تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات
کشورهای غربی به دلیل حاکمیت اومانیسم و لذت جویی و ضعف دین امنیت ندارند.
قتل های نوجوانان انگلیسی برای خوش گذرانی!!؟
يك دختر پانزده ساله انگليسي از محله هاي جنوبِ لندن در مصاحبه با خبرنگار روزنامه تايمز از كشته شدنِ هفت تن از اعضاي خانواده و دوستان خود به دست باندهاي تبهكارِ نوجوان در اين شهر، سخن مي گويد. به گزارش «جهان» و به نقل از تايمز، تكيا كه هنوز امتحان پايان دوره متوسطه خود را نگذرانده است در یک از محله ها و در يكي از مراكز اصلي فعاليت باندهاي نوجوانان بزهكار در شهر لندن، زندگي مي كند.
 وي تصميم گرفته است تا با استفاده از نام مستعار، به افشاي حقايقي پرداخته و از تباه شدن زندگي بسياري از نوجوانان هم سن و سال خود به دست باندهاي خلافكار نوجوانانِ انگليسي، پرده بردارد. تكيا در تازه ترين حادثه اي كه فقط شانزده روز پيش براي وي اتفاق افتاد، يكي از دوستان خود به نام نيكلاس را در يك حادثه تيراندازي از دست داد. 
قتل هايي از اين دست، نتيجه بي قيدي هايِ گروهي از جوانان انگليسي است كه براي خوش گذراني مزاحم ساير مردم شده و با ضربات چاقو يا به ضرب گلوله آنان را از پاي در مي آورند. در نتيجه اقدامات خشونت آميز اين گونه باندها، ظرف يك سال گذشته فقط بيست و هفت نوجوان، جانِ خود را در پايتخت انگليس از دست داده اند كه نزديك به يك سوم آنان را ساكنانِ جنوب رودخانه تايمز تشكيل مي دهند.
 از اوايل سال جاري ميلادي تاكنون يازده تن ديگر نيز به دست نوجوانان خلافكار لندن كشته شده اند و يك مرد بيست ساله نيز بر اثر اصابت گلوله به سرش در حالِ اغماء به سر مي برد. بر اساس امارهاي رسمي انگليس، اين كشور ظرف سال گذشته ميلادي، سي و هفت مورد قتل داشته است كه در انها هر دوي قاتل و مقتول زير هجده سال سن داشته اند. تكيا مي گويد جهاني كه ما امروز در آن زندگي مي كنيم، سبب ايجاد وحشت در من و دوستانم شده است و ما هر لحظه از خود مي پرسيم نفر بعدي چه كسي خواهد بود؟ او مي گويد ظرف سال هاي اخير آنقدر حوادثِ مرگبارِ پيش بيني نشده براي دوستان ما رخ داده است كه هر يك از ما احتمال مي دهد كه او شخص بعدي خواهد بود.
اكنون ديگر در پايتخت انگليس، محله امني وجود ندارد. پليسِ شهر لندن، ده سال پيش با اجراي عمليات ترايدنت كوشيد تا از ميزان جرايم نوجوانان كه اكثرا در محله سياه پوستان و در رابطه با مواد مخدر بودند،‌ بكاهد. از آن زمان تاكنون محاكمه هاي بي شماري صورت گرفته است و ميزان سالهاي حبسِ مجرمان دستگير شده در عمليات ترايدنت در سال 2005 ميلادي، به 852 سال رسيد. با اين وجود ما همچنان شاهد تداوم اين قتل ها در سطح پايتخت انگليس هستيم.
پليس لندن ظرف هفته گذشته از ده خيابان بسيار خطرناك در اين شهر نام برد كه ساكنان آنها را اقليت هاي بومي تشكيل مي دهند و بيشتر قتل هاي پايتخت در اين خيابان ها رخ مي دهد. اولين تجربه غم انگيز تكيا در اين زمينه به ماه ژوئن سال 2006 ميلادي باز مي گردد. در آن زمان يكي از دوستان پانزده ساله وي به نام آلِكس، پس از بازگشت از جلسه امتحان هاي پايان سال مدرسه، به ضرب چاقوي اين نوجوانان خشن از پاي در آمد. تكيا در جلسه تشييع جنازه وي حضور داشت و سعي كرد دليلِ قتل او را دريابد. از آن تاریخ تاكنون، شش تن ديگر از نزديكان و دوستان اين دختر پانزده ساله انگليسي در حملاتِ نوجوانانِ بزهكارِ لندن از پاي درآمده اند.  تكيا كه اكنون مي كوشد تا ذهن خود را براي حضور در جلساتِ امتحان ماه مه مدارس آماده كند، مي گويد براي من حيرت آور است كه افرادي كه چنين جنايت هايي را مرتكب مي شوند چگونه مي توانند با خيال آسوده به منازل خود بازگردند و به راحتي سر بر بالين بگذارند. منبع:جهان نیوز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 12:57  توسط بصیر  | 

قبل از اینکه متن کامل این کتاب گرانسنگ را از عالم روشن ضمیر قرن گذشته بیاورم توجه شما را به خواندن چند مطلب دیگر در همین باره جلب می کنم. واقعا که برخی چقدر ذلیل می شوند که به خاطر یک خرافه و بدعت به مراجع بزرگ تشیع هم دروغ می بندند:

***تصاویری از قمه زنی مسیحیان/مراسم تصلیب در فیلیپین که احتمالا شروع مراسن قمه زنی شیعیان  جاهل هم گرته برداری از این مراسم بوده است: http://www.rajanews.com/News/?25988

***دروغ پردازان رسوا شدند. ایه الله العظمی بهجت قطعا قمه زنی را حرام می دانند...http://azadary.blogfa.com/post-27.aspx

http://ghamezani.blogfa.com/post-14.aspxقمه زنان متوسل به دروغ بستن به آيت الله بهجت شدند ***

*** یک دروغ-سه روغ- شاخدار دیگر: مسدود شدن حساب بانكی وجوهات شرعی آيت‌الله بهجت به خاطر فتوای قمه زنی!!؟؟ http://ghamezani.blogfa.com/post-18.aspx  

***ادله مختلف مراجع معظم تقلیدوعلما مبنی برحرمت بدعتهایی نظیر قمه زنی در عزاداری http://azadary.blogfa.com/post-26.aspx

 

 

متن کامل کتاب التنزیه به همراه ترجمه آن به نام «عزاداری های نامشروع»       

 مرحوم سيد محسن امين در كتاب خويش به نام «التنزيه لاعمال الشيبه» با استدلال و برهان ثابت مي‌كند قمه‌زني و برخي ديگر از خرافات رايج در عزاداري امام حسين(ع) نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدّس حرام و از كار‌هاي شيطان است.  در پي انتشار اين اثر، كه با هدف پاكسازي گردهمايي‌هاي‌ مذهبي از بدعت‌ها و گمراهي‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، كه برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام»  را به وي گوشزد كردند. ايشان در اين‌باره مي‌گويد: "در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته، هياهو برپا ساختند و ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گسترده ناآگاه جامعه چنين پخش كردند كه فلاني (سيد محسن امين) برپا داشتن عزاي امام حسين((ع را حرام كرده و علاوه بر اين مرا به خروج از دين متهم ساختند."

تبليغات فراگير دربارة دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد  كه حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي‌هايش پرداختند و برخي از مردم با گرو نهادن خانة خود و به دست آوردن اندكي پول، در جهاد نامقدّس ضد سيد محسن شركت جستند. ولي از آنجا كه حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(كه در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند)  به طرفداري از امين عاملي وكتاب بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت:"إنَّ استعمالَ السّيوف و السلاسل و الطُبُول و الأبواق و ما يَجري اليومَ أمثالُهُ في مَواكِبِ العَزاء بيوم عاشورا إنَّما هو مُحرم و هو غير شرعي؛ یعنی:به كاربردن شمشيرها(= قمه‌زني) و زنجيرها و طبل‌ها و بوق‌ها و كارهايى مانند اين امور كه امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غيرشرعى است."(قمه زنی سنت یا بدعت، ص86)

 برای مطالعه متن کامل کتاب التنزیه به همراه ترجمه آن از جلال آل احمد که با نام«عزاداری های نامشروع» می باشد بر روی ادامه همین مطلب کلیک کنید. البته می توانید آن را در منبع اصلی مطلب هم ملاحظه بفرمائید، در وبلاگ قمه زنی، سنت یا بدعت:http://ghamezani.blogfa.com/post-19.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:45  توسط بصیر  | 

واقعا که برخی دختران بی هویت ما باید درس بگیرند...

بسم الله النور
السلام عليك يا ابا عبد الله الحسين(ع)
حسين جان  وقتي خيلي در موردت فكر مي كنم و هميشه دلم ميگيرد.مثل كسي كه كشتي اش در گل نشسته عزيز دل آن چيزي كه تو خواستي با خونت و با خون فرزندانت و خون يارانت به ما بفهماني ، فهميده نشد روحم فدايت  كربلا جاريست در رگ من ،در خون من ،در تمام ثانيه ها ي من، كربلا جاري هست همواره ...و هست هميشه....
حسين عليه السلام مي فرمايد:
مردم بنده ي دنيايند و دين در زبانشان مي چرخد و تا وقتي زنديگشان در محور دين بچرخد به دنبال آن هستند اما وقتي بوسيله ي بلا آزموده مي شوند دينداران اندك مي شوند.

دوستان چند تا ايميل برايم امده بود كه نوشته بودند ننويسم و اين حرف ها ي من به درد جامعه ي ايران نميخورد من هم گفتم شايد ننويسم بهتر باشد اما من براي خودم ايده اي دارم  و برا ي اون هدفم مي دونم كه بايد بنويسم چرا كه اونچيزي  که تصميم گرفتم  برايش بنويسم ارزشش داره  که بنويسم. حجاب زيباي من، براي تو بارها قلم بر  دست گرفتن خيلي قشنگ است. ولي اگر كسي دوست ندارد به اين خانه ي من بيايد خب مي تواند نيايد و نخواند در اين خانه اگر خدا بخواهد اگر عمري باشد حالا حالا ها باز است و من هم منتظر دوستان  دلسوز خودم هستم.فكر مي كنم تا اينجا كافي باشد.

