدن در را بشنود و سرش را از پنجره بياورد و با من سلام و عليك كند. من نيز ادب ميكردم و جواب سلام او را مي دادم و احوالپرسي ميكردم تا اين كه روزي محل درسم به جاي ديگر منتقل شد. چمدانم را بستم و از خانه خارج شدم. همين كه در خانه به هم خورد ، اين خانم آمد و سلام كرد من پس از جواب سلام به او گفتم كه من بايد از شهر شما بروم و ديگر ديدار براي ما ميسر نيست. تا اين سخن را گفتم شروع به گريه و ناله كرد. گفتم : خانم ببخشيد، من آلماني خوب بلد نيستم. لابد اشتباهي كردهام و به شما جسارتي شده است. او گفت : نه فرزندم، جسارتي نكرديد. اما اگر شما برويد ديگر كسي نيست با من صحبت كند. كسي نيست سلام مرا جواب دهد. گفتم : مگر شما همسري ندارد؟ گفت : چرا همسر دارم. اما همسرم خيلي كم به خانه ميآيد. گفتم : مگر شما بچه نداري؟ گفت : چرا ، بچه دارم. اما بچههايم من را ترك كردهاند.
در محيطي مثل محيط غرب ، بيشترينستم سهم خانمها است، چون تا زماني كه جمال، زيبايي و طراوت جواني او هست ، بدون هيچ ضابطهاي با او ارتباط برقرار ميكنند. وقتي كه زيبايي و جمال او از دست رفت، او را تنهاي تنها وا مي گذارد. اين بي بند و باري كه يكي از علل آن بي حجابي است، زيبانبارتين مصيبت را براي خود زن فراهم مي آورد.
بنده به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامي سفري به آلمان داشتم. آقايي كه در سفارت بود گفت : من بيمار شدم و در بيمارستان بستري شدم. در مدتي كه بستري بودم ، دوستان به عيادت من ميآمدند، هديه ميآوردند و دور بستر من مي نشستند و با امن انس مي گرفتند. يكي از روزها هنگامي كه وقت ملاقات تمام شد و دوستانم رفتند ، به خانمي كه در اتاق من بستري بود ، يكي از كمپوتهايي كه دوستانم هديه آورده بودند، تعارف كردم.
اين خانم گفت كه خوش به حال شما كه رسم عيادت داريد. در طول مدتي كه من در اين بيمارستان بستري هستم ، هيچ كس به عيادت من نيامده است. گفتم : شما اهل اين شهر نيستي ؟ گفت : چرا ، اهل اين شهرم. گفتم : شايد فرزند نداري. گفت : اتفاقاً سه تا پسر دارم. گفتم : مگر شوهر نداري؟ گفت : چرا، شوهر هم دارم. شوهرم مدتي است من را ترك كرده است. من پزشك هستم. اولين باري كه مي خواستم بيمارستان بيايم ، فرزندانم يك بار تلفن كردند و به پزشك معالج من گفتند : آقاي دكتر ، فلاني مادر ما است. از او مراقبت كن ، همين و بس.
سيري كه رخ مي دهد و همه سرمايه زن را به جلوهگري و بيپروايي مي افكند ، آخرش همين است. تنهايي براي بشتر زنهايي كه در غرب از حدود سن 35 و 40 بالاتر مي روند، مصيبتي است. فرزندان از اين ها مي گسلند. چرا ؟ براي اين كه در دوران كودكي محبتي ننوشيدهاند تا بتوانند متقابلاً آن را عرضه كنند.
روزي با هواپيما به تبريز رفتم. از صندلي كنار من كاغذي آمد كه فلاني يكي از برنامههاي اخلاق در خانواده را در منزل ما اجرا كنيد و با ما مصاحبه كنيد. من زير چشمي نگاهي كردم ، ديدم يك خانمي خيلي كم پروا و كم حجاب و آقايي با ظاهر نه چندان ديني اين درخواست را نوشتهاند. به منزلشان رفتم و ديدم آنها بچهاي دارند ، چهار پنج ساله در حالي كه سن آقا چهل سال است. گفتم : شما چرا دير ازدواج كرديد؟ آن آقا گفت : در زمان طاغوت سير خانوادهها به سويي بود كه الان در غرب رايج است و چون من اين زندگي را دوست ندارم، قبل از انقلاب ازدواج نكردم. گفتم : مگر آنها چگونه هستند؟ او گفت : وضعيت به اين صورت است كه عصر وقتي آقا به خانه بر ميگردد ، از يخچال خودش كره مرباي خود را بر ميدارد و ميخورد. خانمها خسته و كوفته ميآيد و كره و مرباي خود را از يخچال خودش بر مي دارد و مي خورد. بچهها را صبح به مهد كودك مي سپارند و عصر كشان كشان به خانه مي آوردند. انقلاب كه پيروز شد، جهتگيريها كه عوض شد، من ازدواج كردم. به او گفتم : از خانمت چه ميخواهي؟ گفت : دو چيز ميخواهم كه اگر اين دو را داشته باشد حاضرم خودم را فدايش كنم. اول : خانهداري. دوست دارم خانهام آراسته و منظم باشد. دوم : حجاب اسلامي. دوست دارم زنم پارسا و عفيف باشد. نگاه نامحرم را به سوي خود نكشاند، به نامحرم نگاه نكند و حجاب اسلامي را رعايت كند.
شب صحبت غنيمت دان كه بعد از روزگار ما بسي گردش كن دگردون بسي ليل و نهار آيد
آقاي مهدي زاده : بسم الله الرحمن الرحيم. قال الله تبارك و تعالي : يا بني آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوآتهما از اين آيه شريفه به روشني استفاده مي شود كه اصل گرايش به حجاب امري فطري است. آدم و حوا در بهشت ، داراي پوشش بودند و بعد در اثر وسوسه شيطان پوشش و لباس خودشان را از دست دادند. نكته دومي كه از آيه استفاده ميشود ، اين است كه اگر بگوييم اصل گرايش به پوشش امري فطري است و شارع مقدس محدودهاي برايش تعيين كرده است، پس برهنگي يك امر شيطاني است. زيرا بر اساس وسوسة شيطان بوجود ميآيد.
خانم حيدري : بسم الله الرحمن الرحيم. قال علي (ع) ما المجاهد الشهيد في سبيل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائك. با توجه به كلام مولا علي (ع) ، انساني كه در جايگاه قدرت عفت را پيشه كند ، پاداش و اجرا و كمتر از شهيد في سبيل الله نيست. پس هر قدر به معنا و مفهوم عفت بيشتر بپردازيم ، بحث جامعتر و زيباتر مي شود.
