هرچه فکر کردم دیدم ناجوانمردی است که درباره سفر دکتراحمدی نژاد به آمریکا چیزی ننویسم. موفقیت سیاست خارجی دولت نهم را همه حتی صهیونیستها هم اعتراف می کنند، گرچه برخی در داخل عمدا خورشید را نمی بینند. هنوز هم یادم هست وطن فروشی و تعلیق هسته ای و ذلت و خواری برخی، جلوی بیگانگان و صهیونیست هارا. هنوز هم یادم هست تورم ۴۹درصدی سال ۱۳۷۴ آقای هاشمی را و برج عاج نشینی مدیرانش را. هنوز هم یادم هست بیکاری زیاد زمان خاتمی را. هنوز هم یادم هست بلبشوی سیاسی و فکری زمان خاتمی را. هنوز هم یادم هست نوع برخورد هاشمی و خاتمی با مردم را. اما طبیعی است در فضای مسموم کشور ما که مجلس و مجمع تشخیص و رسانه ها در دست مخالفین دکتر احمدی نژاد است، چگونه او را و موفقیت هایش را کتمان و تحریف و پایمال می کنند. باور کنید از ۴۶ روزنامه کشورمان حدود ۴۰ تا در دست مخالفین اوست که حدود سی تا از آنها حقیقتا انتقاداتشان به درد ننه اشان می خورد. به درد فریب و پیشبرد اهداف جناحی اشان. یادم نمی رود زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم را که چه تهمتها که به دکتر احمدی نژاد نزدند....
من حافظه تاریخی خویش را از دست نداده و به هیچ قیمتی از دست نمی دهم...
دیدم استاد روانبخش حق مطلب را ادا کرده است، آن را عینا آدرس می دهم، حتما ببینید:دکتر احمدينژاد در نيويورک استکبار و صهيونيسم را تحقير کرد همچنین این مطالب هم خواندنی هستند:متن كامل سخنراني دكتر احمدينژاد درسازمان ملل/خشم صهیونیستها ازسخنرانی احمدینژاد/ دکتر احمدی نژاد:مشكلاتي كه درآمريكا وجود دارد ده برابرايران است/ ديدار رئيسجمهور بانمايندگان گروههاي يهودي ضدصهيونيسم/ ديدار رئيسجمهور با جمعي از اعضاي کانونهاي انديشه آمريکايي/این دو خبرهم خواندنی است:واكنش خبرگزاري فرانسه به رونمايي كتاب هولوكاست و تقارن اتفاقي حرف سایت عصر ایران و وزارت خارجه فخیمه اسرائیل غاصب! ...سایرموفقیتهای دولت نهم را درآینده نیزپی خواهم گرفت.
اقلاصداقت وراستگویی و شجاعت وخدوم ومردمی وولایی بودن بودن دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد غیرقابل انکار است... درباره برخی گرانیها و خشکسالی کم سایقه جهانی و مافیای مشارکت و کارگزاران و سرمای شدید زمستانی و کنترل خوب نقدینگیها در دو ماه اخیر و زمین های ۹۹ ساله و ارزان شدن زمین و مسکن در سه ماهه اخیر پس از گرانی سابقش و نقش مجلس هفتم و هشتم و طرفداران هاشمی و فشارهای پیدا و پنهان بودجه ۱۳۷۸ و برخی اصولگرایان مدعی دروغگو هم مطالبی نوشته ام و بازهم خواهم نوشت... ***درباره آقای کردان هم از ابتدا معلوم بود که کاندیدای دکتر احمدی نژاد برای وزارت کشور آقای مهدی هاشمی بود که به مذاق بسیاری از مجلسی ها خوش نیامد و مجلسی ها یا افراد دیگری بودند که وزارت کشوری آقای کردان را به دکتر احمدی نژاد تحمیل کردند. با همین حال ای کاش چنین اتفاقی نمی افتاد گرچه خود آقای کردان گفته اند که فریب کسی را خورده اند و نمی دانسته اند که مدرکشان جعلی است. اما ناجوانمردی ها و سیاسی کاری بسیار زیادی هم در این قضیه شاهد بودیم که هرگز فراموش نخواهیم کرد.*** منبع:صهیون پژوه
