تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات
 

دم خیلی ها گیر هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلوست....

باز هم ننویسیم؟ باید هم عصبانی شوند. دوم خردادی هایی که می خواستند این کشور را دودستی به آمریکا تقدیم کنند. چرا خاتمی اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟! چرا حالا هم که دستشان از قدرت کمی کوتاه تر شده است در غربگرایی و دفاع از عناصر صهیونیستی چون محمود عباس و ریچارد رورتی و کارل پوپر و ... گوی سبقت را از شیطان ربوده اند؟ می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند...هیچگاه یادم نمی رود تحقیقات مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و پروژه های معاونت سیاسی وزارت کشور خاتمی را و فحش های آنها به اهل بیت و ائمه و ولایت فقیه را و.... .

البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام. واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟! در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و علوی تبار و  سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و کرباسچی و فائزه هاشمی و محمدعلی ابطحی(عناصر اجرایی بنیادهای صهیونیستی) و عبدالکریم سروش(فرج دباغ) و محسن کدیور و مصطفی ملکیان (عناصر تئوریک نهادهای صهیونیستی) و ... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....(مطلب پست قبلی را مفصل ببینید.)

كاش آقاي محسن رضايي؟!؟!  پاسخ دهد(خبر ويژه)
سايت بازتاب در واكنش به پخش اعترافات جاسوسان آمريكايي از شبكه اول سيما، نوشت؛ «در حالي كه امام خميني(ره) با تأكيد بر استفاده از روش هاي مسالمت آميز مردمي و پرهيز از خشونت، بنيانگذار انقلاب نرم در قرن بيستم بودند، وحشت از آسيب پذيري كشور از همين نقطه، اوج انحراف و انفعال ما از راه امام(ره) را نشان مي دهد»!
سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد.
سايت بازتاب در مقاله اخير خود كوشيده است اقدامات دو جاسوس ياد شده و اساساً طرح «براندازي نرم» را تبليغ يك ديدگاه و عقيده قلمداد كند كه مشابه اين اقدام از سوي حضرت امام(ره) نيز در جريان پيروزي انقلاب اسلامي صورت پذيرفته بود! تلاش بازتاب براي تبرئه جاسوسان ياد شده و مشابهت سازي اقدام آنان با حركت انقلاب اسلامي! در حالي است كه در انقلاب اسلامي، خيزش مردم عليه رژيم آمريكايي شاه از خواست خود مردم و باورهاي آنان ريشه مي گرفت كه تحت رهبري حضرت امام(ره) خواستار قطع هرگونه وابستگي به شرق و غرب و كسب استقلال بودند اما در به اصطلاح انقلاب هاي مخملي عوامل آمريكا با صرف هزينه هاي كلان و استخدام مزدور در پي براندازي يك رژيم و روي كار آوردن يك رژيم وابسته به آمريكا هستند آيا اين دو حركت كمترين تشابهي با يكديگر دارند؟ و آيا سايت بازتاب- كه معلوم نيست چرا اينهمه از اعترافات جاسوسان آمريكايي مضطرب شده است- با تشبيه غيرمنطقي و قياس مع الفارق خود به حضرت امام(ره) و مردم ايران اهانت نكرده است؟!
سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!
اين تحليل سايت بازتاب با تفسير راديو اسرائيل كه ادعا مي كرد مردم با دريافت پول در نمازجمعه و تظاهرات 22بهمن و ... شركت مي كنند چه تفاوتي دارد؟!
گفتني است كه كيهان نيز معتقد است برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود ولي اين برنامه مستند را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار مي داند و مخصوصاً نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست. و بالاخره كاش آقاي محسن رضايي درباره هويت برخي از گردانندگان سايت خود بررسي دقيقي انجام دهد تا پاسخ اين سؤال را دريابد كه چرا برخي از گردانندگان سايت ايشان از اعترافات جاسوسان آمريكايي تا اين اندازه نگران و مضطرب هستند؟!... منبع:کیهان (فواد صادقی از عناصر اصلی سایت بازتاب محسن رضایی است.)

 

در همین زمینه بخش های بسیار مهمی از سرمقاله کیهان شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶را می آورم: (حتما متن کامل آنرا بخوانید.)

.... در اواسط دهه 70 نگارنده با شكايت دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي از جمله لطيف صفري و حميدرضا جلايي پور به دادگاه احضار شد و در بخشي از دفاعيات خود درباره رامين جهانبگلو كه با روزنامه هاي ياد شده همكاري نزديك داشت گفت: «گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي به خوبي مي دانند كه رامين جهانبگلو يكي از افراد بدسابقه و كينه توز عليه مردم و نظام اسلامي است. وي با امضاي بيانيه اي در خارج از كشور، جمهوري اسلامي ايران را «نظام قرون وسطايي» ناميده است و...» در آن دفاعيه - كه در كتابي با عنوان يك سينه سخن منتشر شد- به هويت بسياري از گردانندگان و نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي به طور مستند اشاره شده.
در برنامه «به اسم دموكراسي» به وابستگي «علي افشاري» و «محسن سازگارا» اشاره شد كه پيش از اين روزنامه كيهان بارها به عملكرد ضدانقلابي آنان پرداخته و از رابطه آنها با محافل وابسته به «سيا» و «موساد» خبر داده بود و...  اعتراف كنندگان برنامه «به اسم دموكراسي» به «طرح براندازي نرم» و محافل و مجامعي نظير بنيادهاي «سوروس»، «كارنگي»، «بروكينگز» و «سازمان NED» اشاره كردند و اين در حالي است كه روزنامه كيهان طي يادداشت ها و گزارش هاي فراوان از هويت اين بنيادها پرده برداشته و برخي از رابطين آنها در داخل كشور را معرفي كرده بود.
جاسوسان بازداشت شده از «جامعه باز»، كتاب «كارل پوپر» و تبليغ اين ديدگاه كه هيچ حقيقت مطلقي وجود ندارد، سخن گفته و تاكيد كردند كه ترويج اين ديدگاه انحرافي به منظور مقابله با اعتقادات ديني مردم صورت مي پذيرفته و به عنوان يك دستورالعمل از سوي بنياد سوروس و سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل به ماموران وابسته به اين مراكز ابلاغ مي شده است. اين اعتراف در حالي است كه كيهان طي 15 سال گذشته بارها از رابطه سردمدار ترويج اين ديدگاه انحرافي با برخي از محافل اطلاعاتي بيگانه پرده برداشته و از كمك 6 ميليون دلاري «شوراي روابط خارجي آمريكا» براي چاپ آثار او خبر داده بود ولي آب از آب تكان نخورد!...
اكنون به خبر زير كه در كيهان 6/3/83 چاپ شده بود و اندكي از بسيارهاست توجه كنيد؛
«پس از انتشار خبر مربوط به برگزاري كنفرانس ايراني-آمريكايي موسوم به «دموكراسي در ايران» كه در آن عبدالكريم سروش، شيرين عبادي، حسين بشيريه، اعظم طالقاني و سيمين بهبهاني در كنار عبدالكريم لاهيجي و خانبابا تهراني ( دو تن از دارندگان سابقه ارتباط با منافقين)، علي انصاري، هرمز حكمت قرار گرفته و هر دو دسته مذكور نيز در حضور لاري دايمن و جرج شولتز وزير خارجه اسبق آمريكا به تبادل نظر با يكديگر پرداختند، خبر جديد حاكي است نشست ديگري تحت عنوان «ايران بعد از خاتمي» ساعت 8.30 دقيقه صبح فردا-پنج شنبه- در مركز وودرو ويلسون WOOD ROW WILSON- واقع در ساختمان رونالد ريگان در نزديكي كاخ سفيد- برگزار خواهد شد.
در نشست فردا، احمدي ، حسين بشيريه، در كنار رامين جهانبگلو، عباس ميلاني، گلي ترقي و نيره توحيدي راهكارهاي حاكم كردن شرايط مطلوب كاخ سفيد در «ايران بعد از خاتمي» را مورد بحث و بررسي قرار خواهند داد.
جالب اينكه پس فردا-جمعه- هم دومين نشست پنتاگون درباره بررسي راه هاي مهار «شيعه انقلابي» در هتل ماريوت واشنگتن با حضور مزدوران مسلمان نماي آمريكا برگزار مي شود كه همزمان با آن شيرين عبادي در مركز وودرو ويلسون به سخنراني خواهد پرداخت.
آنچه كه در بررسي هاي كيهان درباره تحركات جديد كاخ سفيد براي ساماندهي جرياني متشكل از عناصر داخل و خارج ايران قابل تهمل جلوه مي كند، ماهيت مراكز گرداننده نشست هاي مذكور و اهداف اعلام شده آنها از پرداختن به موضوع ايران است.
باني نخستين كنفرانس از سري نشست هاي جديد اپوزيسيون، انستيتوي هوور (Hoover) بود كه از مهمترين مراكز تحقيقاتي دست راستي هاي جمهوريخواه و پاتوق چهره هاي معروف نومحافظه كاران است كه در شمال كاليفرنيا و در كنار دانشگاه استنفورد قرار دارد. كاندوليزا رايس مشاور امنيتي بوش و رامسفلد وزير دفاع فعلي آمريكا پيش از روي كارآمدن جناح نو محافظه كار در اين مركز مستقر بودند.»
لاري دايمن از شركت كنندگان در نخستين نشست اخير كه سروش و بشيريه و شيرين عبادي در آن حضور داشتند- مسئول امور خاورميانه انستيتوي هوور و مشاور پل برمر- حاكم آمريكايي عراق اشغالي- است. وي در تاريخ 83.1.20 (8آوريل) و در آستانه تشديد حملات اشغالگران آمريكايي و انگليسي عليه شهرهاي شيعه نشين عراق طي مقاله اي در روزنامه وال استريت جورنال، ايران را عامل تشنج اين شهرها دانست........متن کامل سرمقاله کیهان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:51  توسط بصیر  | 

 
دیدم وبلاگ خاتمی نیوز در وبلاگش حرف حساب زده که چرا خاتمی .... اینها را که همان روزها هم دلسوزان بر جاسوس بودن و عامل بیگانه بودنشان تاکید می کردند را به قدرت رساند و از آنها حمایت کرد؟!  حرف حسابی بود که می دانم خاتمی هیچ جوابی برای این مطلب ندارد و البته کروبی و هاشمی رفسنجانی و  حسن روحانی و ... که هنوز هم بر حمایت از برخی از این عناصر پافشاری می کنند هم باید پاسخگو باشند و البته که دیگر نمی توانند بگویند جورج سوروس هم یک یهودی مامانی و خوب است! بنیاد صهیونیستی سوروس دیگر قابل دفاع نیست. گرچه بیسوادان و نادانان هنوز هم...  مطلب وبلاگ خاتمی نیوز را با هم ببینیم . بنده هم مطلب پخش گزینشی اعترافات هاله و تاجبخش را آورده ام

واقعامحمدخاتمی... و... چه پاسخی دارندکه اینها رابه قدرت رساندندوازآنها حمایت کرده  ومی کنند؟!

هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟

 
در جریان اعترافات هاله و جهانبگلو نکته جالب وجود چهار یهودی- صهیونیست گردن کلفت در راس امورات دوم خردادی های وطن فروشی چون حسین بشیریه و شاگردش سعید حجاریان و سازگارا و دوستش بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و عماد الدین باقی و داماد مزدورش محمد قوچانی و رئیسشان محمد عطریان فر و... محمد خاتمی که اینها را بر سر کار اورد و ... بود. کارل پوپر مبدع نظریه جامعه باز- جورج سوروس ریاست عالیه بنیاد سوروس و شوهر هاله خانم و البته خانم مادلین آلبرایت از روسای هاله جون که در اعترافاتش شرح مفصلی داد... مطمئنم که بخش اعظم افشاگری های هاله و جهانبگلو پخش نشد ولی همین مقدار هم مارا به اسم خیلی ها می رساند....حال که هاله ارتباطاتش با سرپل های  بهزاد نبوی یعنی سازگارا  و افشاری را گفت برخی اخبار پشت صحنه را هم بدانید:
Imageوی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج از کشور نیز با دکتر حسین ب ، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته است. هاله اسفندیاری رئیس مرکز تحقیقات ایران شناسی که به جرم جاسوسی و تلاش برای براندازی نظام دستگیر شده ، در اعترافات خود مطالبی را در مورد ارتباط با برخی سیاسیون مطرح نموده است.  

به گزارش سایت بولتن نیوز؛ وی در اعترافات خود اذعان کرده که در حوزه زنان با حقیقت جو، شادی صدر و فریبا داوودی مهاجر و ... ارتباط نزدیک داشته و جلسات زیادی با آنها برگزار کرده است. این در حالی است که چندی پیش اخبار مربوط به کمک های مالی موسسه هلندی هیفوس، به برخی گروه های فعال زنان، از جمله شادی صدر و.... منتشر شده بود. 

اسفندیاری در اعترافات خود ادامه داده که؛ ما ngo ها را تامین مالی می کردیم و مدیریت 600 نفر ایرانی که عمدتا روزنامه نگار و دانشگاهی بودند و از کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس بورس دریافت کرده بودند، با من بوده است. وی هم چنین گفته که در داخل کشور با عمادالدین ب  و در خارج  نیز با  حسین ب،رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته  و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع ، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است. اسفندیاری در بخشی از اعترافات خود به برنامه های در دست اقدام برای مشوش کردن وبراندازی نظام اشاره کرده و آورده است: ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم. منبع: ۱۴ تیرماه ۸۶ بولتن نیوز

پخش گزينشي اعترافات اسفندياري و تاجبخش!

هاله اسفندياري كه ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است، در رابطه با اين ارتباط و ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه براي ارسال اطلاعات به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده، اعترافات صريحي داشته است كه متاسفانه در تلويزيون پخش نخواهد شد! 

بنابر خبري كه روز گذشته منتشر شد اعترافات هاله اسفندياري مدير برنامه خاورميانه مرکز مطالعات «وودرو ويلسون» در واشنگتن و كيان تاجبخش عضو مؤسسه جامعه باز Open Society)، چهارشنبه و پنج‌شنبه شب، طي 2 قسمت از سيماي جمهوري اسلامي پخش خواهد شد. اعلام پخش تلويزيوني اعترافات اگرچه بازتاب گسترده‌اي در ميان رسانه‌هاي بيگانه به ويژه بخش فارسي زبان آن‌ها داشته و اين رسانه‌ها كوشيده‌اند با اشاره به پيشينه اعترافات تلويزيوني در ايران، دست به نوعي اعتبارزدايي پيش‌دستانه بزنند اما پخش گزينشي اين اعترافات نيز در تسريع و تعميق اين جريان مؤثر خواهد بود.

گزارش‌هاي نيمه‌رسمي، اتهام اصلي اسفندياري را شناسايي و ارتباط‌گيري با استادان ايراني و سپس اتصال مستقيم يا غيرمستقيم آن‌ها به مراكز پژوهشي- امنيتي ايالات متحده خوانده‌اند. اين درحالي است كه وي با ايجاد يك شبكه داخلي و چند لايه اين ارتباطات را سامان داده و در ميان لايه‌هاي اوليه اين شبكه اسامي برخي از اعضاء دولت سابق نيز وجود دارد.بنابر اين گزارش‌ها، به دليل ارتباط كاري و معمول مراكز دانشگاهي با دولت‌ها، نتايج تعدادي از پژوهش‌ها و تحقيقات برخي اساتيد دانشگاهي، توسط لايه دولتي شبكه هاله اسفندياري به مراكز پژوهشي- امنيتي امريكا منتقل شده است.با اين حال، چنانچه اعترافات اسفندياري و تاجبخش به مرحله تأييد نهايي رسيده و در صحت و سقم آن‌ها، شكي وجود ندارد، حذف بخش‌هاي مرتبط با اعترافات اين دو تن راجع به لايه‌هاي دولتي شبكه مزبور، از اعتبار و قابليت استناد اين اعترافات خواهد كاست. گفتني است، تاجبخش و اسفندياري پيش از بازداشت، ارتباطات بسيار نزديكي با مشاوران سياسي رئيس‌‌جمهور سابق و معاون اسبق سياسي وزير كشور داشته است(مصطفی ت) منبع:انصار

پخش اعترافات جاسوسان و هاله ابهام برانگیز فعالیتهای اصلاح طلبان چاپ

Imageاسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 ، از  برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد نیز سخن گفت.علی رغم اظهار ترس و نارضایتی بنگاههای خبری غرب در باره پخش اعترافات جاسوسهای دستگیر شده وابسته به این کشورها ، این برنامه از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.   به گزارش خبرنگار بولتن نیوز در این برنامه که هاله اسفندیاری ، کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو در آن حضور داشتند فهرستی از اقدامات پنهان و آشکار این افراد در زمینه ایجاد انقلابهای رنگی در ایران از زبان خود آنها گفته و به آن اذعان شد. در مستند فوق ، هاله اسفندیاری همسر شائول بخاش صهیونیست معروف ضمن اشاره به زندگی نامه خود در پیش و پس از انقلاب و همکاری اش با بنیاد سران پهلوی در پس از انقلاب ، از ارتباط خود با موسسه ویلسون که بودجه اجرائی آن از سوی کنگره امریکا تامین میشود در راستای اهداف و برنامه های کاخ سفید در جهت تغییر در نظام جمهوری اسلامی و شناخت و رهبری انقلاب های مخملی و نارنجی درون ایران داشته پرده برداشت وابعاد آن را تشریح کرد.        اسفندیاری ضمن تبیین نقش خود و جهانبگلو در سوء استفاده از حادثه 18 تیر سال 78 و برنامه ریزی برای مطرح کردن رفراندوم در ایران که از سوی اصلاح طلبان تبلیغ می شد گفت : موسسه ویلسون رابط اشخاصی بود که از ایران شناسائی کرده و پس از آن با موسسات و مراکز تحقیقاتی از امریکا مرتبطشان میکرد و در نهایت با اعطاء بورس تحصیلی برنامه های خود را از طریق آنها پیش می برد بعنوان مثال درباره رامین جهانبگلو و بورس تحصیلی وی چنین پروسه ایی طی شده است.همچنین اخیراً در همین راستا علی افشاری نیز یک بورس مطالعاتی از NAD  وابسته به سازمان CIA دریافت کرده است. بنابراین گزارش در این مستند که به اسم دموکراسی از شبکه یک سیما پخش شد کیان تاج بخش نیز که اخیراً به دلیل جاسوسی و تلاش برای بردن اطلاعات کشور به خارج دستگیر شده است با اعتراف به رابطه خود با بنیاد سروس امریکا گفت : این بنیاد برنامه های متعددی برای جذب اساتید و نخبگان ایرانی به امریکا و دادن بورس تحصیلی به آنها و درنهایت استفاده برنامه ریزی شده از آنها داشت که از جمله می توان به کمک دانشگاهها و کتابخانه های داخل ایران برای ایجاد شبکه دیجیتال در آنها اشاره کرد. 

      همچنین رامین جهانبگلو نیز که در دستگیری سال گذشته خود در ارتباط با   CIA  و مراکزی چون خانه هنرمندان ایران اعتراف کرده بود گفت  تمامی این حلقه ها وقتی در کنار هم قرار میگیرند چه فعالیتهایی که سفارتخانه ها در تهران داشتند و چه فعالیتهایی که خانم اسفندیاری و موسسه اش در دعوت ایرانی ها و بورس دادن به آنها انجام می دادند ؛ همه نشاندهنده نوعی ارتباط و هماهنگی پشت پرده برای اجرای برنامه مخفی و ضد نظام اسلامی ایران می باشد .  
      گفتنی است که این برنامه با واکنش شدید رسانه های غربی و خصوصآ روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب که به نوعی با این افراد مرتبط بودند ، مواجه شده است   " واهمه دست اندرکاران نظام از اقدامات آمریکا " ، واهمه از وقوع انقلاب نرم " و حتی " فاصله گرفتن از آرمانهای امام ( ره ) " ! دانستند . در همین رابطه یک کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار بولتن نیوز اظهار کرد : " آنچه که عمداً یا سهواً مورد بی توجهی این دسته  رسانه ها قرار گرفته این است که فیلم به اسم دمکراسی بصورتی کاملاً ساده و روشنگرانه ، نشان از تغییر افرادی داشت که روزگاری مواجهه با آمریکا و طیف برانداز را وظیفه خود دانسته ولی امروز بنا به مقتضیات ! زمان ، ساز دیگر زده و به اسم اصلاح طلبی درصدد القاء و ترویج تفکراتی هستند که در نهایت و در صورت موفقیت ، منجر به خروج انقلاب و نظام از ریل و مسیرش می شود "  این تحلیلگر سیاسی افزود:" فیلم به اسم دمکراسی تعریف صریحی داشت از چگونگی ارتباط و تحول افرادی که زمانی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته ولی اکنون در درون سفارت ! و حاکمیت آمریکا پذیرفته شده اند ." ایشان در ادامه گفتگوی خود اظهار نمود : " اپوزیسیون خارج از کشور و دوستان داخلی شان باید متوجه باشند که انقلاب تثبیت شده و نظام به راه خود می رود البته اگر روشنفکران ! و اصلاح طلبان ! دست از ترویج انقلاب نرمشان برداشته و مردم را راحت بگذارند و فیلم به اسم دمکراسی صادقانه اینرا بیان داشت " گفتنی است چنانچه عاملین اصلی فتنه 18 تیر 78 ، که شبانه وارد کوی دانشگاه شده و افراد را تحریک می کردند و در روزنامه هایشان آدرس محل تجمع گروه فشار ! را به آشوبگران می دادند و به اسم تقویت فضای باز سیاسی ، دسته جاتی چون تحکیم وحدت را تقویت مالی و روانه خیابانها می نمودند ؛ با قدرت و قاطعیت در دادگاهی علنی محاکمه می شند امروز نه نیازی به پخش فیلم به اسم دمکراسی بود و نه دوستان ! داخلی جرات و توان همصدایی با اپوزیسیون خارجی را داشتند.

