تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

مصاحبه خواندنی تجربه حجة الاسلام ابراهیم پور،مدیر مرکز با خبرگزاری رسا

گفت و گوي حاضر با يکي از مبتکران فرهنگي در عرصه کاربردي کردن فرهنگ حجاب است، حجت الاسلام محمد مهدي ابراهيم پور، مبلغ جوان در عرصه تبليغ کاربردي حجاب است، وي دغدغه ها و آسيب هاي جامعه امروزي را به خوبي دريافته است. حجت السلام ابراهيم پور، مؤسس و مدير مرکز تحقيقات و طراحي حجاب ريحانه النبي(س)، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري رسا، از ايده هاي نوين خود در طراحي تبليغ کاربردي ـ تربيتي حجاب براي ما بيان مي کند که توجه مشتاقان تحول و نوآوري را به اين مهم جلب مي کنيم.

رسا ـ مرکز تحقيقات و طراحي حجاب در چه سالي و با چه هدفي تأسيس شد؟
اين مرکز در سال 1384 و با هدف توسعه کاربردي حجاب در جامعه امروزي که با خطرها و آسيب هاي فراوان روبرو است و به منظور تبيين انديشه هاي رهبر معظم انقلاب نسبت به فعاليت فرهنگي و کارآمدي آن؛ تأسيس شد.

رسا ـ از کجا و از چه مرحله اي آغاز به کار کرديد؟
اين حرکت در يکي از مدارس ابتدايي دخترانه در شهرک شهيد فلاحي ارتش و در قالب سخنراني هاي ايام تبليغي آغاز شد؛ اما مسأله حجاب و شيوه هاي نويني که در عرضه آن به وجود آمد، مسؤولان مدرسه و نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي را بر آن داشت تا تبليغ حجاب با جديت از سوي اين جانب پيگيري شود.
پس از ايام تبليغ به قم آمده ام و در زمينه حجاب، فعاليت پژوهشي خود را وسعت بخشيدم، سپس با استفاده از منابع علمي، شيوه هاي جديد را طراحي کرده که اولين طرح،ويژه مدارس دخترانه ابتدايي پي ريزي شد؛ البته با تغيرات بعضي از شيوه ها و ارتقاي آموزشي،درمدارس راهنمايي هم اجرايي شد.

رسا ـ در اولين مدرسه اي که طرح شما اجرايي شد، تاچه حد موفق بوده ايد؟
مسؤولان مدرسه زماني که طرح را مشاهده کرده اند، اجراي آن را بسيار مشکل دانسته؛ اما اين جانب با اطمينان، موفق شدن طرح را تضمين کرده ام و با استنادهاي علمي و ديني به نگراني ها و شبهات آنان پاسخ داده ام. با اين حال در چهار ماه پاياني سال و با اعتبار نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي شروع به کار کرده ام که در مدرسه اي که از ميان 545 نفر دانش آموز، تنها شش نفر داراي حجاب برتر بوده اند، در پايان طرح ريحانه النبي 186 نفر حجاب برتر را دارا شدند و اين طرح آزمايشي بسيار محرک خوبي براي ادامه کار بوده است؛ از آن پس نيرو سازي و چيدمان فراگيري را نشانه رفته ام.

رسا ـ چرا در پرداختن به مشکلات فرهنگي، به سراغ مسأله حجاب رفته ايد؟
نبود مجموعه منسجم و کاربردي در کشور، اجرايي نکردن بيانات رهبر معظم انقلاب از سوي مسؤولان امر مبني بر اين که از تشريفات و همايش هاي بي اندازه در کار فرهنگي بايد دوري کرد و به دور از شعارزدگي بايد وارد عرصه عمل شد، مهم تر از همه جاي کارشناسان ديني را در تصميم گيري و فرهنگ سازي حجاب، بسيار خالي ديده ام.
به عقيده من حضور حوزه هاي علميه در عرصه تبليغ کاربردي دين، بسيار ارزشمند و راهگشا است؛ فقط اين مجموعه بايد فرصت نوآوري را به طلاب جوان و مبلغان مبتکر دهد.

رسا ـ آفت بدحجابي در لايه هاي گوناگون جامعه مشاهده مي شود، چرا از دبستان آغاز کرده ايد؟
نگاه ما به جوانان خاص و برجسته است، اگر آسيبي در جامعه مي بينيم، سرچشمه از تربيت خانواده و مدرسه دارد. پرداختن به کودکي و نوجواني دختران از مشکلات آينده جلوگيري مي کند و تلفات بدحجابي کم تري داريم که مضامين ديني ما به خصوص قرآن کريم و اهل بيت طاهرين(ع) سفارش هايي نوراني را در مقوله تربيت دارند.
طرح ريحانه النبي(س) دانش آموز ابتدايي را براي ورود به عرصه راهنمايي و دبيرستان آماده مي کند و در کلاس ها و برنامه هاي کاربردي، حجاب را مانند دوست هميشه ياور، در باور او جاي مي دهد.

رسا ـ مشورت با استادان حوزوي و کارشناسان ديني، قبل از اجراي طرح، تا چه حد بوده است؟
پس از اجراي آزمايشي و به دست آمدن موفقيت؛ اين طرح با عنوان يکي از ابتکارهاي طلبه اي از حوزه علميه قم به معاونت تبليغ و آموزش هاي کاربردي حوزه علميه قم ارائه شد؛ از آن پس همکارهاي معاونت تبليغ با مرکز تحقيقات و طراحي حجاب، گسترده تر و در زمينه هايي همچون تدوين و مشاوره هاي راهبردي از سوي کارشناسان ديني حوزه، دست ياري به ما داده اند که در اينجا از زحمات دلسوزانه همه آنان کمال تشکر را دارم.
در ادامه مشاوره ها و درخواست نظرات و ديدگاه ها، اعضاي مرکز تحقيقات و طراحي حجاب با آيات عظام نوري همداني و مکارم شيرازي ديدار کرده و با استقبال آنان روبرو شد.
حضرت آيت الله مکارم شيرازي نسبت به اين طرح بسيار خرسند شد و پيشنهاد خود را در خدمت ايشان ارائه کرديم؛ مبني بر اين که روزي را به نام روز حجاب نداريم و خوب است که روز هفدهم دي ماه را روز«پايداري حجاب» نامگذاري شود و در مدارس دخترانه زنگ حجاب به صدا درآيد.
در مقابل حضرت آيت الله مکارم شيرازي اين حرکت ها و طرح ها را بسيار خوب دانسته و فرمودندکه اين طرح مي تواند با همکاري قشرهاي فرهنگي و روحاني جامعه به موفقيت برسد.

رسا ـ آيا از تجربه مسؤولان امنيت اجتماعي در اين امر استفاده کرده ايد؟
اين جانب در پي نامه اي که به سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي کشور، نوشته ام؛ در آن به آسيب هاي اجتماعي بدحجابي اشاره و خواستار اجراي دقيق و علمي نسبت به اين معضل اجتماعي شدم. که در ادامه سردار بتولي، معاونت اجتماعي ناجا به قم آمده و با اهداف ما در طرح حجاب آشنا شدند و از اين که طلاب و روحانيان خوش فکر و مبتکري را ديدند، ابراز خوشحالي کردند و جهت همکاري در اين طرح اعلام آمادگي کردند.

رسا ـ پژوهش  دراين طرح،از چه جايگاهي برخوردار است؟آياشما در زمينه حجاب به پژوهش زير بنايی اعتقادي داريد؟
براي پژوهش همان اطلاعات تکميلي و برداشت هاي ديني بوده است؛ اما ما بيشتر به جنبه نوآوري طرح اهميت داده و البته تحقيقات راهي براي رسيدن به ابتکارها و خلاقيت بيشتر و بهتر است.
آنچه که مهم است تجربه در کار فرهنگي؛ آن هم در امر مهمي چون حجاب، حرف اول را مي زند، در واقع از تجربيات طلبگي بسيار سود جستم؛ حتي آقاي قرائتي در بيان تمثيلات مي گفتند: اين نيست که من اين لطايف و ظرايف در سخن را از جايي آموخته باشم؛ بلکه از ذوق خود استفاده کردم. لذا ذوق و علاقه و با دست هاي خالي شروع کردن براي من مهم بوده است يعني توانسته ام، بدون تخته و ماژيک و ابزار بيان حجاب را کاربردي کنم.


رسا ـ نمونه اي از اين طرح را که در کلاس اجرا کرده ايد و براي دانش آمورزان جالب و مؤثر بوده است، بيان کنيد.
براي بيان فطري بودن حجاب از روش ذيل استفاده کرديم؛ ظرفي را که محتوي سه نوع شکلات بود و آن شکلات ها با سه نوع چينش به شکل هاي پوشش دار، نيم پوشش و بدون پوشش به دانش آموزان جهت گرفتن يک عدد از ميان آن سه نوع شکلات تقديم کرديم.
همه دانش آموزان شکلات پوشش دار را انتخاب کرده اند که نمادي از با حجابي و بد حجابي و بي حجابي بود که که اين نشان مي دهد انسان فطرتاً حجاب را مي پذيرد و از دست خوردگي و بي ارزشي متنفر است و مي داند که اگر مي خواهد دوست داشته شود، و گرد و غبار نگيرد، بايد خود را از بي حيايي و بي حجابي حفظ کند و با پوشش کامل وارد جامعه شود.

رسا ـ اولين کار پژوهشي شما در اين طرح چه بوده است؟
تهيه پيک حجاب و توزيع رايگان بين دانش آموزان؛ اين پيک شامل مطالبي از قبيل آيات و احاديث حجاب در ضمن پرسش هايي، جدول حجاب، رنگ آميزي و نقاشي با موضوع حجاب طراحي شده بود، تدوين آن چهار ماه طول کشيد که با همکاري واحد تدوين کتاب هاي درسي معاونت تبليغ حوزه علميه قم تدوين و چاپ شد. گفتني است که اين پيک، زير نظر کارشناسان تدوين کتاب در اين معاونت بوده و دليل طولاني
شدن طراحي پيک اين بود که تا کنون نمونه اي و مشابهي تخصصي در زمينه حجاب وجود نداشته است که بتوانيم از آن استفاده کنيم.