دوستان من با اينکه راه قانوني براي ورود دختران محجبه به دانشگاه ها باز شده  و خيلي براي من ژيام تبريك فرستاديد ولي متاسفانه فقط چند دانشگاه بيشتر اجازه ي ورود را به دختران ندادند ودوباره مثل قبل  ممنوعيت ادامه دارد. در اين چند روز واقعا مثل کابوس شده براي ما ريسان دانشگاه ها  مي گويند اگر ببينيم که رژيم لايک ترکيه  در خطر است قانون را هم حاضريم زير پا بگذاريم .ما اين قانون را اجرا نخواهيم کرد و اگر ما را مجبور به اين کار کنند  طوري رفتار خواهيم کرد که محجبه ها خودشان از دانشگاه فرار کنند.حتي درگيري ها يي هم درست شد و خيلي ها کتک خوردند و زخمي شدند.و هنوز راه بر دخترهاي ما بسته است.



ايشان پدري هستند كه به خاطراعتراض به اينكه چرا دخترشان را باحجاب به دانشگاه راه نميدهند از نيروي انتظامات دانشگاه كتك خوردند

اين دختر خانم همان اقاي عكس بالايي هستند كه براي حضور در كلاس و عقب نيافتادن از درسهايشان مجبور شدند با موي مصنوعي  وارد دانشگاه شوند

خواهرم
من تو را ديدم

،پر از زندگي و نور.

در فکر  خودم  قدم مي زدم ،آرام،

با تمامي سختي ها

حتي لبخند تو را ديدم.

خواهرم

تو را مثل رنگ آسمان قبل از طلوع ديدم،

تن پوشت حجاب بود
ولي ذهنت از  حجاب غفلت دور بود

حجابت سياه بود
ولي دل تو هم رنگ شفق صبح بودکه
زير آن تن پوش مي تپيد.
خواهرم

از چشمانت مي شود انتظار را ديد

به کدام گناه تو را قصاص مي کننند؟

مي بينم تو را
دودستت را بر سرت گذاشته اي به چه فکر مي کني؟
عزيزم مقاوم باش

 مثل گل يخ که از زير برف سرد جوانه ميزند
نفس عميق بکش و از ميان آن  همه سياهي مثل شفق زيبا برويي،

صبح در کمين نشسته.

به آسمان نگاه کن ،ببين چه قدر وسيع و پاک است  مثل دل تو،

وخورشيد شرمنده  از دل تابنده ي تو ،

بر دستان توانگرت نگاه کن و خودت را کوچک نبين،
چرا كه دست تو به ياري دين خدا بلند شده است
و يد الله فوق ايديهم

تو مي تواني

مي داني

چشم جهان به تو وپرچم مقدست حجاب دوخته،

با اينکه برايشان خيلي سخت است

ولي بايد بمانند و

رويش زيباي تو را نا باورانه تماشا کنند

دل ما اين روز ها  مثل قايقي سرگشته در اقيانوس انديشه

به دنبال آن حقيقت هميشه جاودان،

دل ما  صحراي سوزان،

دل ما موج خروشان،

دل ما  غرق خداست.
و آنها از اين مي ترسند
خواهرم

دل تو اقيانوسي طو فانيست،

مواج ،پر خروش

انديشناک ودر تلا طم.

سرگردان چه هستي
امور خود را به خدا بسپار،

تا با فانوس تدبيرش که او مدبر الامور است،

تا به  ساحل گمشده ي آرامش برسيم.

روزي را ميبينم که دلمان  ،

با دعاي زهرا ي مرضيه

از عطر گل ياس خوشبو مي شود
چرا كه ما دلمان را به ياس نبي گره زده ايم و
محبت او را در دلمان كاشته ايم
و از حجاب كه هديه ي گرانبهاي اوست
محافظت كرده ايم.

منبع:و بلاگ حجاب پرچم پر افتخار زن مسلمانhttp://salamhamsayah.parsiblog.com/426191.htm

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 15:42  توسط بصیر  | 

بسم الله النور، بسم الله المقلب القلوب و البصار، بسم الله المحول الحول و الاحوال الی احسن الحال.

آيا عقيده هر كسي (بيشتر منظورم به عقيده مذهبي است) به خودش مربوطه؟

در جواب به این پرسش باید چند نکته را مدنظر قرار داد.  

از جهتی، جواب این سوال بله می باشد. از این حیث که هر کس در جهان آخرت و حتی در بسییاری از مواقع همین دنیا، مسئول اعمال خودش می باشد. هر انسانی اراده و اختیار دارد و مسئول اعمالی است که انجام می دهد و اساسا ایجاد نظام های قضایی و حقوقی در همه کشورهای دنیا و به عقوبت رساندن افراد مختلف به همین دلیل است که هر کس مسئول اعمال خود است.

از دیگر سو، این از مسلمات است که عقیده هر کس در اعمالش موثر است. اصلا تمامی زندگی ما، عملی شدن عقاید و افکار ماست؛ حتی اگر در عملی کردنش، به طور کامل موفق نباشیم، اما به خاطر افکار و عقایدمان هست که شیوه خاصی از زندگی را انتخاب می کنیم. پس هر کدام از ما باید مواظب افکارمان و صحت آنها باشیم که ما را به بیراهه نکشند.  