دم خروس عقاید انحرافی حجاریان و دوستان دوم خردادی پیداشد! چاپ
Imageبشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند. با بررسی های به عمل آمده ابعاد تازه ای از نویسندگان و چهره های پشت پرده برنامه چهارم توسعه به دست آمده است. به گزارش خبرنگار بولتن نیوز؛ در این برنامه که برخی از قسمت های آن از جمله بخشی که بر لزوم رابطه با اسرائیل اشاره داشته است، به دلیل افتضاح کاری تهیه کنندگان آن پس از انتشار بلافاصله از بازار جمع آوری شد، افرادی چون حسین بشیریه، نظریه پرداز مطرح جبهه دوم خرداد، نقش کلیدی را برعهده داشته اند.  بنا بر این گزارش؛ بشیریه که استاد دانشگاه و استاد سعید حجاریان بوده است، پس از انتخابات سوم تیر، به دلیل سرخوردگی ناشی از پیروزی دکتر احمدی نژاد، اعلام کرده که دیگر در ایران نخواهد ماند و پس از آن جذب یکی از دانشگاه های اروپایی  شده و مدت هاست که در خارج از کشور اقامات گزیده است .  این در حالی است که هاله اسفندیاری؛ در اعترافات خود به ارتباط با بشیریه و مشورت با وی برای پیشبرد اهدافش اذعان کرده است. گفتنی است که بشیریه؛ اساسا با بینش دینی و تاثیر آن بر حکومت به شدت مخالف بوده و حتی عباراتی مانند اینکه از  افتخار می کند که از جوانی دستان خود را به وضو نیالوده است، از وی نقل می شود. شایان ذکر است که حجاریان و افکار غرب گرای وی شدیدا تحت تاثیر استادش قرار داشته و با وجود انحرافات بیان شده، چنین شخصی نقشی موثر در تدوین برنامه چهارم و جمع آوری کتاب مستندات آن داشته است.

 حسین بشیریه متولد سال 1332 ، همدان...

لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، فوق لیسانس رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و دکترای تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول....و اما بعد...

وی استاد لیدرهای اصلاحات به حساب می اید و افرادی همچون سعید حجاریان را در زمره شاگردان مخلص خود دارد، بسیاری وی را سروش دهه 80 می دانند اما تفاوتی که میان وی و سروش غائلند ان است که سروش را استاد حوزه اندیشه فلسفی- دینی اما بشیریه را استاد حوزه فلسفی- اجتماعی می دانند.وی در دوران اصلاحات از فعالین مرکز استراتژیک نهاد ریاست جمهوری بود و هم اکنون خارج از کشور به سر می برد بسیاری وی را در اروپا ساکن می دانند اما او در امریکا ساکن است.

 وی که بیشتر تخصص تاریخیش گویا تاریخ معاصر و به خصوص دوران پهلوی است به رسم هم قطاران معاصر خود همچون کسروی هرساله مراسم کتاب سوزان دارد، جالب انکه وی کتاب تاریخ کوبا را که خود شخصا از فیدل کاسترو دریافت کرده بود را هم در مراسم کتاب سوزان خود به اتش کشیده و مقید است که هر ساله این اقدام را انجام دهد. برادر وی جزء قضات دیوان عالی کشور است. حسین بشیریه از استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده و تاثیر عمیقی بر قشر دانشجویان روشنفکر دارد او در اوایل دهه 70 به ایران امد ولی تا اواسط این دهه وزارت ارشاد اجازه انتشار اثار به وی نداد...

برادر زاده وی یعنی طهمورث بشیریه فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع دکترا بوده و یکی از محبوبترین شاگردان دکتر ازمایش استاد برجسته حقوق جزا است و هم اکنون در حال تدریس در دانشگاه علامه طباطبائی، شهید بهشتی و دانشگاه های ازاد مرکز و شمال می باشد. طهمورث سال گذشته به مدت شش ماه و مصادف با جام جهانی در المان ساکن بود!رفتارها و نظرات بسیاری از سران اصلاحات را باید در ارای و تفکرات حسین بشیریه جستجو کرد شخصی که گرچه شاگردانش میانه دار جریان اصلاح طلبی بودند اما خودش همیشه در حاشیه و بیشتر نقش یک نظاره گر را ایفا می کرد، وی بیش از 25 جلد کتاب و صدها مقاله درحوزه علوم سیاسی تاریخ معاصر و به خصوص جامعه شناسی سیاسی به چاپ رسانده است بسیاری وی را پدر جامعه شناسی سیاسی در ایران میدانند.

حال جالب انکه گفته می شود هاله اسفندیاری در اعترافات خودش به ارتباط با بشیریه برای پیشبرد اهدافش اشاره کرده است و جالبتر انکه بدانیم وی یکی از عناصر پشت پرده و نویسندگان برنامه چهارم توسعه است در برنامه چهارم توسعه قسمتهایی مبنی بر لزوم رابطه با رژیم صهیونیستی گنجانده شده بود که بعد از انتشار بلافاصله از بازار جمع اوری شد و گویا در این ماجرا بشیریه نقش کلیدی داشته است. جمله ای از وی منقول است که: از افتخارات من این است که از جوانی دست خود را با وضو نیالوده ام! ؟!؟ (+)ایمیل حسین بشیریه را می توانید در زیر مشاهده کنید ( وی اکثر اوقات ان لاین می باشد!):hosseinbashiriyeh@yahoo.com

منبع:‌ http://ermineh.blogfa.com/post-65.aspx

اعتراف مخملی/آشنایی بیتری با جورج سوروس و انقلابهای مخملی اش:

  هم اندیشی: وقتی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در آمریکا در سال 2001 اعلام کرد که «فرهنگ، اطلاعات و ارتباطات ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده هستند»، معلوم بود که توصیه‌های مندرج در پروژه مطالعاتی مربوط به استراتژی امنیت ملی آمریکا -که قبل از ریاست جمهوری جورج بوش به وسیله جمهوریخواهانی چون دیک چنی و کاندولیزا رایس تدوین شده بود - تمرکز شدیدی روی «برخورد نرم» با دولت‌های هدف خواهد یافت.

به گزارش هم اندیشی به نقل از مهر در استراتژی مفصل مذکور تاکید شده که تاسیس و حمایت از بنگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای و جایگزینی ارزش‌های آمریکایی به جای ارزش‌های بومی در کشورهای هدف باید مورد توجه جدی قرار گیرد. بنگاه‌ها و موسساتی که تا حد امکان فعالیت خود را در پوشش‌های خیر‌خواهانه، حقوق بشری و البته غیردولتی پنهان نمایند. بنیاد «سوروس» یا «جامعه باز» (Open Society) یکی از همین موسسات هستند که بلافاصله و در دهه گذشته توسط یک میلیاردر یهودی موثر در لابی صهیونیزم آمریکا به نام «جورج سوروس» برای سرمایه گذاری‌های اقتصادی و در عین حال مطالعات حقوق بشری تاسیس شد. اگر «رابرت مرداک» امپراتور یهودی رسانه‌های بزرگ جهان، آشکارا اقدام به خرید و توسعه شبکه رسانه‌ای خود می‌کند، «جورج سوروس» ظاهرا مدلی نهانی از همین نفوذ رسانه‌ای – فرهنگی را پیگیری می‌کند.
آنچه که رسانه‌های رسمی آمریکا در مورد شخصیت و انگیزه‌های «سوروس» منتشر کرده‌اند، عباراتی نظیر «نوع دوست و نیکوکار» و «علاقه‌مند به گسترش دموکراسی، حقوق بشر و توسعه اقتصادی در کشورهای مختلف جهان» بوده است. در عین حال BBC آژانس خبری دولت انگلیس نیز چنین تعریفی دارد: «‌بنیاد جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی و حقوقی و سیاسی... حمایت از رسانه‌های مستقل از دولت‌ها و... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند. »
در برابر تعاریف یاد شده، «سوروس» در بیش از 30 کشور جهان این «فعالیت‌های خیرخواهانه» را دنبال می‌کند! کشورهایی که برای امنیت ملی آمریکا از جهات مختلف «کشور هدف» به حساب آمده و بسیاری از آنها سال‌ها پس از حضور این بنیاد دچار تغییرات عمده سیاسی و حتی فروپاشی شدند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان محلی، فعالیت این بنیاد در کمربندی از کشورهای آسیای میانه با هدف کاستن از نفوذ روسیه و جایگزینی جریان‌های سیاسی متمایل یا مطیع ایالات متحده صورت گرفته است. آنها معتقدند که این بنیاد با راه‌اندازی سازمان‌های مطالعاتی و مالی (به نحوی که ظاهراً هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند) فعال شده و با شناسایی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات اپوزیسیون، زمینه را برای انقلابی آرام برای فروپاشی دولت و تغییر حکومت فراهم نموده است.
در گرجستان بنیاد سوروس 20 میلیون دلار به مخالفان دولت ادوارد شوارد نادزه پرداخت. راهبرد وی روابط خوب با مسکو بود. بعد از شورش‌های موسوم به «انقلاب مخملی» و استعفای ناگزیر وی، 4 تن از اعضای دولت جدید گرجستان شامل آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی، ورزش و جوانان از کارمندان دفتر «سوروس» در تفلیس بودند. جورج سوروس نیز پس از تغییر دولت نادزه گفت که «وظیفه بنیاد ما حمایت از ادامه تغییرات دموکراتیک در سایر کشورهای خاورمیانه است.»
ولادیمیر تیموشنکو یکی از نمایندگان مجلس اوکراین بعد از تظاهرات خونین خیابانی کیف و نهایتا «انقلاب نارنجی» در این کشور تاکید کرد که پشت صحنه این تحولات شخص جورج سوروس و مقامات اطلاعاتی آمریکا بوده‌اند. به همین ترتیب «عاقل عباس اف» سردبیر نشریه عدالت جمهوری آذربایجان فاش کرد که بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان بنیاد سوروس در صدد نفوذ در حاکمیت آذربایجان برآمد و عده‌ای از مخالفان دولت علی‌اف را برای آموزش به اوکراین فرستاده‌اند. همچنین وزارت امنیت ملی آذربایجان از برنامه‌ریزی بنیاد «جامعه باز» برای گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در بین نسل جوان این کشور، آن هم در پوشش برنامه‌ای برای مبارزه با مواد مخدر، خبر داد!
سرویس‌های اطلاعاتی ارمنستان نیز در چند نوبت از فعالیت بنیاد سوروس در جهت استفاده از رسانه‌ها برای ایجاد اغتشاش در فضای سیاسی این کشور و شکاف بین ارمنستان و روسیه خبر دادند. این کشور مهم‌ترین پایگاه روسیه در قفقاز جنوبی است. در تاجیکستان هم افزایش مخالفت علیه نظام حاکم توسط رسانه‌ها به سوروس نسبت داده شد. تا آنجا که رئیس جمهور این کشور با نام بردن از 4 روزنامه و برخی رادیو‌های خصوصی، از اطلاعاتی در خصوص حمایت مالی مخالفان خود توسط بنیاد سوروس خبر داد. این بنیاد در قزاقستان و قزقیزستان نیز از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، طرح‌های فرهنگی و آموزشی، موسسات غیر دولتی و فعالیت‌های هنری رسما به «حمایت از تغییرات دموکراتیک» مشغول است! طی سال‌های اخیر و همزمان با طرح پروژه خاورمیانه بزرگ جغرافیای فعالیت سوروس به خاورمیانه و منطقه مدیترانه گسترش یافت. نشانه‌ای از آن را روزنامه «الصباح» ترکیه فاش ساخت که بر اساس آن «بنیاد سوروس در انتخابات جزیره در جهت حمایت از فردی که منافع اسرائیل و آمریکا را تامین می‌کند، دخالت نموده است».
با این سابقه‌ای که گفته شد، قطعاً بنیاد سوروس نمی‌توانسته از فعالیت در ایران چشم پوشی کند. اما آنقدر توان اطلاعاتی داشته که حساسیت ایران در رصد سلسله اقدامات خود در آسیای میانه را درک کند. لذا در اینکه استفاده از موسسات واسطه برای «ترویج نافرمانی مدنی» و تشکیل یک شبکه ارتباطی غیر رسمی در این زمینه انتخابی مناسب بوده، شکی نیست. ضمن اینکه الگوی استفاده از افراد بومی و یا دارای تابعیت دوگانه در این مسیر هم، انتخابی دقیق است.
فراتر از آنچه به عنوان اعترافات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش از تلویزیون ایران پخش شد، درک این واقعیت مهم است که هیچ اقدام به ظاهر خیرخواهانه، فرهنگی، حقوق بشری و دموکراتیکی از سوی چنین بنیادهایی حمایت نمی‌شود، مگر اینکه جزئی از سناریوی «ابزار استراتژیک امنیت نوین ایالات متحده» باشد. به صدا و سیمای ایران کاری نداریم، اما نمی‌توان نتیجه تحقیقات وزارت امنیت ملی آذربایجان را نادیده گرفت که بنیاد جامعه باز، با شعار مبارزه با مواد مخدر هدفی جز آلوده کردن نسل جوان این کشور به مواد مخدر نداشته است.
البته رادیو فردا، رادیو صدای آمریکا و همچنین روزنامه واشنگتن پست هدف فعالیت‌های بنیاد مذکور و وابستگانش در ایران را صرفا «کمک‌های انسان دوستانه» و «ارتقای بهداشت عمومی» نامیده است. کدامیک را باور کنیم؟! منبع: http://www.hamandishi.com/More_News.asp?id=27642