رسا ـ پشتوانه ابتکار در طلاب جوان چيست؟
به طور معمول عزيزاني که دوره تخصصي را به نتيجه رسانده اند تا حدود زيادي به اين سمت و سو کشانده مي شوند که در مسائلي اين چنيني افزون بر ابتکار و تخصص، بايد علاقه و ذوق فرد نيز مورد توجه قرار گيرد؛ نه اين که تنها کاري اجرا شود که کاملاً برگرفته از فعاليت ها و ابتکار ديگران باشد.
اعتماد به نفس، باور بر داشته ها و توانايي هاي خود و سعي در اجرايي کردن کارهايي که در ذهن اين جانب بوده؛ ولي تا کنون وجود خارجي پيدا نکرده است؛ از عوامل مهم نوآوري در مسائل ديني براي من بوده است.

رسا ـ آيا توانسته ايد در زمينه حجاب از الگوهاي ديگران نيز استفاده کنيد؟
خير. آن قدر کم کاري در اين باره بوده است که نتوانسته ايم آثار آن را به طور چشم گيري در جامعه احساس کنيم و الگو برداري ما فقط به طور کلي بوده است مانند روز حجاب که برگرفته از ديگر نام هاي سال بوده و يا پيک حجاب که از پيک نوروزي دانش آموزان مدل سازي شده بود.

رسا ـ تقسيم کار نيروهاي شما در اين طرح چگونه بوده است؟
بخش اول؛ نيروهاي هسته مرکزي که شامل سه نفر هستند و با همکاري چند تن از کارشناسان و جامعه شناسان و روانشناسان حوزوي که در قم فعاليت دارند صورت مي پذيرد.
بخش دوم؛ شامل نيروهاي هسته اجرايي شده که پانزده نفر نيروي خواهر و دو نفر نيروي برادر طلبه هستند که در تهران فعاليت دارند و همچنين بخش ديگر آن که شامل يک نفر از برادران طلبه است، مسؤوليت شروع اجراي اين طرح را در اروميه بر عهده گرفت.
بخش سوم؛ نيروهاي هسته پشتيباني شامل طراح ، نقاش ، گرافيست و گردانندگان پايگاه اينترنتي هستند که در قالب يک گروه پنج نفره در قم مستقر هستند.
البته غير از مديريت پايگاه اينترنتي در حال شناسايي پانزده نفر از علاقه مندان به خبر رساني ديني هستيم تا پس از آموزش مهارت هاي لازم خبرنگاري و اطلاع رساني ديني، اين پايگاه را رونق ببخشيم.
اين نکته را هم يادآور شوم؛ همه نيروها، از خواهران و برادران طلبه هستند که در راستاي به ثمر رسيدن اين طرح، داوطلبانه و بي هيچ انتظار مادي وارد اين عرصه شده اند.

رسا ـ در استمرار طرح با چه مشکلاتي روبرو بوده ايد؟
نبود باور کارشناسان آموزش و پرورش؛ حتي مجموعه هايي که اعلام همکاري کرده اند؛ اما با شبهات و دلائلي، اثرگذاري بسيار کم اين طرح را در دانش آموزان مطرح کرده اند از قبيل«وجود محيط ناهنجار جامعه»، «برنامه هاي صدا و سيما و ماهواره ها» و «خانواده» اثر کار شما را خنثي مي کند.
از ديگر مشکلات، اختصاص ندادن بودجه اي از طرف حوزه و دولت بوده که تمامي هزينه هاي اوليه از سوي خود افراد گروه تأمين شده است؛ البته به صورت محدود در محل اجراي طرح کمک هايي را دريافت کرديم که فقط در همان مکان هزينه شد.

رسا ـ چه کساني از نظر مالي و نيروي انساني، طرح هاي اجرا شده را پشتيباني کرده اند؟
هزينه هاي مالي اين طرح در پنج مدرسه لويزان بر عهده عقيدتي سياسي نيروي زميني ارتش بوده است. از ده مدرسه شهر ري، هزينه هاي پنج مدرسه را معاونت فرهنگي حرم حضرت عبدالعظيم حسني بر عهده گرفت و در پنج مدرسه ديگر از سوي ستاد مردمي حجاب شهر ري حمايت مالي شديم.
درباره نيروي انساني، مربي تربيتي اين دوره هاي کاربردي ـ تربيتي از حوزه علميه خواهران الزهراي تهران و حوزه علميه حضرت عبدالعظيم تأمين شده اند که پانزده نفر از خواهران طلبه ضمن آموزش هاي شش ساعته، از بين هشتاد نفر انتخاب شده و با عنوان مربي حجاب به مدارس اعزام شدند.

رسا ـ از اين که وقت خود را در اختيار اين خبرگزاري گذاشته ايد، کمال تشکر و آرزوي توفيق داريم. آدرس سایت مرکز: http://www.hejabnews.com 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 2:15  توسط بصیر  | 

 1-تكيه بر عدالت

2-پُررنگ كردن هدفهاى بلند انقلاب

3-دولت كار

4-دولت خدمت

5-پيروى از آرمان‏هاى اسلام

6-دولتی از جنس مردم

7-ساده‏زيستى

8-مردم‏گرايى

9-اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش

10-عدم وابستگی به احزاب

11-شايسته‏سالارى

12-نظارت بر عملكرد زيرمجموعه

13-تلاش بى‏وقفه

14-قانون‏گرايى

15-شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال

16-نشاط و تحرك

17-سرعت بخشيدن به سازندگىِ

18-استقرار عدالت

19-رسيدگى به مشكلات مردم

20-تسهيل زمينه‏هاى رشد و پيشرفت

21-دولت با نشاط وچابك

20-فعال

21-دلسوز

22-دلبسته‏ى به منافع و خواسته‏هاى مردمى

23-دولت مردمى 24-شيوه و منش مردمى

25-ساده‏زيستى

26-دلبستگى كامل به ارزشهاى اسلامى

27-اعتمادبه‏نفس

28-اهل كارو اهل ابتكار

29-اهل خدمت و اهل عمل

30-مبارزه‏ى با فساد

31-جهتگيرى‏هاى دينى

32-ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى

33-سختكوشى

34-تلاش فراوان

35-ارتباط با مردم

36-سفرهاى استانى

37-اقدامات شجاعانه

38-شجاعت در قبال مسائل جهانى

39-پايبندى به خدمت

40-پركارى

41-روحيه‏ى تحول‏گرايى و نوآورى و اصلاح

42-ايستادگى در مقابل زياده‏خواهى استكبار

43-مشى مردمى

44-احساس مسئوليت

45-تلاش خستگى‏ناپذيرى

46-بسيار پر كار و زحمتكش

47-دولت حركت و اقدام

48- احیای شعار و گفتمان امام

49-استكبارستيزى

50-جرأت در مقابله‏ى با فساد

51-روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى

52-زنده‏كردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام

53-روحيه‏ى مردمى و خاكى

54-سرشار از انرژی

55-اجتناب از اشرافيگرى

56-متعهد

57-كارآمد

58-دلجوئى از محرومين

59-دولت مکتبي

60- حامی ارزشها

61-دولت اصولگراي معتقد به مباني انقلاب

62-شوق خدمت به مردم

63-حرکت در «وادی طولانی – دشوار و پرخطر عدالت

64-تلاش بی وقفه

65-سخت کوشی

منبع مطلب: وبلاگ نسیم وصل:http://nvasl.blogfa.com/post-84.aspx

برای دیدن متن برخی از این بیانات رهبر حکیم وفرزانه انقلاب به این آدرس اینترنتی مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 2:22  توسط بصیر  | 

چند نکته: وبلاگ برترین زن با برخی مضامین این نوشته موافق نیست، ولی برخی آمارها قابل توجه و خواندنی هستند. مثلا اروپای امروز را پیشرفته نمی دانیم و برمبنای برخی نظرات در فلسفه تاریخ مادی، آنها خود را پیشرفته می دانند. امروزه به اعتراف دانشمندان پست مدرن غربی، اروپا پیشرفته نیست و در تمتعات مادی چون حیوانات سر دراخور است که اسیر تمتعات و شهواتند و |ازادی غرب از نوع آزادی سگ هاست که سنگی برای زدن آن سگ های مزاحم نیست.

نکته دیگر هم اینکه اگر در غرب از این قوانین توراتی درباره درجه دوم بودن زن و شیطانی بودن زن که در عرفان یهود اصل بود، تبعیت نمی شد و اگر مسیحیت انحراف پیدا نمی کرد، هیچ زمینه ای هم برای به وجود آمدن فمینیسم پیدا نمی شد. درست به همین دلیل که تورات و مسیحیت منحرف در ایران ما جایی ندارد هست که فمینسم در ایران ره به جایی نمی برد و همه آن را مسخره می کنند. البته در برخی مراکز ما مانند صداوسیما وبرخی مطبوعات فمینیست ها به دور از چشم متدینین رسوخ کرده اند وبا ظرافت مبانی و حرف های خود را پیش می برند که باید مواظب بود.

احترامی که اسلام به حقوق زن می گذارد، نمی گذارد که مبانی اندیشه فمینیستی در ایران جابیفتد و فمینیست ها اگر می خواهند فمینیسم را جابیندازند باید اسلام را نابود کنند که هرگز نمی توانند. مبانی فمینیسم عبارتند از تورات و انجیل منحرف کنونی، اومانیسم و فردگرایی و ناخداباوری و دئیسم و درجه دوم بودن زن و اصالت جنسیت بر انسانیت(تا آنجا که برخی فمینیست ها فلسفه های فمینیستی به وجود اورده اند و معتقدند که زن و مرد در معرفت شناسی و فلسفه هم فرق دارند!). گرچه در ظاهر به این مبانی اشاره نشود. اما مقاله را باهم ببینیم:

برده داری نوین زنان و دختران در غرب مدرن!

