امید که برخی به فکر واداشته شوند:عجب شعارهایی می دهند مسلمانان انگلیس و فرانسه!؟ به اینها می گویند شیرزن نه.... جوانمردتر از اینها سراغ دارید؟
حجاب؛ ظلمهاي فرانسه را افشا ميکند
سکولاريسم ، شرافت زن را ميگيرد

سکولاريسم جهان را نابود کرده است



حجاب= آزادی

مسلمانان انگليس، سکولاريسم را به چالش ميکشانند

سکولاريسم ، شرافت زن را ميگيرد


هشدار! غرور مرا جريحهدار نکنيد

دموکراسي يا استبداد؟

حجاب؛ ظلمهاي فرانسه را افشا ميکند

غير قانونيکردن اسلام در فرانسه را متوقف کنيد

غير قانونيکردن اسلام در فرانسه را متوقف کنيد



حجاب يک تکليف است، نه يک سمبل مذهبي

عفاف ما را نگيريد

حجاب؛ انتخاب ما

حجاب؛ حق ما

يک راهبه مسيحي، براي دفاع از حجاب

از حجاب دفاع کنيد


حجاب: انتخاب ما، حق ما


آزادي بيان

حجاب بخشي از شغل ماست
اگر اين دموکراسي است، ما ميگوييم: نه، مرسي!


حجاب آزادي است، نه ظلم

اين انتخاب ماست، نه شما به من نگو چه بپوشم!

من از شهر ليدز آمدهام تا به شما بگويم: اين عادلانه نيست


حجاب؛ حق ما

اگر اين دموکراسي است، ما ميگوييم: نه، مرسي!