  : بخش اول اعترافات سه تن از عو امل بیگانه   :همچنین ببینید:

 http://bultannews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1041&Itemid=43

: به اسم دموکراسی و همچنین بخش اول اعترافات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو

http://rajanews.com/News/?12860

پسر رفیق حریری: برادرم عامل سیا و موساد است:

http://sharifnews.ir/?23392

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 3:50  توسط بصیر  | 

زن بودن ممنوع! چاپ ارسال به دوست

«چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم! این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند ...

این عنوان کنگره ای بود که در هقته ی گذشته با حضور جمع بزرگی از اساتید هم چون جناب آقای دکتر رامین ،جناب آقای رحیم پور ازغدی ،سرکار خانم طبیب زاده (مشاور رئیس جمهو ر در امور زنان و خانواده) وجمعی از خانم های تازه مسلمان شده برگزار گردید.

به گزارش خبرنگار سایت تحلیلی-خبری دانشجويان مستقل، این کنگره  با حضور جمع کثیری از دانشجویان برگزار شد و مفاهیمی چون فمنیسم و ارتباط آن با صهیونیسم که برای دانشجوی امروزی ما مسائلی گنگ و نامفهوم به شمار می آید به عرصه ی سخن گذارده شد که بخشی از آن در ذیل آمده است:

 فمنیسم و صهیونیسم :

«چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم ! این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد، می تواند مدارج شغلی را طی کند بچه های خودش را در مهدکودکها رها کند و هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد. گزینه های جنسی او نیز دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع پیش از ازدواج و پس از ازدواج برای وی امکان پذیر است. به طور خلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می خواهد بشنود. تنها یک استثنا وجود دارد: او نمی تواند یک زن باشد. »

«برگرفته از کتاب نابودی عفاف ارمغان فمنیسم- نوشته خانم وندی شلیت»

در بررسی تاریخی جایگاه و سرنوشت زنان زمانی با جاهلیت روبرو بوده ایم که وجود مقدس و عفیف زن را مورد تحقیر و اهانت قرار داده اند مانند عرب جاهلی پیش از اسلام و دینی مانند آیین تحریف شده یهود .

آیین یهود ، ارزش و جایگاه زن را تا حدی پایین می آورد که هر گاه طبیعت از آفریدن مردان ناتوان است ، زن رامی آفریند و هر مرد یهودی ، زن آفریده نشدن خود را کمال مسرت می داند .

لیکن در عصر حاضر صهیونیسم هدیه جدیدی را به زنان عرضه می دارد که از طرق آن جاهلیتی مدرن در میان جوامع صنعتی، دامنگیر جوامع زنان گردیده است.

 این امر موجب شده است تا بنیان خانواده و به همین تقدیر بنیان جوامع را با ترفندها و توطئه های از پیش تعیین شده به قهقرا بکشانند تا بتوانند تسلط لازم را بر یک جامعه از هم گسیخته و وحشی بدست آورند.

 آنچه در زیر می آید تنها گزارش کوچکی از چهره ی امروز جامعه آمریکا و بررسی نظرات و تئوری مکتب فمنیسم است. در بررسی آماری و تحلیلی که نسبت به اوضاع جامعه آمریکا انجام می شود ، خواسته یا ناخواسته شوک زده خواهیم شد.

این جامعه به صورت هولناکی به سوی قهقرای اخلاقی پیش می رود. گویی مکاتبی مانند فمنیسم روح و جان جامعه آمریکایی را تسخیر نموده و مشکلات اخلاقی را بیش از پیش عمیق تر می سازد.

بر طبق باورها و اعتقادات مسلمانان، وجود زن گوهری است که بوسیله ی حیا و عفتی که بااو همراه است از دسترس نااهلان در امان خواهد ماند و آنچنانکه می دانیم بنیان خانواده بر محور وجودی زن استوار است.

 هنگامیکه زن از زیر بار مسئولیت خانواده شانه خالی کند، حلقه‌های جامعه یک به یک گسسته می‌گردد و دیگر چیزی به عنوان امنیت روانی و آرامش مفهومی نخواهد داشت.

 

لیکن تصویر چهره ی جامعه آمریکا چیز دیگری است. طرح مسائل جنسی به صورت زود هنگام و از طریق آموزش و پرورش به کودکان در مدارس ابتدایی به عنوان برنامه زندگی خانوادگی چیز معمولی گشته است.

 همچنین تعلیم دهندگان این آموزشها در مدارس از کودکان می خواهند تا خجالت نکشند و این موضوعات را بسیار عادی تلقی کنند این امر موجب می گردد حد سنی برای درک بسیاری از تجربه ها در جامعه آمریکا بسیار پایین باشد.

افزایش آگاهی نوجوانان از مسائل جنسی نه تنها باعث کاهش مشکلات نمی گردد بلکه باعث تحریک بیشتر آنان و افزایش مشکلات می شود . نکته مهمی که در طرح این مسائل برای کودکان فراموش می شود ، چگونگی و زمان دادن این آگاهی هاست.

فمنیسم در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 پاگرفت و تغییرات فرهنگی بسیاری را در میان زنان به وجود آورد. در سال 1975 لایحه حقوق برابر موجب برانگیختن بحث های فراوانی گردید. زیرا برای مرد و زن به طور اعم و برای زنان به طور خاص دارای مضامین خطرناکی بود و مرور زمان ثابت کرد که منافعی که فمنیست ها مدعی آن بودند در مجموع کمتر از زیان های این جریان بود.

فمنیست ها امروز نمی توانند پیامی را بپذیرند که بویی از مسیحیت داشته باشد . در حقیقت کلیسا از نظر آنان یک نهاد پدر سالار است که نقش آن در فرهنگ جامعه دیگر جایی ندارد . جنبش زنانه ای که در ابتدا منادی عدالت و مبتنی بر اصول مسیحیت بود امروز به جنبشی بدل گردید که آزادی جنسی لجام گسیخته ، حقوق هم جنس گرایان و تنفر از جنس مذکر را ترویج می نماید.

فمنیست ها اصرار دارند مردم، فمنیسم را نهضتی عمیق و اندیشه ورز بدانند، ولی واقعیت این است که این نهضت بسیار سطحی و ساختگی است. فمنیست ها تلاش کرده اند تا دروسی تحت عنوان مطالعات زنان را خلق کرده و اغلب به صورت دروس اجباری در کالج ها، دانشگاهها، سمینارهای سراسر کشور بگنجانند.

فمنیست ها پیوسته در تبلیغات و شعارهای خود این نکته را فریاد می زنند که زنان از سوی جامعه مرد سالار تحت فشار هستند و مردان همگی بصورت بالقوه مهاجم ، متجاوز، آزار رسان و یا از نظر روانی دچار مشکل هستند . صنعت تبلیغات نیز در بیست سال گذشته تلاش کرده تا جابجایی نقش زن و مرد را که فمنیست ها منادی آن هستند به تصویر درآورد و نشان دهد که زنان چه از نظر فکری و چه در عمل بسیار برتر از مردان هستند. نتیجه منطقی چنین وضعیتی، هم جنس گرایی زنان است.

 دو موضوع اصلی که این جنبش آنرا پیگیری می کند مشتمل بر موارد زیر است:

·         حقوق باروری ، و به طور خاص «سقط جنین »

·         ترویج هم جنس گرایی زنان و مشروعیت بخشیدن به آن

جنبش فمنیسم اصولاً بارداری را شکلی از بردگی زنان و کودک را به منزله یک مهاجم به بدن زن تلقی می کند .
فمنیست ها توانستند با تبلیغات و اقدامات وسیع خود قانون آزادی سقط جنین را در دهه 1960 به تصویب دیوان عالی آمریکا برسانند.

این در حالی است که 75 درصد نوجوانان آمریکایی قبل از پایان تحصیلات متوسطه، رابطه جنسی دارند.

در نیویورک بیش از 54 هزار نوجوان بین سنین پانزده تا نوزده سالگی هر سال باردار می شوند. و هر سال با استفاده از این قانون 54 هزار کودک در کلینیک ها قتل عام می گردد.

 امروزه جنبش فمنیسم برای ساده تر کردن اوضاع و کم کردن صورت زشت و وحشیانه ی این عمل و برای آنکه در مجامع بین المللی بازخواست نگردند، در واژه ها دست کاری نموده اند. به عنوان مثال به جای استفاده از واژه  «سقط جنین» از واژه «از بین بردن بافت ناخواسته» استفاده می کنند و یا به جای استفاده از واژه‌ی«دختران بی بند و بار» از واژه «از نظر جنسی فعال» بهره می گیرند.

فمنیسم امروزه در واقع یک مذهب انحرافی است. مذهب دشمنی با خداوند و اصول اخلاقی.
در سال 1993 قانونی به امضای پرزیدنت کلینتون رسید که بر طبق آن فروش اعضای بدن این کودکان معصوم سقط شده نیز مجاز شناخته شد.

در مجله ورلد نتایج یک پژوهش در مورد سقط جنین چنین ذکر می شود: در بررسی ها مدارکی از یک شبکه سراسری فروش اعضای بدن کودکان به دست آمده که شامل دستورالعمل مربوط به جدا کردن اعضای بدن به طور تفضیلی و یک بروشور تبلیغاتی که در آن برای جلب توجه مشتری نوشته شده بود: «تازه ترین بافت ها موجود است» و نیز صورت قیمتهایی برای بچه کامل و اعضای بدن آن بدست آمد.

 در یکی از این صورت قیمتها که تاریخ آن 1999 و متعلق به این شرکت بود ، چنین می خوانیم: پوست 100 دلار ، دست و پا 150 دلار ، نخاع 325 دلار ، مغز 999 دلار .