دوره اول: اروپاي بعد از رنسانس پيشرفت هاي عمده اي داشت، انقلابات علمي در اين دوره سبب پيشرفت و ترقي جامعه عقب افتاده اروپا مي باشد. علل ايجاد اين تحولات در واقع ترجمه آثار شرقي بالاخص آثار دانشمندان اسلامي بود اما اين برداشت تفكري با نگاه و ظرف مادي صورت پذيرفته بود و به همين دليل مانع برداشت فرهنگي گرديدولي با اين همه بايد پذيرفت با اينكه زنان از جايگاه اجتماعي مناسبي در آن دوران برخوردار نبودند ولي جايگاه اجتماعي وخانوادگي آنان تابه اين حد تنزل نيافته وخانواده داراي مرتبه اي تعريف شده بود. تعريف خانواده آن دوران به اين شكل بودكه اعضاي خانواده در كنار يكديگر زندگي ودر يك مزرعه كار وفعاليت مي كردند وكودكان آن خانواده زيرنظر پدر بزرگ و مادر بزرگ تعليم مي يافتند.

دوره دوم: همزمان با  دوران انقلاب صنعتي و اختراع ماشين بخار  عرصه بر فتح سرزمين هاي ناشناخته باز شد، اروپائيان علاوه بر چپاول سرزمين هاي بكر ، مردمان  آنان را نيز به بردگي  بردند، كارخانجات شكل گرفتند و اروپا آرام، آرام به سمت نظام اقتصادي  منظم بر پايه توليد انبوه و انبار محصولات به    پيشرفت. پايه هاي نظام سرمايه داري در حال شكل گيري بود. اين نظام براي بقاي خود احتياج به نيروي كار ارزان داشت و همه اين عوامل زمينه ساز معرفي زنان به عنوان يك نيروي كار ارزان شد با صنعتي شدن جوامع غربي خانواده هم دستخوش تغييرات ساختاري شد ديگر خانواده ها در كنار هم نمي توانستند زندگي كنند ، شكل خانه ها و اندازه آنها تغيير كرد، زن و مرد براي تامين معاش بايد از صبح تا شب فعاليت مي كردند ، خانه هاي سالمندان شكل گرفت پدربزرگ  و مادر  بزرگ به جاي حضور در خانواده در آسايشگاهها نگهداري مي شوند و كودكان   در كودكستانها پرورش مي يابند.

دوره سوم: دوره فراصنعتي  دوره اي است  كه  از نمادهاي  اين دوره مي توان كامپيوتر را نام برده كه هدايت همه امور را بدون زحمت و آسان كرده همه چيز شكل نامنظم به خود گرفته است.بشر متمدن نامنظم شده  خانواده  اين دوره تك هسته اي يا تك والديني  است. يعني  فرزند خانواده  با پدر  يا  مادر خود زندگي مي كند. زن و شوهر يكديگر را  زير يك سقف تحمل نمي كنند  و  نداشتن  ارتباط نامشروع مردو زن   بيماري محسوب مي شود .جامعه امروز به جاي پيشرفت روز به روز به دوران توحش  قبل از رنسانس  باز گشته است، بشر امروز با كنار گذاشتن معنويت و دين از عرصه زندگي خود به حيواني مدرن تبديل شده است.

بررسي آمار ها گوياي اين مطلب است كه زن غربي از اين لجام گسيختگي به ستوه آمده اما هيچ راهي را براي نجات خود متصور نيست. در ادامه اين گزيده  به گوشه هايي از اعترافات غربيها از وضعيت زنان در اروپا كه در گزارشات، مصاحبه ها و مقالات مختلفي آمده  توجه كنيد. آرايش، مد و بهره كشي از زنان اين است بلايي كه صهيونيزم جهاني بر سر زن اروپايي  آورده است.

هلن بيكر از سياتل واشنگتن، در مقاله اي به سر دبير يكي از هفته نامه هاي آمريكايي مي گويد: "من خودم اگر مي توانستم دشواري ها و هزينه هاي لوازم آرايش را كنار بگذارم بسيار آسوده خاطر مي شدم، اما سرمايه داري نمي گذارد. من شيفته آگهي هاي زيبايي نيستم اما فشار اقتصادي به زور مرا   وامي دارد  كه اين مواد لعنتي را خريداري و آن  را به كار برم."

كاربرد لوازم آرايش در دنياي امروز ((نشانه بربريت است)) چون ضروري و اجباري است. چون ما هميشه لوازم آرايش را براي اينكه خود خواسته ايم به كار نمي بريم. اين پديده بربريت است، نه خود آرايش. آرايش نشانه بربريت است چون از اين واقعيت پرده بر مي دارد كه چهره فيزيكي زن را مي سازند تا  چنان اهميت بزرگ و سرنوشت سازي را دارا شود كه ساير جنبه هاي شخصيت او را در رده زيرين و نزديك به نابودي  قراردهد.

- استاندارد زيبايي زنانه در سرمايه داري را نخستين بار مرداني كه از سوي جامعه بهره كش گمراه شده بودند پديد آوردند. اين مردان، زنان را جز يك بازيچه نمي توانستند ببينند . هيچگاه در -ذهن نظريه پردازان آشكار سرمايه داري  نمي گذرد كه زن ممكن است انسان رشد يافته باشد و توانايي هاي دستيابي به بسياري از چيزهاي بيرون از رختخواب را هم داشته باشد.

- استانداردهاي زيبايي اندام از طريق ستاره هاي هاليوود و مسابقه هاي گونانگون زيبايي، نگهداري و درباره ي آن جارو جنجال بر پا مي شود. آنها همچون نمونه زيبايي در برابر چشمان افسون شده توده ي زنان از طريق رسانه هاي در دسترس  مانند روي پرده سينما  و تلويزيون و مجله هاي خوش نما و بازاري رژه مي روند؛

- كارفرمايان مردي كه، كارگران كارآمد و كار آزموده را به جاي كساني كه درخشش هاليوودوار دارند به كارگمارند، به راستي بسيار اندك اند.

- اگر زني براي كار در اداره، رستوران و يا كار خانگي درخواست بدهد و ظاهر و قيافه خود را فراموش كند و آن را ناديده بگيرد به طور يقين در آزمون استخدام آخرين نفر است.

- اين رقابت بزرگ پرآب وتاب،كه به شكل هاي بيشماري رخ ميدهد،به شكل باز يا زيركانه و پنهان بخش بزرگي ازفكر و وقت زنان رامي گيرد وبزرگترين ابزار اين رقابت بيشترنماياندن سكس از راه آرايش است.

- كريستين ديور، طراح نامدار مد ثروتمندان ، كه سبك لباس هاي او براي فقيران كپي مي شود ، اين توان را دارد كه دامن  پنجاه ميليون زن آمريكايي را يك شبه بالا ببرد يا پايين بياورد يا هر دو كار را انجام دهد . تفاوت  سه يا چهار اينچي در بلندي دامن مي تواند دنياي زنان را كه از نظر اجتماعي مي بايستس به  تازه ترين مدها وفادار بماند ، زير و رو كند شايد براي ثروتمندان دور انداختن لباس هايشان و خريد لباس نو گونه اي سرگرمي مي باشد . اما براي بينوايان مصيبت بار است. با اين همه  درست از طريق چنين دستورهاي مد است كه سودجويان پروارتر مي گردند .

وضعيت جامعه زنان اروپا  از نگاه آمار(واقعا تکان دهنده و خواندنی است)

1- تجاوز به عنف  ( به زور )  از هر 34 دقيقه يك فقره به هر 14 دقيقه يك فقره رسيده طبق نوشته مجله نيوزويك هر ساله دهها هزار كودك در اروپا مورد تجاوز جنسي  و سوء استفاده هاي ديگر قرار مي گيرند اين آمار مربوط به دو دهه ي گذشته مي باشد اكنون اين آمار به طور وحشتناكي افزايش يافته است.

2- طبق آمار گيري در انگلستان 41% زنان 1۶ تا 30ساله از اينكه احتمالا مورد تجاوز قرار گيرند هميشه و به طور دائم بسيار نگران هستند، بيش از 11%  از زنان انگليسي به هر حال يك روزي از سال مورد تجاوز قرار خواهند گرفت 4 % زنان از آژيرهاي هشدار دهنده جنسي استفاده مي كنندو 7% از زنان  كلاسهاي دفاع از خود ديده اند.

3- در سال 1993بيش از 4200دانش آموز دختر به مجله سون تين گزارش دادند كه  پسرها آنها را مورد حركات  تحريك  آميز قرار داده اند . پژوهشگران دانشكده ولسي  پس از انتشار  اين مطلب  دريافتند كه در حدود 40 درصد دختران هر روز و 29 درصد به طور هفتگي مورد آزار جنسي قرار مي گيرند . بيش از دو سوم اين مزاحمت ها در انظار عمومي صورت مي گيرد و حدود 90 درصد آنان مورد رفتار و گفتار تحريك آميز قرار مي گيرند.

4- به گفته شليت، برنامه زندگي خانوادگي در ايالت نيوجرسي، با آموزش مسائلي مانند كنترل زايمان، سقط جنين... و بلوغ از مهد كودك آغاز مي گردد. 

5- الكساندر سنجر، (مسئول سازمان والدين شهر نيويورك در سال 1998در روزنامه ديلي نيوز مي نويسد : 75درصد نوجوانان آمريكايي قبل از پايان تحصيلات متوسطه رابطه جنسي دارند!!! در نيويورك بيش از 54 هزار نوجوان بين سنين 15 تا 19 سالگي باردار مي شوند.

6- سفرانسيس ويليارد كه يك مسيحي ثابت قدم بود و در تبليغ دينش يد طولائي داشت، اولين كسي بود كه جنبش زنان را پايه ريزي كرد(در سال 1880) او سخت كوشيد تا امتياز ات بيشتري براي  زناني كه حقوق آنان به طرز خشونت باري نقض شد كسب نمايد. زنان به خاطر تحريف ارزشهاي اخلاقي توسط مردان، براي مدتهاي طولاني قرباني جريان قراردادي ناجوانمردي ها بودند مي نويسد: وقتي در ماساچوست و ورمونت جرم دزديدن يك گاو از جرم تجاوز به يك دختر سنگينتر است و يا در ايلي نويز تجاوز اصولا جرم محسوب نمي شود به اين نتيجه مي رسيم كه (ما زنان) مدت هاي طولاني است كه قرباني فرومايگي هستيم. 