حجاب زن حق الله است. اين گونه نيست كه زن بگويد : من مي خواهم حجابم را كم بگيرم و يا مردي بگويد : من راضي هستم همسرم حجابش را كم بگيرد يا مختصر آرايشي داشته باشد. هر قدر جامعه زنان افت كند، حجاب به صورت كمرنگ مطرح شود، چادرهاي نازك و رنگي مطرح شود، دين ما ، ارزش هاي ما و قرآن ما ضربه خواهد خورد.
دوستان عزیز : این مطلب جالب را فعلا داشته باشید و با انچه در عالم مسیحیت و یهودیت میگذرد مقایسه کنید تا بعد! اشکال از آدمهاست که حرف های خدای حکیم را رعایت نمیکنند والا..... ایدزو سایر امراض حق این بشر هست یا نه؟!
تهمت به حضرت آدم (ع) و حوا در تورات(!)
در مورد حضرت آدم و حوا مي گويند : عدهاي از شياطين از فرزندان آدم هستند. آدم زني داشت از شياطين به نام «ليليث» كه مدت 130 سال همسر آدم بود و شياطين از نسل او متولد شدند. و حوا هم در اين مدت 130 سال جز شيطان فرزندي نزائيد، زيرا او هم همسر يكي از شياطين شده بود.
محرم و نامحرم در تورات
در كتاب تورات ، عدهاي زنان و مردان به يكديگر محرم اعلان شدهاند و ازدواج بين آنها ممنوع ميباشد و اين زادواجها بعضي به طور دائم و بعضي به طور مشروط ، ممنوع مي باشد. آنها كه محرم دائمي هستند عبارتند از :
« مادر، مادر ناتني (زن پدر) ، خواهر (اعم از تني و ناتني)، خواهرزادهها و برادرزادهها (به اين حساب كه عمه و عمو و دايي و خاله از محارم هستند) ، خانه ، زن عمو ، عروس و مادر زن ، زن برادر (ظاهراً تا برادر هست زيرا در جاهاي ديگر تورات ، زن بعد از فوت شوهرش مي تواند با برادر شوهرش ازدواج كند بخصوص اگر فرزند نداشته باشد، اين ازدواج خيلي تاكيد شده است) ازدواج با دو خواهر در زمان واحد، ازدواج با نوه و مادربزرگ در زمان واحد.
و مفهموم بيان محارم اين است كه محدوديتي بين زن و مرد نامحرم بايد وجود داشته باشد.
چشم چراني ممنوع
از نظر تعاليم يهود ، چشم چراني و شهوتراني با نگاه نيز يك عمل منافي عفت محسوب ميشود لذا در احكام تورات آمده است : «نه تنها كسي كه با جسم خود زنا مي كند زناكار است بلكه آن شخص هم كه با چشمان خود نگاه شهوت آميز ميكند زناكار خوانده مي شود».
و باز آمده : « شخص ممكن است از راه چشم مرتكب زنا شود».
«هر كس حتي به انگشت كوچك زني نظر كند در قلبش مرتكب گناه شده است ، روز داوري براي هر چيزي كه شخص با چشمانش ديده و از آن لذتي گرفته باشد در نامة اعمالش تقصيري رقم خواهد زد».
بيحجابي ممنوع
گرچه در تعاليم تورات موجود ، احكامي همانند حجاب خاص، صراحتاً به چشم نميخورد، اما از بعضي تعاليم و دستورات يهود ، مسأله حجاب به وضوح بيان شده است. مانند اين دستورات :
« آنكس كه با دست خود پول به زني مي دهد به منظور آنكه رخسار او را بنگرد و از زيبايي او لذت ببرد، حتي اگر از حيث علم و دانش و اعمال نيك با سرور ما موسي (ع) برابر باشد از كيفر جهنم رهايي نخواهد يافت».
اگر حجاب واجب نبود و بيحجابي آزاد بود ديگر پول دادن براي ديدن رخسار محرمي و لذت بردن از آن معنايي نداشت، زن بيحجاب بخصوص وضع برهنگي امروز دنياي يهود و مسيحيت طوري است كه مردان نامحرم از تمام بدن زنان و دختران نامحرم با نگاه خود لذت مي برند. ديگر مسأله پول دادن براي ديدن رخسار او و... معنا ندارد، بنابراين معلوم مي شود كه مسأله حجاب بايد باشد تا چنين احكامي معنا و مفهوم پيدا كند ـ دقت فرمائيد ـ و باز آمده :
«هر آنكس كه عمداً پشت سر زني حركت ميكند تا آنگاه كه زن از نهر ميگذرد و پيراهنش را بالا ميزند، سابق پاي او را ببيند سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».
اگر حجاب لازم نباشد و زنان يهود و مسيحيت مجاز باشند كه عريان بگردند ، ديگر اين سخنان كه كسي دنبال زني راه بيفتد تا وقتي كه آن زن پيراهنش را بالا مي زند كه از آب عبور كند و او ساق پاي آن زن را ببيند، معنا ندارد. زيرا در همين خيابانها ، كوچهها، اتوبوسها ، پاركها و... از بالا و پائين همهاش باز و برهنه است پس معلوم است كه حجاب از نظر يهود هم واجب است.
ويل دورانت در مورد حجاب در دين يهود مي نويسد :
« اگر زني از شريعت يهود سرپيچي مي كرد ، مثلا بي آنكه چيزي (روسري) بر سر داشته باد به ميان مردم ميرفت يا در ملأ عام نخ مي ريست يا با هر سخني با مردان (نامحرم) صحبت ميكرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش حرف مي زند همسايگانش مي شنيدند و... مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».
در اين گفتار بطور صريح از سربرهنه ميان نامحرمان بودن ، در ملأ عام نخ ريسيدن ، با مردان نامحرم سخن گفتن و... بعنوان سرپيچي از شريعت يهود نام برده شده است.
و باز مي نويسد :
در قرون وسطي يهوديان زنان خويش را با لباسهاي فاخر ميآراستند ، ولي به آنها اجازه نميدادند كه با سر عريان به ميان مردم بروند ، نپوشاندن موي سر خلافي بود كه مرتكب را مستوجب طلاق ميساخت، از جمله تعاليم شرع يهود يكي آن بود كه مرد يهودي نبايد در حضور زني كه موي سرش پيداست دست بدرگاه خدا بردارد.
و باز در خصوصيات زنان يهودي مي نويسند :
زنان يهود دوشيزگاني محجوب بودند.
رفتارهاي تهيج شهواني ممنوع
و همچنين بر اين موضوع نيز تأكيد شده است كه بايد از هر آنچه كه موجب تحريك و تهيج شهواني در جامعه مي شود خودداري شود. لذا مي نويسد : « به انسان اكيداً سفارش شده است كه براي حفظ مباني اخلاق و عفت، از دست زدن به هر عملي كه سب تحريك شهوت مي شود خودداري كند... دانشمندان گفتهاند هر آنكس كه به زنان زياد صحبت ميكند و سرانجام جهنم را به ميراث خواهد برد».