مثالی می زنم: فرض کنید فرد الف عقیده دارد که انسان فقط جسم است یا اینکه اگر روح را قبول دارد، اصالت را به جسم و جسمانیات(مادیات) می دهدو عقیده دارد که اساس زندگی در این دنیا، برای لذت بیشتر و بهره کشی از زندگی و جمع آوری ثروت فزون تر است(تفکر لیبرالیستی-اومانیستی). چنین فردی، به طور واضحی، یک زندگی رها از قیود دینی و عقلی دارد و ممکن است برای لذت بیشتر مواد مخدر و شراب بیشتری بخورد یا برای رسیدن به ثروت بیشتر، حاضر است هر کاری بکند، چرا که اساس را جسم و لذت های مادی می داند. او آزادی را در بی بند وباری می داند. در این فرد، انصاف و فتوت و فداکاری چندان معنایی ندارد و شهادت(فدا شدن برای اهداف روحانی)، کار غلطی است و اصل دنیاست.

اما فرد ب که چنین عقایدی ندارد و می اندیشد که روح انسانی و معنویت و خداست که اساس هستی است، همیشه می کوشد که روحش را تقویت کند، حتی اگر به قیمت رنج جسمی باشد. او بی بند و باری را اسارت  روح و جسم می داند و می گوید که باید جلوی بی بند وباری را گرفت. همیشه می کوشد که در راه رضای خدا، فداکاری و ایثار و گذشت داشته باشد. برای چنین فردی شهادت اوج ارمان های انسانی است و دنیاطلبی افراطی و ثروت سالاری کار بدی شمرده می شود.

 

اما از حهتی هم عقاید دیگران فقط به خودشان مربوط نمی شود. مثال بزنم: اگر هیتلر یا چنگیز خان مغول، اندیشه اسلامی داشتند و مسلمانی می کردند، هرگز حاضر نبودند که میلیون ها انسان را برای رسیدن به دنیایشان بکشند. اصلا شاید جنگ بزرگی مثل جنگ اول(1914-1917 میلادی) و جنگ دوم(1939-1945 میلادی) رخ نمی داد و حدود صد میلیون انسان به کام مرگ نمی رفتند!

خصوصا عقیده مذهبی افراد جامعه به ما مربوط است؛ چرا که مذهب عمیق ترین تاثیرات را در زندگی افراد  می گذارد و ما که ادعای همنوع دوستی و انسانیت داریم، باید برای دوستان و اطرافیانمان دل بسوزانیم. البته واضح است که روش اجرای کارمان باید با حفظ آبرو و شخصیت افراد باشد و توهین امیز نباشد. پیامبر بزرگوار ما هم -که پیشاپیش تولد ایشان را به شما تبریک می گویم- در راه راهنمایی انسان ها تمام عمرش را گذاشت. اگر ایشان می گفت که عقاید هر کس به خودش مربوط است، امروز هم باید همه ماها زرتشتی یا بت پرست یا ... باشیم. امروز هم مسلمانان باید دخترانشان را زنده به گور می کردند، که خوشبختانه چنین نیست. پیامبران الهی که نسیم رحمت خدا بودند در اره تصحیح عقاید مردم، تمام هم و غم خود را گذاشتند و رنج های بسیاری را به جان خریدند و حتی برخی جانشان را در این راه دادند.

من و شما مسئولیم که دائما عقاید خود را تصحیح کنیم و حواسمان به عقاید اطرافیان هم باشد. از این دیدگاه، عقاید هر کس فقط به خودش مربوط نیست و به همه مربوط است. «کُّلُکُم راع وَ کُّلُکُم مَسئُول» که در بیانات اسلامی هست، به همین معناست که همه انسان ها نسبت به پیرامون خود مسئولند. نسبت به عقاید و اعمال دوستان و اطرافیانشان مسئولند، اما باید توجه داشته باشید که شیوه اِعمال مسئولیت، باید عاقلانه و حساب شده باشد. امر به معروف و نهی از منکر در اسلام بر فرد فردِ افراد واجب است؛ ولی پیش شرطی دارد: اینکه باید فردِ آمر به معروف و ناهیِ از منکر، خودش ابتدا معروف و منکر را بشناسد و سپس به دیگران تذکر دهد تا جامعه در روند کلی خود اصلاح شود و بیش از پیش به سمت فساد عقیدتی و عملی نرود.

اگر مثلا در جهان غرب که فردگرایی(اندیویجوالیسم) تا حدی رشد کرده که خود غربی ها هم نسبت به ان معترضند، چنین نبود و همه افراد خود را مسئول می دانستند، در جهان معاصر شاهد دو جنگ خانمان سوز نبودیم، دیگر شاهد چند صد گناه جنسی و اضمحلال خانواده ها نبودیم، دیگر شاهد بیش از نیمی از فرزندان حرام زاده نبودیم. شاهد اعمال ضد انسانی آنها در عراق نبودیم. شاهد این نبودیم که بیشترین صادرات سلاح را امریکایی داشته باشد که ادعای حقوق بشر دارد.(حتی بیش از روسیه و فرانسه و چین) و.... .