منابع:1-حريم ريحانه، كتابچه حجاب وعفاف /   2-( آرايش، مدو بهره كشي از زنان، جوزف هنسن– ايولين ريد– ماري آليس وارترز صفحات71و 75 و89 و 93 و 112 و113) /  3-فمنيسم در آمريكا تا سال2003 وندي شيلت منبع: وبلاگ نگاه غرب به زنان

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 15:19  توسط بصیر  | 

ساعات نخستین سال بود و کنترل به دست، شبکه های سیما را جستجو می کردیم تا از رقابت کانال های تلویزیون غافل نمانیم. چه چیزها که ندیدیم و چه چیزها که نیافتیم...!!

 ویژه برنامه تحویل سال، شبکه سه و یک عدد مجری سابقه دار در ارائه سوتی های تپل . منظور همان "فرزاد حسنی" است که بگو مگو ها و بی حرمتی هایش به رئیس پلیس تهران  یکسال پیش شهره شد. یادتان هست که، دعوا و تهمت زدن های بی حد و اندازه او به "سردار رادان" و طرح ارتقای امنیت اجتماعی در برنامه کوله پشتی به اندازه ای بود که واکنش بینندگان را هم برانگیخت و همه به خوبی می دانستند که این مجری جوان، برای بدنام کردن ناجا در آن برنامه کذایی، از هیچ دروغ و غلو کردنی فروگذار نکرد. بعد از آن هم مدتی ممنوع التصویر بود و صدا و سیما از جنجال هایش در امان . حال اینکه چه شده دوباره به کار پر رونق گذشته بازگشته و توانسته رضایت مدیران صدا و سیما را جلب کند، خیلی مورد بحث ما نیست، اما اینکه چه می شود مدیران شبکه جوان پسند سه، در پر بیننده ترین ساعات تلویزیون یعنی ساعات تحویل سال جدید، در ویژه برنامه تحویل سال از چنین چهره خوشنامی(!) برای نه تنها یک اجرای ساده بلکه بدست گرفتن فرمان و عنان برنامه استفاده می کنند جای بسی تامل است.

برنامه بی حرمتی فرزاد حسنی به سردار رادان

چرا می گویم بدست گرفتن عنان برنامه؟ باقی مطلب را بخوانید دستگیرتان می شود...

فرزاد حسنی

یکی از مهمانان این ویژه برنامه، شاعر طنز پرداز و مغلطه گو، یعنی "خلیل جوادی" بود. همان شاعری که نیشخندها ی او به ارزش های دین و نظام در قالب طنز باعث شهرتش در قشر خاصی از مردم شد. و البته بلوتوث های شعر خوانیش که سراسر سیاه نمایی  اوضاع جامعه و به سخره گرفتن مذهب، معاد، برزخ و... است هنوز دست به دست می شود. "محاکمه حاجی" دستپخت معروف این شاعر است.

از آنجایی که آقای مجری برنامه (فرزاد حسنی) هم دست برقضا دستی در شعر گفتن دارند به گرمی با این شاعر خوش سابقه به گفتگو می نشینند و گل می گویند و گل می شنوند... خلیل جوادی هم که تمام سعیش را در انتخاب اشعار پاستوریزه برای خواندن در جلوی دوربین پخش زنده رسانه ملی کرده بود، باز هم نتوانست تمام سوتی هایش را در این باب سانسور کند و برای چندمین بار به تمسخر برزخ، دنیای مردگان و فرشتگان پرداخت و با از گور بیرون کشیدن فردوسی، در تخریب چهره این شاعر نامی هم کم نگذاشت...

یکی دیگر از مهمانان ویژه این ویژه برنامه، "محسن یگانه" خواننده جوانی بود که با همه شهرتش برای نخستین بار جلوی دوربین صدا و سیما ظاهر می شد و البته خود مجری هم چند بار این نخستین رونمایی(!) را مطرح کرد. اینکه چرا تا به حال این خواننده خوش صدا جلوی دوربین نرفته بود و رسانه ای نشده بود مجهول است و البته مد نظر ما هم در این بحث نیست. اما نوع ظاهر شدن او شاید مهم باشد. جالب است که در اولین آشنایی مردم، با شخصیت این خواننده کم تجربه، مسئله فرزند شهید بودن او از جانب مجری مطرح می شود و جالبناک تر(!) آن است که این قضیه در مدت ده دقیقه حضور او در شبکه سه سیما مطرح شد، آن هم زمانی که شاید فقط  پنج دقیقه از این مدت حضور به گفتگو گذشت و الباقی ترانه خوانی بود. اگرچه شهدا و خانواده آنان برای همه ما ارزشمندند، اما آیا نیاز است که این ارزشمندی از جانب یک مجری خوش سابقه ی(!)وفادار به اصول نظام و در معرفی روح هنرمند یک خواننده عنوان شود؟ آن هم در  پنج دقیقه ام پی تری آشنایی اولیه مردم با او؟ آیا این وسیله ای برای ابراز ارادت به خانواده شهدا بود یا استفاده ابزاری از شهدا برای شهرت آفرینی؟ و چنانچه نیت خیری در کار بود، باید توسط فردی چون فرزاد حسنی این مسئله برای نخستین بار در رسانه ملی مطرح می شد؟ بیراه نیست اگر بگوییم عنوان این مسئله در آن چند دقیقه، بیشتر از آنکه خواست مهمان برنامه باشد، خواست مجری بود، که چم و خم شهرت خریدن و ماله کشیدن روی بعضی عنوان ها را با ابزار کردن مقدسات به خوبی می داند.

محسن یگانه

تازه اگر از دعوت " احسان خواجه امیری" که فقط به عنوان وسیله ای برای تبلیغ عنوان شاعری فرزاد حسنی که بعضی از شعرهایش توسط او خوانده شده  و چندین بار در برنامه این موضوع مطرح شد، بگذریم، باز هم به یک نقشه از پیش طراحی شده می رسیم که برای شکستن ساختارهای قانونمند صدا و سیما به نفع و نظر شخصی به هر وسیله ای متوسل شده است. و اما اینکه در این ماجرا مدیران شبکه کجا بودند و چه می کردند، شما دانستید ما هم می دانیم...!

اینکه همیشه عده ای برای تحول اساسی در رسانه ملی به نفع خود و عده ای خاص که مطمئنا نفع عمومی در آن نیست، پی فرصت های طلایی می گردند، چیز جدیدی نیست. اما اینکه چه می شود، همین تهدید فراگیر از تیررس مدیران باسابقه صدا و سیما دور می ماند خود جای بحث دارد.

آیا واقعا آقای مدیرشبکه سه سیما نمی داند که در پر بیننده ترین ساعات پخش در شبکه اش چه می گذرد؟ یا آیا ریاست صدا و سیما و دیگر مدیران در خواب غفلت به سر می برند و...اگر چنین است که باید گفت که چشم آقای ضرغامی روشن با شاهکارهای مدیران انتخابی اش ...!!

یادم هست که سال گذشته در پی حضور "محمد رضا گلزار" در شبکه پنج سیما در ساعات تحویل سال، یکی از آشنایان دست اندرکار می گفت که فقط پنج میلیون تومان بابت همین چند دقیقه حضور به این چهره دست نایافتنی پرداخت شده است. آن هم فقط به آن دلیل که گلزار در آن ساعت روی صندلی این شبکه بنشیند و بتواند کانالهای تلویزیون  تهرانی ها را روی عدد پنج نگاه دارد، وآمار بینندگان این شبکه در آن ساعات پر رقیب، از دیگر شبکه های سیما بالاتر باشد و...تازه برای آنکه فضای برنامه مهیا و متوجه افکار مذهبی شود، و درست در زمانی که مجری کشف کرد روز تولد گلزار است، مدیر شبکه پنج، یک سفرعمره مفرده هدیه داد به مهمان و کلی هیجان تصنعی مهمان ویژه، بابت این هدیه و... هیچ کس هم نفهمید هدیه تولد او در مقابل رقم قرارداد حضورش، به چه میزان ناچیز بود و... اگر این رقابت نه چندان عاقلانه را بگذاریم کنار نتیجه گیری از ویژه ی امسال شبکه سه، باز هم یک تشکر ویژه(!) بدهکار می شویم به ریاست صدا و سیما بابت همه ظرافت های مدیریتی(!) اش... منبع: وبلاگ حقیقت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 14:54  توسط بصیر  | 

گوشه‌اي از خاطرات خواندني همسر امام(ره)

اوايل زندگي‌مان، يادم نيست هفته اول يا ماه اول به من گفتند: من كاري به كار تو ندارم. به هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش اما آنچه از تو مي‌خواهم اين است كه واجبات را انجام بدهي و محرمات را ترك بكني، يعني گناه نكني.

  