منع حجاب، نماد جنگ عليه اسلام

منع حجاب، پردهبرداري از بنيادگرايي سکولار



مادرم را با حجابش تنها بگذاريد

حجاب انتخاب ما
|
تصاویری از تظاهرات حجاب خواهی در اروپای آزاد!!؟؟ | |
|
| |
حجاب: انتخاب ما
منبع:امت اسلامی
|
آیا حجاب با اصل آزادى مغاير است؟ |
|
مىگويند احترام به حيثيت و شرف انسانى يكى از مواد اعلاميه حقوق بشر است. هر انسانى شريف و آزاد است، مرد باشد يا زن، سفيد باشد يا سياه، تابع هر كشور يا مذهبى باشد.مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بىاعتنايى به حق آزادى او و اهانتبه حيثيت انسانى اوست و به عبارت ديگر ظلم فاحش استبه زن.عزت و كرامت انسانى و حق آزادى زن و همچنين حكم متطابق عقل و شرع به اينكه هيچ كس بدون موجب نبايد اسير و زندانى گردد و ظلم به هيچ شكل و به هيچ صورت و به هيچ بهانه نبايد واقع شود، ايجاب مىكند كه اين امر از ميان برود. پاسخ: يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق استبين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتى مىخواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد.در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد.حجاب در اسلام يك وظيفهاى استبر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد كيفيتخاصى را در لباس پوشيدن مراعات كند.اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود. اگر رعايت پارهاى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند چنين مطلبى را «زندانى كردن» يا «بردگى» نمىتوان ناميد و آن را منافى حيثيت انسانى و اصل «آزادى» فرد نمىتوان دانست. در كشورهاى متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهايى براى مرد وجود دارد.اگر مردى برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتى با پيژامه بيرون آيد، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل بر خلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مىكند.هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلا با لباس كاملا بيرون بيايند، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مىرود. بر عكس، پوشيده بودن زن - در همان حدودى كه اسلام تعيين كرده استموجب كرامت و احترام بيشتر اوست، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مىدارد. شرافت زن اقتضا مىكند كه هنگامى كه از خانه بيرون مىرود متين و سنگين و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدى كه باعث تحريك و هييجشود به كار نبرد، عملا مرد را به سوى خود دعوت نكند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنى دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آنكه گاهى اوقات ژستها سخن مىگويند، راه رفتن انسان سخن مىگويد، طرز حرف زدنش يك حرف ديگرى مىزند. اول از تيپ خودم كه روحانى هستم مثال مىزنم: اگر يك روحانى براى خودش قيافه و هيكلى بر خلاف آنچه عادت و معمول استبسازد، عمامه را بزرگ و ريش را دراز كند، عصا و ردايى با هيمنه و شكوه خاص به دست و دوش بگيرد، اين ژست و قيافه خودش حرف مىزند، مىگويد براى من احترام قائل شويد، راه برايم باز كنيد، مؤدب بايستيد، دست مرا ببوسيد. همچنين استحالتيك افسر با نشانههاى عالى افسرى كه گردن مىافرازد، قدمها را محكم به زمين مىكوبد، باد به غبغب مىاندازد، صداى خود را موقع حرف زدن كلفت مىكند.او هم زباندار عمل مىكند، به زبان بىزبانى مىگويد: از من بترسيد، رعب من را در دلهاى خود جا دهيد. همين طور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند، فرياد بزند كه به دنبال من بيا، سر بسر من بگذار، متلك بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش كن. آيا حيثيت زن ايجاب مىكند كه اينچنين باشد؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود، حواس پرت كن نباشد و نگاههاى شهوت آلود مردان را به سوى خود جلب نكند، بر خلاف حيثيت زن يا بر خلاف حيثيت مرد يا بر خلاف مصالح اجتماع يا برخلاف اصل آزادى فرد است؟ آرى اگر كسى بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد، البته اين با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد.چنين چيزى در حجابهاى غير اسلام بوده است ولى در اسلام نبوده و نيست. شما اگر از فقها بپرسيد آيا صرف بيرون رفتن زن از خانه حرام است، جواب مىدهند نه.اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن ولو اينكه فروشنده مرد باشد حرام است، يعنى نفس عمل بيع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است، پاسخ مىدهند حرام نيست.آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است؟ باز هم جواب منفى است چنانكه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مىكنند و كسى نگفته است كه صرف شركت كردن زن در جاهايى كه مرد هم وجود دارد حرام است.آيا تحصيل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تكميل استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده استحرام است؟ باز جواب منفى است. فقط دو مساله وجود دارد; يكى اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز نباشد. و ديگر اينكه مصلحتخانوادگى ايجاب مىكند كه خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضايتشوهر و مصلحت انديشى او باشد.البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر.گاهى ممكن است رفتن زن به خانه اقوام و فاميل خودش هم مصلحت نباشد.فرض كنيم زن مىخواهد به خانه خواهر خود برود و فى المثل خواهرش فرد مفسد و فتنهانگيزى است كه زن را عليه مصالح خانوادگى تحريك مىكند.تجربه هم نشان مىدهد كه اين گونه قضايا كم نظير نيست.گاهى هست كه رفتن زن حتى به خانه مادرش نيز بر خلاف مصلحتخانوادگى است، همينكه نفس مادر به او برسد تا يك هفته در خانه ناراحتى مىكند، بهانه مىگيرد، زندگى را تلخ و غير قابل تحمل مىسازد.در چنين مواردى شوهر حق دارد كه از اين معاشرتهاى زيانبخش - كه زيانش نه تنها متوجه مرد است، متوجه خود زن و فرزندان ايشان نيز مىباشد - جلوگيرى كند.ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست دخالت مرد مورد ندارد. منبع: سایت خبری نوسازی از كتاب: مجموعه آثار جلد 19 صفحه 446 نويسنده: استاد شهيد مرتضى مطهرى |