امیدوارم که اگر باز ابهامی بود، سوال خود را واضح تر بپرسید تا بتوانم بهتر مطالب را بیان کنم. میدانم بیان من ناقص بوده، شما به بزرگواری خودببخشید.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 12:39  توسط بصیر  | 

***عید آن روزی است که انسان گناه نکند. امید که این ایام آغازین سال ۱۳۸۷ مبدا تحول بنیادینی در ما شود. با ظهور اسلام و گرایش ایرانیان به این آیین مقدس آسمانی نه تنها چالشی میان من و و اسلام نیفتاد بلکه پیوندی مستحکم میان ما به وجود آمد. "امام صادق علیه السلام" در مورد نوروز اینگونه فرموده  اند: "نوروز روزی است که پیامبر اسلام ( ص ) در غدیر خم برای ولایت علی ( ع )از مردم پیمان گرفت. روزی می‏باشد که آن بزرگ بر خوارج نهروان پیروز شد. و روزی است که قا ئم ما اهل بیت ( ع ) ظهور خواهد کرد. و نیز گفته اند: "نوروز آن روزی است که ییامبر گرامی اسلام( ص ) به هنگام فتح مکه در سال هشتم هجرت علی ( ع ) را بر شانه خود با لا برد تا تا اینکه ایشان بتهای معروف قریش را از بالای خانه کعبه به زیر افکند. و در هم شکست و خرد کرد و این واقعه درروز‌ها‌ی آخر ماه رمضان صورت گرفت./ می رسد اینک بهار، خوش، با حال، غنچه‌ها‌ی نیمه باز   بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک، نرم، نرمک  می رسد اینک بهار.

 

سوال اول: فلسفه تفاوت حقوق زن و مرد در مسائلي مانند ارث، شهادت و ...چيست؟

 جواب:  بي ترديد زنان از حيث انسانيت و رسيدن به كمال و هدف آفرينش همانند مردان هستند، از اين رو پيامبر اسلام (ص) زنان را همتاي مردان دانست:" انّما النسّاء شقايق الرّجال" [1] ؛ زنان همتاي مردانند در تقوا، ايمان، دانش، اعمال صالح ديگر ارزش‌هاي اسلامي و انساني زنان با مردان تفاوت ندارند:" يا ايّها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي... ان اكرمكم عند الله اتقيكم"[2] : " السّابقون السّابقون اولئك المقربون"[3]: " من عمل صالحاً من ذكر و انثي و هو مؤمن فلنحينيّه حيوهْْ طيبهْْ" [4] : "يرفع الله الذين آمنوا و الذّين اوتو العلم درجات"[5] :" فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً"[6].

  واقعيت آن است تفاوت زن و مرد در ساختار فيزيكي، روحي و امور طبيعي آنان ظهور مي‌كند و همين تفاوت‌ها نيز سبب شده‌اند كه در تشريع برخي از قوانين و مباني حقوقي بين زن و مرد تفاوت ايجاد شود كه اين تفاوت‌ها قابل‌قبول بوده و لازمه نظام آفرينش است. استاد شهيد مطهري مي‌نويسد: " آن چه از نظر اسلام مطرح است اين است كه زن و مرد به دليل اين كه يكي زن است و ديگري مرد، در جهات زيادي مشابه يكديگر نيستند، جهان براي آن‌ها يك جور نيست، خلقت و طبيعت آنها را يك نواخت نخواسته است و همين جهت ايجاب مي‌كند كه از لحاظ بسياري از حقوق و تكاليف و مجازات ها وضع مشابهي نداشته باشند".[7]

  در خصوص شهادت زن بايد گفت: اگر در برخي از موارد كه شهادت دو زن مانند شهادت يك مرد به حساب آمده است، اين ناشي از آن است كه زن معمولاً كم‌تر در صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي حضور داشته و به خانه‌داري و تربيت فرزندان مي پردازند، و حال آن كه مردان معمولاً بيشتر در صحنه‌هاي اجتماع حضور داشته و شاهد قتل ها... هستند استاد جوادي آملي مي‌نويسد:

 ...تعليل حضرت در مورد نقصان عقل اين است كه شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است، زيرا كه در قرآن مي‌فرمايد:" فان لم يكونا رَجُلين فرجلٌ و امْر أتانِ ممّن تَرْضَون من الشهداء".  شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است. در اين مورد نيز مضافاً بر آنچه در آغاز فصل اشاره شد به اين كه شهادت امري مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در همه جا محذور و يا محدود مي باشد، خود قرآن نكتة آن را ذكر مي‌كند و مي‌فرمايد: اين كه شهادت دو زن، در حكم شهادت يك مرد است، نه براي آن است كه زن، عقل و دركي ناقص دارد و در تشخيص، اشتباه مي‌كند بلكه:"اَن تَضِلَّ اِحداهما فتذكّر احداهما الأُخري" ؛ اگر يكي از اين دو فراموش نمود ديگري او را تذكر بدهد. زيرا كه زن مشغول كارهاي خانه، تربيت بچه، و مشكلات مادري بوده و ممكن است صحنه‌اي را كه ديده فراموش كند، بنابراين دو نفر باشند تا اگر يكي يادش رفت ديگري او را متذكر كند.[8]