و چه چيزي مهيجتر از برهنگي زنان و مردان و اختلاط آنها با يكديگر ؟
و در نكوهش و مذمت رفتارهاي مهيج زنان و دختران مي نويسد :
«... خداوند مي گويد از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه ميروند و بناز مي خرامند و به پاهاي خويش خلخالها را به صدا در مي آورند ، بنابراين خداوند ـ بر آنها غضب نموده و آبروي آنها را مي برد ـ. »
ويل دورانت در مورد ممنوعيت كارهايي كه موجب تهييج شهواني ميشده ، از ديدگاه يهود مينويسد : «سرودهايي را كه در ستايش از زيبايي زن ساخته شده بود ناشايسته ميدانستند... و گفتگوي علني ميان مردها و زنها حتي بين زن و شوهر از طرف ربنها (خاخامها) ممنوع شده بود ، رقصيدن مجاز بود اما به شرط آنكه مرد با زن و زن با زن برقصد...».
رفاقت با نامحرم ممنوع
رايجترين موضوع در بين يهوديان و مسيحيان ، رفاقت بين زنان و مردان و دختران و پسران نامحرم با يكديگر مي باشد. آنچنان اين موضوع رايج و عادي شده كه نه يهوديان و مسيحيان اين كار را براي خود حرام مي دانند و نه مسلمانان تصور مي كنند كه اين كار براي يهوديان و مسيحيان حرام باشد و غالباً تصوير توده مردم اين است كه تنها در دين اسلام از اين كارها منع شده است در حالي كه تعاليم يهود مي گويد :
« اگر انسان دنبال شير درنده باشد بهتر از آنست كه زني را تعقيب نمايد ، و شوخي و مزاح و سبكسري، انسان را به فسق و فجور مي كشاند».
و باز مي نويسد :
« هيچكس نبايد در كوچه و بازار پشت سر زني راه برود حتي اگر آن زن همسر خود او باشد تا كساني كه نميدانند آن زن زوجه اوست به او سوء ظن نبرند ، اگر روي پل با زني مواجه شدي بايد صبر كني تا آن زن يكسو عبور كند و سپس خود از پل عبور كني و هر آنكس كه عمداً از قفاي زني روان است ، كه از نهر ميگذرد و هنگام عبور از آب كه پيراهنش را بالا ميزند ، ساق پاي او را ببيند ، سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».
اختلاط نامحرمان ممنوع
در مباحث قبلي گفتيم كه از ديدگاه يهود هر آنچه موجب تهييج و تحريك شهواني بشود ممنوع و حرام است و از عوامل مؤثر در تهييج شهواني و شهوتراني، اختلاط نامحرمان مي باشد كه متأسفانه در دنياي امروزه يهود و تورات با اشكال مختلف وجود دارد در حالي كه اگر يهود و مسيحيت پايبند تعاليم خود مي باشند بايد از چنين اختلاطهايي خودداري كنند.
حتي در تلمود كه «نقشه معبد هميقداش» را كه ارزش آن معبد براي يهود همانند ارزش خود تورات ميباشد چاپ كرده اند در توضيحات آن معبد ، صحني را به طور مجزا براي بانوان و صحني ديگر را براي مردان نقل كردهاند كه خود اين موضوع گوياي عدم جواز اختلاط زن و مرد نامحرم ميباشد.
و ويل ورانت در مورد عدم اختلاط زن و مرد مي نويسد :
« در كنيسهها زنان جاي جداگانهاي در بالاخانه داشتند و يا پشت سر مردها مي نشستند».
حرمت زنا
از ديدگاه تورات موجود، رابطه نامشروع و اعمال خلاف عفت نيز ممنوع و حرام مي باشد و مجازات كسي كه به عمل شنيع زنا آلوده شود سنگسار و مرگ است لذا در تورات آمده : «... و كسي كه با زن ديگري زنا كند، زاني و زانيه (هم زن زنا كننده و هم زنا كننده) البته كشته شوند...». در مورد دختري كه عمل زشت زنا را مرتكب شود و در خانه شوهرش معلوم شود كه قبلا چنين كار شنيعي را مرتكب شده مي نويسد :
«... اگر علامت بكارت آن دختر پيدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بيرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد...».
همچنانكه در مطالب قبل بيان شد ، سه چيز را در تعاليم يهود از گناهان كبيره و نابخشودني مي دانند كه عبارت است از بت پرستي، زنا و قتل نفس.
و باز مي گويند: «شخص زناكار، كافر و خدانشناس بالفعل است».
و طلاق دادن زن زناكار از واجبات دين يهود بود.
حرمت لواط
عمل زشت و پليد لواط نيز به طور مكرر در تورات ممنوع و حرام اعلام شده و مينويسند:«... و با ذكور مثل زن جماع مكن...». و در مجازات عمل شنيع لواط ، براي افرادي كه چين نعمل زشت را مرتكب ميشوند مجازات مرگ را تعيين نموده است :«... اگر مردي با مردي مثل زن بخوابد هر دو فجور كردهاند، هر دو ايشان البته كشته شوند و خون ايشان بر خود ايشان است...».
و ساير واجبات و محرمات نيز وجوه مشترك زيادي با احكام اسلام دارد (و ما به خاطر اختصار و گنجايش اين نوشته به همين چند مورد اكتفا كرديم) اما عدم پايبندي يهود به حلالها و حرامهاي دينيشان و همچنين عدم پافشاري علماي يهود بر ارزشهاي ديني ، موجب شده در ميان اكثر يهوديان و غير يهوديان چنين تصوير شود كه غير مسلمانان اعم از يهودي و مسيحي و... از همه ارزشها و دستورات ديني آزادند و اصلاً در دين آنها كارها ضد اخلاقي منع نشده است و يا اينكه چنين كارهايي ضد اخلاقي نيست....
هر چند كه علماي يهود خيلي از اين حرامها را حلال اعلام كردهاند!؟
نگاه كردن و ازدواج در اسلام:
نگاه كردن
يكي از نعمتهاي الهي، قدرت بينائي است ، انسان بايد از اين نعمت بزرگ در راه كمال و ترقي خود و همنوعان استفاده كند و آن را از نگاه به نامحرمان باز دارد گرچه نگاه به طبيعت و زيبائي هاي آن ، اگر تجاوز به حقوق ديگران نباشد ، اشكال ندارد ، ولي حفظ ديده از نگاه به ديگران و حفظ خود از نگاه نامحرمان، احكام خاصي دارد كه در اين بخش به برخي از آنها ميپردازيم.
محرم و نامحرم
محرم كسي است كه ازدواج با او حرام است و در نگاه به او محدوديتي كه نسبت به ساير افراد هست نميباشد. افرادي كه بر پسرها و مردها محرمند
1 ـ مادر و مادر بزرگ
2 ـ دختر و دختر فرزند.