هیچگاه یادم نمی رود که در دولت خاتمی برای گرفتن یک میلیون تومان وام ازدواج، هفت ماه معطل شدم و باز هم رئیس بانک .... به سختی وام دولت به مرا تحویلم داد! یعنی در دولت خاتمی برای گرفتن حقم و سهم اختصاصی از جانب دولت به مردم هم ... بسیاری از دوستانم هم مثل من بودند. خدا را شکر که رئیس جمهورمان دکتر احمدی نژاد با تاسیس صندوق مهر و هماهنگی بانک ها، تمام تلاش خود را برای خدمت به مردم تا آنجا که می گذارند و می تواند به کار بسته است و از تشکیل خانواده حمایت کامل می کند. با احتساب متوسط تورم حدود ۱۵تا۲۰ درصد هم با توجه به اینکه وام های بانکی به زوجین ۳۰۰ درصد رشد داشته است(یک میلیون+۳۰۰درصد اضافه می شود چهار میلیون)، کمک دولت نهم به مردم بسیار قابل توجه می باشد. البته طبیعی است که باید مردم هم وام های دریافتی را در رههای مصرفی صرف خرج نکنند تا اثر تورمی وام کمتر شود، اما انصافا من هم اگر ابتدای ازدواجم چهار میلیون وام داشتم خیلی کمکم بود... بد نیست این خبر را با هم ببینیم:
به گزارش خبرگزاری زنان، معاون امور بانکي، بيمهاي و شرکتهاي دولتي وزارت امور اقتصادي و دارايي، از آغاز پرداخت تسهيلات مسکن مهر به يک ميليون متقاضي معرفي شده به بانکها خبر داد.سيد حميد پورمحمدي در گفتوگو با خبرنگاران اظهار داشت : اعتبار لازم براي پرداخت تسهيلات بانکي به يک ميليون متقاضي که در راستاي طرح مسکن مهر به بانکها معرفي شدهاند، تأمين شده و آماده پرداخت است.وي افزود: با توجه به برنامهريزيهاي انجام شده، همه تعاونيهاي مسکن مهر، تسهيلات آمادهسازي خود را که به ميزان يک ميليون تومان است، از طريق بانکهاي عامل دريافت ميکنند.پورمحمدي تصريح کرد: کارگروه نظارتي بر حسن اجراي اين تصميمات نظارت دقيق خواهد کرد. معاون امور بانکي، بيمهاي و شرکتهاي دولتي وزارت امور اقتصادي و دارايي همچنين از آغاز وام ازدواج چهار ميليون توماني به زوجين از روز پنجشنبه هفته جاري خبر داد و اظهار داشت: همه مزدوجين که عقدنامه آنها از تاريخ عيد فطر سال جاري به بعد باشد، به سهولت و به سرعت از مزاياي تسهيلات قرضالحسنه 20 ميليون ريال و زوجين 40 ميليون ريال برخوردار خواهند شد. وي افزود: هم اکنون دستورالعمل اين نوع وام نيز در پشت شيشه بانکها درج شده است. پورمحمدي درباره چگونگي پرداخت اين نوع وام توسط بانکها گفت: متقاضيان با ارايه يک ضامن يا چک يا سفته، ميتوانند از تسهيلات 4 ميليون توماني ازدواج استفاده کنند.
زنان در حکومت حضرت مهدی (عج)
زنان در حكومت قائم آل محمد ، عليهالسلام، چه ميكنند؟ چه كساني هستند؟ چند نفرند؟ از كجا ميآيند و چه مسئوليتي برعهده دارند؟ ما در اين نوشتار كوتاه نقش زنان در زمان ظهور امام زمان عليهالسلام، را مورد بررسي قرار دادهایم. براساس برخي از روايات ، حضور و نقش اين زنان ازنظر زمان و موقعيت ، چهارگونه است:
الف) حضور پنجاه زن در بين ياران امام
اولين گروه از زناني كه به محضر امام زمان ميشتابند آنهايند كه در آن ايّام ميزيستهاند و همانند ديگر ياران امام، عليهالسلام ، به هنگام ظهور در حرم امن الهي بهخدمت امام ، عليهالسلام ، ميرسند . در اينباره دو روايت وجود دارد: روايت اول : امّ سلمه ضمن حديثي درباره علايم ظهور ، از پيامبر(ص) روايت كرده است كه فرمود :"در آن هنگام پناهندهاي به حرم امن الهي پناه ميآورد و مردم همانند كبوتراني كه از چهار سمت به يك سو هجوم ميبرند بهسوي او جمع ميشوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهاردهنفر گرد ميآيند كه برخي از آنان زن ميباشند كه بر هر جبار و جبار زادهاي پيروز ميشود."