اعدام صدام در حالي موجب آشكار شدن دشمني برخي كشورهاي عربي با ايران و دادن لقب «شهيد» به او شد که بنا بر اخبار، «شهيد» امروزي! در گذشته از سوي مفتي بلندپايه عربستان، كافر و ضد اسلام خطاب ميشده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب ۱۹/۱۰/۱۳۸۵»، «عبدالله بنباز»، مفتي بزرگ عربستان، كه بيش از پانزده سال رئيس هيأت هفت نفره «كبارالعلما» بود و سه سال پيش فوت كرد، در فتواي شديداللحني كه در زمان حمله صدام به کويت صادر كرد، صدام حسين و حزبش را ضد اسلام و مساوي با كفار قلمداد كرده بود. اين در حالي است كه امروزه و 16 سال پس از اين واقعه، چهرههاي سلفي در چرخشي 180 درجهاي، صدام را «شهيد» خطاب ميكنند.
در بخشهايي از فتواي بنباز درباره حمله صدام به كويت آمده است: شكي نيست كه عمل رئيس دولت عراق در ريختن خون مردم كويت و تعرض به اموال و خاك آنان، دشمني بزرگ و منكري شنيع ميباشد و واجب است كه صدام از اين كار خود توبه كرده سربازانش را از كويت خارج كند، چراكه اين كار، مخالف شرع و جميع قوانين عرفي و هر آنچه بين اعراب منعقد گرديده، است.
اگر صدام مشكلي با كويت دارد، بايد با راههاي مسالمتآميز، در صدد برطرف كردن آن برآيد و اگر از اين راه موفق نشد، بايد به محاكم شرعيه ـ كه متشكل از علماي اهل حق و سنت است ـ رجوع كند.
وي ادامه داده: و اما اينكه از قول صدام نقل شده كه گفته، اين حمله به خاطر ورود كفار به شئونات مسلمين و اهانت به مقدسات آنها صورت گرفته، صد درصد باطل بوده و هيچ پايه و اساسي ندارد و كساني كه اين سخنان را منتشر كردهاند، بعثي و جزيي از حزب خود صدام هستند كه به هيچ وجه اسلامي نيستند؛ بنابراين، بر رئيس دولت عراق، واجب است به خاطر اين كار به سوي خدا بازگردد و حزب شيطان را ترك كند.نكته جالب توجه در نوشته مفتي بزرگ عربستان، اينكه تعدي و تجاوز به مسلمانان را چه در كويت و چه در جاهاي ديگر، به هيچ وجه جايز ندانسته و آن را به شدت محكوم كرده است. گفتني است، مفتي بزرگ عربستان در جاي جاي فتواي خود صدام را شرور و به عنوان كسي كه دوست و همكار كفار است، مورد خطاب قرار داده است، اما جالب آنکه چهرههاي سلفي که مدعي پيروي از علماي خود هستند، تنها بر اساس منافع سياسي خود رنگ عوض کرده و توجهي به دستور مفتيان خود نيز ندارند.
يهود و توسعه سکس درعالم
طي سال هاي ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ ميلادي (۱۵سال!) حدود سي ميليون زن در جهان به فحشا و بردگي جنسي کشيده شده اند. اغلب اينان از کشورهاي فقير و تحت ستم به سمت اروپاي غربی و آمريکاي شمالي برده شده اند. غالب اينان با فريب و خدعه به اميد بهشت دنيايي و رويايي خويش به آنجا کشيده شده اند و از هستي ساقط شده اند. بعضاً گذرنامه و مدارک شناسايي شان توسط اربابانِ فحشا، ضبط شده است و اگر بخواهند از آن محل هاي فساد فرار کنند، ديگر هويتي ندارند و توسط پليس دستگير می شوند!! دستمزد بخور و نميري نصيبشان مي شود و اکثر پولِ فروشِ آبروي اين بيچارگان، به جيب اربابانشان مي رود... اين هم عاقبت آزادي و حقوق زن در نظر غربيان. آري! سي ميايون نفر در عرض 15 سال!؟ در حالي که در غصب قاره آمريکا توسط غاصبيني چون کريستف کلمب يهودي و اربابان اسپانيايي و پرتغالي و انگليسي اش، طي بيش از دويست سال بود که حدود شصت ميليون نفر از بوميان آمريکا را کشتند!! خدا را شکر که غربي های متمدن، در استحمار پيشرفت زيادي کرده اند. اين است حقيقت فرهنگ يهوديزه غرب معاصر... جالب اين است که همين يهوديان هستند که از نبود آزادي در ايران فرياد واعطشا سر مي دهند. اين آزادي در واقع اسارت مضاعف بشر است و ما نمي خواهيمش... . با تشکر از دوست عزيزم حامد که اين مطلب را از وبلاگش مي آورم. براي مطالعه بيشتر در مورد نقش يهود در آمريکا به دايره المعارف های اينترنتي چون: answers.com يا thefreedictionary.com مي توانيد مراجعه کنيد و با جستجوي عباراتي چون list of noted jewish مطالب بيشتري بيابيد.
........................................................ 
نقش يهوددرصنعت هرزه نگاري(پورنوگرافي)آمريکا
داستاني که کمتر به آن پرداخته شده است، مربوط به يهوديان و نقش آنان در صنعت فيلم
هاي هرزه است که خويشاوند بدنام هاليوود شمرده مي شوند. شايد ترجيح دهيم وانمود کنيم که چنين چيزي وجود ندارد، ولي اين واقعيتي است که يهوديان سکولار، نقش بيش از حدي در سراسر صنعت فيلم هاي هرزه در آمريکا ايفا کرده اند (و هنوز هم ايفا مي کنند). دخالت يهوديان در پورنوگرافي در ايالات متحده، داراي تاريخ و پيشينه طولاني است(۱)، همان گونه که در تبديل يک خرده فرهنگ حاشيه اي به چيزي که يک عنصر سازنده اساسي مربوط به آمريکاست، دخيل بوده اند.(۲) فعاليت يهوديان در صنعت پورنوگرافي(هرزه نگاري) در قالب دو گروه توليدکنندگان و فروشندگان محصولات پورنوگرافي و بازيگران فيلم هاي سکسي صورت مي گيرد. هرچند يهوديان تنها دو درصد از جمعيت آمريکا را تشکيل مي دهند، ولي در پورنوگرافي برجسته و سرشناس بوده اند.بسياري از دلالان و معامله گران هنر و ادبيان شهواني در تجارت کتاب بين سالهاي 1890-1940 يهوديان مهاجري بودند که داراي ريشه و اصل و نسب آلماني بودند. به گفته جي اي گرتزمن (نويسنده کتابي درباره اين موضوع): «يهوديان در پخش و انتشار کالانتيانا (ادبيات داستاني و ترانه ها و لطيفه هايي با درون مايه هاي مستهجن)، رمان هاي جنسي،مجله ها و نوشته هاي بازاري سکسي و... برجسته و مشهور بوده اند.»