3 ـ خواهر
4 ـ خواهرزاده (دختر خواهر).
5 ـ برادر زاده (دختر برادر).
6 ـ عمه (عمه خودش و عمه پدر و مادرش).
7 ـ خاله (خاله خودش و خاله پدر و مادرش).
اين دسته از افراد به سبب خويشاوندي نسبي با هم محرمند و گروهي ديگر هم به سبب ازدواج بر پسرها و مردها محرم ميشوند كه عبارتند از :
1 ـ مادر زن و مادر بزرگ او.
2 ـ دختر زن ، هر چند دختر خودش نباشد.
3 ـ زن پدر (نامادري).
4 ـ زن پسر (عروس).
بجز افرادي كه نوشته شد ، ديگر زنها نامحرمند ، حتي زن برادر و خواهر زن ، اگرچه ازدواج با خواهر زن تا مدتي كه خواهرش همسر اوست حرام مي باشد يعني ازدواج با دو خواهر جايز نيست مگر آنكه اولي از دنيا برود يا او را طلاق دهد.
نگاه به ديگران
1 ـ زن و شوهر به تمام بدن يكديگر ميتوانند نگاه كنند ، هر چند براي لذت بردن باشد.
2 ـ بجز زن و شوهر ، نگاه كردن هر فرد انساني به فرد ديگر ، اگر براي لذت بردن باشد حرام است، خواه همجنس باشد مانند نگاه مرد به مرد ديگر ، و يا غير همجنس مانند نگاه مرد به زن ، و خواه از محارم باشد و يا غير محارم و به هر جاي بدن باشد همين حكم را دارد.
3 ـ نگاه كردن مرد به بدن زن اگر براي لذت بردن نباشد احكام خاصي دارد كه اكنون به بيان آنها ميپردازيم.
نگاه مرد به زن 1 ـ محرم : 1 ـ به عورت : حرام. 2 ـ به غير عورت : جايز.
2 ـ نامحرم : 1 ـ به صورت و دستها تا مچ : جايز. 2 ـ به ساير اعضاي بدن : حرام.
ازدواج
كسي كه به واسطه نداشتن همسر به حرام مي افتد مثلا به نامحرم نگاه مي كند واجب است ازدواج كند.
همسر شايسته
سزاوار است كه انسان به صفات كسي كه مي خواهد با او ازداج كند توجه داشته باشد و تنها به زيبائي و مال اكتفا نشود برخي از صفات همسر شايسته از نظر پيامبر اكرم (ص) بدين قرار است :
با محبت باشد.
عفيف و پاكدامن باشد.
در ميان خانواده خود عزيز باشد.
نسبت به شوهرش متواضع باشد.
تنها براي شوهر خود زينت و آرايش كند.
از شوهر خود اطاعت كند.
همسر ناشايسته
برخي از صفات همسر ناشايسته در روايت پيامبر (ص) چنين آمده است :
در ميان خانواده خود خوار باشد.
حسود و كينه توز.
بي تقوا.
براي ديگران آرايش كند.
از شوهر اطاعت نكند.
عقد ازدواج
1 ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دخترو پسر و علاقه داشتن كافي نيست، بنابراين ، خواستگاري تا زماني كه صيغه ازدواج خوانده نشده سبب محرم شدن نيست و با ساير زنان نامحرم تفاوتي ندارد.
2 ـ اگر عقد ازدواج، يك حرف آن غلط خوانده شود كه معني آن عوض شود عقد باطل است.
3 ـ اين افراد به واسطه ازدواج بر مرد محرم هستند.
همسر ، مادر زن ، دختر زن ، زن پدر ، زن پسر.
4 ـ خواهر زن نامحرم است ، گرچه ازدواج با وي تا زماني كه خواهرش در ازدواج اوست جايز نيست.
5 ـ بجز زن و شوهر ،نگاه هر انساني به انسان ديگر به هر جاي بدن با قصد لذت حرام است.
6 ـ مرد مي تواند به بدن زناني كه با او محرم هستند ، بجز عورت ، بدون قصد لذت نگاه كند.
7 ـ مرد مي تواند به صورت و دستهاي زنان نامحرم بدون قصد لذت نگاه كند.
8 ـ نگاه به ساير اعضاي بدن زن نامحرم حرام است.
9 ـ اگر انسان به واسطه ازدواج نكردن به حرام مي افتد واجب است ازدواج كند.
۱۰ ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دو طرف كافي نيست.
سئوال : با وجود همة دلايلي كه براي حجاب فرموديد ، چرا بعضي از خانمهاي جامعه به خاطر بيحجابي، حاضرند خودكشي كنند! علت حرص شديدي كه بعضي از خانمها براي بيحجابي دارند و حجاب را براي خودشان قيدي مي دانند با همة اين مشكلات جسمي و روحي كه براي آنها ايجاد ميكند، چيست؟ انگيزه آنها به رعايت نكردن حجاب را توضيح دهيد.
خانم دكتر جلالي
من فكر مي كنم كه خانمها مي خواهند خودشان و ارزش خودشان را بيشتر ثابت كنند و براي آنها هيچ ارزشي به جز ارزش هاي ما دي و ظاهري پيدا نيست. يعني به لحاظ عاطفي احساس امنيت نميكنند و به اين مشكل ميخواهند احساس آرامش كنند.
حجت الاسلام غروي
سئوال : بد حجابي و برهنگي زنان به صورت جزئي چه آثاري در اضطراب و افسردگي آنان دارد. يعني بدحجاب چگونه اين مشكلات رواني را براي خود ايجاد مي كند. زمينههايي كه موجب افسردگي او ميشود چيست؟
خانم دكتر جلالي
يكي اين كه گفتيم خانمها نفوذپذيرتر هستند. يعني تحت تأثير محيط قرار ميگيرند. اگر حجاب را فقط يك پوشش ظاهري در نظر نگيريم كه حتي همان پوشش ظاهري هم به طرف مقابل پيام ميفرستد ، وقتي خانمها حجاب ظاهري و باطني خود را رها ميكنند، نفوذ فراواني در آنها ايجاد ميشود. يعني وحدت نفس او كه بايد وجود داشته باشد ، از بين مي رود. سر حجاب اين است كه اين نفوذپذيري از يك سو انجام شود، از سوي شوهر، آن هم شوهر خوب كه محيط خوبي را براي خانواده ايجاد ميكند تا يگانگي حاصل شود. تكثر و تعدد، اضطراب، آشفتگي و افسردگي پيش ميآورد. همان طور كه خانمها با حجاب بيشتر لطيفتر مي شوند ، خانم هايي كه حجاب را رها ميكنند، به مرور زمان مثل يك دستي كه خيلي كار سنگين با آن انجام دهند ، خشن مي شود و لطافتش را از دست مي دهد. به عنوان مثال پر ستارههايي كه تازه سر كار آمدهاند، به مريضها بيشتر و بهتر پاسخ مي دهند اما بعضي از آنها كه در آن جا زياد كار كردهاند يا به خاطر فشار كارشان ساعتها پشت سر هم كار ميكنند خوب نميتوانند پاسخ دهند ، چون تحملش را ندارند و به اصطلاح پوست كلفت شدهاند و حالت بيگانگي پيدا كردهاند ، يعني بعد معنوي و هويت خود را از دست دادهاند. معناي زندگي در لطافت ، عفت و پاسخ دادن به شوهر و بچه است. وقتي كه اين حريم را بشكنيم طبعاً افسردگي پيش ميآيد.