روايت دوم: جابربن يزيد جعفي ، ضمن حديث مفصلي از امام باقر(ع) ، در بيان برخي نشانههاي ظهور نقل كرده كه:"بهخدا سوگند، سيصد و سيزده نفر ميآيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلي در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد . اين است معناي آيه شريفه : «هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر ميكند . زيرا او بر هر كاري توانا است».
پنجاه زن از سيصد و سيزده نفر!
نكته شگفت در اين دو روايت اين است كه ميفرمايد: سيصد و سيزده مرد گرد آيند كه پنجاه نفر ايشان زن هستند! اول آنكه: در روايتي كه نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زني وجود ندارد . در پاسخ اين شبهه ميتوان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند . زيرا اولاً امام، عليهالسلام، ميفرمايد: «فيهم»؛ يعني در اين عده پنجاه زن ميباشد.
دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد كه بيشتر اين افراد مرد هستند و اين كلمه از باب فزوني عدد مردان، چنين ذكر شده است .
سوم اگر مقصود همراهي خارج از اين عده بود امام ميفرمود : «معهم» ، نه اينكه بفرمايد «فيهم» ، زيرا اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شدهاند و همه ياران و فرماندهان عاليرتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسيار بالايي هستند كه برخي با ابر جابهجا ميشوند و اينها بدون شك با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند.بنابراين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند براي آنها رتبه و موقعيت ويژه قائل شدهايم و اگر بگوييم در زمره ياران ديگر حضرت باشند از امتياز كمتري برخوردارند.
ب) زنان آسماني
دسته دوم چهارصد بانوي برگزيده هستند كه خداوند براي حكومت جهاني حضرت وليعصر، عليهالسلام ، در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسي ، عليهالسلام ، به زمين ميآيند.ابوهريره از پيامبر(ص) روايت كرده كه :"عيسيبن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايستهترين افراد روي زمين فرود خواهد آمد. "
آيا اين زنان از امتهاي پيشين هستند يا امت اسلامي زمان پيامبر ، صلّي اللَّه عليه و آله ، و معصومين ، عليهمالسلام ؛ يا از دورانهاي مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شدهاند و براي عهدهداري منصبي در حكومت حضرت ميآيند يا براي مسايل ديگر؟ اينها پرسشهايي است كه اين حديث از آنها چيزي نميگويد.
ج) رجعت زنان
سومين گروه از ياوران حضرت بقيه اللَه، عليهالسلام ، زناني هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود . اين گروه دو دستهاند : برخي با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخي ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است. در منابع معتبر اسلامي نام سيزده زن ياد ميشود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواي مجروحان جنگي و سرپرستي بيماران خواهند پرداخت.
طبري در دلائل الامامه، از مفضلبن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود :همراه قائم آل محمد، سيزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براي چه كاري ميخواهد؟ فرمود : به مداواي مجروحان پرداخته، سرپرستي بيماران را بهعهده خواهند گرفت . عرض كردم : نام آنها را بفرماييد . فرمود : قنواء دختر رشيد هجري ، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه [مادر عمار ياسر]، زبيده ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.«صيانه ماشطه» در زمان حضرت موسي ميزيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداي بعثت به شهادت رسيد. «حبابه» در زمان علي ، عليهالسلام، و «قنواء» در زمان امام حسن و امام حسين، عليهالسلام ، و بقيه در زمانهاي ديگر زندگي ميكردهاند. اين گروه سيزده نفري رجعت خواهند كرد و خداوند براي قدرداني از آنها ، به بركت امام زمان(عج) آنها را زنده خواهد كرد.در اين روايت امام صادق، عليهالسلام، از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد ميكند. در كتاب خصايص فاطميّه بهنام نسبيه، دختر «كعبه مازينه» ، و در كتاب منتخبالبصائر بهنام «وتيره» و «أحبشيه» اشاره شده است .
زنان سرافراز
اينك به اختصار به شرح حال برخي از زنان نامبرده اشاره ميكنيم .