این قانون ظاهراً در پژوهشها ی مربوط به بافت جنینی استفاده می گردد.

 سخنگویان فمنیسم با در اختیار داشتن صنعت سرگرمی ، رسانه ها ، دانشگاهها و برخی از سیاستمداران دارای این قدرت هستند که نگرش و فرهنگ جامعه به موضوع هم جنس گرایی را وادار به تجدید نظر نمایند.

 ما بین زنان هم جنس گرا و فمنیست ها یک رشته ارتباطی وجود دارد که منجر به همگرایی آنان شده است و این مطلب را روشن می سازد که این دو مکتب در واقع یکی هستند . در زیر به مختصری از اعتقادات آنان اشاره می نماییم .

·         هر دو گروه ضد دین هستند و بندگی خداوند را ستم تلقی می کنند .

·         هر دو گروه مادر شدن و پرورش فرزندان را بدون حضور همتای مرد قابل وقوع می دانند.

·         هر دو گروه مخالف رهبری مردان و آرزومند مستقل بودن از آنان هستند .

·         هر دو گروه احساس می کنند تفاوت جنسیت  ساخته فرهنگ  ها است.

در آمریکای قرن 19 مزاحمت های جنسی مجازاتهای بسیار سنگینی مانند مرگ را در پی داشت ، لیکن امروز متجاوزان به عنف حدوداً به  5 سال  زندان محکوم می گردند . این در حالی است که در عمل شکایت زنان قربانی در دادگاههای آمریکا تقریباً بی اثر است.

یکی از مواردی که فمنیست بر آن تأکید دارد ، نفی تفاوت مابین جنس زن و مرد و تک جنسیتی (Unisexual) شمردن جامعه است.

 در واقع در تصویر جدید جامعه امریکایی زنان باحیا و احساساتی ، غیر طبیعی و بیمار شمرده می شوند.
فشارهای تبلیغاتی از سنین کودکی بر این نکته پافشاری می کنند که اگر کسی از تعادل روانی و رفتاری بهره مند باشد، نباید خود را درگیر مسائلی چون حیا – عفت و احساس نماید .

زیرا این گزینه ها دست و پای زن را برای حضور فعال و مستقل در جامعه می بندد و عوامل فوق موجب می شود تا زنان واپس گرا و زندانی ظلم مردان گردند . فمنیست ها معتقدند که زن و مرد جز در رابطه با خصوصیات فیزیکی مربوط به تولید مثل هیچ گونه تفاوتی با یکدیگر ندارند . آنان با روان شناسان همفکر خود کنار آمدند و افکار یک نسل را تغییر دادند تا بتوانند به جای آن این تفکر را القا کنند که بین زن و مرد هیچ فرقی وجود ندارد و فرهنگ نیازمند تغییر نگرش خود نسبت به زن و مرد است.

 جامعه امروز امریکا برای دخترانی که به روابط ناخواسته« نه » می گویند، شرایط دشواری به وجود آورده است بر اساس نظر سنجی که توسط مرکز ملی پژوهش افکار و دانشگاه شیکاگو در میان 3500 مرد 18 تا 59 ساله صورت گرفت.

13 درصد زنان جوان می گفتند فشار دوستان آنان را وادار نموده برای نخستین بار رابطه جنسی برقرار کنند در حالی که اکنون این رقم به بیش از یک سوم رسیده است .

جالب توجه است که در چنین جوامعی برای رهایی از این فشار ها و حفظ عفت ، مبتلا بودن به یک اختلال تغذیه ای تنها راهی است که فرهنگ حاکم بر جامعه آمریکا به یک زن این اجازه را می دهد تا از آزارهای جنسی در امان بماند.

 بیماریهای کم اشتهایی – پر اشتهایی و بریدن اندام های زنانۀ بدن از جمله این راههاست که موجب می شود با چاق بودن بیش از حد یا لاغر بودن و یا ناقص بودن ، در امان بمانند .

به عقیده فمنیست ها زنان باید هر چه می خواهند بپوشند و مشکل اصلی وجود مردان بی ادب است در حالی که یک اقتصاد دان معتقد است که اگر یک نفر لباسش را عوض نماید هزینه کمتری خرج می شود تا اینکه بخواهیم تمام مردان بی ادب را تربیت نماییم .

فمنیست معتقد است که امروز زنانگی یک افسانه است. در حقیقت آنها زنانگی را یک ساخته اجتماعی می دانند که توسط مردان ساخته و پرداخته شده است تا بتوانند زنان را به سلطه خود درآورند.

 همچنین فمنیست ها پاکدامنی را نیز ساخته مردان و با هدف به بندگی کشیدن و رام کردن زنان می دانند آنان اعتقاد دارند تأکید بر پاکدامنی زنانه بی هیچ تردیدی نشانه تبعیض گرایی است و باید ریشه کن گردد. زیرا زن را وادار می سازد که اسیر و در بند باشد و نتواند آزادانه آن طور که می خواهد زندگی کند . یک زن پاکدامن ناچار است تا تمام عمر خود را در کنار یک مرد و تحت امر و استیلای او بگذارند.

 روسو در کتاب امیل خاطر نشان می سازد که «شبیه شدن زنان به مردان باعث تسلط مردان بر آنان میگردد»
همچنین فمنیست ها بر این باورند که زنان باید خودرا از نقش همسری و مادری رها کنند و به دیگر امور بپردازند .در این راستا، اگر چه گاهی می پذیرند که پاکدامنی امری فطری است لیکن یکی از آن خصوصیات زنانه بیمارگونه است که ریشه بیولوژکی دارد و به دلیل آنکه امری فطری است، فضیلت و امر اخلاقی محسوب نمی شود و باید در مقابل آن ایستاد.

در واقع امروز این انتظار که زنان خوب باشند جای خود را به فشار که زنان در روابط جنسی نامحدود خوب باشند داده است.

تبعیض آمیز خواندن اصول رفتاری و برابر دانستن ازدواج با تجاوز به عنف ، رابطه بین زن و مرد را مسموم ساخته است .

بر اساس یک نظر سنجی در مجله گلامور در صورتی که فاجعه تایتانیک دوباره رخ دهد 66% از زنان این عمل را که یک مرد صندلی قایق نجات خود را در اختیار یک زن قرار دهد را عمل تبعیض آمیز جنسی تلقی می کنند یعنی تا این حد معتقدند که زن و مرد تفاوتی ندارند و محافظت مرد از وجود یک زن کاری احمقانه و توهین آمیز است زیرا مردان هیچ گونه ارجحیتی نسبت به زنان ندارند.

امروزه مردان جوان راهنما و الگویی برای رفتار با زنان ندارند . برخی به طور طبیعی احساس می کنند که باید مواردی از نزاکت را در مورد زنان به کار گیرند ، لیکن در آن فرهنگ این اجازه به آنان داده نمی شود.

واقعیت این است که ما به هر حال نمی توانیم این تفاوتها را از میان ببریم . بنابراین همین تفاوتها به نحوی دیگر بروز پیدا می کند. اما این باورها به بدترین شکل خود یعنی تجاوز، تعرض، آزار زنان و فحاشی آشکار می شود.

 امروزه زنان با رفتارهای برابری جویانه خود به مردان می آموزند که چگونه باشند و سپس وقتی که مردان درس خود را آموختند و شروع به رفتارهای غیرمؤدبانه نمودند ، تلاش می گردد تا به زور قانون از خشونت آنان جلوگیری شود.

در فیلم های سینمایی هالیوود نیز ، همواره زنانی که پایبند به اصول اخلاقی نیستند را جسور، شاداب و سرشار از روح زندگی معرفی می نمایند و زنان پایبند به اصول اخلاقی را واپس گرا، افسرده و کودن معرفی می نمایند.

فمنیست ها معتقدند که زنان پاکدامن و متأهل تحت ستم هستند و افراد مذهبی انسانهایی کند ذهن و خشک و افراد مجرد پر جنب و جوش هستند که همه ی خوشی ها را در اختیار دارند.

بر اساس پژوهشی از مارک کلمنتیس که از بین از 1000 امریکایی صورت گرفت 67 درصد زوج های متاهل گفته اند که از روابط جنسی خود راضی هستند در حالی که این میزان در میان مجردها 45 درصد بود .

قطعاً پاکدامنی جنسی می تواند هوس های سطحی را کنار بزند اما پاکدامنی حافظ و الهام بخش نوعی رغبت پایدار است .

پاکدامنی رفتار بی شرمانه را رد می کند اما شهوت را از بین نمی برد بلکه در واقع می تواند آن را روشن نگه دارد.

در واقع فمنیست ها با القای موضوع قربانی بودن زنان ، تلاش دارند تا روحیه پاسخگو نبودن ار در میان زنان تقویت نمایند.

زیرا افرادی که خود را قربانی به حساب می آورند در برابر رفتاری که انجام می دهند پاسخگو نیستند . هر آنچه آنها انجام دهند همواره معلول تقصیرها و کوتاهی های دیگران است .

جنبش فمنیسم هم اکنون مردم را در سراسر دنیا تبدیل به جمعیتی بی اخلاق ساخته است که پایبند بودن به اصول اخلاقی و رفتاری امری محال تلقی می گردد.جوامعی که در آنان هیچ یک از افراد نظم فکری خاصی ندارند و اساس و بنیان خانواده از میان رفته است و انسانها نا خواسته پیرو خوی حیوانی گشته اندو لجام گسیخته و آشفته به دنبال دستاویزی هستند که به وسیله آن آرام گیرند. لیکن این آرامش را در هیچ کجا نخواهند یافت. زیرا هیچ رکنی مستحکم و قابل اعتماد برجای نمانده است تا بتوان بر آن تکیه نمود. افراد این طور جوامع از لحاظ عاطفی پناهگاه ندارند . زیرا در کانون مهر و عاطفه پرورش نیافته اند.

بنابراین در میان حوادث مختلف زندگی به یکدیگر رحم نخواهند نمود و هیچ پیوندی میانشان باقی نخواهد ماند.

در پروتکل های دانشوران یهود اشاره شده است که، غیر یهودیان را از عنفوان جوانی بی بند و بار و بدون اخلاق بار می آوریم. آنان خود اذعان می دارند که از طریق زنان یهودی، رسانه و دیگر عوامل مردم را به عشرتکده ها خواهند کشاند و همچنین اصرار می ورزند كه باید بنیان خانواده و نقش تربیتی آن را از میان برد تا بتوان بر جوامع مسلط گردید.

نکته بسیار ظریف در این مدعا آن است که هنگامیکه یک جامعه دچار انحطاط اخلاقی و عواملی مانند فساد، مواد مخدر، مشروبات الکلی و زیاده خواهی مالی  می گردد، نقاط کلیدی و موثری که هدایت افکار جامعه را بدست خواهد گرفت روشن می شود. عناصری مانند ثروت، خوشگذرانی، شهوت و قدرت.

در این حالت است که کنترل فکر و رفتار افراد یک جامعه بسیار ساده خواهد بود.

تنها کافیست آنچه را که به آن معتادند و دغدغه آنان گشته است در اختیارشان گذاشته شود تا همان کاری را انجام دهند که از آنان خواسته‌می شود.

صهیونیسم امروز با ترویج چنین افکار و جنبشهایی این امکان را فراهم می سازد تا بر ارکان جوامع در سراسر دنیا مسلط گردند.