حجت الاسلام غروي
خانم دكتر به يك نكته ظريف رواني اشاره كردند و آن اين كه ويژگي پاسخ دهي در زن براي بهداشت رواني خانواده و بهداشت رواني خودش نقش بسيار مهمي دارد. پاسخ دهي نيز صرفاً پاسخ دهي جنسي نيست، بلكه پاسخ دهي عاطفي و جنبههاي ديگر نيز مطرح است. اگر بنا باشد اين پاسخدهي در بيرون از خانه زياد شود بخواهيم يا نخواهيم در خانه و خانواده تقليل پيدا مي كند، زيرا در خارج از خانه خيلي از پاسخها را داده است.نكته ديگر اين كه انگيزه نماياندن و به نمايش گذاشتن در خانمها بيشتر است و بالاخره بايد ارضا شود. يك وقت اين حالت در خانه و خانواده ارضا ميشود و موجب ثبات خانواده شود كه بسيار مطلوب است. اما چنان كه خانم بيرون از خانه در مقام ارضا بر آيد ، دچار وسوسه ميشود كه نكند در اين رقابت عقب بمانم. در زمان طاغوت بعضي از خانمها خودشان مي گفتند : گويا تمام تلاش ما براي بيرون از خانه است، سر را بايد ببنديم و... تا بتوانيم با ديگران رقابت لازم را داشته باشيم و ميگفتند : ما بعد از انقلاب راحت شديم.
گاهي چون در نعمت هستيم ، نميفهميم نعمت يعني چه؟ درست مثل كسي كه به اندازه لازم اكسيژن دارد، عمري تنفس ميكند و هيچ مشكلي برايش نيست ، چنين كسي نميفهمد ارزش اكسيژن چقدر است. وقتي ميفهمد كه كمبود اكسيژن داشته باشد. بسياري از نعمتها همين طور است. ما حقيقتاً چون در اين نعمت هستيم و خانمهايمان الحمدلله از نعمت حجاب برخوردارند، قدر اين نعمت را نمي دانيم.
سئوال : آيا رعايت نكردن درست پوشش براي آقايان مشكلات رواني فراهم مي كند يا خير؟
حجت الاسلام غروي
ما مردها خيلي خوب مي فهميم كه نگاه كردن يا فقدان پوشش لازم چه نقشي منفي عجيبي در بهداشت رواني انسان ايجاد مي كند. زدست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
در عنفوان جواني انسان از جنبه هاي انگيزشي سطح بالايي برخوردار است. اگر بنا باشد خانمها پوشش لازم را نداشته باشند و هر جور خواستند بيرون بيايند بحران ، التهاب روحي و تشويش ذهني ايجاد ميكند، اگر جوان بتواند از اين فرصت كام جويي مي كند و اگر نتواند به مشكلات ديگري مبتلا مي شود كه امروزه جوامع بدان مبتلا هستند. اما اگر جامعه پوشيده باشد ، برخوردها سالم باشد ، پوششهاي لازم در جامعه وجود داشته باشد و از طرف ديگر انسان به دستورات ديني پايبند باشد و چشم چراني نداشته باشد اين التهابات روحي پديد نمي آيد. صحبت كردن خانمها موجب تحريك جوان و نوجوان ميشود. دكلمه خواندنهايي كه در مجالس عمومي توسط بعضي از خواهران ارايه مي شود ، قطعا اشكال درد. اين شعرهاي عرفاني كه در راديو و تلويزيون ارائه مي شود قطعا اشكال دارد. جاي ترديد نيست كه اين كار مشمول آيه «ولا تخضعون بالقول» است و موجب مي شود كساني كه مشكل دارند ، مشكلشان افزوده شود، لذا خانمها بايد در سخن گفتن خيلي توجه كنند.
خانم دكتر جلالي
مطلبي كه در روان شناسي به خلقت مرد و زن از لحاظ ژنتيك مربوط است اين است كه در زنان ژن ايكس و در مردان ژن ايگرگ وجود دارد. ايگرگ پيام ميفرستد و بدن ساختار خاص مردانه دارد. ساختار خاص مردانه چيست؟ مغز مردها آستانة تحمل پايينتري دارند. يعني زودتر پاسخ مي دهند، لذا وقتي فرد بيحجاب قرار ميگيرند، به خاطر ساختار خاص مردانه سريع تحريك مي شوند.
سئوال : روايتي است منسوب به امير المؤمنين (ع) كه رنگ سياه را مذمت كرده است و از ديدگاه روان شناسي نيز منع شده است ، پس چرا لباس حجاب اسلامي ما سياه رنگ است، آيا رنگ سياه براي زنان غم و اختلال حواس به دنبال ندارد؟
خانم دكتر جلالي
اولا حجاب به چادر و رنگ خاصي اختصاص ندارد. ثانياً چند سال پيش در روان شناسي، رنگها چيز جالبي خواندم كه وقتي انسان به يك چيز سفيد نگاه ميكند، احساس ميكند انگار آن چيز نزديكتر ميشود، اما وقتي چيز مشكي مي بيند، احساس مي كند از او دور ميشود. آن موقع ، من گفتم : چه بهتر هر وقت يك مرد من را مي بيند فكر كند كه من دارم از او دور ميشوم.
حجت الاسلام غروي
توجه به چند نكته لازم است :
نكته اول : لباس مشكي عملاً به پوشش و عفاف نزديكتر است.
نكته دوم : مگر هميشه خانمها چادر به سر دارند كه غم بگيرند؟ اين كه ميگويند : چادر مشكي باعث افسردگي مي شود براي اين است كه ما را از درون تهي كنند.