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، خديجه ثقفي (قدس ايران)، در مورد ازدواج خود با امام(ره) خاطرات زيبايي بر زبان مي‌آورد: من متولد سال 1333 قمري هستم. پدرم 29 يا 30 ساله بود كه به فكر افتاد براي ادامه تحصيل به قم برود. در آن زمان من تقريباً 9 ساله بودم. پدر و مادرم به قم رفتند و 5 سال در آن‌جا ماندگار شدند اما من نزد مادربزرگم ماندم. در واقع، من از اول نزد مادربزرگم مانده بودم و با او زندگي مي‌كردم. من فرزند اول پدر و مادرم بودم. وقتي آنان به قم مي‌رفتند، 2 خواهر داشتم كه يكي از آنان فوت كرده بود و نيز 2 برادر.
در كتاب پا به پاي آفتاب به نقل از همسر امام راحل آمده است: پدرم خوش تيپ و شيك و خوش لباس بود. به‌طور مثال در آن زمان، پوستين اسلامبولي مي‌پوشيد و از خانه بيرون مي‌رفت و همه طلاب تعجب مي‌كردند. با وجود اين، هم عالم بود، هم دانشمند و هم اهل علم و اهل ايمان و متدين. يادم است كه پدرم اجازه نمي‌دادند ما بدون چاقچور به مدرسه برويم. كفش‌هايمان هم بايستي مشكي و ساده و آستين لباسمان هم بايستي بلند مي‌بود.
همان‌طور كه گفتم، من با مادربزرگم زندگي مي‌كردم. نام او خانم مخصوص بود و ما به او خانم ماماني مي‌گفتيم. زماني كه خانواده‌ام در قم بودند، من و مادربزرگ، هر 2 سال يك مرتبه به قم مي‌رفتيم. 2 شب در راه مي‌خوابيديم. يك شب در علي‌آباد و يك شب هم در جاي ديگر. پدرم در قم خانه آبرومندي در كوچه آسيد اسماعيل در بازار اجاره كرده بود. خانه بزرگي بود كه اندروني و بيروني و حياط خوبي داشت. صاحبخانه هم تاجر معتبري بود.
آن زمان مدرسه‌اي كه در آن دروس جديد تدريس مي‌شد، كلاسي داشت كه 20 شاگرد در آن حضور داشتند. تعداد كساني كه مي‌توانستند ماهي 5 ريال بدهند، خيلي كم بود، به همين دليل فقط دختران پزشكان، تاجرها يا... به مدرسه مي‌رفتند. ما 3 خواهر بوديم كه به مدرسه مي‌رفتيم. خواهرهايم درقم درس مي‌خواندند و من در تهران. خلاصه، تا كلاس هشتم درس خوانده بودم كه صحبت ازدواج مطرح شد. همان‌طور كه گفتم، در آن مدتي كه خانواده‌ام در قم بودند، ما چند بار به آن‌جا رفتيم. يك بار 10 ساله بودم، يك بار 13 ساله و يك بار هم 14 ساله. دفعه آخر، پدرم از مادربزرگم خواهش كرد كه من بمانم. مادربزرگم مي‌خواست پس از 15 روز به تهران برگردد. چون عيد بود. پدرم خواهش و تمنا كرد: (من قدسي جان را سير نديدم. بگذاريد 2 ماه پيش من بماند. ما تابستان به تهران مي‌آييم و او را مي‌‌آوريم.)
بالاخره مادربزرگم راضي شد و من با اين‌كه راضي نبودم، چند ماه در قم ماندم. آن موقع من تصديق ششم را گرفته بودم، به هر حال چند ماه در قم ماندم و بعد با مادرم به تهران آمدم.در مدت اين 5 سال، پدرم در قم دوستاني پيدا كرده بودكه يكي از آنان آقا روح‌الله بودند. هنوز حاجي نشده و مرد نجيب، متدين و باسوادي بودند. پدرم ايشان را كه با من 12 سال تفاوت سني داشت پسنديده بود. يكي ديگر از دوستان پدرم آقاي سيد محمد صادق لواساني بودند كه به آقا روح‌الله گفته بود: چرا ازدواج نمي‌كني؟
ايشان هم كه 26، 27 سال داشتند، گفته بودند: من تاكنون كسي را براي ازدواج نپسنديده‌ام و از خمين هم نمي‌خواهم زن بگيرم و كسي را در نظر ندارم. آقاي لواساني گفته بودند: آقاي ثقفي 2 دختر دارد و خانم داداشم مي‌گويد خوبند.
بعدها آقا برايم تعريف كردند كه وقتي آقاي لواساني گفت كه آقا ثقفي 2 دختر دارد و از آنها تعريف مي‌كنند، مثل اين‌كه قلب من كوبيده شد. اين طور شد كه آقاي لواساني از طرف امام آمد خواستگاري. قبل خواستگاري حدود 2 ماه طول كشيد. چون من حاضر نبودم به قم بروم. آن زمان هم كه به خانه پدرم مي‌رفتم، بعد از 10، 15 روز از مادربزرگم مي‌خواستم كه برگرديم. چون قم مثل امروز نبود. زمين خيابان تا لب ديوار صحن قبرستان بود و كوچه‌ها خيلي باريك بودند. به همين خاطر، زود از قم مي‌آمدم. آن 2 ماهي كه پدرم مرا به زور نگه داشت، خيلي ناراحت بودم. مراحل خواستگاري آغاز شد. پدرم مي‌گفت: از طرف من ايرادي نيست و قبول دارم. اگر تو را به غربت مي‌برد، اما آدمي است كه نمي‌گذارد به تو بد بگذرد.
پدرم به دليل رفاقت چندساله‌اش از آقا شناخت داشت، اما من مي‌گفتم: اصلاً به قم نمي‌روم.
گرچه بر اثر خوابهايي كه ديدم، فهميدم اين ازدواج مقدر است.
آقا سيد احمد لواساني از جانب داماد، هر شب مي‌آمد خواستگاري و مي‌پرسيد: چه شد؟
پدرم هم مي‌گفت: زنها هنوز راضي نشده‌اند.
آقا سيد احمد هم كه با پدرم دوست بود، 2، 3 روز مي‌ماند و برمي‌گشت. مدتي گذشت تا اين‌كه دفعه پنجمي كه در عرض دو ماه آمده بود، گفت: بالاخره چه شد؟
پدرم مي‌خواست رد كند و بگويد: من نمي‌توانم دخترم را بدهم. اختيارش دست خودش و مادربزرگش است و ما براي مادربزرگش احترام قائليم.
مادربزرگم راضي نبود، چون شريك ملك‌هاي مادربزرگم هم از من خواستگاري كرده بود. فرداي شبي كه آن خواب را ديدم، سرصبحانه جريان را براي مادربزرگم تعريف كردم، بلافاصله وقتي اسباب صبحانه را جمع كرديم، پدرم وارد شد، زمستان بود و كرسي گذاشتيم. همه اينها بر حسب اتفاق بود. وقتي پدرم وارد شد و نشست، من چاي آوردم، گفتند: آقا سيد احمد آمده، دفعه پنجمش است و حرفي به من زده كه اصلاً قدرت گفتن ندارم. حرف اين بود: با رفاه بزرگ شده و با وضع طلبگي نمي‌تواند زندگي كند و اين حرفها را كساني كه مخالفند، مي‌زنند. در واقع همه مخالف بودند، اول خودم، بعد مادربزرگم، مادرم و همه فاميل، پدرم هم گفت: ميل خودتان است، اما به ايشان اعتقاد دارم كه مرد خوب، باسواد و متديني است و ديانتش باعث مي‌شود كه به قدسي‌جان بد نگذرد.
پدرم گفت: اگر ازدواج نكني، من ديگر كاري به ازدواجت ندارم. سپس گزي را برداشتند و گفتند: من به عنوان رضايت قدسي ايران گز را مي‌خورم. باز من چيزي نگفتم، ابهت خوابي كه ديده بودم، مرا گرفته بود، خواب چه بود؟ خواب حضرت رسول(ص)، اميرالمومنين و امام حسن(ع) را ديدم، در حياط كوچكي كه همان حياطي بود كه براي عروسي اجاره كردند، همان اتاق‌ها به همان شكل و شمايل، حتي پرده‌هايي كه خريدند، همان بود كه در خواب ديده بودم، آن طرف حياط اتاق، مردها بودند، پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) و امام حسن(ع) نشسته بودند و طرفي كه اتاق عروس بود، من بودم و پير زني با چادري شبيه چادر شب كه نقطه‌هاي ريزي داشت و به آن چادر لكي مي‌گفتند، در اتاق شيشه داشت و من آن طرف را نگاه مي‌كردم، از او پرسيدم: اينها چه كساني هستند؟ پيرزن گفت: آن رو به رويي كه عمامه مشكي دارد پيامبر(ص)، آن مرد هم كه مولوي سبز و كلاه قرمز با شال بلند دارد، علي(ع) است، اين طرف هم جواني عمامه مشكي بود كه پيرزن گفت: اين هم امام حسن(ع) است... خوشحال شدم و گفتم: اي واي، اين پيامبر است و اين اميرالمومنين، من اين افراد را دوست دارم، آن آقا امام دوم من است و از خواب پريدم، ناراحت شدم كه چرا زود از خواب پريدم، زماني كه براي مادربزرگم تعريف كردم، گفت: مادر! معلوم مي‌شود كه اين سيد حقيقي است، اين تقدير توست.
سرانجام آقا سيد احمد لواساني و 2 برادر امام(ره) و آقا سيد محمد صادق لواساني و داماد با يك خدمتگزار به نام مسيب براي خواستگاري نزد پدرم آمدند. پدرم هم مرا خبر كرد. ذبيح‌الله، خدمتگزار آقايم، آمد منزل مادربزرگم و گفت: خانم مهمان دارند، گفته‌اند قدسي ايران بيايد آن‌جا.
مادربزرگم گفت: مهمانش كيست؟
به او سفارش كرده بودند كه نگويد داماد آمده است. واهمه از اين داشتند كه باز بگويم نه. من هم رفتم خانه مادرم. آنجا كه رفتم موضوع را فهميدم. آن خواهرم كه يك سال و نيم از من كوچكتر بود، شمس آفاق، ديد و گفت داماد آمده! داماد آمده!
مرا بردند و داماد را از پشت اتاق نشانم دادند. مردها توي اتاق ديگري نشسته بودند و من از پشت در اتاق ايشان را ديدم. آقا زردچهره بودند و مويشان كمي به زردي مي‌زد. اتفاقاً رو به روي در، زير كرسي نشسته بود. وقتي برگشتم، مادرم و خواهرانم هم آمدند و داماد را ديدند. چون هيچ‌كدام قبلاً داماد را نديده بودند. من از داماد بدم نيامد اما سني هم نداشتم كه بتوانم تشخيص بدهم كه چه كار بايد بكنم.
ذاتاً هم آدم صاف و ساده‌اي بودم. پدرم آمد و آهسته از خانم جانم پرسيد: وقتي قدسي ايران برگشت، چه گفت؟
مادرم گفت هيچي نشسته است
بعداً به من گفتند: وقتي تو ساكت نشسته بودي، به زمين افتاد و سجده كرد.
چون خودش ايشان را پسنديده بود. پدرم هميشه مي‌گفت من دلم يك پسر اهل علم مي‌خواهد و يك داماد اهل علم. همين هم شد. آقا اهل علم بود و يكي از برادرهايم، يعني حسن آقا را هم اهل علم كرد. با وجود همه آنچه گفتم، پدرم هم به آساني رضايت نداد. روزي كه مي‌خواست جواب مثبت به آقا سيد احمد بدهد، به ايشان گفته بود خانم‌ها ايراد مي‌گيرند.
آقا سيداحمد پرسيده بود: ايرادشان چيست؟
پدرم گفته بود: يكي اين كه او را نمي‌شناسد و او مال خمين است و دختر در تهران بزرگ شده و در رفاه بزرگ شده است و وضع مالي مادربزرگش خيلي خوب بوده و با وضع طلبگي زندگي كردن برايش مشكل است. ما نمي‌دانيم آيا اصلاً چيزي دارد يا نه. اگر درآمدش فقط شهريه حاج عبدالكريم باشد، نمي‌تواند زندگي كند. ما مي‌خواهيم بدانيم كه آيا از خودش سرمايه‌اي دارد؟ از آن گذشته داماد زن ديگري دارد يا نه؟ شايد در خمين زن و بچه داشته باشد. بعدها خود امام به من گفتند كه ايشان اصلاً زن نديده بودند. آقا سيد احمد به پدرم گفته بود: خانم‌ها درست مي‌گويند. به من اطمينان داري يا نه؟ اگر به من اطمينان داري، خودم مي‌روم خمين و تحقيق مي‌كنم و از وضع زندگي ايشان مي‌پرسم. بعد هم رفت خمين و منزلشان را ديد. منزل خانواده امام مفصل و آبرومند بود. 2 تا حياط تو در تو داشتند و خودشان هم خيلي خوب و خوش برخورد و آقامنش بودند. بودجه او هم ماهي سي‌تومان بود كه از ارث پدر داشت. وقتي آقا سيداحمد لواساني مي‌آيد، ماجرا را به پدرم مي‌‌گويد. او هم رضايت مي‌‌دهد.
بعد هم كه من آن خواب را ديدم. عروسي ما در ماه مبارك رمضان بود و اين مسئله چند دليل داشت. اول اين‌كه امام مقيد بودند كه درس‌ها تعطيل باشد و دوم آن كه من نزديك تولد حضرت صاحب‌الزمان(عج) آن خواب را ديدم و به اين دليل، خواستگاران اول ماه رمضان آمدند. عقد ما مفصل نبود. پدرم در اتاق بزرگ اندروني كه تالار نام داشت، نشسته بود. مرا صدا كرد و گفت: قدسي‌جان! بيا. من تازه از مدرسه آمده بودم و چون بي‌‌چادر پيش ايشان نمي‌‌رفتيم، چادر خواهر كوچكم را انداختم سرم و نزدشان رفتم. پدرم گفت: آن طرف كرسي بنشين.
خانواده داماد روز اول ماه رمضان آمده بودند و آن روز، هشتم ماه بود. در اين مدت، چند روز در منزل پدرم بودند و مادرم هم خوب و مفصل از آنان پذيرايي كرده بود. آنان در پي خانه‌اي اجاره‌اي مي‌گشتند تا عروس را ببرند. بنا بود عروسي در تهران برگزار شود و بعد به قم برويم. بعد از 8 روز، خانه پيدا شد كه درست هماني بود كه در خواب ديده بودم. پدرم گفت: مرا وكيل كن كه من آقا سيداحمد را وكيل كنم كه بروند حضرت عبدالعظيم(ع) صيغه عقد را بخوانند. آقا هم برادرش آقاي پسنديده را وكيل مي‌كند.
من مكثي كردم و بعد گفتم: قبول دارم.
به اين ترتيب، رفتند و صيغه عقد را خواندند. بعد از اين‌كه خانه مهيا شد، پدرم گفتند: به اينها اثاث بدهيد كه مي‌خواهند بروند آن خانه. اثاث اوليه مثل فرش و لحاف كرسي و اسباب آشپزخانه و ديگر چيزها را فرستادند. يك ننه خانم هم داشتيم كه دايه مادرم بود. او را هم با دخترش عذراخانم فرستادند آنجا براي پذيرايي و آشپزي. شب پانزدهم يا شانزدهم ماه مبارك رمضان بود كه دوستان و فاميل را دعوت كردند و لباس سفيد و شيكي را كه دختر عمه‌ام با سليقه روي آن، گل نقاشي كرده بود، دوختند و من پوشيدم. مهريه‌ام هزار تومان بود. خانواده داماد گفتند: اگر مي‌خواهيد خانه مهر كنيد. ولي پدرم به من گفت: من قيمت ملك و خانه‌هايشان را نمي‌دانستم. نمي‌دانستم قيمت در خمين چطور است، به همين دليل هم پول مهر كردم.
من هرگز مهرم را مطالبه نكردم اما امام آخرهاي عمرشان وصيت كردند كه يك دانگ از خانه قم به عنوان مهر من باشد.
امام(ره) هميشه احترام مرا داشتند. هيچ وقت با تندي صحبت نمي‌كردند. اگر لباس و حتي چاي مي‌خواستند، مي‌گفتند: ممكن است بگوييد فلان لباس را بياورند؟ گاهي اوقات هم خودشان چاي مي‌ريختند. در اوج عصبانيت، هرگز بي‌احترامي و اسائه آداب نمي‌كردند. هميشه در اتاق، جاي بهتر را به من تعارف مي‌كردند. تا من نمي‌آمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمي‌كردند. به بچه‌ها هم مي‌گفتند صبر كنيد تا خانم بيايد. ولي اين طور نبود كه بگويم زندگي مرا با رفاه اداره مي‌كردند. طلبه بودند و نمي‌خواستند دست، پيش اين و آن دراز كنند، همچنان كه پدرم نمي‌خواست. دلشان مي‌خواست با همان بودجه كمي كه داشتند، زندگي كنند، ولي احترام مرا نگه مي‌داشتند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار بكنم. هميشه به من مي‌گفتند: جارو نكن. اگر مي‌خواستم لب حوض روسري بچه را بشويم، مي‌آمدند و مي‌گفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي. من پشت سر ايشان اتاق را جارو مي‌كردم و وقتي منزل نبودند، لباس بچه‌ها را مي‌شستم. يك سال كه به امامزاده قاسم رفته بوديم، كسي كه هميشه در منزلمان كار مي‌كرد با ما نبود. بچه‌ها بزرگ شده و دخترها شوهر كرده بودند. وقتي ناهار تمام شد، من نشستم لب حوض تا ظرف‌ها را بشويم. ايشان همين كه ديدند من دارم ظرف‌ها را مي‌شويم، به فريده، يكي ازدخترها كه در منزل ما بود، گفتند: فريده! بدو. خانم دارد ظرف مي‌شويد.
امام در مسائل خصوصي زندگي من دخالت نمي‌كردند. اوايل زندگي‌مان، يادم نيست هفته اول يا ماه اول به من گفتند: من كاري به كار تو ندارم. به هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش اما آنچه از تو مي‌خواهم اين است كه واجبات را انجام بدهي و محرمات را ترك بكني، يعني گناه نكني.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:27  توسط بصیر  | 