صهیونیسم برای تکمیل حلقه های آخر زنجیر بردگی و بندگی ملتها ، هر اقدامی را انجام خواهند داد.

امید است با روشنگری افکار عمومی بتوانیم از نفوذ بیشتر این مکاتب در میان جوامع پیشگیری نماییم

منبع: http://www.mostaghel.ir/news/latest/kh-968.html
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 4:56  توسط بصیر  | 

دیدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعالِ در عرصه های مختلف با رهبر معظم انقلاب

13/ 04/ 86

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعالِ در عرصه های مختلف علمی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی – فرهنگی و هنری تأکید کردند: ...

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از زنان نخبه و فعالِ در عرصه های مختلف علمی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی – فرهنگی و هنری تأکید کردند: در نگاه جامع اسلام به مسئله زن، مسئولیت اداره و پیشرفت جامعه و کشور بر عهده همه افراد اعم از زن و مرد است اما مهمترین مسئولیت و نقش زنان، در هر سطحی از توانایی و فعالیت اجتماعی، نقش بسیار مهم آنان در خانواده است.ایشان با تبریک میلاد با سعادت بانوی بزرگ تاریخ بشریت، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و تقارن این روز خجسته با سالروز ولادت امام خمینی (ره) تصریح کردند: تأکید اسلام بر اهمیت بی نظیر نقش زن در خانواده، به هیچ وجه به معنای مخالفت با حضور زنان در عرصه های مختلف نیست بلکه به معنای اصالت و اولویت «نقش مادری و همسری» در مقابل دیگر فعالیتها و نقشهاست چرا که «بقا و رشد و تعالی» بشر و حفظ آرامش و سلامت جامعه در گرو تحقق این نقش است.

رهبر انقلاب اسلامی وجود مجموعهء عظیم بانوان نخبه را در کشور، نشان دهنده حقانیت و موفقیت نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به «مسئله زن» دانستند و خاطرنشان کردند: در هیچ دوره ای مانند امروز، زنانِ محقق، دانشمند، متفکر، ادیب، هنرمند و فعال در عرصه های مختلف سیاسی – اجتماعی در کشور وجود نداشته است و این واقعیت نشان می دهد که نگاه اسلامی به امر حجاب ، برخلاف بی بند و باری نه تنها مانع رشد و تعالی زنان نیست بلکه رعایت حدود اسلامی و شرعی می تواند زمینه ساز و شتاب دهنده شکوفایی استعدادهای زنان باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از نگاه غلط غربی که تلاش می کند زنان را از ویژگیهای فطری خود دور سازد و آنان را به کپی دوم مردان تبدیل کند افزودند: این نگاه، در واقع کسر شأن زنان است چرا که «زنِ کامل بودن» در مواردی از «مردِ کامل بودن» هم بالاتر و پرارزش تر است.رهبر انقلاب اسلامی مسئولیت زنان نخبه کشور را در تصحیح نگاه غلط غربی به مسئله زن یادآور شدند و افزودند: از دید اسلام «زن بودن»، اصالتاً نوعی ارزش است و زنان و مردان در آفرینش حکیمانه الهی، هرکدام جایگاه و طبیعت و نقش خاصی دارند.

ایشان نگاه ابزاری غربی ها به زنان را ظلم به جامعه بشری و خیانتی بزرگ به حقوق زنان برشمردند و خاطرنشان کردند: زن، بخش زیبا، لطیف و مستور آفرینش است و بزرگترین گناهی که غربی ها باید پاسخگوی آن باشند این است که زن را در حد وسیله ای برای «تبلیغات کالا، پول درآوردن بیشتر و ارضاء «بی نظم و قانون» مسائل جنسی» تنزل داده اند و از این طریق جوامع بشری را به دردهای غیرقابل علاجی مبتلا کرده اند.ایشان با انتقاد از برخی تلاشها برای انطباق دادن اجباری احکام اسلامی با کنوانسیونهای خارجی مرتبط با زنان، افزودند: البته برخی مسائلی که در فقه درباب احکام زنان وجود دارد سخن آخر نیست بلکه ممکن است با تحقیقِ یک فقیه ماهر و مسلط بر «مبانی و متد» فقاهت، نکات جدیدی استنباط شود اما تلاش برخی مرعوب شدگان در مقابل غرب، برای کم و زیاد کردن احکام اسلامی و انطباق دادن آنها با بعضی معاهدات جهانی، کاملاً غلط است.

حضرت آیت الله خامنه ای، تلاش دستگاههای تحقیقاتی، دانشگاهها و حوزه ها برای تقابل صحیح و کیفی با دیدگاهها و تبلیغات فمینیستی را، ضروری خواندند و افزودند: این کار خدمتی حقیقی به همه زنان جهان است.رهبر انقلاب اسلامی، از برخی بی عدالتی ها در ارتباطات خانوادگی زن و مرد در کشورهای مختلف، انتقاد و ابراز تأسف کردند و افزودند: مردان نباید با سوءاستفاده از توانایی جسمی و برخی خصوصیات دیگر، در درون خانواده به زنان زور بگویند و به آنان ظلم کنند.

ایشان در همین زمینه تأکید کردند: رعایت اخلاق اسلامی در خانواده، درک مبانی اسلامی و تهذیب مردان، عامل اصلی جلوگیری از زورگویی به زنان خواهد بود اما بهرحال چه با نصیحت و چه با استفاده از قانون، باید زمینه روابط سالم و صحیح خانوادگی فراهم شود.حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان جلسه با زنان نخبه را بسیار خوب و مفید خواندند و افزودند: هدف از تشکیل این جلسه، شنیدن برخی مسائل از زبان جمعی از برگزیدگان و نخبگان جامعه زنان و نیز نگاه نمادین به مجموعه فعالیتهای درخور تحسین زنان در جامعه اسلامی بود که برخی مطالب بیان شده نیز بسیار پرمغز و جالب توجه بود.در این دیدار خانمها:
- طبیب زاده: مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور زنان و خانواده
- علاّسوند: استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر در مسائل زنان
- بداغی: قاضی دادگستری و استاد دانشگاه
- آیت اللهی: محقق، نویسنده و استاد دانشگاه
- عطایی: استاد دانشگاه در رشته معماری
- بوباش: همسر شهید جانباز - دبیر نمونه آموزش و پرورش
- موسوی: شاعر
- زعفرانچی: استاد دانشگاه در رشته توسعه اقتصاد
- حیدری: دانشیار دانشگاه سیستان و بلوچستان در رشته بافت شناسی و جنین شناسی
- زمزم زاده: کارگر نمونه و دارای یکصد طرح پژوهشی
- علم الهدی: دکترای فلسفه تعلیم و تربیت و محقق در مسائل تربیتی
- حسنی اسکویی: عضو هیأت علمی دانشگاه آذربایجان و ورزشکار
- زارعی اقدم: همسر جانباز و مبلغ و استاد دانشگاه
- و داودی: دانشجوی بسیجی در مقطع دکترا (رشته زمین شناسی)

به بیان دیدگاههای خود درخصوص مسائل زنان در ابعاد مختلف پرداختند. محورهای اصلی مطالب بیان شده در این دیدار به این شرح است:

- توجه جدی به پر کردن خلاءهای موجود درخصوص نظریه پردازی و کارهای پژوهشی قوی در مسائل زنان در حوزه علوم انسانی و علوم اسلامی
- پرهیز از نگاه ظاهری و سوری به دیدگاه اسلام در مورد مسائل و جایگاه زنان
- ارائه راهکارهای عملی و مشخص برای حمایت از تحکیم خانواده و لزوم مشخص بودن شاخصهای کمّی در برنامه های مرتبط با ارتقاء جایگاه زنان
- حضور جدی و فعال در عرصه های بین المللی به منظور ارائه دیدگاه جامع اسلام درخصوص زنان
- لزوم تدوین منشور حقوق خانواده و ارائه آن در مجامع بین المللی
- ارائه مدل جدیدی به منظور حضور زن مسلمان در عرصه های مختلف داخلی و بین المللی با تأکید بر حفظ ارزشهای اسلامی
- ایجاد زمینه مناسب تر برای حضور استادان زن در هیأتهای علمی
- فراهم کردن زمینه لازم برای تربیت متخصصان زن در برخی رشته های دانشگاهی
- ایجاد شرایط مساعد برای ادامه تحصیل زنان کارگر در مقاطع بالا
- لزوم احیاء نقش واقعی خانواده در جامعه
- توجه جدی به سازمانهای «مردم – نهاد» یا NGOهای مرتبط با مسائل زنان
- حمایت از ورزش بانوان در ابعاد ورزش همگانی و ورزش قهرمانی و ایجاد مراکز مناسب
- و تدریس واحدهای درسی مرتبط با مسائل خانواده در دانشگاهها

منبع: سایت آقا متن کامل بیانات بسیار مهم آقا را در این آدرس پی گیری کنید: بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروه كثيرى از زنان نخبه‏ در آستانه‏ى سالروز ميلاد حضرت زهراى اطهر (سلام‏اللَّه‏عليها)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 5:40  توسط بصیر  | 

طبيب‌زاده: فروپاشي خانواده، هديه سكولاريسم غربي

  به گزارش ايسنا زهره طبيب‌زاده نوري، مشاور رييس‌جمهور و رييس مركز امور زنان و خانواده در اين كنگره با اشاره به مشكلات زنان در دنياي امروز اظهار داشت: جامعه غرب در سده 21 و پشت سر نهادن عصر روشنگري و انقلاب صنعتي، همچنان با تنگناهايي در عرصه‌هاي گوناگون دست به گريبان است. بروز تغييرات سريع اجتماعي در غرب، نهادهاي اجتماعي از جمله خانواده را دچار تغييرات اساسي كرده، بطوريكه به دغدغه‌ جدي براي جامعه‌شناسان و اخلاق‌گرايان تبديل شده است.وي افزود: بررسي شاخص‌هايي همچون آمار ازدواج و طلاق و كاهش زماني دوام و بقاي خانواده در غرب، زندگي بدون ازدواج رسمي، فرزندان نامشروع، رسمي شدن زندگي همجنس‌گرايان و ... دلايل و شواهد متقاعدكننده‌اي در تاييد نظريه‌ بحران خانواده در غرب است و پيامدها و هزينه‌هاي اجتماعي و اقتصادي آن درگيري‌هايي ميان كودكان و والدين مجرد و محروميت آنان از حضور والدين، افزايش خطر خشونت و آزار عليه كودكان، كمرنگ شدن عشق والدين به كودكان را به همراه خواهد داشت.

 رييس مركز امور زنان و خانواده تصريح كرد: انديشمندان غربي معتقدند منشا اصلي ظهور ناهنجاري‌هاي جديد، سكولاريست و جنبش اصلاحات است. قبل از دوران تجدد، افراد به فرزندان‌شان به عنوان هديه‌اي از طرف خداوند عشق مي‌ورزيدند و خانواده نهادي ارزشمند و مقدس بود. اما متاسفانه در آموزه‌هاي فرهنگ غربي و تقدس‌زدايي از اين نهاد، ساختارشكني و طرح تئوري‌هاي ناهنجار همچون همزيستي آزاد، جداانگاري مناسبات جنسي از روابط خانوادگي و باروري و توليد مثل، خانواده‌هاي تك والدي، همجنس‌گرايي و ... به طور صريح تبليغ مي‌شود و پيامدهاي جبران‌ناپذيري را براي جامعه غرب به همراه آورده است.وي با بيان اين كه متاسفانه نگرش‌هاي سكولاريستي، اومانيستي از طريق رسانه‌هاي جمعي، ماهواره و ... به كشورهاي اسلامي هجوم آورده‌اند، ادامه داد: امروزه بيش از هر زمان ديگر نيازمند ساختاري هستيم كه طراحي جديدي براي محيط تربيتي فرزندان در جوامع مختلف را پيشنهاد نمايد و تنها گزينه‌ مطلوب احياي مجدد اعتقاد و عمل ديني در خانواده‌ها به عنوان يكي از راه‌حل‌هاي كليدي جبران آسيب‌هاي وارده به نهاد خانواده است. 