معروف ترين و بدنام ترين توليدکننده و فروشنده محصولات هرزه نگاري در دوران پس از جنگ، روبي استورمن(والت ديسني صنعت پورنوگرافي) بود. بر اساس گزارش وزارت دادگستري آمريکا، استورمن(يهودي) در سراسر دهه 1970، کنترل بيشتر محصولات هرزه نگاري رايج در آمريکا را در دست داشته است. استورمن که در سال 1924 متولد شد در کلولند(شرق نيويورک) بزرگ شد.
وي در آغاز، مجلات و داستان هاي فکاهي مصور مي فروخت؛ وي هنگامي که پي برد که توليد و فروش مجلات سکسي، بيست برابر کتاب هاي فکاهي درآمد دارد، منحصراً به هرزه نگاري پرداخت و با عناوين خاص، فروشگاه هاي خرده فروشي خود را راه اندازي کرد. در پايان دهه 1960، استورمن به عنوان بزرگ ترين پخش کننده مجلات مستهجن مطرح بود و در اواسط دهه 1970، دارنده بيش از 200 فروشگاه کتاب مستهجن بود. استورمن همچنين شکل نويني از اتاقک هاي سنتي شهرفرنگ(نوعاً يک اتاق تاريک با تلويزيون رنگي کوچک که در آن تماشاگر مي تواند فيلم هاي ويديويي مستهجن را تماشا کند) را عرضه کرد.
گفته شده است که استورمن تنها کنترل صنعت سرگرمي هرزه نگاري را در دست نداشت، بلکه وي به معناي کل اين صنعت بود. سرانجام وي به علت فرار از پرداخت ماليات و جرايم ديگر محکوم و مجرم شناخته شد و در سال 1997 در زندان با بدنامي و بي آبرويي درگذشت. پسرش ديويد، به کسب و کار خانوادگي ادامه داد. نمونه مجسم و امروزي استورمن، يک يهودي 43 ساله اهل کلولند است که نام وي استيون هيرچ است و «دونالد ترومپ صنعت پورنوگرافي» توصيف شده است. برقرار کننده پيوند و ارتباط ميان اين دو نفر، فِرِد، پدر استيون بود که کارگزار بورس و جانشين استورمن به شمار مي آمد. امروزه هيرچ، گروه «وي ويد اينترتيمنت» را که مايکروسافت جهان پورنوگرافي ناميده شده و توليدکننده بيشترين فيلم هاي سکسي در آمريکاست، اداره مي کند.
تخصص وي، وارد کردن فنون بازاريابي مربوط به جريان غالب و اصلي حرفه پورنوگرافي بود. در حقيقت، وي ويد، شبيه به سامانه استوديوي هاليوود در دهه هاي 1930 و 1940 مي باشد؛ به ويژه در مورد قراردادهاي انحصاري با ستارگان سکس پيشه اي که از سوي هيرچ به مزدوري گرفت شده و سازمان دهي مي شوند. وي ويد موضوع يک شوي تلويزيوني در مورد پشت صحنه فيلمي بود که به تازگي از شبکه چهار پخش شد:«دختران و پسران زيباروي يهودي» بيشتر بازيگران پيشتاز مرد و نيز شمار قابل ملاحظه اي از ستارگان زن در فيلم هاي مستهجن دهه هاي 1070 و 1980 را يهوديان به خود اختصاص داده اند.(۳)
به دنبال يک دلار
يهوديان در صنعت پرنوگرافي به همان دلايلي وارد شدند که همکيشان آنان در هاليوود وارد شده بودند. آنان بيشتر به اين دليل جذب اين صنعت شدند که اين صنعت آنان را پذيرفت. زيرا هنوز موانع محدود کننده، آن چنان که آنان با اين موانع در بسياري از حوزه هاي ديگر زندگي آمريکايي مواجه بودند، ايجاد نشده بود.
در صنعت هرزه نگاري، عليه يهوديان هيچ گونه تبعيضي وجود نداشت. در اوايل سده بيستم، يک سرمايه گذار براي شروع کسب و کار فيلم، نيازمند مبلغ زيادي پول نبود؛ سينما يک هوس و مد روز گذرا و ناپايدار در نظر گرفته مي شد. در کسب و کار پورنوگرافي نيز شروع به کار آسان بود. براي نشان دادن فيلم هاي ويژه مردان يا لوپس، همه چيزهايي که يک نفر لازم داشت يک پروژکتور، سالن سينما و چند صندلي بود.
يهوديان که وابستگي به وضع موجود نداشتند و چيزي را براي از دست دادن(در اثر نوآوري خود) نداشتند، آماده تجربه روش هاي نوين انجام کسب و کار بودند. کرترمن اين موضوع را چنين توضيح مي دهد: «يهوديان، هنگامي که خود را محروم از يک عرصه و حوزه کار و تلاش يافتند، به حرفه اي روي آوردند که احساس کردند، سرانجام مي توانند با همکاري همقطاران خود و با کوشش جمعي، رشد و ترقي کنند... يهوديان مدت هاي مديدي سرشت، خلق و خو، قريحه و استعداد دلالان و واسطه ها را پرورش و گسترش داده اند. آنان به اين توانايي ها افتخار و مباهات مي کنند.»
سرگرمي و نمايش فيلمهاي مستهجن نيازمند چيزي بود که يهوديان به وفور از آن برخوردار بودند:chutzpah (بي شرمي، پررويي، بي حيايي و وقاحت). يهوديان اوليه اي که توليدکننده محصولات هرزه نگاري بودند، نابغه هاي بازاريابي و سرمايه گذاران و کارآفرينان جاه طلب و بلندپروازي بودند که ايستادگي، پايداري، سرسختي، فراست و اعتماد به نفس بي پايان آنان، باعث موفقيت هاي چشم گيرشان شد.
البته شمار زيادي از يهوديان شاغل در هرزه نگاري، بيشتر با انگيزه و اشتياق کسب سود به اين صنعت روي آورده بودند. درست همان گونه که همتايان آنان در هاليوود، يک کارخانه رؤيايي براي آمريکاييان و پرده سفيدي که بر روي آن تصاوير و پندارهاي يهوديان ثروتمند و متنفذ آمريکا نمايش داده مي شد، تهيه کرده بودند. غول ها و سلاطين پورنوگرافي هم در زمينه درک ميل و سليقه همگاني، استعداد و قريحه خود را نشان دادند. چه راهي بهتر از فراهم ساختن جوهره و خميره مايه رؤياها و توهمات، از طريق صنعت سرگرمي و نمايش فيلم هاي مستهج وجود داشت؟ بازيگران به خاطر پول به اعمال منافي عفت عمومي مي پرداختند. به نظر فاکسمن که کارگردان يکي از مؤسسات توليد فيلم هاي مستهجن است: «يهودياني که وارد صنعت هرزه نگاري شدند، همان کاري را کردند که افرادي که به دنبال رؤياي آمريکايي بودند، انجام داده اند.»
انقلابيون جنسي