1ـ صيانه ماشطه
او يكي از همان سيزده بانويي است كه در دولت حضرت مهدي ، عليهالسلام، زنده شده ، به دنيا بازميگردد. وي همسر «حزقيل»، پسر عموي فرعون ، و شغلش آرايشگري دختر فرعون بود . او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود ، حضرت موسي، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان ميكرد.
نوشتهاند: روزي وي مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بياختيار نام خدا را برزبان جاري ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردي؟ گفت : نه ، بلكه نام كسي را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت : مگر به خدايي من اعتراف نداري؟ گفت: هرگز! من از خداي حقيقي دست نميكشم و تو را پرستش نميكنم.فرعون دستور داد تا تنور مسي برافروزند و همه بچههاي آن زن را در حضورش در آتش افكنند . چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه ميخواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستي! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند.
2ـ سميه، مادر عمار ياسر
وي هفتمين نفري بود كه به اسلام گرويد و بدينسبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترين شكنجهها را براو روا داشت. او و شوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنينكاري نشدند . او نيز زره آهني به سميه و ياسر پوشانيد و آنها را در آفتاب سوزان نگهداشت. سرانجام ابوجهل بر هر يك ضربتي وارد ساخت و ايشان را بهشهادت رساند.
3ـ نسيبه، دختر كعب مازنيه
او معروف به «امعماره» و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخي از جنگهاي پيامبر اسلام، شركت جسته و مجروحان جنگي را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا كرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت و در اين راه بدنش زخمهاي فراوان برداشت.
4ـ امّ ايمن
از زنان پرهيزكار و خدمتكار حضرت رسول، است. پيامبر بهاو مادر خطاب ميكرد و ميفرمود:"اين زن، باقيماندهاي از خاندان من است."وي همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواي مجروحان ميپرداخت.ام ايمن از شيفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراي فدك، حضرت زهرا، (س)، او را بهعنوان شاهد معرفي كرد. وي پنج يا شش ماه پس از پيامبر از دنيا رفت.خداوند به بركت مهدي آل محمد به هنگام ظهور، او را زنده ميگرداند تا در لشكرگاه امام به خدمت گماشته شود.
5ـ امّ خالد
در روايت دو بانو بدين نام مشهور شدهاند: ام خالد احمسيه و ام خالد جهنّيه. شايد مقصود ام خالد مقطوعه اليد (دست بريده) باشد كه يوسفبن عمر، پس از بهشهادت رساندن زيدبن علي بن الحسين در كوفه، دست او را به جرم شيعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشي درباره شخصيت و مقام اين زن فداكار از امام صادق، عليهالسلام، مطلبي ذكر گرديده كه حايز اهميت است. ابوبصير گويد : در خدمت امام صادق نشسته بوديم كه ام خالد مقطوعه اليد از راه رسيد. حضرت فرمود:اي ابابصير، آيا ميل داري كه كلام امّ خالد را بشنوي؟
من عرض كردم: آري اي فرزند رسول خدا، با شنيدن آن شادمان ميگردم... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. ديدم وي در كمال فصاحت و بلاغت صحبت ميكند. سپس حضرت پيرامون موضوع ولايت و برائت از دشمنان با او سخن گفت .
6ـ زبيده
مشخصات كاملي از او نقل نشده است. احتمال دارد زبيده زن هارونالرشيد باشد كه شيخ صدوق، رحمتالله عليه، دربارهاش گفته است: وي يكي از هواداران و پيروان اهل بيت است. هنگامي كه هارون دانست از شيعيان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبيده كارهاي خدماتي بسياري داشت كه يكي آبرساني به عرفات است. همچنين نوشتهاند وي يكصد كنيز داشت كه پيوسته مشغول حفظ قرآن بودند و هميشه از محل سكونت او صداي تلاوت قرآن شنيده شد. زبيده در سال 216 ق. رحلت كرد .
7ـ حبّابه والبيّه
از زنان والامقامي است كه دوره زندگي هشت امام معصوم(ع) را درك كرد و پيوسته مورد لطف و عنايت ايشان قرار داشت. در يك يا دو نوبت بهوسيله امام زينالعابدين و امام رضا، عليهماالسلام، جوانياش بهاو بازگردانده شد. اولين ملاقات وي با امير مؤمنان، عليهالسلام، بود كه از آن حضرت دليلي بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وي سنگي را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جاي گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در اين سنگ چنين اثري برجاي بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامي نزد امام بعدي ميرفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ ميزدند و اثر آن نقش ميبست. نوبت كه به امام رضا، عليهالسلام، رسيد حضرت نيز چنين كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا، عليهالسلام، زنده بود و پس از آن بدرود حيات گفت.