  در خصوص تفاوت ارث زن و مرد نيز استاد جوادي آملي مي‌نويسد:" دربارة ارث زن مي توان گفت گر چه كمبود برخي از موارد سهام را اموري مانند تحميل هزينة زندگي او بر شوهر و نيز تحميل مهر بر همسر و اختصاص تحميل ديه بر عاقله مرد نه زن (يعني زن هرگز مسؤول دية خطايي برادر و برادرزاده و مانند آن نخواهد بود) به عهده مي گيرد، ليكن توضيح كوتاهي پيرامون اصل ارثِ زن و برخي از اقسام آن در اين مبحث سودمند مي باشد، اولاً معلوم باشد كه زن مانند شوهر همراه با تمام طبقاتِ ارث، حضور حقوقي دارد و در تمامي مراتب طبقه‌بندي شدة ارث زنِ شوهر متوفي مانند شوهر زن متوفاه حضور دارد. ثانياً سهم زن گاهي مساوي سهم مرد است و گاهي كمتر از آن و زماني نيز بيشتر از سهم مرد قرار دارد. اين‌چنين نيست كه در تمام انحاء ارث سهم زن كمتر از سهم مرد باشد.

  مواردي‌كه زن همتاي مرد ارث مي‌برد و نه كمتر از آن، عبارت است از:

 1ـ پدر و مادر ميّت: در صورتي كه ميّت فرزند داشته باشد كه هر كدام از ابوين سُدس= كي ششم مي‌برند و سهم پدر در خصوص فرض مزبور از مال فرزند، بيشتر از سهم مادر نيست.

 2ـ كلاله مادري يعني برادر و خواهرِ مادري ميّت كه به اندازة مساوي ارث مي‌برند نه با تفاوت، به طوري كه خواهر مادري ميّت معادل سهم برادر مادري ميّت ارث مي‌برد نه كمتر از آن و آية 11 - 12 سورة نساء دليل اين دو حكم است چنانكه وسائل الشيعه باب 3 و باب 8 از ابواب ميراث الاخوه و الاجداد حكم كلاله را تعرض نموده است.

  و اما مواردي‌كه زن كمتر از مرد ارث مي برد، مانند: دختر كه كمتر از پسر ارث مي‌برد مانندكلاله پدري و مادري يعني برادر و خواهر پدري و مادري ميّت كه در اين صورت نيز زن يعني خواهر ميت نصف سهم مرد يعني برادر ميت ارث مي‌برد و آية 11 سورة نساء عهده دار بيان تفاوت ارث پدر و مادر ميت كه داراي فرزند نباشند و نيز تفاوت ارث دختر و پسر و آية 176 كه پايان سورة نساء است عهده دار  بيان تفاوت ارث كلاله پدر و مادري يا پدري ميّت مي‌باشد. البته گاهي نقص ارث متوجّه سهم كلالة پدري مي‌شود در اين مورد سهم زن همچنان محفوظ است و سهم مرد محذوف و محجوب مي‌باشد. ليكن هيچگاه نقص سهم متوجه كلاله امي نمي‌شود.

 اما مواردي‌كه سهم زن بيش از سهم مرد مي باشد، مانند: موردي كه ميّت غير از پدر و دختر وارث ديگر نداشته باشد كه در اينجا پدر سُدس= يك ششم مي‌برد و دختر بيش از آن. و مانند: موردي كه ميّت داراي نوه باشد و فرزندهاي او در زمان حيات وي مرده باشد كه در اينجا نوة پسري سهم پسر را مي‌برد و نوة دختري سهم دختر را (نصيب مَن يَتَقرّب بالميّت) يعني اگر نوة پسري دختر باشد و نوة دختري پسر باشد در اين حال آن دختر دو برابر اين پسر مي برد، گرچه منشأ اين تفاوت همان تفاوت ارث دختر و پسر مي‌باشد، ليكن آنچه فعلاً در تقسيم خارجي صورت مي‌پذيرد اين است كه زن دو برابر مرد ارث برده است، و در برخي از احاديث معصومين چنين آمده است:" بِنتُ الابِنِ اَقرب من ابن البنتِ"، يعني دختر پسر از پسر دختر به ميّت و موّرث خود نزديك تر است.

 نكتة قابل توجه آن كه گرچه خداوند تمام قوانين حقوقي را برابر حقوق فطري تنظيم و تدوين فرموده است تا زمينة اثارة دفائن فطري و شكوفايي گنجينه‌هاي دروني جامعة بشري فراهم گردد، ليكن در پايان آية ارث، دو اسم از اسماي حسناي الهي را يادآور مي‌شود كه هماهنگي نظام تشريع و تكوين را در خاطره‌ها احيا نمايد و آن اين است كه در پايان آية 11 سورة نساء كه عهده دار برخي از ارث هاي متفاوت مي باشد، چنين فرموده است:"... انّ الله كان عليماً حكيماً" يعنيشما از علم و حكمت كافي برخوردار نيستيد تا راز تفاوت را كه در هستة مركزي عدل نهفته در آن جستجو كنيد، ليكن خداوند آگاه و حكيم است. همه علل تساوي و عوامل تفاوت را جمع بندي نموده و بر مدار حكمت آن‌ها را به صورت موادّ معتدل حقوقي روانه مي فرمايد، تا مسائل در سنت و مانند آن از تفريط جاهليت كهن و از افراط جاهليت جديد و مُدِرن مصون بماند.