...برخي از ستاره هاي فيلم هاي مستهجن، خود را به صورت جنگجويان خط مقدم در پيکار مقدس و معنوي ميان آمريکاي مسيحي و انسان مداري سکولار تلقي مي کنند. به گفته فورد، هنرپيشه هاي يهودي فيلم هاي مستهجن، اغلب شادماني خود را از اينکه به معتقدان مسيحي نسبت حيوانات چهارپاي خشکه مقدس، آنارشيست، عيبجو، خرمگس بدهند، نشان داده و نسبت به آنان مباهات و فخرفروشي مي کنند. با اين استدلال، دخالت يهوديان در صنعت پورنوگرافي، نتيجه نفرت و بيزاري آنان از مرجعيت و اقتدار مسيحيت است: آنان در تلاش براي تضعيف فرهنگ مسلط و غالب در آمريکا، با استفاده از انهدام و تخريب اخلاق هستند. پورنوگرافي از نظر برخي از فعالان يهودي در اين صنعت، راهي براي آلوده کردن و به فساد کشاندن فرهنگ مسيحي است.
در اينجا سخن بر سر اين است که تلاش همه جانبه و مبارزه سنتي انقلابي نو راديکال يهوديان مهاجر در آمريکا، به جاي سياست چپ گرايانه به سمت سياست جنسي سوق داده شده است. يهوديان درست همان گونه که در جنبش هاي راديکال و بنيادي، در طول ساليان طولاني شرکت داشته اند، در صنعت هرزه نگاري هم به گونه اي نامتوازن شرکت دارند. يهوديان آمريکا، انقلابيون جنسي بوده اند. مقدار زيادي از مطالب مربوط به آزادي جنسي، از سوي يهوديان نگاشته شده است. آن هايي که در صف مقدم جنبشي بودند که آمريکا را وادار به اتخاذ يک ديدگاه ليبرال تر درباره سکس کرد، يهودي بودند. همچنين يهوديان پرچمدار انقلاب جنسي دهه ۱۹۶۰ بودند.
ويلهلم رايش(يهودي)، هربرت مارکوزه(يهودي)، پاول کودمن(يهودي)، جانشين مارکس(يهودي)، تروتسکي(يهودي) و لنين(نيمه يهودي) شدند آن گونه که استنباط انقلابي ايجاد مي کرد. مشغله ذهني و دغدغه اصلي رايش، کار، عشق و سکس بود، در حالي که مارکوزه(۴) پيشگويي کرد که يک آرمانشهر سوسياليستي، اين امکان را براي افراد فراهم خواهد آورد که به ارضا و اقناع سکسي دست يابند. کودمن درباره «پيامدهاي دلنشين و عالي فرهنگي» که از قانوني کردن پرنوگرافي پيروي مي کند، مطالبي با اين مضمون نوشت: «اين امر به کل هنر ما شرافت خواهد داد و جنسيت را انساني خواهد ساخت.»
اين مرور اجمالي و مختصر و تجزيه و تحليل نقش و انگيزه هاي پشت پرده بازيگران و توليدکنندگان محصولات هرزه نگاري، قصد دارد تا موضوعي را که در فرهنگ عمومي يهوديان آمرکايي مورد بي توجهي قرار گرفته، روشن کند. درباره اين موضوع آثار اندکي به نگارش در آمده است...با در نظر گرفتن ديدگاه نسبتاً تسامح گراي يهودي درباره سکس، چرا ما از نقش يهوديان در صنعت هرزه نگاري خجلت زده و شرمسار هستيم؟ ممکن است ما آن را دوست نداشته باشيم، ولي نقش يهوديان در اين حوزه مهم و چشمگير بوده است و هنگام آن فرارسيده است که درباره آن به طور جدي بينديشيم و بنويسيم.
پاورقي هاي يهودشناخت:
1- به عنوان نمونه اي از اين نوع فعاليتها، مي توان به مورد زير از کتاب يهود بين الملل اشاره کرد: «يهوديان مهاجرٍ مرموزتر، انجمني به نام «انجمن ماکس هوکستيم» را بنا نهادند که به «باند اسکس مارکت کورت» شهرت داشت...«انجمن ماکس هوکستيم» به نخستين گروه تجارت زنان فاحشه در آمريکا تبديل شد و کشفياتي که به وسيله کميته تحقيق دولت ايالات متحده انجام گرفت، پست ترين نوع فساد و هرزگي را به صورت مشمئز کننده اي افشا نمود: داد و ستد زنان، که به صورتي تثبيت شده و تجاري، با خونسردي تمام اجرا مي شد. سود اين داد و ستد نصيب سياستمداران، خصوصاً يهوديان تاماني (سازمان سياسي غيررسمي و پرنفوذي در آمريکا که يهوديان بر آن تسلط دارند) مي شد. هنگام بررسي رسمي اين داد و ستد بود که «انجمن ماکس هوکستيم» به عنوان «باند اسکس مارکت کورت» شناخته شد...
عجيب است که اگرچه اين مسائل در اسناد رسمي نوشته شده اند و همين مسائل در هريک از گزارش هاي تهيه شده در اين زمينه تکرار شده اند، اما رهبران يهودي همچنان منکر اين واقعيتند که هدايت کنندگان اين نوع خاص از فساد و هرزگي يهوديان هستند. زماني که دولت ايالات متحده تحقيقات وسيعي را در سطح کشور انجام داد، همين واقعيتها را کشف و ثبت نمود. کهيله نيويورک به عنوان يک نهاد تدافعي(يهودي) هنگامي به وجود آمد که افشاي داد و ستد و دلالي زنان فاحشه توسط يهود، محله يهودي نشين نيويورک را تهديد به نابودي مي کرد.
افشاي اين حقايق زمينه اي فراهم آورد تا مردم نيويورک سرانجام موفق شوند قواي قانوني را براي مدت کوتاهي به اِعمال بي طرفانه قانون وادار سازند. در اين گيرودار بسياري از يهودياني که درگير ماجرا و شريک جرم بودند نام خود را تغيير دادند. اين اسامي اکنون معرفِ بعضي از وجيه ترين خانواده هاي يهودي اند و اين واقعيت که اساس دارايي اين گونه خانواده ها در محله هاي فحشا نهاده شده گوياي حرامزادگي پنهان آنهاست.
«انجمن ماکس هوکستيم» تنها سازمان در نوع خود نبود که کشف شد. ديگري «انجمن خيريه مستقل نيويورک» بود که در سال 1896 توسط گروهي از دلالان يهودي زنان فاحشه تأسيس گرديد. گروه هايي از اين دست ستون فقرات قدرت تاماني را در محلات پست و کثيف تشکيل مي دادند. قلمرو اصلي عمليات آنها رقاص خانه هاي مبتذل، تحت پوشش «انجمن هاي خيريه» در بخش شرقي بود. اين تشکيلات به وسيله يهوديان، و بر طبق گزارش رسمي، يهوديان روسي و فرانسوي اداره مي شد. آنان همچون نياکان خود در دوران سقوط روم، برده فروش بودند؛ پيش از ايام تحريم و ممنوعيت مشروبات الکلي، مشروب قاچاق و خريد و فروش مي کردند؛ و نيز از شبکه بين المللي مواد مخدر که با فاسد کردن مأموران دولتي تا امروز در برابر قانون مقاومت کرده است، به شدت حمايت مي کردند.» (فورد، هنري، يهود بين الملل، مترجم علي آرش، مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه، 1382، صفحه هاي 143 تا 145)