8ـ قنواء
دختر رشيد هجري، يكي از شيعيان و پيروان علي، عليهالسلام، و خود از ياران باوفاي حضرت امام جعفر صادق، عليهالسلام، است. وي دختر بزرگمردي است كه در راه محبت و دوستي امير مؤمنان بهطرز دلخراشي بهشهادت رسيد. از گفتار شيخ مفيد برميآيد كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبيداللَه بن زياد شاهد قطع دو دست و دو پاي پدر خود بوده و بهكمك ديگران بدن نيمهجان پدر را از دارالاماره بيرون آورده و بهخانه منتقل كرده است. روزي قنواء به پدرش گفت: پدرجان، چرا اين همه خود را بهرنج و مشقت عبادت مياندازي ! پدر درجواب گفت: دخترم، پس از ما گروهي خواهند آمد كه بينش ديني و شدت ايمانشان از ما، كه اين همه خود را بهزحمت عبادت انداختهايم، بيشتر است.
د) بانوان منتظر
چهارمين گروه ياوران امام زمان بانوان پرهيزكاري هستند كه پيش از ظهور حضرت بقيه الله،عليهالسلام، رحلت كردهاند. به ايشان گفته ميشود: امام تو ظاهر گشته است، اگر مايلي ميتواني حضور داشته باشي. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.رجعت زنان مربوط به گروه خاصي نيست و هر بانويي تقوا پیشه کند و خود را با خواستهها و شرايط زندگي در حكومت مهدي آل محمد، عليهالسلام، تطبيق دهد ممكن است در آينده از رحمت خداوندي بهرهمند گشته، براي ياري امام زنده شود. يكي از آن شرايط خواندن دعاي «عهد» است كه در فرد، نوعي آمادگي براي پذيرش حكومت آخرين ذخيره الهي ايجاد ميكند.خبرگزاری ایونا
عجله كه داشته باشی ترافیك سنگین شمال به جنوب خیابان ولیعصر می كشاندت به مرز جنون. می توانی از خودرو پیاده شوی، درب را محكم بكوبی و راه بیافتی در سرازیری خیابان. اما نه! چند نفس عمیق و تماشای رهگذران عاقلانه تر است. روبروی بازارچه كه می رسم سه خانم جوان را می بینم با چند ساك خرید در انتظار تاكسی. ماشین گشت ارشاد نزدیك می شود. یكی شان می رود پشت آن دو نفر با عجله. درست مثل بازی قایم باشك! و خودرو سبز و سفید ون دور می شود ، بازی تمام می شود و خانم جوان می ایستد كنار دوستانش. در همین لحظه یك پژو 206 با دو سرنشین مرد جلوی پایشان متوقف می شود. شیشه سمت چپ راننده پایین می آید و سیگار نیم سوخته ای می افتد وسط خیابان. گفتگویی صورت می گیرد و خانم ها با عصبانیت و صورتی برافروخته در جهت مخالف خودرو حركت می كنند. راننده دنده عقب می گیرد. باز هم دور می شوند و زن جوانی كه دقایقی پیش به علت پوشیدن شال حریر و تونیك كوتاه قایم شده بود پشت دوستانش، با كف صندل جلو بازش می كوبد روی چراغهای پشت خودرو.
206 دور می شود با بوقی كشدار، می خندم. گلویم می سوزد از تلخی اش.مسافربرها ظرفیت تكمیل و بدون وقفه می گذرند از مقابلشان، دو خودروی الگانس و سمند هم نیش ترمز می زنند و پس از مكثی به راهشان ادامه می دهند. مسیر باز می شود و از آنها دور می شوم اما خانم ها با من هستند هنوز ، حقیقت روحم را آزرده است و به دنبال مقصر می گردم.ترافیك میدان روان است. یك ماشین گشت مثل روزهای گذشته نبش میدان منتظر ارشاد است. سه مامور كلاه كج را می بینم و دو خانم چادری كه به نظاره عابران عجول ایستاده اند.