سئوال : ميان حجاب و سلامت رواني خانواده چه ارتباطي است ، يعني تأثيري كه حجاب بر مسأله بهداشت رواني و سلامت رواني خانواده مي گذارد. چيست ؟
خانم دكتر جلالي
وقتي ميگوييم كه در يك نظام بايد هماهنگي باشد ، اين هماهنگي هميشه به سوي يك جهتي است. اين هدف را عبادت مي گوييم. اگرما خانمها واقعاً هدفمان خدا باشد، ارزشهايمان رسيدن به خدا باشد و لا غير، حجاب را رعايت مي كنيم و وقتي رعايت كنيم ميفهميم كه جدا بودن از مردها و حجاب مرز كلي ميان مرد و زن است، چون خانمها وقتي بيرون ميروند ، نفوذ پذيرند. بنابراين به خانواده كه بر ميگردند، چگونه ميتوانند ارتباطي لطيفي با بچه و شوهر داشته باشند؟ وقتي زنها پوشش داشته باشند شايد آقايان براي ديدن خانمهاي خودشان حريص شوند و با يك علاقهاي به سوي خانواده بيايند و خانمها بايد براي اين كار آمادگي داشته باشند. بايد اين روحيه را داشته باشند كه كانون خانواده را بسازند. وقتي اين روحيه نيست، زندگي از طرف خالي است. آقايان مرا ببخشند ، اما به نظر من اصل كار خانواده خانم است، مردها ساپورت و پشتيباني ميكنند و شرايط را فراهم مي كنند، يعني آقايان هستند كه بايد حجاب را براي خانمهايشان بسازند. بايد تمام نگراني هاي اقتصادي از دوش خانمها برداشته شود. در قديم مادرها چگونه بودند؟ چه قدر طلاق كم بود؟ چه قدر قديمي ها از مادرشان تعريف ميكنند؟ مگر مادرها در جريان اقتصاد بودند، مگر آنها مسئوليت اقتصادي بر دوششان بود؟ آنها در عالم خودشان خوش حال و لطيف بودند و اين همان سلامتي است.
حجت الاسلام غروي
انسان براي رسيدن به تكامل خلق شده است و كمالات انسان نيز به جنبههاي معنوي و ارزشي اخلاقي او مربوط است و اين بايد در همين دنيا انجام گيرد، يعني اگر بنا بود انسان تنها روح باشد هيچ كمال و استكمالي در او راه پيدا نميكرد. انسان با اين بدن ارتباط پيدا كرده است و قوه و استعداد استكمال در او پديد آمده است. در اين دنيا بودن هزينههايي دارد. اين هزينهها را انسان زماني متحمل ميشود كه به لذتي برسد. اگر بنا بود لذتي حاصل نشود انسان زير بار مشكلات و سختيها نميرفت. در نتيجه اصولاً لذت، آن هم لذتهاي مادي اين عالم است كه انسان به خاطر آن ادامه حيات ميدهد. اين لذتها گرچه اصيل نيستند، ولي نقش بسيار مهمي دارند تا انسان بسياري از مسئوليتها را به دوش بكشد.
حقيقت اين است كه اديان آسماني تحريف نشده همين جريان را دنبال ميكنند. شواهد نشان ميدهد اسلام به همه گونه التذاذ جنسي در جامعه راضي نيست. جاي تأمين و ارضاي اين نياز خانه و خانواده است تا وظايف و مسئوليت هاي سنگين در خانه قابل تحمل باشد. اين خيلي مهم است. اگر بنا باشد در بيرون از خانه چشمها از همه جور ديدنها و هر نوع ارتباط پر شود ، در نتيجه خانه زيبايي لازم را ندارد. اختلاط مرد و زن هر چند كه پوشيده هم باشند ، عوارض منفي دارد. در يك ادارهاي كه مرد و زن با هم باشند، ولو اين كه پوشيده هم باشند، مقداري از آن نياز عاطفي را تأمين مي كند و نياز چنداني براي خانه و خانواده نميماند. بيرون از خانه اين خواسته راحت تأمين ميشود، بدون اين كه شخص مشكلاتي داشته باشد و سختيهايي را تحمل كند. لذا چنين فردي وقتي به خانه ميآيد، همسرش جاذبه لازم را ندارد.
ما روي مسأله اختلاط سخت تاكيد داريم. اعتقادمان اين است كه رابطه مرد و زن سطوح مختلفي دارد. در بعضي از سطوح خط قرمز است. در بعضي از سطوح خط قرمز نيست ، اما نارنجي رنگ است. در بعضي از سطوح خط زرد است. اين ها بايد مورد توجه قرار گيرد. اسلام بنايش بر اين است كه مرد وقتي به خانه آمد، نياز تكامل داشته باشد و زن نيز نسبت به او همين طور باشد. الان در غرب بنيان خانواده واقعاً متزلزل است. آمار به خوبي از اين مسأله حكايت مي كند.
سئوال : با توجه به اين كه خانم دكتر مسأله پوشش در غرب را مطرح كردند، يكي از ضرب المثلهايي كه ما داريم ، اين است كه (الانسان حريص علي ما منع) انسان معمولاً نسبت به آن چيزهايي كه منع شود، حرص بيشتري دارد. طبيعتاً حجاب حرص آقايان را افزايش ميدهد. در اين زمينه توضيحي بفرماييد.
خانم دكتر جلالي :
من حدود بيست سال پيش به ايران آمدم. قبل از آن در آمريكا بودم. در آمريكا به دنيا آمدم، آنجا درس خواندم و دكتراي روان شناسي گرفتم و الحمدلله به دين اسلام مشرف شدم و بيست سال است كه ايران هستم.
من اين فرضها را قبول ندارم. حالا افرادي كه نرفتند و نديدند و نچشيدند، شايد چنين نظري داشته باشند كه مردها در غرب نسبت به خانمها بيتفاوت هستند ، اما مسأله اين طور نيست. وضع آن جا افتضاح است. چند روز قبل آماري كه خواندم ، نشان مي داد 60 درصد از دختران و پسران 15 ساله خودشان را براي ارتباط جنسي تحت فشار مي بينند. اين طور نيست كه چون اينها مي توانند با چشم باز و به دلخواه نگاه كنند حرص ندارند ، شايد به نگاه حرص ندارند، چون از حرص گذشته است، اما درخواستها متوقف نشده است.
حجت الاسلام غروي
نكته اول اين كه اگر تلقي ما از اين جمله اين باشد كه چون ممنوعيت حرض آفرين است، پس نبايد منع كرد لازمهاش اين است كه اصلاً نهي از منكر مشروع نباشد ، زيرا انسان به منهيات حريض ميشود. در حالي كه نهي از منكر از واجبات و محكمات كتاب و سنت است. در نتيجه مضمون اين جمله نميتواند اين مفاد و معنا را داشته باشد كه اگر شما در مقام بازدارندگي باشيد باعث مي شويد حرص افراد افزايش پيدا كند.
نكته دوم اين كه شايد بتوانيم بگوييم چيزهايي كه در واقع براي انسان مشروع است و انسان ميتواند از آن استفاده كند بدون اين كه واقعاً منع عقلي و اجتماعي داشته باشد ، چنانكه ممنوع شود موجب حرص ميشود. شايد مفاد حديث در اين فاز باشد.