طبيب‌زاده ادامه افزود: مي‌توان مدعي شد كه بحران در خانواده، يك بحران مذهبي در غرب است و جامعه‌ي سكولار نمي‌تواند روندهاي اجتماعي و خانوادگي رو به زوال را بهبود بخشد و برنامه‌هاي حمايتي تامين نيازهاي مادي خانواده، خلأ عاطفي و رواني فقدان كانون گرم خانوادگي را جبران نخواهد كرد و دولت‌هاي غربي راه به جايي نخواهند برد.طبيب‌زاده با بيان اين كه سردمداران زر و زور، در ادامه سياست‌هاي امپرياليستي در قالب‌هاي اقتصادي، سياسي و نظامي و بهره‌گيري از عوامل جبري نظير لشكركشي نظامي، محاصره اقتصادي، ايجاد رعب و وحشت و ...، با درك اين حقيقت كه فرهنگ، هويت ملي و خودباوري فرهنگي عامل استقلال و اقتدار نظام‌هاي اسلامي است، شيوه‌ي استعمار نويني را طراحي و به اجرا گذارده‌اند. جامعه‌ي جهاني و الزامات موجود در عصر كنوني كه شاخصه‌ي اصلي بيداري ملت‌هاي جهان است موجب شد تا نظام سلطه چرخش قابل ملاحظه‌اي را در سياست‌هاي استعماري خويش اعمال و از اقدامات نظامي صرف به سوي اقدامات تهاجمي فرهنگي روي آورد.

 

وي افزود: دكترين فرهنگ غرب و نسخه هوشمندانه‌ آن در اين راستا تشكيل جبهه‌ي متحد فرهنگي است. اين جبهه شامل كشورهاي قدرتمند غربي و نهادهاي مالي و بين‌المللي ساخته و پرداخته فاتحان جنگ جهاني دوم يعني بانك جهاني، صندوق بين‌المللي پول، سازمان ملل متحد و كارگزاري‌هاي تخصصي آن است.طبيب‌زاده تصريح كرد: سياست‌ها و استراتژي سازمان ملل و كارگزاري‌هاي تخصصي آن در تحميل نسخ غربي به شيوه‌ي قانوني نظير كنوانسيون‌هاي بين‌المللي در حوزه زنان و كودكان و اصرار بر اجراي آن تداعي‌گر پروتكل‌هايي نظير اين پروتكل است كه مي‌گويد بنيان خانواده را از هم مي‌پاشيم و خودخواهي و خودكامگي را در انسان‌ها تقويت مي‌كنيم تا اينكه طغيان كنند و به اينگونه از رسيدن آنها به مراتب عالي جلوگيري مي‌كنيم. 

در ادامه، دكتر رامين،‌ فعال سياسي نيز طي سخناني به عنوان كنگره: زن بودن ممنوع» اشاره كرد و با بيان اين كه مصيبت‌هاي قرون وسطي بسيار وحشتناك است گفت: طبق آمارهايي كه از قرون وسطي به دست آمده، 9 ميليون زن به خاطر اين كه ادعاي انسان بودن كرده‌اند، در آتش سوخته و به صليب كشيده شده‌اند و كليسا به آن اتهام جن‌زده وارد كرده است.وي در ادامه به ظلمهاي وارده به زنان در عصر حاضر اشاره كرد و افزود: سالانه در جهان چهار ميليون زن و دختر، خريد و فروش مي‌شوند و بعد از خريد و فروش اسلحه و مواد مخدر، قاچاق زنان، يكي از پر درآمدترين تجارت‌ها در غرب به شمار مي‌آيد.وي سپس ديدگاه اسلامي به زن را توصيف و اضافه كرد: اسلام،‌ توانايي و حقيقت زن را همانند گنجينه اسرار مي‌داند. از منظر اسلامي مرد احساس مي‌كند تمام نيازهاي عاطفي و معنوي او از جانب يك زن تامين و استمرار نسل او از طريق زن محقق مي‌شود.دكتر رامين، تصريح كرد: همانطور كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد: محبت، اخلاص و روابط سالم را بين زوجين قرار داده و اگر جامعه‌ بشري خلاف امر خدا عمل كند، جامعه با مشكلات زيادي مواجه مي‌شود. خداوند خواسته تا زوجيت بين اين دو جنس تعريف شود اما امروزه وضعيت غرب فضاي ديگري را نشان مي‌دهد و خفقان و ناآرامي به وجود آمده است. وي ادامه داد: امروز حقوق انساني زنان در جهان بايد اهميت پيدا كند و رسالتي در بشريت شكل بگيرد تا مرزهاي جغرافيايي از بين برود و حقيقت آشكار شود. اگر نسبت به مصيبت‌هايي كه بر زن غربي وارد شده سكوت كنيم اقليت‌هاي مسلمان نيز آسيب مي‌بينند و امكان دارد غربي‌ها با هدف‌هاي شوم خود به جهان اسلام نيز وارد شوند. دكتر رامين در پايان خاطرنشان كرد: امروز غربي‌ها سعي دارند نسل آينده‌ بشر را به انحطاط بكشانند و هويت انساني را بگيرند. نبايد نسبت به كشورهاي ديگر بي‌تفاوت بود؛ چرا كه جهان بشري به مانند سرنشينان كشتي هستند كه بايد نسبت به مسائل يكديگر حساسيت نشان دهند.

منبع: رجا نیوز
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 19:18  توسط بصیر  | 

روزهای ابتدای انقلاب خاطرات خوبی از آمریکای لاتین ندارد. در آن روزها کمونیستهای اسلام ستیز تمام فعالیتهای خود را تحت رهبری معنوی چه گوارا انجام می دادند و بالطبع انقلاب با امریکای جنوبی رابطه خوبی نداشت.

در نگاه دیگر، برخی همکاریهای کشور کوبا و فیدل کاسترو با رژیم صدام حسین در جنگ تحمیلی علیه ایران، باعث دوری بیشتر دو منطقه از یکدیگر شد تا ایران سیاستهای استکبارستیزی خود را از مجرایی غیر از امریکای لاتین پیگیری کرده و به سوی کشورهای شرقی و افریقایی سوق پیدا کند. با این حال قابل اغماض بودن همکاریهای کوبا با عراق و نزدیکی فوق العاده یک کشور آمریکاستیز با مرزهای ایالات متحده باعث می شد تا ایران به اتحاد با امپریالیسم ستیزان امریکای لاتین بیاندیشد. در همین حال نجات معجزه آسای چاوز از کودتا باعث نگاه مثبت و استراتژیک آمریکای لاتین به جمهوری اسلامی ایران شود.

در رویکرد اخیر، آغاز همکاریها با همکاریهای اقتصادی در حوزه اقتصاد و نفت بود، اما با روی کار آمدن دولت اصولگرا در ایران، دو طرف به این نتیجه رسیدند که می توانند همکاریهای خود را به سطوح سیاسی و تشکیل یک جبهه متحد جهانی سوق دهند. اکنون اتحاد ایران با کشورهای مقاومت آمریکای لاتین، دارای ابعاد فوق العاده مثبت برای عدالتخواهی در جهان و فوق العاده منفی برای نظام استکبار و صهیونیزم جهانی است. برقراری خط سیاسی مستمر و پویا میان تهران و کاراکاس به ایجاد جنبشی جهانی در جهان تبدیل شده که کشورهای متعدی از امریکای لاتین و آفریقا را تحت تاثیر خود قرار داده است. بگونه ای که به تداوم و همپیمانی کشورهای جنوب علیه کشورهای شمال انجامیده است.در این رهگذر، و پس از سپری کردن همکاریهای دوستانه اقتصادی و سپس سیاسی میان ایران و آمریکای لاتین، فرصت آن به دست داده که همکاریهای استراتژیک دفاعی - نظامی، در حوزه دولتها و همکاریهای فرهنگی اجتماعی در حوزه ملتها نیز در دستور کار قرار گیرد.

 منبع: http://khavei.blogfa.com/post-20.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 19:11  توسط بصیر  | 

رییس مجلس شورای اسلامي در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرده اگر در نزد افكار عمومي شير و خورشيد از شعار هاي قبل از انقلاب محسوب نشود مجسمه‏هاي شير و خورشيد كه با پيروز انقلاب اسلامي از سر در مجلس برداشته شده بودند به جاي خود باز خواهند گشت. برخي روزنامه‏هاي اصلاح‏طلب با استقبال از اين گفته شير و خورشيد را نه يك نماد طاغوتي و سلطنتي بلكه يك نماد ملي و اسلامي و حتي شيعي معرفي كرده و با مصاحبه و نظر سازي سعي دارند افكار عمومي را موافق اين عمل نشان دهند.
حال شما به عنوان يكي از افكار عمومي نظرتان در اين باره چيست؟
آدرس عکس: http://ham-mihan.org/Released/86-04-02/318.htm
نويسنده: احسان آیتی(دوشنبه 4/4/1386 :: فصل انتظار)
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 4:0  توسط بصیر  | 