2- به عنوان نمونه اي ديگر از نقش يهوديان در اينگونه فعاليتها به مورد زير اشاره مي کنيم: «يهوديان مهاجر اروپي شرقي بنيانگذاران تجارت وسيع مشروبات الکلي در آمريکا هستند و اين تجارت چنان اوجي گرفت و حيات اجتماعي و فرهنگي جامعه آمريکا را به خطر انداخت که در سال 1933 دولت آمريکا فروش مشروبات الکلي را ممنوع کرد. يک نمونه معروف، ساموئل برونفمن يهودي است که در کانادا سکونت داشت و بزرگترين توليدکننده مشروبات الکلي و مواد مخدر براي بازار ايالات متحده آمريکا به شمار مي رفت. او براي توزيع کالاهاي خود شبکه مخوفي در آمريکا ايجاد کرد که آرنولد روتشتين يهودي آن را اداره مي کرد و بعداً مه ير لانسکي يهودي رياست اين شبکه را به دست گرفت. کمپاني برونفمن، که «سيگرام» نام دارد، هنوز نيز فعال است و فروش ساليانه آن فقط از طريق مشروبات الکلي بيش از يک ميليارد دلار است...بنابراين سازماني که به نام «مافياي آمريکا» معروف شده، برخلاف تبليغات هاليوود که فقط گانگسترهاي ايتاليايي را نمايش مي دهد، از بدو تأسيس ابزار اليگارشي يهودي بوده و هست. در تاريخنگاري آمريکا، روتشتين را به عنوان «بنيانگذار تبهکاري سازمان يافته» در اين کشور معرفي مي کنند. گانگسترهاي معروفي مانند ماکسي گوردون، جک دياموند، فرانک کوستلو، مه ير لانسکي، لکي لوچيانو، بنجامين زيگل، جاني توريو و غيره نوچه ها و دست پرورده هاي روتشتين بودند و او در مطبوعات آمريکا به «سلطان دنياي پنهان» شهرت داشت. از مه ير لانسکي، شاگرد و جانشين روتشتين، که پانزده سال پيش درگذشت، نيز به عنوان رهبر «شبکه جرم و جنايت سازمان يافته» در آمريکا ياد مي شود. او شبکه وسيعي از قمارخانه ها و فاحشه خانه ها را در کوباي قبل از کاسترو، باهاماس و ايالات متحده در اختيار داشت. او در تمامي عمليات جنايي قابل تصور، از سرقت مسلحانه و فروش موا مخدر و قمار و فحشاي سازمان يافته تا سرقت کودکان و باجگيري و تجاوز به عنف و غيره و غيره دست داشت و به قتل بسياري از سران باندهاي خودسر و مستقل تبهکار در نيويورک و نيوجرسي دست زد. جالب است بدانيد که در سال 1970 دولت آمريکا براي دستگيري لانسکي اقدام کرد. لانسکي به اسرائيل فرار کرد و پس از دو سال جنگ حقوقي با دولت آمريکا سرانجام به کشور بازگشت، محاکمه و تبرئه شد. يکي ديگر از رهبران مافياي آمريکا، ويليام ساموئل رزنبرگ، معروف به «بيلي رز» است که او نيز مانند مه ير لانسکي و لوچيانو و زيگل و غيره، يهودي بود. بيلي رز از وابستگان برنارد باروخ يهودي، رئيس کميته صنايع جنگي دولت آمريکا بود و تمام کارهايش را در مشاوره با باروخ انجام داد. بيلي رز از سال 1924 شبکه بسيار گسترده اي از فاحشه خانه ها و کلوپ هاي شبانه(نايت کلاب) تأسيس کرد...او در کنار لرد ساسون(يهودي) و برونفمن هاي کانادا و ديگران، يکي از رهبران اصلي سنديکاي جهاني تجارت مواد مخدر بود.» (مصاحبه با عبدالله شهبازي، پژوهه صهيونيت، جلد دوم، مرکز مطالعات فلسطين، پاييز 1381، صفحه هاي 469 و 470)
3- به عنوان يک نمونه از اين بازيگران فاسد يهودي مي توان به هايدي فلايس اشاره کرد که به مادام هاليوود معروف است. «علت شهرت او به مادام هاليوود اين است که وي رياست تعدادي از زنهاي فاسد و اداره اين امور را عهده دار است.» (ميرلوحي، سيدهاشم، آمريکا بدون نقاب، انتشارات کيهان، 1380، صفحه 80)
4- مارکوزه به سال 1967 در سالن دانشگاه برلين، دانشجويان را مخاطب قرار داده و آنها را به چشيدن مزه عشقبازي آزاد تشويق و ترغيب کرده بود. (گروه تحقيقات علمي، مباني فراماسونري، جعفر سعيدي، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1376، صفحه 289)
به نام خدا
یکی از دوستان در کامنت پست قبلی نوشته است:
آقا بصیر. نمیدونم چرا تو کشور ما همایشهای مبارزه با فقر و بد حجابی و .... هیچوقت بر گزار نمیشه.شاید ماها به این همایشها احتیاج نداریم.
چنین به نظرم آمد که اهمیت هر بحث به جای خود باید مراعات شود. برگزاری همایش هولوکاست از نقاط درخشان دولت دکتر احمدی نژاد می باشد که جلوی ظلم و تحریف تاریخ غربی ها و صهیونیستها ایستاد و مورد تقدیر تمام اندیشمندان آزاده قرار گرفت.
به جای خود همایش های اقتصادی و روانشناسی و فرهنگی هم انجام شده است. به عنوان نمونه فقط یک موسسه دلسوز در قم را می گویم: چندی پیش در موسسه امام خمینی(ره) قم با درایت آیت الله مصباح رئیس این موسسه آموزش عالی همایش ربا و نقد اقتصاد ربوی را برگزار کرد که در نوع خود بسیار مناسب و به جا و شجاعانه بود و نظام ربوی بانکها را به بررسی و نشستند و به چالش کشیدند و راهکارهای مفیدی هم در برون رفت از آن مطرح شد. ربایی که برای برقراری عدالت باید حذف شود. دو سال قبل از آن هم چند همایش در بررسی علل بی حجابی و منزلت زن در همین موسسه برگزار شد که مطالب بسیار زیبایی در آن مطرح شد و بنده در گذشته تمام مسائل مفیدی که در آن همایش ها مطرح شد را در همین وبلاگ گذاشتم. البته حجاب و فقر مسائلی هستند که در راستای تبیین دقیق آنها تلاش زیادتری لازم است ولی این به معنای نفی تبیین مجعولات مسائل تاریخی و سیاسی نیست. هم باید در بعد سیاسی و تاریخی جهان و کشور حساس بود و هم در بعد فرهنگ و اقتصاد . فقط چند اظهار نظر از برخی شرکت کنندگان این همایش می تواند دلیلی بر حقانیت برگزاری آن باشد:
۱- پروفسور روبرت فوريسون تجديدنظر طلب مطرح هولوكاست و استاد دانشگاه سوربن فرانسه برپايي چنين همايشي در تهران من را بسيار شگفت زده كرده و من ميتوانم به شواهدي در مورد هولوكاست بپردازم. فوريسون از احمدينژاد به خاطر ايستادگي در مقابل سناريوي خفقانآور هولوكاست قدرداني كرد كه اين مسئله با كف زدن حضار مواجه شد.
۲- محقق يوناني الفونسو پنگاس بعدازظهر دوشنبه در اين همايش با بيان اين مطلب افزود: براساس اين افسانه ميخواستند آمريكا، فرانسه و انگليس را از جنايت تبرئه كنند