 قرآن كريم براي اهتمام به حق زن، هنگام تعيين سهام ارث، اول ارث زن را اصل و مبنا قرار داده و آن را مسلّم دانسته و معيار ارث معرفي مي نمايد، آنگاه مي‌فرمايد:" للذّكر مثل حظّ الاُنثيين"، يعني در موقع بيان سهم برادر، چنين نمي‌فرمايد كه خواهر نصف سهم برادر مي‌برد كه پارامتر اصلي، سهم برادر باشد، بلكه معيار و اصلِ مفروض و مسلّم را ارث خواهر كه دختر ميّت است قرار مي‌دهد و سهم برادر كه پسر متوفا مي‌باشد دو برابر سهم خواهر مي‌داند تا اصل ارث زن قطعي و مفروغ عنه باشد".[9]

-------------------------------------------------------------------

1] مسند احمد، ج 6، ص 256.

2] حجرات (49) آية 13.

3] واقعه (56) آية 10 - 11.

4] نحل (16) آية 97.

5] مجادله (58) آية 11.

6] نساء (4) آية 95.

7] نظام حقوق زن در اسلام، ص 121.

8] زن در آيينة جلال و جمال، ص 373 - 374.

9 زن در آيينة جلال و جمال، ص 345 - 347.

منبع: سایت مرکز پاسخگویی دفتر تبلیغات اسلامی

 

سوال دوم: با توجه به احترامی که حضرت علي -علیه السلام- برای مادر و دختر خود داشتند، چه پیش آمد که حضرت فرمودند: زن ناقص العقل و الايمان است‌؟ آیا منظور همه زنان بوده یا فرد خاص؟ لطفا توضیح بفرمائید.

 جواب: گاهي حادثه يا موضوعي در اثر يك سلسله عوامل تاريخي‌، زمان‌، مكان و... ستايش يا نكوهش مي‌شود، اما نه به اين معني كه اصل طبيعت آن شي‌ء قابل ستايش يا مستحق نكوهش باشد; بلكه احتمال دارد زمينه يا دليل خاصي باعث اين ستايش يا نكوهش شده باشد.

 بخشي از نكوهش‌هاي نهج البلاغه راجع به زن‌، ظاهراً به جريان جنگ جمل و شخص عایشه  بر مي‌گردد; يعني جنگي كه به شهادت تاريخ‌، زمينة دو جنگ صفين و نهروان را فراهم آورد و در نهايت منجر به شهادت مظلومانة حضرت علي‌-علیه السلام- و پايان حكومت عادلانه‌اش گرديد; بنابراين مي‌توان گفت‌: انگيزة حضرت -علیه السلام- در بيان آن خطبه‌، انگشت گذاردن روي نقاط ضعفي است كه در نوع زنان موجود بوده و مي‌توانسته خطرساز باشد. آري اگر بنا باشد زني رهبري سياسي و زمام مسائل حكومتي را در دست گيرد، نبايد چنان نقاط ضعفي را در وي ناديده گرفت‌، چنان كه مردان هم بدون داشتن لياقت و قابليت‌هاي لازم‌، نمي‌توانند مسئوليت‌هاي رهبري و حكومتي را به عهده گيرند.

 در واقع حضرت -علیه السلام- خواسته‌اند با اشاره به نقاط ضعف موجود در نوع زنان‌، به انبوه مردمي كه چشم و گوش بسته به دنبال يك زن راه افتاده و عليه امام عادل خويش فتنه‌اي برپا ساخته‌اند، هشدار داده و آنان را از ادامة حركت در مسير باطل و خطرساز باز دارند.

   البته حضرت علي -علیه السلام- در مواضعي ديگر از نهج البلاغه‌، آن جا كه لازم بوده‌، از مردان نيز انتقاد نموده و معايب اخلاقي و عملي آنها را تذكر داده‌اند. يا در جاي ديگر، ضمن بيانات كوبنده‌اي‌، مردم بصره و كوفه را با تعبيرات تندي همچون سبك عقلي و سفاهت مورد انتقاد قرار مي‌دهند; يعني درست همان خصلتي كه به عنوان سومين صفت مذموم زنان در خطبة 79، بيان شده است‌. اين مطلب رهنمودي است كه نشان مي‌دهد: تعبير «هن نواقص العقول‌» همة زنان را در همة طبقات و همة اعصار و قرون در بر نمي‌گيرد; بلكه مشاراليه سخن حضرت‌-علیه السلام-  در مرحلة اول‌، زني است كه طوفان جنگ را عليه حق و حقيقت بر انگيخت‌، و در مرحلة بعد متوجه زناني است كه در تمام اعصار و قرون در فكر و عمل‌، مشابه اين زن هستند. البته اين شيوه‌، شيوة قرآن كريم است كه در بعضي مواقع‌، به انگيزة هدايت مردم‌، نقاط ضعف نوع انسان را تذكر مي‌دهد. مثلاً وقتي انسان را موجودي «هلوع‌» معرفي مي‌كند (كه اگر گزندي به او برسد، بي‌تابي مي‌كند و اگر چيزي به او رسد، بسيار منع كننده و باز دارنده از رسيدن خيرات به ديگران است‌)، انسان را وا مي‌دارد تا با شناسايي نقاط ضعف‌، به اصلاح خود پرداخته و در زمرة نماز گزاراني درآيد كه قرآن كريم آنها را از خطر انحراف‌، خارج ساخته است‌. از سوي ديگر مي‌دانيم كه حضرت مفسر قرآن كريم و مبين احكام وحي بوده‌اند. حال اگر منطق قرآن را در مورد نوع زن بشناسيم‌، انديشه‌هاي حضرت را نيز شناخته‌ايم‌. قرآن كريم‌، ارزش انسان‌ها را به تقواي آنها مي‌داند و زن و مرد بودن را در رسيدن به كمال‌، دخيل نمي‌داند. مثلاً وقتي از حضرت مريم (3)، آسيه همسر فرعون‌، خواهر حضرت موسي -علیه السلام-، مادر حضرت مريم و بعضي زنان برجسته‌، چنان به نيكي ياد كرده و كمالاتشان را تصريحاً يا تلويحاً ذكر مي‌نمايد و به استعداد و لياقت‌هاي آن‌ها در راه كسب كرامت‌هاي انساني‌، اعتراف مي‌نمايد، آيا مي‌توان پذيرفت حضرت علي -علیه السلام- كه آشناترين انسان‌ها به منطق قرآن است‌، در صدد تحقير زن برآمده و او را موجودي پست و خوار معرفي نمايد؟