منابع آگاه از تلاش تل آویو برای شکار نوجوانان طولکرم جهت استفاده جاسوسی از آنان به نفع رژیم صهیوینستی خبردادند. به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) منابع آگاه و چند تن از ساکنین منطقه طولکرم در گفتگو با مرکز اطلاع رسانی فلسطین از توطئه سرویس های اطلاعات رژیم صهیونیستی برای شکار نوجوانان ساکن این منطقه جهت استفاده جاسوسی از آنان به نفع این رژیم پرده برداشتند.

به نقل از این منابع، افسران سرویس های اطلاعات رژیم صهیونیستی نوجوانان ساکن طولکرم را به دفاتر خود در این شهر فرا می خوانند و با ارائه پیشنهادات مالی آنان را به جاسوسی به نفع رژیم صهیونیستی تشویق می کنند. یکی از این نوجوانان گفت:« یکی از افسران سرویس های اطلاعات رژیم عبری به منزل ما آمد و پس از ارائه پیشنهادات مالی از من خواست تا با دستگاه های اطلاعات اسراییل همکاری کنم.» خبرگزاري قدس

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:21  توسط بصیر  | 

وقتي تلويزيون به آدم جلفي چون فرزاد حسني با آن آرايش مسخره اش راه مي دهد از فوكولي هاي كوچه وبازار چه توقعي داريم!! اين خبر را بخوانيد كه خطر در كمين ماست، بايد انديشيد...
                       گزارشي از رواج آرايش در ميان مردان (نامرد)!!
در هر ثانيه در جهان 22 رژلب به فروش مي رود. مي توان مطمئن بود که دست کم يکي از اين روژلب ها در ايران فروخته مي شود، زيرا ايراني ها يکي از رکوردداران مصرف لوازم آرايش اند. نه تنها دخترها ظاهرا پسرها هم بي علاقه نيستند. مدتهاست که ديگر تنها زنان موهاي سفيدشان را با رنگ مشکي نمي پوشانند، بلکه اين کار براي برخي مردان)نامرد( هم امري عادي شده است و خيلي ها تمايل دارند تارهاي سفيد و خاکستري سرشان را در زير لايه اي از رنگ مشکي پنهان کنند.
 
طبيعي است که مردان پا به سن گذاشته، از هواخواهان اين روش به حساب مي آيند و پسران جوان به يمن نيروي طبيعت، تن به رنگ کردن موهايشان نسپرده اند. علي 18 ساله بوده که براي اولين بار ابروهايش را برداشته است، البته خود او اعتقاد دارد که در واقع آنها را "تميز" مي کند، چون از مرتب بودن خوشش مي آيد. حالا 4 سال از آن زمان مي گذرد، مادرش اوايل کمي مخالفت مي کرد، اما حالا انگار کم کم به "مرتب بودن" پسرش عادت کرده است. علي براي تميز کردن ابروهايش خودش دست به کار شده و به روش آزمون و خطا جلو رفته است: اوايل که مي خواستم ابروهايم را درست کنم، بلد نبودم، براي همين ابروهايم خيلي به هم ريخت، خيلي نازک شد. بعد رويم نمي شد اصلا بيرون بروم. دائم کج و کوله در مي آمد و مي خواستم صافش کنم، بعد ديگر از آن حالتش ديگر خارج شده بود.البته او قويا تاکيد مي کند که برخلاف پسرهاي ديگري که ابرويشان را بر مي بردارند، نمي خواهد که از اين طريق دل دخترها را به دست آورد. تنها دليلش براي اين کار علاقه شخصي او به تميز بودن است و اينکه داشتن موي اضافي را در صورتش نمي تواند تحمل کند.
 