۳- تيسير بوشه:جنگ جهاني دوم براي ساختن دولت صهيونيسم ايجاد شد. محقق اردني هولوكاست با بيان اين كه عرب و يهود داراي يك جد مشترك (سام) هستند، خاطرنشان كرد: ولي يهوديان براي اين كه خود را تنها بازماندگان سام بدانند، عرب را غيرسامي معرفي كردهاند تا جايي كه جهانيان نيز سام را جد يهود ميدانند.
۳- غازي حسين: هولوكاست در غرب جايگاهي بالاتري از مسيحيت دارد!
۴- دکتر فردريک توبن با بيان اين كه در سالهاي 1997 و 1999 در اين منطقه حضور يافته تصريح كرد:در اين پژوهش ميداني، متوجه شدم كه با توجه به امكانات موجود، اعداد و ارقام قربانيان در مدت زمان مذكور به هيچ وجه با واقعيت سازگار نيست، بلكه اگر حادثهاي هم اتفاق افتاده فقط براي 2007 نفر بوده است نه شش میلیون نفر...! ارقام مربوط به مهاجرت يهوديان نيز با واقعيت سازگار نيست،تنها يك مسير راه آهن براي انتقال آنها وجود داشته كه به هيچ وجه توان انتقال اين تعداد را نداشته است.
وي هنگام سخنراني فيلمي از خود را كه طي روزهاي قبل در رسانههاي استراليايي پخش شده، به نمايش گذاشت. در اين فيلم از فردريك توبن به عنوان يك فرد حامي تروريست ياد ميشود كه ميخواهد در كشور ايران حضور پيدا كند و نتايج بررسيهاي ضد هولوكاستي خود را در همايشي كه در ايران برپا شده ارائه دهد و با رهبران ايران ديدار كند!!!!
۵- تابلوي شش ميليون کشته شده که در بيرون اردوگاه آشويتس درلهستان نصب شده بود توسط خودشان از آنجا برداشته شده و رقم کمتري بر روي آن نوشته شده است...
۶-برادلي آر اسميت پژوهشگر آمريكايي هولوكاست: اگر اتاقهاي گاز واقعي بودند چرا روزولت و چرچيل درباره آن چيزي نگفتند!؟ در آمريكا ميتوان در مورد هولوكاست صحبت كرد، ولي تبعات بسيار بدي دارد و ممكن است فردي كه در اين زمينه صحبت كرده به زندان بيفتد. به عنوان مثال اگر كسي اتاقهاي گاز را افسانه بداند كارش به دادگاه ختم ميشود. جامعه دانشگاهي آمريكا و رسانههاي گروهي به صورتي سيستماتيك و اصولي اجازه هيچ گونه مباحثه واقعي در ارتباط با مقوله هولوكاست را نميدهند. اسميت يكي از شگردهاي آنها براي تحقير كردن محققين هولوكاست را استفاده از تكنيك ترور و توهين به كرامت افراد بيان كرد و ايزوله كردن افراد منتقد هولوكاست در روابط اجتماعي و محروم كردن از روابط اجتماعي را يكي ديگر از تكنيكها در اين زمينه برشمرد. وي در ادامه افزود: به خاطر اين كه هولوكاست را زير سئوال بردم رسانههاي آمريكايي كاري كردند كه تمام دوستان يهودي و غيريهودي از من كناره گرفتند و جامعه دانشگاهي آمريكا سعي داشت من را به نحوي حذف كند.
۷- ديويد هوك استاد آمريكايي دانشگاه اوكراين: افراطيهاي صهيونيست آمريكا را دچار مشكل كردهاند. من يك آمريكايي هستم و آمريكا را دوست دارم و از اين كه افراطيهاي صهيونيست آمريكا را دچار مشكل كردهاند احساس نگراني ميكنم. بسياري از افرادي كه در اين همايش حضور دارند قبلاً به خاطر سؤال در مورد هولوكاست به زندان افتادهاند، يكي از حضار اين جلسه دكتر روبرت فوريسون كسي است كه به زندان افتاده، حتي روي وي اسيد ريختهاند و استخوانهاي دنده او را شكستهاند. وي در ادامه از حضار خواست براي روبرت فوريسون قيام كنند.
۸- كريستيان ليندلر استاد دانشگاه دانمارك يادآور شد: من مقالهاي با عنوان « هولوكاست در نوري تازه» در روزنامههاي كثيرالانتشار دانمارك در ژوئن 1998 چاپ كردم كه اعتراضات شديدي عليه من در پي داشت و دولت سرمايه زيادي صرف كرد كه نشان دهد نتايج تحقيقات من دروغ است.
۹- لئوناردو كليرچي رئيس موسسه اسكريپتراي بلژيك: ديدگاه مسيحيت يهودي استفاده تئوريك از هولوكاست است. من به عنوان يك فيلسوف شيعه اروپايي ميخواهم به ارائه نكاتي در خصوص متالوژي هولوكاست بپردازم. وي افزود:اگر شما اعتقادي به يك ديدگاه متافيزيك و الهي نداشته باشيد، نميتوانيد فرمول برخي حقايق را بفهميد به عنوان يك مسلمان معتقدم كه ارزش متافيزيك بيش از تاريخ است و وقتي تاريخ متناقض با متافيزيك باشد، نشان ميدهد كه يك دروغ صورت گرفته است. بررسيها و ديدگاههاي قرآني و اسلامي نشان ميدهد كه مدارك مربوط به كتاب مقدس تورات و فرقههاي ابراهيمي، مسيحيان،كاتوليك و اونجليس مجدداً نوشته شده است. وي گفت:ديدگاه مسيحيت يهودي اساساً استفاده تئوريك از واژه هولوكاست است. همانطور كه شيعه از مفهوم عاشورا و شهادت انرژي وصفناپذيري در ايجاد وحدت حركت و تكاپو ميگيرد، صهيونيستها هم سعي كردهاند از مفهوم هولوكاست در اين مسير استفاده كنند و از خون ريخته شده 6 ميليون يهودي در جهت مقاصد خود استفاده كنند. البته صهيونيستها موفق نميشوند چرا كه در مسئله شهادت اصل مهم، قرباني شدن در راه خداست اما هولوكاست اولاً از نظر صحت دچار ابهام است و در ثاني حركتي در راه خدا نيست. وي در پايان تصريح كرد: مسلمانان بايد به سمت انتشار اسلام پيش بروند. اين مسئله اگر چه الان ممكن است بر روي ما فشار بياورد، اما در آينده به نفع كل جهان خواهد بود.
۱۰- محمد علي رامين رئيس سازمان امت اسلامي: بايد يك كميته حقيقت ياب از همه كساني كه اسنادي در اختيار دارند تشكيل شود و همه آنها را در اين كميته بررسي كنيم و در نهايت بفهميم ماهيت هولوكاست چه بوده است.
