تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

همه مسلمانان تروريست نيستند، اما همه تروريست ها مسلمانند!

  

شهره آغداشلو (وزيري تبار) از صهيونيست هاي بهایی مقيم آمريكا، بازيگر ثابت فيلم هاي ضد ايراني هم به جنبش سبز پيوست.به گزارش كيهان، وي در جوايز سالانه امي كه مختص برنامه هاي تلويزيوني در آمريكاست، به خاطر ايفاي نقش مكمل در سريال «خانه صدام» جايزه گرفته است. آغداشلو در هنگام دريافت اين جايزه در مراسم مذكور، دستبند سبز بسته بود.
شهره آغداشلو از بازيگران سينماي طاغوت بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به آمريكا فرار كرد. اكثر نقش آفريني هاي او در فيلم هاي متخاصم با ايران و اسلام بوده است. فعاليت هاي سالهاي گذشته اين هنر پيشه در برخي از فيلم هاي ضد ايراني- اسلامي با اعتراض مسلمانان ايراني مقيم آمريكا روبرو شد. آغداشلو همچنين در مصاحبه اي مسلمانان را تروريست معرفي كرده و گفته بود: «همه مسلمانان تروريست نيستند، اما همه تروريست ها مسلمانند.»!!!!!!

گفتني است سايت اينترنتي "آينده" در اقدامي تامل برانگيز ، ضمن انتشار خبر اعطاي جايزه "امي" به شهره آغداشلو بازيگر بهائي فيلم ضدايراني "سنگسار ثريا" در عباراتي تامل برانگيز به تجليل از وي پرداخت.اين سايت در شرايطي به تجليل از شهره آغداشلو مي پردازد كه وي با بازي در فيلم ضد ايراني «سنگسار ثريا» با دستاويز قراردادن موضوع سنگسار ، به تخريب وجهه ايران مبادرت نموده است. این خبر را در سحرنیوز هم ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 18:54  توسط بصیر  | 

چرا اکنون و نقد سریال روزگار قریب! نکته مهمی که پیش از مطالعه این نقد باید بدانید: این نقد و بررسی منصفانه از سریال «روزگار قریب» - که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت آن را بیان کرده است- چندین ماه پیش برای چاپ در نشریه ای متعلق به یکی از مراکز پژوهشی و نظارتی صدا و سیما توسط سه تن از محققین آن مرکز نوشته شد. گرچه ساختار منسجم مقاله و نکات فنی نقد نویسی، قابل توجه است ولی به دلیل نقدهای جدی و قابل تاملی که این مقاله به سریال «روزگار قریب» وارد کرده است -که بی شک موجد نقدهایی جدی به عملکرد شبکه سوم و تهیه کنندگان این سریال خواهد شد- متاسفانه این مقاله هرگز دیده نشد و در نشریات سازمان صدا وسیما به چاپ نرسید، چرا که متاسفانه به گفته معاون پژوهش همان مرکز پژوهشی ... دستور داده اند که چنین نقدهایی در نشریات سازمان چاپ نشود!!

گر چه ابتدا تعجب کردیم ولی پس از چند ماه که قطعا این مقاله را در هیچ نشریه ای در آن مرکز پژوهشی چاپ نکردند، بهتر دیدیم که اکنون این مقاله را در سایت ها و وبلاگ های دوستان منتشر کنیم تا هشداری جدی به روند غربزدگی و خودباختگی برخی برنامه سازان و تهیه کنندگان و کارگردانان صدا وسیما داشته باشیم. امید که وظیفه خود را به انجام رسانده باشیم و بتوانیم در مسیر پالایش صدا وسیمای جمهوری اسلامی از افکار غربگرایانه داشته باشیم و تاریخ سازی های جهت دار را نقد کرده باشیم تا در برنامه سازی های آینده سازمان صدا وسیما ان شاء الله دیگر شاهد چنین سریال ها و فیلم هایی نباشیم. امید که از این پس، بیش از گذشته سرمایه های مالی و انسانی سازمان به سمت الگوی تمدنی اسلامی و قرائت های صحیح تر از تاریخ معاصر هدایت شود و با حفظ تسلسل حافظه تاریخی ملت مسلمان ایران به سمت آینده باشکوه تمدن اسلامی حرکت کنیم.

بسم الله الرحمن الرحيم

بررسي سريال روزگار قريب

مقدمه:گستره تاثيرگذاري تلويزيون، از ساير رسانه ها بيشتر است، به نحوي که ...بقیه متن کامل مقاله را در ادامه همین مطلب ببینید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 3:19  توسط بصیر  | 

ساعات نخستین سال بود و کنترل به دست، شبکه های سیما را جستجو می کردیم تا از رقابت کانال های تلویزیون غافل نمانیم. چه چیزها که ندیدیم و چه چیزها که نیافتیم...!!