نکته ديگري که در صورت علي نياز به سامان دادن دارد، به گفته خود او، مژه هايش هستند. البته براي اين کار هم راه چاره را مدت هاست که پيدا کرده است: من مژه هايم خيلي بلند هستند و مي شکنند. به همين دليل از فر مژه استفاده مي کنم، البته چيزي هم نيست که عين ريمل باشد. خشک است. فقط حالت چرخش به مژه هايم مي دهد. بعد از آن استفاده مي کنم، وقتي که مژه هايم خيس هستند که آن حالت عادي خود مژه را حفظ کند. يعني نه اينکه کامل بخواهد بر گردد، بالا برود يا پايين بيايد. علي تا به حال سايه چشم، کرم پودر يا مواد آرايشي ديگري استفاده نکرده است، اما از بعضي دوستانش مي گويد که يک روز مثلا رنگ پوستي تيره تر از هميشه دارند يا اينکه رد خفيفي از سايه را در پشت چشمانشان مي توان ديد. بعد هم به گفته علي، وقتي در برابر اين پرسش قرار مي گيرند که آيا سايه زده اند يا کرم پودر به صورتشان ماليده اند، هزار "بهانه" مي آورند که خود را توجيه کنند. اما دراين ميان هنوز يک قلم ديگر باقي مانده و آن هم راهي براي خلاص شدن از رنگ تيره لب هاست که ارمغان سيگار کشيدن چند ساله است: من يکي، دوبار از برق لب استفاده کرده ام، آن هم در خانه و شب، به خاطر اينکه سيگار مي کشم و لبهايم سياه مي شود، به خاطر همين مثلا شبها که مي خواهم بخوابم، بعضي مواقع استفاده کرده ام که آن هم فقط به اين خاطر که آن رنگ سياهي که سيگار به لب مي دهد را بگيرد. بعد فردا صبحش هم شستم و از خانه بيرون رفتم.» علي اضافه مي کند که حتي جلوي در خانه هم ديگر برق لب نداشته است.

رصد کردن صورت پسران
بيشتر دختربچه ها عاشق اين هستند که لب هايشان را با روژلب هاي مادرهايشان قرمز کنند. ستاره به خاطر مي آورد که جشن تولد نه سالگي اش با جشن فارغ التحصيلي خاله اش همراه شده بوده است. با ديدن دوستان خاله، که همه آرايش کرده به مهماني آمده بودند، ستاره هم تهديد مي کند که اگر مادرش براي او رژلب نزند، به مهماني تولد نخواهد آمد. به اين ترتيب نه سالگي، سن اولين تجربه دست به آرايش شدن او مي شود و بعدها هم با ورود به دبيرستان اين تجربه عمق بيشتري پيدا مي کند. او صادقانه اعتراف مي کند که عاشق آرايش کردن است. نه تنها آرايش کردن خودش را دوست دارد بلکه يکي از کارهاي مورد علاقه اش آرايش کردن ديگران است، هرچند که اين دختر 27 ساله آرايشگر نيست و در رشته مامايي در دانشگاه تحصيل کرده است.
 
آرايش، گاهي اوقات براي ستاره تسلي بخش است. او مي گويد: وقتي در خانه هستم، مواقعي که حالم مثلا خيلي خراب است، روي صورتم آرايش ندارم يا افسرده مي شوم و در فکر فرو مي روم، بلند مي شوم و آرايش مي کنم. اصلا روحيه ام را عوض مي کند. حتي وقتي لباس نو مي خرم براي پوشيدن آن اول از همه آرايش مي کنم. حالا ستاره به اندازه اي در اين کار مهارت پيدا کرده که مي تواند در يک نگاه تازه کاران را از حرفه اي ها تشخيص دهد. آنهايي که انگار تازه به صرافت "خط چشم کشيدن" افتاده اند و هنوز آن قدر دستانشان ورزيده نشده تا بتوانند دو خط صاف و هم اندازه را بر پشت چشمانشان بکشند. البته چشمان تيزبين ستاره، تنها صورت دختران را رصد نکرده، بلکه او از کشفياتش از صورت برخي از پسرها هم مي گويد: ابروهاي خيلي باريک بود و ديده بودم که زير چشمانشان مشکي شده، رنگ لب ها خيلي فرق داشت. زياد جذاب نيست، به هرحال آرايش براي مردها نيست. اصلا همه چيز قاطي پاتي شده است. مثلا دخترها با رفتارهاي مردانه مي خواهند جاي مردها باشند و پسرها با رفتارهاي زنانه، جاي زنان. خيلي از اين چيزها مي بينيم، براي همين اصلا دارد عادي مي شود.

مرد هست و ابرويش
دوستان بابک، او را جز پسران تميز و آراسته مي دانند، از آنهايي که اهل کرم و عطر هستند و موهايشان هميشه مرتب است و صورتهايشان اصلاح شده. بابک اهل آرايش هست اما به قول خودش آرايش مردانه. به عبارتي زير ابرو برداشتن، در دايره واژگان او جايي ندارد و به نظرش براي چند دختر نبايد شخصيت و اصالت مردانگي را زير سوال برد. اعتقاد او در يک جمله خلاصه مي شود: مرد هست و ابرويش و حالا به قول قديمي ها سبيل و ريش و از اين صحبت ها. اگر اين کارها را نکند که با زن فرقي ندارد. دور و بر بابک هستند دوستان پسري که اهل آرايشند، البته او به گفته خودش با آنها رفيق است و اهل رفت و آمد، اما اين دليل نمي شود که دل پري از دستشان نداشته باشد: خيلي از دوستانم هستند که زير ابرو بر مي دارند، خيلي کارهاي زنانه مي کنند، مثلا کرم هاي مخصوص مي زنند. ولشان کنيد، لاک و رژلب و اين ها را هم مي زنند. بعضي ها هم که از اين چيزهايي هست که مي زنند به لب، براق مي شود، از آنها هم مي زنند. يا موهاي آنچناني! موهايشان مثلا يک متر بالاتر از سرشان است، انگار با اديسون دست داده اند يا مثلا هر روز برق مي گيردشان بعد از خانه بيرون مي آيند.
 
اگر به بابک پيشنهاد کنند که به عنوان فروشنده در يک مغازه لوازم آرايشي کار کند، هيچ مخالفتي با اين موضوع ندارد و به راحتي آن را قبول مي کند: چرا قبول نکنم. لوازم آرايش براي خانم ها خيلي هم خوب هست. اصلا مي گويم خانم ها اگر آرايش نکنند که اصلا نمي شود. زن هست و آرايشش.چند سال پيش بود که يکي از مجريان معروف مرد تلويزيون ايران، در يکي از برنامه هايش به ناگاه با ابروهايي تميز شده ظاهر شد. بعد از آن هم مي شد در گوشه و کنار، عکس هنرپيشگان مرد سينما يا تلويزيون را ديد که پوست تيره رنگ و ابروهاي به خط شده شان روي جلد مجلات خودنمايي مي کرد. اگر آرايش کردن و ساعتها در جلوي آيينه به خود رسيدن، کاري بود که اغلب زنانه به حسابش مي آوردند، اين روزها پسراني را هم مي توان ديد که براي بيرون رفتن از خانه از ساعتها قبل به تکاپو مي افتند. رفته رفته نمي توان آرايش را تنها مختص زنان دانست و مردان را هم بايد به اين جمع اضافه کرد.شرکت هاي توليدکننده لوازم آرايشي از مدتها پيش محصولات آرايشي ويژه مردان را هم روانه بازار کرده اند. در هر حال خانم ها بايد از اين به بعد به ياد داشته باشند که در هنگام خريد کرم هاي ضدچروک، ژل هاي دور چشم يا تونيک هاي ترميم کننده پوست، حتما از فروشنده سوال کنند که آيا اين محصول نسخه زنانه آن است يا مردانه. منبع:ابتكار با نقل سايت خبري هم صدا
+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:20  توسط بصیر  | 

معرفی اجمالی پژوهشکده  انتظارنور
ماهیت پژوهشکده: پژوهشی
زمینة فعالیت: تحقیق و پژوهش پیرامون مسائل و موضوعات مربوط به حضرت ولی عصر(عج), مهدویت و منجی‎گرایی و نشر و گسترش فرهنگ صحیح مهدویت در سطح جامعه اسلامی و سایر جوامع بشری.
وابستگی: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
شماره ثبت: ۱۲۰
سال تأسیس: ۱۳۷۷
سایت: مصلح: www.mosleh.orgوwww.moslih.org و  منجی:  www.monjee.com
تلفن: ۲ _ ۷۷۴۹۹۷۱
نمابر: ۷۷۴۹۹۷۳
صندوق پستی: ۳۹۷۸ _ ۳۷۱۸۵
پست الکترونیک: info@monjee.com

اهداف:
۱) پژوهش بنیادین، راهبردی و کاربردی مرتبط با امام مهدی (عج)، مهدویت و موعود باوری
۲) عرضه آموزه های مرتبط با امام مهدی (عج) برای نسل حاضر
۳) آسیب شناسی و آسیب زدایی فرهنگ مهدویت
۴) پاسخ‌گویی به شبهات مربوط به امام مهدی (عج)

سیاست ها:
الف) بستر سازی
۱/ فراهم سازی و ارتقای زیر ساخت های لازم برای پژوهش و عرضه
ب) پژوهش
۱/ انجام پژوهش های مشارکتی با دیگر مراکز تخصصی
۲/ انجام پژوهش های بینادین، راهبردی و کاربردی
۳/ پرهیز از پژوهش های سطحی، تکراری، موازی و بی هدف
۴/ رعایت اولویت های پژوهشکده در امر پژوهش (تشخیص اولویت با شورای عالی)

ج) عرضه
۱/ عدم غلبه فعالیت های تبلیغی ترویجی بر فعالیت ها پژوهشی
۲/ تناسب فعالیت های تبلیغی، ترویجی با نیازهای روز
۳/ استفاده از شیوه های مدرن عرضة محصولات
۴/ توجه به تبقات مختلف در عرضه به ویژه نخبگان
۵/ انجام فعالیت های فرهنگی ترویجی به صورت مشارکتی
۶/ رعایت اولویت های پژوهشکده در عرضه آثار

آثار به چاپ رسیده:

۱- بعد از آن صدای آسمانی
۲- خورشید می‌خندد
۳- روز آرزو‌ها
۴- زیباترین دیدنی
۵- حضرت مهدی در مذاهب اسلامی
۶- بررسی تطبیقی روایات مهدویت
۷- برترین‌های فرهنگ مهدویت در مطبوعات
۸- روزی که باران می‌بارید
۹- زنان و امام مهدی
۱۰- گفتمان مهدویت اول و دوم ۱ جلد
۱۱- گفتمان مهدویت سوم
۱۲- گفتمان مهدویت چهارم
۱۳- گفتمان مهدویت پنجم
۱۴- گفتمان مهدویت ششم
۱۵- گفتمان مهدویت هشتم ۳ جلد
۱۶-  شمع و پروانه
۱۷- بازگشت به دنیا در پایان تاریخ
۱۸- هنگامه ظهور
۱۹- بهاری‌ترین فصل انسان
۲۰-  به سوی حکومت جهانی حضرت مهدی
۲۱- کتاب انتظار
۲۲- انتظار از دیدگاه مذاهب اربعه
۲۳-  موعود گرایی درادیان ابراهیمی
۲۴- کجاست رد‌پای تو
۲۵- تکامل عقول در عصر ظهور
۲۶- پرسمان مهدویت
۲۷/ازدواج امام زمان
۲۸/ گفتمان هشتم
۲۹/ گفتمان نهم

آثار در دست نشر:
۱- گفتمان بندرعباس      مجموعه مقالات
۲-تاریخ سامرا       ذبیح الله محلاتی
۳-آسیب شناسی مدعیان مهدویت     محمدتقی ربانی
۴-آسیب شناسی سیاسی اجتماعی     دکتر علیرضا صدرا
۵-اقوام و ملل در حکومت حضرت مهدی    رزاقی
۶-آسیب شناسی تاریخی      دکتر علیرضا مفتخری
۷-بررسی تأثیر اعتقاد مهدویت    دکتر هادی بهرامی احسان
۸-گونه‌شناسی منجی در ادیان     علی موحدیان عطار
۹-بررسی اوضاع سیاسی اجتماعی در زمان ولادت   میرکوه
۱۰-رجعت و بازگشت زنان     فاطمه ستار
۱۱-بررسی زندگانی حکیمه خاتون    صدیقه شاکری
۱۲-نقش زن در زمینه‌سازی ظهور     هاشمی
۱۳-مخالفان حضرت هنگام ظهور     محمد شیخ رضایی
۱۴-ویژگی های سیاسی حکومت مهدی    نرگس عبدیایی
۱۵-معجم تفاسیر مهدویت     سید محسن طباطبایی

Cd مهدویت در قرآن و عترت: احادیث مهدویت از ۲۶۰ منبع حدیثی ازشیعه و اهل سنت و ۵۰۰ عنوان اصلی و فرعی و بیش از ۴۰۰ آیه مربوط به مهدویت و نظرات مفسرین از ۱۷۰ عنوان تفسیر شیعی و اصل سنت.
طرح های اجرا شده و در دست اقدام پژوهشی:
۱/ بررسی ۱۳۷ دوره تفسیر شیعی و اهل سنت و فیش برداری دیدگاه های مفسیرین در خصوص بیش از ۶۰۰ آیه مرتبط با مهدویت.
۲/ بررسی بیش از ۲۰۰ دوره کتاب های حدیثی و روایی شیعی و اهل سنت, استخراج, دسته بندی و موضوع بندی احادیث و اخبار مربوط به مهدویت.
۳/ بررسی بیش از ۲۰۰۰ جلد کتاب های شیعی و سنی پیرامون مهدویت و فیش برداری و موضوع بندی مباحث طرح شده در آن ها.
۴/ بررسی و موضوع بندی سوالات و شبهات اقشار مختلف و آماده سازی آن ها برای پاسخ گویی و نیز پاسخ به بخشی از سوالات که مجموعه ۲۰۰/۰۰۰ سئوال جمع آوری شده از ۱۹ مراکز مختلف, بیش از ۱۰/۰۰۰ سئوال با موضوع مهدویت استخراج شده است.
۵/ تدوین ۲۰ عنوان کتاب برای سطوح مختلف سنی و انتشار ۱۳ عنوان از آن ها.
۶/ بررسی ۳۰۰ سایت اینترنتی مرتبط با مهدویت و استخراج و دسته بندی مقالات و مباحث مطرح شده در آن ها.
۷/ تأسیس کتابخانه تخصصی و مرکز اسناد علمی.
۸/ تأسیس سایت اطلاع رسانی مهدویت با نام www.monjee.com با گرایش شیعی و با ترجمه مطالب به زبان های انگلیسی و عربی.
۹/ تأسیس سایت اطلاع رسانی مهدویت با نام www.mosleh.org با گرایش بین الادیانی به زبان انگلیسی.
۱۰/ تدوین مقالات تخصصی پیرامون مهدویت در شرایط مختلف مورد نیاز.
۱۱/ آسیب شناسی تاریخی شامل: انحرافاتی که در طول تاریخ قبل و بعد از ولادت حضرت ولی عصر(عج) اتفاق افتاده است.
۱۲/ آسیب شناسی سیاسی- اجتماعی.
۱۳/ آسیب شناسی تربیتی.
۱۴/ بررسی رجال احادیث مهدویت.
۱۵/ نواندیشی در عرصة مهدویت با رویکرد کلامی, سیاسی, اجتماعی و تربیتی.
۱۶/ بررسی پدیدارشناسی اعتقاد به منجی موعود از نظر ادیان و تطبیق با تفکر تشیع و تمایزات آن با سایر مکاتب.
۱۷/ خدمات ویژه تخصصی با زمینه مهدویت به محققان و پژوهش گران, به ویژه در خصوص پایان نامه های حوزوی در سطح ۳ و ۴ و دانشگاهی در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا.
فعالیت‌‌های پژوهشی اجرا شده و در دست انجام
۱/ تهیه طرح سلسله گفتمان مهدویت و اجرای ۹ گفتمان طی سال های گذشته.
۲/ برگزاری دو همایش منطقه‌ای با رویکرد بین المذاهب با همکاری پژوهشگران و اندیشمندان شیعه و دیگر مذاهب اسلامی.
۳/ برگزاری ۶۵ نشست تخصصی مهدویت.
۴/ تهیه طرح کنگره بین المللی مصلح موعود و اجرای اجلاس مقدماتی کنگره با مشارکت فعال مجمع جهانی اهل بیت(ع), سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی, مرکز جهانی علوم اسلامی, سازمان مدارس و حوزه های علمیه خارج از کشور, موسسة آل البیت(ع), سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی, مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی, دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
۵/ تأسیس دفتر روابط فرهنگی جهت ارتباط با مراکز و افراد فعال در موضوع مهدویت.
۶/ ایجاد نمایشگاه مهدویت در حاشیه گفتمان ها و چندین دانشگاه در نقاط مختلف کشور.

منبع اين مطلب: http://monjee.com/news/?page_id=21

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:11  توسط بصیر  | 

نامه سرگشاده انجمن مستقل دانشگاه بوعلي سينا:
آقاي جاسبي امروز همه ما منتقديم!
انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا همدان در واکنش به محکوميت علي خضريان از اعضاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل به پرداخت سه ميليون ريال جزاي نقدي بدل از سه ماه و يک روز حبس که در پي شکايت دانشگاه آزاد از وي به دليل انتقاد به مديريت اين دانشگاه صورت گرفت، نامه سرگشاده اي را خطاب به دکتر جاسبي صادر کرد.

به گزارش سرويس دانشگاه برنا، متن کامل اين نامه به اين شرح است:
حضور رياست محترم دانشگاه آزاد
آقاي دکتر جاسبي
بسي جاي خرسندي است که سرانجام انحصارطلباني چون شما در برابر هويتي به نام دانشجو، علي خضريان که جرمش نقد مديريت شما بر دانشگاه هاي ما بود، به يک رونمايي نو از خود تن در داد و جداي از تمامي ابهامات و ترديدها، اين بار قلع و قمع سياسي منتقدان را برايمان محرز ساخت.
اين بار بايست به شادماني بيشتر انديشيد که پوشه پول هاي پوشالي دپارتمان سياسي دانشگاه آزاد، اسير نقد و سرِ سبز و زبان سرخِ آگاه کساني اند که دل در گرو ولي خويش نهاده اند.
برادر جاسبي!
بازدارندگي و تعزير، شايسته ي کساني است که باز مي مانند و نوميد، يا رهسپار ميدان غريبگاني مي شوند که در تقابل با دين سر از پا نمي شناسند و يا نهايتاً عزلتکده اي را در بحران براي خود معنا مي کنند نه عنصري چون علي خضريان که در طول و عرض وسيع فشارهاي متراکم شما نه تنها باز نايستاد بلکه انتقاد الگومدارانه اي را، نه فقط براي دانشجو حتي براي شهروندان نيز نهادينه نمود و بازدارندگي و تعزير را با پيش برندگي و آوانگاردي در حوزه هاي مدني و دمکراتيک جامعه بازشناخت تا همگان نگاهبان اصول و ارزش هاي مقدس اصلي چون انقلاب اسلامي ايران باشند.
آقاي جاسبي!
رويين تني تنها افسانه است و گذراندن به دلخوشي و آرزوهاي محال، ساده انگاري اي بيش نيست هر چند ما به پاکوباني و غزل قدرتخواني شما خنده کنان عادت کرده ايم اما به يقين صبر و انتظار را در پيش گرفته ايم تا نظاره گر غروب دولتتان باشيم.
رييس دانشگاه آزاد!
رهاورد صورت دهي دو سال و اندي ماه از شکايت شما، ارمغان و افتخاري بود که بر مجموعه ي انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي کشور سايه افکند تا متحد سيمرغِ عدالت خواهِ اينان، شما و ميليشياي سياسي تان را در ترازوي نقد حوزه هاي آکادميک اين کهن مرز و بوم به محاکمه بنشانند.
آري! براستي که، اکنون خضريان تنها نيست و همه ما، يعني انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا همدان، يعني اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر کشور، يعني بسياري از شهروندان و اساتيد محترم دانشگاه، همه و همه منتقديم و حاشا و کَلا که محکوم! چرا که خضريان و امثال او در انظار و اذهان جامعه ي دانشگاهي بري اند از آنچه شما و دوستانتان در فوبياي آن متوهم مانده ايد!برنانیوز

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 3:58  توسط بصیر  |