قصه های مَحَمَدی و دوستای قدرت طلبش
روزی بود روزگاری یه پسره بود که صداش می کردن محمد. باباش آدم خوبی بود ولی خودش خیلی بد بود. تا اینکه باباش که امام جمعه یزد بود، از دنیا رفت. مردم یزد و بقیه جاها اومدن و باباشو با عزت و احترام دفن کردن و قبرش شد محل استجابت دعاشون.
می دونید چرا؟ آخه باباش از رهبر کشورشون سنش بیشتر بود؛ اما یه ذره هم غرور می گن چند سال قبل تر یه دفعه باباش رفته بود جبهه. آقا(رهبر) تو یه لیوان آب خوردن بعد آقا روح الله خاتمی رفت و ته مونده لیوان آقا رو خورد. آقا گفتن: آقا روح الله چی شد که این کارو کردید؟ آقا روح الله گفت: برا تبرک این کارو کردم. می گن این سید روح الله از دو تا بچش می ترسیده و دعا می کرده که محمد و محمدرضا شون هیچ وقت هیچ کاره ای نشن! آخه می ترسیده که گند بزنن و کارا رو خراب کنن. آقا روح الله تقوای زیادی داشت و مردم یزد اونو به عنوان سمبل دینداری می شناختنش ولی محمد که لباس باباشم پوشیده بود؛ بدون اینکه راه باباشو بره، اینطور نبود و همه اونو مثل غربزده ها نگاه می کردن. این محمد قصه ما مدتی رفت آلمان و بدتر شد. دوتا کلمه فلسفه غرب هم خونده بود و خیال می کرد که اون فیلسوفای غربی تونستن همه مشکلاتو حل کنن با چرندیاتشون. اون فقط حرفای اونا تکرار می کرد نه حرفای باباشو. خیال می کرد که همه چی رو بلده و می تونه رئیس بشه. اون با اعتباری که باباش داشت مردم رو گول زد و با چاخان فراوون خیلیا رو که خیال می کردن اونم یه سید زد و اونا بهش رای دادن؛ غافل از این که چندتا دزد خفن مثل بهزاد و حسین و محمد چریک و...هستن که اونو علم کردن. محمدرضاشونم فوری اومد و از مقام داداشش سوء استفاده کرد و فوری مشتی غربزده و مقام پرستو دور خودش جمع کرد و جبهه مشارکتو درست به این امید که همه دوستای محمدشون بیان دور اون و اونم رئیس بشه! اما کروبی و اصغرزاده و ... فهمیدن و جبهه محمد رضا شد حزب! یک حزب در کنار چهل تا دیگه حزب کوچیک و بزرگ دیگه دوم خردادی و دوتا ارباب و برادر بزرگتر به اسمای «حزب کارگزاران سازندگی؟!» و «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی؟!»ایران خلاصه دعوای قدرت میون حامیای محمد جلو اومد و مردم دیگه خسته شدن। تو این وسط بعضیاشون که خیلی بی در و پیکرتر بودن مثل سروش و اصغرزاده و علوی تبار و عبدالله نوری و اکبر گنجی، شروع کردن به امام و شهیدا و ائمه و پیغمبرا بد و لبیراه گفتن। مردم دیگه فهمیدن که این محمد خاتمی و دوستاش نه به درد دنیاشون می خوره نه به درد آخرتشون। مردم پشیمون شدن و فهمیدن که:گیرن پدر تو باشد فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل بد کلاهی سر مردم رفته فهمیدن که روزنامه ها خیلی دروغ گفتن و فریبشون این ادامه همون سرمایه داری و غربزدگی سابق تا اینکه محمود محمود خیلی ساده و صادق با مردم حرف زد و مردم اونو رئیس اما محمد و دوستاش که برای قدرت می مردن شوکه شدن. تصمیم گرفتن که دوباره روزنامه بزنن و محمودو خراب کنن. اومدن دست به دامن بانکدارا و گردن کلفتایی مثل حسین مرعشی و کرباسچی و عطریانفر شدن. اونام اومدن و چندتا روزنامه زدن به اسمای شرق و هم میهن و کارگزاران و اعتماد و اعتماد ملی. این دفعه اینا با حزب جدیدشون اعتماد ملی کروبی رو هم گولش زدن و زیر سایه برادر بزرگتر «حزب کارگزاران» و «سازمان مجاهدین» شروع کردن به خراب کردن محمود تا مردم از محمود دوباره دلسرد بشن و به محمد و دوستای بدش دوباره رای بدن؛ با قلمِ مزدبگیرایی مثل مسعود بهنود و محمد قوچانی و عماد باقی و سایرین
اما مردم این دفعه دیگه گول اینا رو نمی خوردن. محمد قصه ما دیگه به اینجاش رسیده بود و به دستور اربابا و برادر بزرگا گفت این دفعه کاری می کنم کارستون. اینو گفت و فوری رفت ایتالیا. اول سخنرانی کرد و هرچی دلش خواست گفت. بعدش چندتا دختر و زن ایتالیایو پیدا کرد راست راست رفت و با بی حیایی با اینا دست داد. انگار اصلا دین نداشت. آخه مسلمونا می گن که دست دادن با نامحرم حرومه مخصوصا اگه اون نامحرمه نیمه برهنه باشه مخصوصا اگه دوربینا داغشته باشن فیلمبرداری کنن و تو یه آدم مهم باشی و مشتی دیگه از تو الگو بگیرن. انگار نه انگار که ایتن محمد آقاهه پسر آقا روح الله خوب بوده. اصلا به باباش نرفته بود. بیخود نبود که باباش ازش می ترسید. دفتر محمد دید خیلی بد شده و اومد بیانیه داد که چرا فیلم این افتضاح محمد جونو پخش کردین. این خیلی خلاف شرعه ولی نگفت که محمد نباس خلاف کنه و خلاف شرع اصلی خود ما هستیم و شهواتامون و قدرت طلبی هامون و دروغ گویی یامون. محمد چند روز بعد که دید خیلی اوضاع بی ریخت شده و آبروی خودشو و رفیقای قدرت طلبش رفته و مردم بیشتر شناختنشون، گفت اصلا اصل ماجرا دروغ بوده! غافل از اینکه بوی گند افتضاحش دنیا رو گرفته بود و یه فیلم جدید از همین جریان اومد روی سایتای خارجی. دیگه نمی شد منکر قضیه شد. دیگه نمی شدم بگی اینا رقبای سیاسی ما هستن که رفتن و نقاب ما رو زدن و با زنه هرکاری خواستن کردن و به گردن مکا انداختن. بعضی رفیقاشم رفتن اگه می شه اسلامو عوضش کنن و به روزش کنن تا دست دادن با نامحرما و بی حجابا عیب نداشته باشه ولی دیدن اسلام تابع شهوتای اونا نمی شه. بعضیاشونم گفتن حالا محمد یه غلطی کرد چرا ما هی می گید که دیدن مخالفاشون راسی راسی درد دین دارن و می ترسن کار محمدی اراذل و اوباشو شارژ کنه و اونا بیان و هرکاری می خوان با ناموس مردم بکننخلاصه محمد در آب و تاب بود که گند یه کار دیگه محمد هم در اومد. رفته بود ایتالیا سخنرانی یا یه گزارشکر مامانی ایتالیایی با بدن نیمه لخت کنار محمد خفن قصمون نشسته بود و دیگه میلیمتری فاصله نداشتن و داشتن مصاحبه؟!!؟!!؟ می کردن خیلی بوی گند محمد زیاد شده بود که فیلمبردار ایتالیایی هم اومد و داغ محمدو تازه کرد و تو وبلاگش نوشت که تعجب می کنم که محمد چرا می گه من دست ندادم؟! محمد جون دیگه داشت می مرد؛ اما دلش خوش بود که به اون حمله کردن و می تونه با رسانه های حزب پولدارا و گردن کلفتا (کارگزاران و مجاهدین) مثل کارگزاران و هم میهن و اعتماد و شرق و اعتماد ملی و .... خوب مظلومیت نمایی کنه ولی اونقدر گند کاراش در اومده بود که دیگه نمی شد مردمو خرشون کرد و سوارشون شد و ازشون رای گرفت. محمد بد کاری کرده بود. اون پشیمون بود و دیگه هیچ کاری نتونس بکنه! ولی اون بازم دلش خوش بود که با رسانه هاشون می تونن مردمو گول بزنن و مردم همه چیو یادشون می ره و اونا می تونن دوباره برگردن و رئیس بشن... اما مردم دیگه ایندفعه... ادامه داستان را هرکسی برای خودش تعریف کنداز وبلاگ عکس نوشته های خاتمی
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 3:56  توسط بصیر  | 

روزی بود روزگاری
یه نفر بود که دوست داشت رئیس شود. اون خندید و گفت: «جوان خوب است، آزادی باشد، همه باید دموکراسی باشند، گفتگو با هر کس مثلا آمریکا باشد، خوب است». همه حرفاش از رو اخلاص بود و شیطونه خواب بود. بچه محلّا گفتن حرف دل ما رو زدی. او ریش خود را هم روزانه با دقت و وسواس رنگ آمیزی می کرد و میکاپ قهوه ای دخترکُشی بر روی خود اجرا می کرد. دخترا و پسرای با حال هم گفتند چقدر این خوبه. سپس گریه کرد.

عده ای از مردم دلشون به حال او سوخت و او را رئیس کردند.شیطونه خوشحال شد.البته این هیچ ربطی به اون نداشت. خوشحالی شیطون به این بود که حرف آدم خوبا که گفته بودن به ممدی رای ندین درست در نیومد
اون سپس بهزاد نبوی و محمد چریک (عطریان فر) و حسین آقا مرعشی و سعید جون(حجاریان) و عباس (عبدی) و عبدالله نوری و تاج زاده را دور و بر خودش جمع کرد و دولت قشنگی درست کرد. همه رفقا جمع بودن تا میلیارد میلیارد پول درست کنن. همشون هم دست پاک بودن و مامانی، مخصوصا بهزاد و حسین و چریکه ... .
اوّلا: توسعه سیاسی و آزادی و دموکراسی را همه گیر کرد؛ البته برای طرفداراش. شیطونه راضی بود.
دوماً:با دخترا دوست بود و اونا رو آزاد گذاشت(تا حدی که علیه حجاب هم تظاهرات کردن). اصلا شیطونه اینجا نبود. بعد اینقدر آزادی زیاد شد که خرتوخر شد. یا مرغ تو مرغ سوماً: ظلم تاریخی به روابط دختر و پسر را جبران کرد و همه با نشاط و خنده با هم دوست شدن. البته بعضی وقتا عصبانی می شد و داد هم می زد برا مخالفاش که از هر لولویی بدتر بودن.
چارماً: به مخالفای خودش لقب تئوریسین خشونت داد و با همکاری نیک اهنگ مزدور کوثر و علوی تبار و شمس الواعظین و فرج دباغ (سروش) و ... مخالفاشو خشن و بی منطق و امّل و مرتجع و مخالف ازادی و ... نشون داد. شیطون دوباره خواب بودپنجماً: به دوستاش یه روزه مجوز روزنامه داد و به دشمناش شش ماهه هم مجوز نداد تا آزادی و برادری و برابری فراماسونری رو در کشور ما هم مثل قبله اش غرب، اجرا کنه. دوستاش هم تا تونستن به اماما و پیغمبرا و خدا و اسلام فحش دادن و اون هم ازشون حمایت کرد. آخه مطبوعات باید آزاد باشن و هر کار می خوان بکنن.
خلاصه کلی کار دیگم کرد تا اینکه دورش تموم شد. دوستاش اونو از قطار اصلاحات پیاده کردن ولی اون که اونا رو به نون و نوا رسونده بود دست بردار نبود و دست از رفیق بازی برنداشت و دوباره حرفای اونا رو گوش کرد.این آخریا کم کم داشت می فهمید که فقر و فساد و تبعیض مهم تر از توسعه سیاسیه. اون موسسه بین المللی گفتگوی تمدن ها رو هم راه انداخته بود که مهاجرانی به دلیل گفتگوی زیاد با زنان و دخترای اونجا ابرویی براش نذاشت و ممد قصه ما تصمیم گرفت خودش رئیس اونجا بشه تا بتونه بهونه ای برا سفرای بعدی اش به اونور آب داشته باشه. اون رفت و اومد تا اینکه گندش در اومد که اون هم به دنبال گفتگو با بانوان بی حجاب و مامانی ایتالیایی بودهاما ممد جون ما گفت که فیلم این گفتگو و مصافحه مونتاژ شده و من این کارای بد رو نکردم؛ غافل از اینکه دفترش قبلا گفته بود که پخش این فیلم بده! حالا نمی دونم چطوری دو روزه این فیلم بده، عوض شده مثل بارباپاپا که همش عوض می شد. خلاصه ممد جون بد گندی زده بود. شیطونم می گفت من فقط وسوسه کردم تو خودتو می گرفتی! ادامه ماجرا رو خودتون از رسانه ها پیگیری کنید

منبع: http://khataminews.blogspot.com/

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:39  توسط بصیر  |