 ویژه برنامه تحویل سال، شبکه سه و یک عدد مجری سابقه دار در ارائه سوتی های تپل . منظور همان "فرزاد حسنی" است که بگو مگو ها و بی حرمتی هایش به رئیس پلیس تهران  یکسال پیش شهره شد. یادتان هست که، دعوا و تهمت زدن های بی حد و اندازه او به "سردار رادان" و طرح ارتقای امنیت اجتماعی در برنامه کوله پشتی به اندازه ای بود که واکنش بینندگان را هم برانگیخت و همه به خوبی می دانستند که این مجری جوان، برای بدنام کردن ناجا در آن برنامه کذایی، از هیچ دروغ و غلو کردنی فروگذار نکرد. بعد از آن هم مدتی ممنوع التصویر بود و صدا و سیما از جنجال هایش در امان . حال اینکه چه شده دوباره به کار پر رونق گذشته بازگشته و توانسته رضایت مدیران صدا و سیما را جلب کند، خیلی مورد بحث ما نیست، اما اینکه چه می شود مدیران شبکه جوان پسند سه، در پر بیننده ترین ساعات تلویزیون یعنی ساعات تحویل سال جدید، در ویژه برنامه تحویل سال از چنین چهره خوشنامی(!) برای نه تنها یک اجرای ساده بلکه بدست گرفتن فرمان و عنان برنامه استفاده می کنند جای بسی تامل است.

برنامه بی حرمتی فرزاد حسنی به سردار رادان

چرا می گویم بدست گرفتن عنان برنامه؟ باقی مطلب را بخوانید دستگیرتان می شود...

فرزاد حسنی

یکی از مهمانان این ویژه برنامه، شاعر طنز پرداز و مغلطه گو، یعنی "خلیل جوادی" بود. همان شاعری که نیشخندها ی او به ارزش های دین و نظام در قالب طنز باعث شهرتش در قشر خاصی از مردم شد. و البته بلوتوث های شعر خوانیش که سراسر سیاه نمایی  اوضاع جامعه و به سخره گرفتن مذهب، معاد، برزخ و... است هنوز دست به دست می شود. "محاکمه حاجی" دستپخت معروف این شاعر است.

از آنجایی که آقای مجری برنامه (فرزاد حسنی) هم دست برقضا دستی در شعر گفتن دارند به گرمی با این شاعر خوش سابقه به گفتگو می نشینند و گل می گویند و گل می شنوند... خلیل جوادی هم که تمام سعیش را در انتخاب اشعار پاستوریزه برای خواندن در جلوی دوربین پخش زنده رسانه ملی کرده بود، باز هم نتوانست تمام سوتی هایش را در این باب سانسور کند و برای چندمین بار به تمسخر برزخ، دنیای مردگان و فرشتگان پرداخت و با از گور بیرون کشیدن فردوسی، در تخریب چهره این شاعر نامی هم کم نگذاشت...

یکی دیگر از مهمانان ویژه این ویژه برنامه، "محسن یگانه" خواننده جوانی بود که با همه شهرتش برای نخستین بار جلوی دوربین صدا و سیما ظاهر می شد و البته خود مجری هم چند بار این نخستین رونمایی(!) را مطرح کرد. اینکه چرا تا به حال این خواننده خوش صدا جلوی دوربین نرفته بود و رسانه ای نشده بود مجهول است و البته مد نظر ما هم در این بحث نیست. اما نوع ظاهر شدن او شاید مهم باشد. جالب است که در اولین آشنایی مردم، با شخصیت این خواننده کم تجربه، مسئله فرزند شهید بودن او از جانب مجری مطرح می شود و جالبناک تر(!) آن است که این قضیه در مدت ده دقیقه حضور او در شبکه سه سیما مطرح شد، آن هم زمانی که شاید فقط  پنج دقیقه از این مدت حضور به گفتگو گذشت و الباقی ترانه خوانی بود. اگرچه شهدا و خانواده آنان برای همه ما ارزشمندند، اما آیا نیاز است که این ارزشمندی از جانب یک مجری خوش سابقه ی(!)وفادار به اصول نظام و در معرفی روح هنرمند یک خواننده عنوان شود؟ آن هم در  پنج دقیقه ام پی تری آشنایی اولیه مردم با او؟ آیا این وسیله ای برای ابراز ارادت به خانواده شهدا بود یا استفاده ابزاری از شهدا برای شهرت آفرینی؟ و چنانچه نیت خیری در کار بود، باید توسط فردی چون فرزاد حسنی این مسئله برای نخستین بار در رسانه ملی مطرح می شد؟ بیراه نیست اگر بگوییم عنوان این مسئله در آن چند دقیقه، بیشتر از آنکه خواست مهمان برنامه باشد، خواست مجری بود، که چم و خم شهرت خریدن و ماله کشیدن روی بعضی عنوان ها را با ابزار کردن مقدسات به خوبی می داند.