نكته سوم اين كه اصولاً پوشش خاصي كه براي زنها است، اگر فرهنگي و معمول شود ديگر اين سئوال مطرح نميشود كه «الانسان حريص علي ما منع» به عبارت ديگر لازمة در برابر نامحرم قرار گرفتن خانمها اين است كه اين پوشش را داشته باشند. اين فرهنگ ميشود. وقتي فرهنگ شد، براي همه مورد قبول است و صحبت اين نميشود كه «الانسان حريص علي ما منع».
نكته چهارم بحثي است كه خانم دكتر اشاره فرمودند و آن اين كه اگر مسأله اين طور بود كه آزاد گذاشتن افراد در رسيدن به خواستهها حرص را برطرف مي سازد در غرب بايد آمار فساد و انحرافات جنسي پايين بيايد، در حالي كه روز به روز آمار فساد بالا مي رود. چرا؟ براي اين كه آن جا پوشش نيست. آنجا افراد را براي ارضاي انگيزههاي جنسي آزاد مي گذارند، آزادي نسبتاً فراواني حاكم است. اين جاذبه و التهابي كه در ارتباط با مرد و زن وجود دارد ، اين جور نيست كه اگر جلو آن گرفته نشود التهاب كم شود بلكه به عكس التهاب افزونتر مي شود و روحية تنوع طلبي در انسان قوي تر مي شود كم كم بسياري از مسائل عادي برايش رضايت ايجاد نمي كند. از اين رو مرزها را كنار مي زند.
از نظر تجربي نيز مورد تأييد نيست كه كسي بگويد : اگر پوشش و حد و حدود نباشد مردها كمتر حريص مي شوند. واقعيتهاي خارجي در غرب و جاهاي ديگر نشان ميدهد كه اين مسأله التهاب را بيشتر و افزونتر ميكند و انحرافات جنسي در اين رابطه بيشتر پديد مي آيد.
ممكن است شما بپرسيد اگر حجاب براي رشد انسان اين قدر خوب است چرا فقط زنها هستند كه اين قدر بايد به حجاب خودشان توجه كنند؟
در پاسخ اين سئوال ، به سه نكته اشاره ميكنم:
يكي اين كه فطرت و سرشت زن لطيفتر از مرد است.
دوم اين كه مرد و زن مخالف همديگرند مثل دو تا قرص مخالف در عالم فيزيك كه نسبت به يكديگر جذابيت شديد دارند. در چنين جايي كه يك نوع حفاظت لازم است. چه كسي حفاظت كند؟ آن كسي كه لطيفتر است.
دليل سوم به ساختار روح و روان انسان بر مي گردد. وقتي بچه به دنيا ميآيد ، هيچ فرقي ميان خود و محيط تشخيص نميدهد. اين نكته ثابت شده است كه طفل خود را دنياي دور و برش يكي مي داند ، به طوري كه اگر طفل در محيطي باشد و مادرش افسردگي داشته باشد ، آن طفل نيز غم و اندوه مادر را به خود ميگيرد ، يعني همان احساسات مادر را طفل احساس خودش ميداند. به مرور زمان ، در سال اول رشد يك مرز روحي و رواني ايجاد مي شود و به جايي ميرسد كه طفل خودش را از ديگران جدا ميداند، يعني ميتواند تشخيص دهد كه خودش ناراحت است يا مادرش ناراحت است. او چه احساسي دارد و ديگران چه احساسي دارند. اين قشر روحي و رواني در مردها محكمتر است و ميتوان گفت كه مردها تقريباً تا حدي زيادي ميتوانند چيزهايي كه روي روانشان تأثير مي گذارد ، كنترل كنند. خانمها اين گونه نيستند و نفوذپذيري بيشتري دارند و بايد همين طور باشد ، چون وظيفه خانم است كه به بچههايش، شوهرش و افرادي كه نياز به عاطفه دارند ، پاسخ دهد. پس حتماً بايد نفوذپذير باشد. گاهي يك طفل گريه مي كند ، مادر نيز گريه مي كند ، اين طور نيست كه مادر دست و پاچه شده باشد و يا نداند كه چگونه به بچه پاسخ دهد ،بلكه چون بچه و مادر يكي هستند همان درد و ناراحتياي را كه بچه احساس ميكند مادر نيز احساس مي كند. خانمها اين گونه ساخته شدهاند.
جامعه غربي، به خصوص بعد از جنگ جهاني دوم، از ارزشهاي معنوي، به ارزشهاي مادي روي آورد. روان شناس معروفي اخطار داد و گفت : به جايي مي رسيم كه مقام مقدس مادر از ارزش ميافتد. آن وقت زنها طبيعتاً دنبال ارزش مي گردند و از خانه خارج ميشوند و سعي ميكنند خودشان را مثل مردها بسازند تا احساس ارزشمندي كنند. در هنگام ، جامعه شناسان غرب فرضيهاي را در مقابل مطرح كردند كه تفاوت ميان زن و مرد ، حتي تفاوت هاي فيزيكي را به خلقت مرد و زن مربوط نميدانست و آن تفاوتها را فقط و فقط به طرز تربيت خانمها و مردها مربوط مي دانست. اين ها فرض كردند كه اگر به خانمها فرصت داده شود تا وارد ميدان اجتماع شوند و شانه به شانه مردها فعاليت داشته باشند ، هم از لحاظ فيزيكي قويتر ميشوند و هم به لحاظ روحي و رواني بيشتر ارضا مي شوند. نتيجه اين تجربه ، پنجاه سال مصيبت بار براي غرب بود. زنها نه فقط قويتر نشدند بلكه طول عمرشان كوتاهتر شد. آمار نشان مي دهد كه خانمها بعد از آن تغييرات اجتماعي و رها كردن حجاب خانه ، دچار مشكلات فيزيكي ناشي از استرس مانند ناراحتي قلبي، زخم معده و... شدند. همچنين از لحاظ روحي و رواني وضع بهتري پيدا نكردند ، بلكه به طور بسيار چشمگير، افسردگي زنها افزايش پيدا كرد و همان طور كه مي دانيد ، افسردگي زماني ايجاد مي شود كه انسان هيچ معنايي براي زندگي خود پيدا نميكند. وقتي خانمها نقش خود را رها كردند و سعي كردند خودشان را مثل مرد بسازند و خود را در اجتماع پيدا كنند ، با شكست مواجه شدند و افسردگي پيدا كردند. علاوه بر اين ، ميزان طلاق نيز بالا گرفت.
اگر به دين نگاه كنيم ، به روانشناسي و تاريخ نگاه كنيم ، ميفهميم كه حجاب براي خانمها چه فايدهاي دارد و تحيري نميماند تا سئوال كنيم : چرا خانمها بايد حجاب داشته باشند؟ همچنين حجاب را محروميت نميدانيم ، بلكه مي فهميم حق خانمها است كه در حجاب باشند و نقش خود را ايفا كنند. ما بايد به هر جامعهاي كه پيشنهاد يا تشويق ميكند كه خانمها از حجاب دور شوند، اعتراض كنيم، چون در اين صورت ، خانمها و در نتيجه ، خانوادهها و جامعه به هلاكت ميرسند.