به راهم ادامه می دهم، نبش پارك سركوچه فرهنگسرا، دخترك نوجوانی را می بینم بوم نقاشی بدست با صورتی رنگین تر از جعبه آبرنگهایش. بلندی بلوز ارغوانی اش حتی به جیب شلوار جین اش نمی رسد. او هم منتظر تاكسی است. انگار موقع خارج شدن از منزل یادش رفته كه روپوش بپوشد. با اینكه هیچ خودرویی قصد ایجاد مزاحمت برای او را ندارد مدام لبه بلوزش را می كشد پایین. اما بلندتر نمی شود. شاید خیاط عَلم عَلم كرده است!
با شنیدن زنگ، گوشی تلفن همراهم را بر می دارم . دوستِ آن ور آبی ام بی مقدمه می پرسد: بگیر بگیره ؟ معنی سوالش را نمی فهمم و ادامه می دهد: شنیده ام طرح امنیت اجتماعی سفت و سخت در حال اجراست! دوستم خوشحال است كه هنگام خارج شدن كسی سر راهش را نمی گیرد برای ارشاد، اما من هم هیچوقت نگرانی نداشته ام! می گوید: بر خلاف شما این جا فكر و ذكر ما مد و دمده شدن نیست، هر كس هر طور كه بخواهد می پوشد با اینكه هیچیك از دوستانم حجاب ندارند اما من روسری می پوشم و كسی هم خرده نمی گیرد.
در خنكای اولین روزهای ماه مهر خون دررگهایم منجمد شده است و سرم گیج می رود. منصرف می شوم از ادامه راه ، پس از پایان مكالمه باخارج از كشور، شماره می گیرم و عذر خواهی می كنم از مصاحبه شونده ام. فهرستی از اسامی دوستان جامعه شناسم را پیش رویم می گذارم. گرچه هیچكدامشان نیستند آنجایی كه باید باشند. ترانه محمدی كارشناس ارشد تلفن همراهش را بر می دارد ... می گوید:هر چند جوانان و نوجوانان بیشتر در معرض گرایش به مدگرایی قرار دارند اما مد گراها بر اساس معنای عمل و انگیزه شان از پیروی از مد هم به چند گروه تقسیم می شوند. عده ای دنبال رو مداند برای خودنمایی و جلب نظر جنس مخالف و گروه دیگر از خرده فرهنگ های گروههای مطرود و حاشیه ای كشورهای غربی تبعیت می كنند كه این افراد در تعارض جدی با هنجارهای جامعه قرار دارند.
پیشنهاد ترانه برای حل معضل مدگرایی، توسعه امكانات تفریحی، علمی، آموزشی و پرهیز از تهاجم به هویت و شخصیت جوانان است و ادامه میدهد: تولید مدهای بومی همراه با سلیقه امروزی هم می تواند به ذائقه افراد خوش بیاید و راه نفوذ مدهای غربی در كشور را ببندد. با اینكه نمی دانم سرچشمه سلیقه، ذائقه و مد زنان جامعه ام را در كجا جستجو كنم، می دانم سلیقه، ذوق و مد اجتماعی كنونی كمتر از روی عقیده است. عقیده ای كه ریشه در اعتقاداتمان دارد و می دانم همان دخترك رنگارنگی كه برای قرار گرفتن درمركز توجه دیگران ساعتها پای آیینه می نشیند، رنج می برد از اینكه تهی است از اندیشه های ناب. رنج می برد از اینكه برای تسخیر روح دیگران مجبور است از زیبایی و جوانی اش مدد بگیرد.
می دانم كه حیاء درذات من است. جزیی از ذات من بلكه تمامی زنان در طول تاریخ است.می دانم برخلاف نظر عده ای تیپ فكری گروهی از زنان كشورم كه شده اند مخل امنیت اجتماعی، كوچكترین قرابتی با آنچه می پوشند ندارد. براستی اگر همان خانمی كه پس از قایم باشك در حفظ حرمتش و دفاع از شخصیتش چراغهای خودرو مزاحم را خرد كرد یاد بگیرد كه برای ابراز وجود و مركز توجه قرار گرفتن نیازی به ابراز جسمش نیست آیا همین امروز مد غربی را رها نخواهد كرد؟منبع مطلب:شبكه خبر- عاطفه تلقانی