محسن یگانه

تازه اگر از دعوت " احسان خواجه امیری" که فقط به عنوان وسیله ای برای تبلیغ عنوان شاعری فرزاد حسنی که بعضی از شعرهایش توسط او خوانده شده  و چندین بار در برنامه این موضوع مطرح شد، بگذریم، باز هم به یک نقشه از پیش طراحی شده می رسیم که برای شکستن ساختارهای قانونمند صدا و سیما به نفع و نظر شخصی به هر وسیله ای متوسل شده است. و اما اینکه در این ماجرا مدیران شبکه کجا بودند و چه می کردند، شما دانستید ما هم می دانیم...!

اینکه همیشه عده ای برای تحول اساسی در رسانه ملی به نفع خود و عده ای خاص که مطمئنا نفع عمومی در آن نیست، پی فرصت های طلایی می گردند، چیز جدیدی نیست. اما اینکه چه می شود، همین تهدید فراگیر از تیررس مدیران باسابقه صدا و سیما دور می ماند خود جای بحث دارد.

آیا واقعا آقای مدیرشبکه سه سیما نمی داند که در پر بیننده ترین ساعات پخش در شبکه اش چه می گذرد؟ یا آیا ریاست صدا و سیما و دیگر مدیران در خواب غفلت به سر می برند و...اگر چنین است که باید گفت که چشم آقای ضرغامی روشن با شاهکارهای مدیران انتخابی اش ...!!

یادم هست که سال گذشته در پی حضور "محمد رضا گلزار" در شبکه پنج سیما در ساعات تحویل سال، یکی از آشنایان دست اندرکار می گفت که فقط پنج میلیون تومان بابت همین چند دقیقه حضور به این چهره دست نایافتنی پرداخت شده است. آن هم فقط به آن دلیل که گلزار در آن ساعت روی صندلی این شبکه بنشیند و بتواند کانالهای تلویزیون  تهرانی ها را روی عدد پنج نگاه دارد، وآمار بینندگان این شبکه در آن ساعات پر رقیب، از دیگر شبکه های سیما بالاتر باشد و...تازه برای آنکه فضای برنامه مهیا و متوجه افکار مذهبی شود، و درست در زمانی که مجری کشف کرد روز تولد گلزار است، مدیر شبکه پنج، یک سفرعمره مفرده هدیه داد به مهمان و کلی هیجان تصنعی مهمان ویژه، بابت این هدیه و... هیچ کس هم نفهمید هدیه تولد او در مقابل رقم قرارداد حضورش، به چه میزان ناچیز بود و... اگر این رقابت نه چندان عاقلانه را بگذاریم کنار نتیجه گیری از ویژه ی امسال شبکه سه، باز هم یک تشکر ویژه(!) بدهکار می شویم به ریاست صدا و سیما بابت همه ظرافت های مدیریتی(!) اش... منبع: وبلاگ حقیقت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 14:54  توسط بصیر  | 

وقتي تلويزيون به آدم جلفي چون فرزاد حسني با آن آرايش مسخره اش راه مي دهد از فوكولي هاي كوچه وبازار چه توقعي داريم!! اين خبر را بخوانيد كه خطر در كمين ماست، بايد انديشيد...
                       گزارشي از رواج آرايش در ميان مردان (نامرد)!!
در هر ثانيه در جهان 22 رژلب به فروش مي رود. مي توان مطمئن بود که دست کم يکي از اين روژلب ها در ايران فروخته مي شود، زيرا ايراني ها يکي از رکوردداران مصرف لوازم آرايش اند. نه تنها دخترها ظاهرا پسرها هم بي علاقه نيستند. مدتهاست که ديگر تنها زنان موهاي سفيدشان را با رنگ مشکي نمي پوشانند، بلکه اين کار براي برخي مردان)نامرد( هم امري عادي شده است و خيلي ها تمايل دارند تارهاي سفيد و خاکستري سرشان را در زير لايه اي از رنگ مشکي پنهان کنند.
 