  از سوي ديگر آن همه بزرگداشت و تعظيم حضرت -علیه السلام- نسبت به حضرت زهرا (3) يا دختر گراميشان حضرت زينب (3) (كه نام او را چون زينت پدر است زينب مي‌نهد او كه با نقش‌آفريني در حادثة عاشورا، توانست نمونة بي‌بديل و نسخه‌اي مجرد در تاريخ باقي بماند) هرگز با اعتقاد به نقصان ذاتي و فطري زن هماهنگ نيست‌. حال دليل فرمايش حضرت -علیه السلام- را از ادامة كلام مبارك خودشان مي‌توان بدست آورد. از آن جا كه در عرصة قضاوت و داوري‌، گاه نياز به شهادت شهود هست و شهادت دو زن (طبق فرمودة خداي تعالي‌) برابر است با شهادت يك مرد، از سوي ديگر يكي از شرايط شاهد، دارا بودن قواي عقلاني است و به شهادت سفيه‌، نادان‌، ساهي يا غافل اهمّـيّت داده نمي‌شود، مي‌توان نتيجه گرفت كه مقصود حضرت از نقص عقل‌، سفاهت و كم عقلي نيست‌; زيرا شهادت شاهد سفيه اصلاً پذيرفته نيست و مرد و زن با تعداد بيشتر و كمتر تفاوتي ندارند. از طرفي علت كافي نبودن شهادت يك زن‌، نبودن مستمر و دائمي زنان در عرصة حوادث اجتماعي است‌. زنان به علت اشتغال شديد به امور خانه‌داري و تربيت اولاد كه بزرگترين مسئوليت طبيعي و مطلوب آنهاست‌، غالباً در متن وقايع و امور جاري اشخاص و اصناف قرار نمي‌گيرند و كمتر اتفاق مي‌افتد كه احاطة لازم را كه صحت شهادت مبتني بر آن است‌، بدست آورند و گاه ممكن است مطلبي را فراموش نمايند.

  افزون بر اين‌، غليان عواطف و احساسات كه با تدبير خالق حكيم در وجود زن سرشته شده‌، محتمل بلكه متيقّن است كه در پاره‌اي اوقات از كارآيي قوة تفكر او بكاهد; كه البته اين مطلب هم در جاي خود نوعي ارزش تلقي مي‌شود و هرگز به معنای بی عقلی زن نیست، بلکه عامل قوام جامعه انسانی و روح دادن به زندگی انسان هاست که می پندارند همیشه با عقل می توانند زندگی را پیش برند.

 منبع:http://www.emamat.com/index.php?lang=fa

 

این خبر هم برای آنان که می گویند در غرب زنان ازاد هستند:

انتقاد نمايندگان سوئيس از حجاب وزيرخارجه شان در ایران!! 

 نمایندگان پارلمان سوئیس از این‌که "میشلن کالمی‌ری" وزیرامورخارجه این کشور در دیدار با محمود احمدی‌نژاد روسری بر سر گذاشته است خشمگین شده‌اند.به گزارش رجانيوز به نقل از آسوشیتدپرس از ژنو، تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان سوئیس از حجاب کالمی‌ری در دیدار با احمدی‌نژاد در تهران در زمان امضای یک توافقنامه گازی ابراز خشم کرده و گفته‌اند علت این کار وی را درک نمی‌کنند. روزنامه لومتن با انتشار عکس با حجاب کالمی‌ری در صفحه نخست خود نوشت: "وزیرامورخارجه سوئیس مانند زنی فرمانبردار به نظر می‌رسید." در حالی که وی به خبرنگاران گفت به احترام میزبان روسری بر سر کردم، "ماریان بیندر" یکی از نمایندگان پارلمان از حزب دموکرات مسیحی گفت: "این مایه نگرانی است که کالمی‌ری به احترام احمدی‌نژاد روسری بر سر گذاشت. احترام به میزبان مورد قبول است اما همدردی با زنانی که علیه حجاب مبارزه می‌کنند، چه می‌شود؟" کالمی‌ری به خاطر دفاع از حقوق زنان شهرت دارد.منبع:http://www.rajanews.com/News/?25756

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 3:19  توسط بصیر  |