۱۱- ميشل رنوف محقق انگليسي: مشكل اصلي مسئله برتري جويي عدهاي از يهوديان است. به ايران آمدم تا به ايرانياني كه به دكتر احمدينژاد راي دادند،تبريك بگويم. من افتخار اين را دارم كه او (احمدي نژاد) را قهرمان خطاب كنم. به نظرم مهم نيست كه از ايشان غولي در جهان بسازند چرا كه عقلاي جهان به تدريج به حق پي خواهند برد. حضرت مسيح و حضرت محمد دو پيغمبر بزرگ هستند كه با انديشه صهيونيزم و نازيسم مخالفند، اظهار داشت:حضرت محمد و عيسي به بشريت هشدار داده بودند كه عدهاي از يهوديان با سوء استفاده از مباحث ايدئولوژيك در صدد بر ميآيند كه جهان را به سلطه در آورند و سعي خواهند كرد خود را ملت برگزيده خدا بدانند. رنوف يادآور شد: بين رويكرد يهودي و صهيونيستي تفاوتي وجود دارد كه من در اين مورد هم يك فيلم مستند ساختم و در آن تاكيد كردم كه مفهوم اسرائيل بر اين مبني شكل گرفته كه مجرم را قرباني و قرباني را مجرم نشان دهد.
۱۲- جرج تيون محقق فرانسوي: سخنان احمدينژاد در مورد هولوكاست به مثابه يك معجزه بود. 20 سال است كه صحبت در مورد هولوكاست امكان نداشته است، اما اظهارات آقاي احمدينژاد باعث شد كه اين فضا دوباره گشوده شود. وي در پايان گفت:سودي كه تجديدنظر طلبان در مورد ابهام اسرائيل مطرح كردهاند براي حيات اين منطقه ضروري است و به نظر من دولت اسرائيل بايد از بين برود.
۱۳- محمود مجتبي خان پژوهشگر هندي هولوكاست: صهيونيسم تجلي ضديت با اسلام است. طرحي كه آمريكايي ها براي منطقه طراحي كردند،در راستاي برنامه هاي صهيونيست هاست. به گفته اين استاد دانشگاه دهلي نو امروز صهيونيست ها،آمريكايي ها و اروپايي ها دست به دست هم داده تا با بيداري اسلامي در منطقه مقابله كنند. مجتبي خان صهيونيسم را يك ايدئولوژي سياسي خواند كه به يك برنامه امپرياليستي بزرگتري كه مستقيما عليه جهان اسلام طراحي شده است تا مسيحيت و يهوديت انحصار هژمونيك خود را در جهان اسلام و به خصوص خاورميانه تداوم ببخشند، مربوط مي شود. وي با بيان اين كه متاسفانه پيروان يهود و مسيح به جاي پايداري برايمان به خدا تدريجا اين دو دين الهي را تحريف و سياسي كردند.
۱۴- محمد الروسانمعاون سياسي جنبش خلق اردن : صهيونيست ها داعيه اشغال تمامي سرزمين هاي عربي را دارند. نيرويي كه صهيونيست ها را از بين مي برد از شرق و مشخصاً از ايران است.
۱۵- شواب محقق سوئيسي: به زودي همه جهان از شر صهيونيسم راحت خواهند شد. آثار هولوكاست فقط منوط به ظلم به فلسطينيان نيست، بلكه همه جامعه اروپايي و مسيحيت تحت ظلم اين اقليت يهودي هستند چرا كه هر زمان بحث انتقاد از صهيونيزم را مطرح مي كنند تهمت ضد آزادي بودن به آنها نسبت داده ميشود. وي با بيان اين كه هولوكاست به يك دين براي مسيحيان تبديل شده تصريح كرد: مسيحيان بايد از خود شرمنده باشند كه اين دين غير خدايي و منحرف را به جاي مسيحيت براي خود جايگزين كردهاند.
اين محقق سوئيسي، صهيونيزم را كاتالوگي از گناهان دانست و افزود:صهيونيستها امپراطوري خود را بر اساس يك دروغ بنا كردند و البته امروز دچار وحشت شدهاند چرا كه ميبينند حقيقت به تدريج در حال مشخص شدن است. اين محقق سوئيسي افزود: احمدينژاد را هديهاي از جانب خداوند ميدانم كه براي نابودي اسطوره هولوكاست به كمك ما آمده است.
۱۶- جرج تايل محقق فرانسوي: 10 هزار دلار جريمه نتيجه تحقيقم درباره هولوكاست بود. بايستي يك مناظره آزاد در خصوص هولوكاست برگزار شود. اما صهيونيستها نميخواهند اين مسئله اجرا شود،چرا كه موجوديت اسرائيل زير سؤال خواهد رفت.
۱۷- ورونيكا كلارك محقق آمريكايي تاريخ اروپا : بر خلاف تصور رايج هيتلر رابطه خوبي با يهوديان داشته است. امروز بيش از يك ميليون نفر يهودي باقيمانده از جنگ جهاني دوم بايد از خودشان متنفر باشند چرا كه به هموطنان آلماني خود كه جانشان را به خاطر آنها از دست دادهاند تهمت ناروا زدهاند.
۱۸- خاخام ديويد وايس عضو انجمن خاخام هاي ضد صهيونيست از آمريكا: تولد اسرائيل خلاف خواست خدا بود. از دولت ايران و شخص احمدي نژاد براي برگزاري اين همايش قدرداني می کنم. مردم فلسطين قربانيان هولوكاست هستند.
۱۹- مشاور ماهاتير محمد: بايد همه دور هم جمع شويم تا راه حلي بيابيم. ماتيوس در اين زمينه توصيه كرد تا دادگاه جنايات جنگي عليه صهيونيست ها ايجاد شود و كساني چون روزولت و استالين محاكمه شوند.
۲۰-حسين هرسيچ استاد دانشگاه: صهيونيستها به دنبال سروري بر عالم هستند. قداست هولوكاست بعد از جنگ جهاني دوم اختراع شد. يهود آزاري و يهودستيزي در تاريخ اروپا وجود داشته همانطور كه ديگر ملل و فرق مورد آزار قرار گرفتهاند. سؤال اساسي اين است كه چرا در كشورهاي اروپايي و آلمان چنين پديدهاي رخ داده است؟ با تاسف اعلام ميكنم كه بعضي از قضات و سياسيون اين قضيه هولوكاست را سياسي كردند. هولوكاست برگرفته از يك سريال تلويزيوني است. در دوران هيتلر اصلاً بحث هولوكاست مطرح نبوده است.
۲۱- ريچارد كرجي محققي از استراليا نيز در اين همايش با نمايش عكسهايي،هولوكاست را يك افسانه و دروغي بيش ندانست.
۲۲- تاپفرمحقق آلماني : مردم آلمان طي دهههاي اخير تحت تحقير صهيونيستها بودهاند. به كودكان آلماني گفته ميشود كه بايستي از تاريخ درس بياموزند اما اين تاريخ به صورت منحرف شده درآمده و چيزي جز تحقير اجداد آلماني در آن وجود ندارد. وي، با بيان اين كه تاريخ جنگ جهاني دوم توسط برندگان اين جنگ نوشته شده، تصريح كرد: به همين خاطر به صورت يكجانبه همه تقصيرات و گناهان اين جنگ به گردن شكست خورده آن گذاشته شده است.
۲۳- هربرت شالر يك حقوقدان برجسته اتريشي: هيچ دادگاهي به لحاظ حقوقي هولوكاست را ثابت نكرده است. از آقاي احمدينژاد بواسطه طرح يك پرسش حقوقي در مورد هولوكاست قدرداني ميكنم. سؤال رئيس جمهور ايران دقيقاً از منظر حقوقي اين واقعه مطرح شده و اقاي احمدينژاد مطرح نموده كه گناه آلمانيها در واقعه هولوكاست هنوز در دادگاهي ثابت نشده و آنها نبايد تحت تحقير كسي قرار گيرند. انتقاد احمدينژاد از غرب به خاطر اجازه ندادن به دانشمندان براي بررسي علمي موضوع هولوكاست ضربهاي شديد به پيكره حاميان صهيونيسم است و اين موضع منطقي باعث محبوبيت آقاي احمدينژاد در افكار عمومي شده است.