مقدمه
يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيما. [1]
اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان ديگر كه خويشتن را به چادر فرو پوشند اين براي آن كه آنها (به عفت و حربت) شناخته شوند تا از تعرض (هوسرانان) آزار نكشند ، بسيار بهتر است و خدا آورزنده و مهربان است.
پوشش بانوان از مسائل مهمي است كه از جنبههاي گوناگون قابل بررسي و ملاحظه است. امروزه پرداختن به مسأله حجاب بدون در نظر گرفتن ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي ، روانشناختي و... ما را در جهت شناخت دقيق واقعيتهاي مربوط به آن ياري نخواهد كرد.
ابعاد روان شناختي از جمله ابعادي است كه در شناخت اهميت حجاب نقش اساسي دارد. متنی كه در پيش رو داريد ، حاصل ميز گردي است با حضور كارشناسان محترم، جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد غروي از اساتيد محترم حوزه و كارشناس مسائل روان شناختي و سركار خانم دكتر زينب جلالي، روان شناس گران قدر باليني از كشور امريكا در آن آثار و پيامدهاي روانشناختي حجاب مورد بررسي قرار گرفته و به سئوالات حاضرين پاسخ داده شده است.
خانم دكتر جلالي
مسأله حجاب، مسأله بسيار مهمي است و مي توان گفت سئوال برانگيزترين مطلب ميان مسلمانان و غير مسلمانان است. براي خانمها گاهي تداعي مي شود كه حجاب محروميت و ظلم است و الان در جهان همين گونه مطرح مي شود ، حتي گاهي براي ما نيز سئوال پيش ميآيد!
همان گونه كه مي دانيد ، نظام خلقت بر چهار اساس استوار است. اساسيترين پايه خلقت وحدت است. يعني همين طور كه ما به نظام خلقت نگاه مي كنيم ، ميبينيم نظام واحدي است و تمام كثراتي كه ميبينيم، در عين حال كه هر كدام وظيفه خود را انجام مي دهند، هماهنگي و قانون بر تمام آنها حاكم است هر قسمت كه از قانون خارج شود هلاك مي شود و باعث به هم خوردگي كل نظام مي گردد.
دومين اساس هدايت است و هر موجود بايد به سوي خدا حركت كند. موجودات زندهاي مثل حيوانات هدايت خاصي دارند. براي هر حيواني مشخص است كه چه بايد بخورد و در كدام آب و هوا بايد زندگي كند و... انسان داراي يك هدايت اجمالي است كه با دين اسلام ، اين هدايت تفصيل مي يابد و ما با استفاده كردن از مطالب ديني ، ميتوانيم به تكامل برسيم.
اساس سوم عدل است. يعني در نظام و اين هدايت هر موجودي فرصت دارد تا به مقصد يعني حريم قدس الهي برسد.
اساس چهارم تفاوت ميان مرد و زن است. با اين كه تفاوت ميان مرد و زن براي ما امري بديهي است، اما باز هم لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه تفاوتهاي ظاهري ميان مرد و زن را همه مي فهمند ، ولي تفاوت روحي و رواني نيز وجود دارد كه در ارتباطات و فعاليتهاي اجتماعي تأثير ميگذارد. خلقت ظاهري ميان مرد و زن نمي تواند متفاوت نباشد. اطلاعات زيادي نشان مي دهد اين ساختار ظاهري كه بر اساس مسائل ژنتيك و هورمونيك است باعث اخلاق هاي متفاوت ، حال متفاوت و روح و روان متفاوت مي شود و مي توان گفت كه مردها فعال تر هستند ، در تصميم گيري قاطعترند، ترجيح ميدهند كه فرمان دهند و از قوه عقليه براي برخورد با مسائل استفاده كنند، ولي خانمها بر اساس خلقت دروني خود منفعلتر هستند. از احساسات و عواطف خود بيشتر استفاده ميكنند ، انعطاف پذير و فرمان پذيرند. طبيعي است اين خصوصيات آنها را براي بزرگترين وظيفه انساني كه در جهان انجام ميگيرد يعني پذيرش و پرورش نطفه كه بزرگترين تجلي الهي است آماده مي كند در مقابل اين مردها هستند كه وظيفه دارند از زنها محافظت كنند و براي خانوادهها محيط آرامي بسازند تا آنها بتوانند به كارهايشان برسند.
حال با توجه به اين چهار اساس، به مطلب حجاب رو ميآوريم. حجاب چيزي است كه انسان را از آفت و نفوس ناخواسته حفظ ميكند. حجاب تنها يك مسأله فيزيكي نيست ، بلكه ابعاد روحي و رواني نيز دارد. حجاب دو نوع است. يكي حجاب اوليه كه استعداد درون هر موجودي را حفظ مي كند تا به فعليت برسد. به عنوان مثال روي دانه سبب يك حجاب و پوست است كه استعداد داخل دانه را حفظ ميكند و نميگذارد آفتها به داخل آن برسد و همين مصونيت باعث ميشود كه آن موجود در محيط مناسب قرار گيرد، يعني در حجاب دوم واقع شود. اين حجاب محيط مناسبي براي رشد استعداد داخل هسته است. دانه سيب در حجاب اوليه است و براي اين كه رشد كند ، بايد در حجاب دوم يعني خاك باشد تا بتواند سب شود. كسي نميتواند اعتراض كند كه چرا دانه سيب بايد در خاك باشد؟ كسي حق ندارد دانه سيب را از خاك بردارد و در آفتاب روشن بگذارد، چرا كه ميخشكد ، استعدادش از بين مي رود و هيچ وقت به تكامل نميرسد. انسان نيز همين طور است. براي رسيدن به تكامل بايد در محيطي درست قرار گيرد. اين محيط درست همان چارچوبي است كه دين اسلام براي ما معين كرده است. به عنوان مثال ميان ما و گناه بايد حجاب وجود داشته باشد. يك فروشنده در مغازه بايد از گران فروشي فاصله بگيرد. در غير اين صورت به تكامل نميرسد. گاهي افرادي ميگويند : فلاني چه قدر ساده لوح است. اگر قدري بيشتر زرنگي به خرج دهد بيشتر سود مي برد، اما فروشنده كه حجاب خود را رعايت ميكند ، يعني محدوديت ها را حفظ ميكند ، مقصد ديگري دارد مقصد فقط اقتصاد نيست ، بلكه مي خواهد به اين وسيله به تكامل برسد. پس انسان براي تكامل و رشد تمام استعدادها به يك حجاب دومي كه دين اسلام آن را شرح ميدهد ، نياز دارد. ادامه دارد
[1] ـ سوره احزار ، آيه 59.