طبيعي است که مردان پا به سن گذاشته، از هواخواهان اين روش به حساب مي آيند و پسران جوان به يمن نيروي طبيعت، تن به رنگ کردن موهايشان نسپرده اند. علي 18 ساله بوده که براي اولين بار ابروهايش را برداشته است، البته خود او اعتقاد دارد که در واقع آنها را "تميز" مي کند، چون از مرتب بودن خوشش مي آيد. حالا 4 سال از آن زمان مي گذرد، مادرش اوايل کمي مخالفت مي کرد، اما حالا انگار کم کم به "مرتب بودن" پسرش عادت کرده است. علي براي تميز کردن ابروهايش خودش دست به کار شده و به روش آزمون و خطا جلو رفته است: اوايل که مي خواستم ابروهايم را درست کنم، بلد نبودم، براي همين ابروهايم خيلي به هم ريخت، خيلي نازک شد. بعد رويم نمي شد اصلا بيرون بروم. دائم کج و کوله در مي آمد و مي خواستم صافش کنم، بعد ديگر از آن حالتش ديگر خارج شده بود.البته او قويا تاکيد مي کند که برخلاف پسرهاي ديگري که ابرويشان را بر مي بردارند، نمي خواهد که از اين طريق دل دخترها را به دست آورد. تنها دليلش براي اين کار علاقه شخصي او به تميز بودن است و اينکه داشتن موي اضافي را در صورتش نمي تواند تحمل کند.
 
نکته ديگري که در صورت علي نياز به سامان دادن دارد، به گفته خود او، مژه هايش هستند. البته براي اين کار هم راه چاره را مدت هاست که پيدا کرده است: من مژه هايم خيلي بلند هستند و مي شکنند. به همين دليل از فر مژه استفاده مي کنم، البته چيزي هم نيست که عين ريمل باشد. خشک است. فقط حالت چرخش به مژه هايم مي دهد. بعد از آن استفاده مي کنم، وقتي که مژه هايم خيس هستند که آن حالت عادي خود مژه را حفظ کند. يعني نه اينکه کامل بخواهد بر گردد، بالا برود يا پايين بيايد. علي تا به حال سايه چشم، کرم پودر يا مواد آرايشي ديگري استفاده نکرده است، اما از بعضي دوستانش مي گويد که يک روز مثلا رنگ پوستي تيره تر از هميشه دارند يا اينکه رد خفيفي از سايه را در پشت چشمانشان مي توان ديد. بعد هم به گفته علي، وقتي در برابر اين پرسش قرار مي گيرند که آيا سايه زده اند يا کرم پودر به صورتشان ماليده اند، هزار "بهانه" مي آورند که خود را توجيه کنند. اما دراين ميان هنوز يک قلم ديگر باقي مانده و آن هم راهي براي خلاص شدن از رنگ تيره لب هاست که ارمغان سيگار کشيدن چند ساله است: من يکي، دوبار از برق لب استفاده کرده ام، آن هم در خانه و شب، به خاطر اينکه سيگار مي کشم و لبهايم سياه مي شود، به خاطر همين مثلا شبها که مي خواهم بخوابم، بعضي مواقع استفاده کرده ام که آن هم فقط به اين خاطر که آن رنگ سياهي که سيگار به لب مي دهد را بگيرد. بعد فردا صبحش هم شستم و از خانه بيرون رفتم.» علي اضافه مي کند که حتي جلوي در خانه هم ديگر برق لب نداشته است.

رصد کردن صورت پسران
بيشتر دختربچه ها عاشق اين هستند که لب هايشان را با روژلب هاي مادرهايشان قرمز کنند. ستاره به خاطر مي آورد که جشن تولد نه سالگي اش با جشن فارغ التحصيلي خاله اش همراه شده بوده است. با ديدن دوستان خاله، که همه آرايش کرده به مهماني آمده بودند، ستاره هم تهديد مي کند که اگر مادرش براي او رژلب نزند، به مهماني تولد نخواهد آمد. به اين ترتيب نه سالگي، سن اولين تجربه دست به آرايش شدن او مي شود و بعدها هم با ورود به دبيرستان اين تجربه عمق بيشتري پيدا مي کند. او صادقانه اعتراف مي کند که عاشق آرايش کردن است. نه تنها آرايش کردن خودش را دوست دارد بلکه يکي از کارهاي مورد علاقه اش آرايش کردن ديگران است، هرچند که اين دختر 27 ساله آرايشگر نيست و در رشته مامايي در دانشگاه تحصيل کرده است.
 
آرايش، گاهي اوقات براي ستاره تسلي بخش است. او مي گويد: وقتي در خانه هستم، مواقعي که حالم مثلا خيلي خراب است، روي صورتم آرايش ندارم يا افسرده مي شوم و در فکر فرو مي روم، بلند مي شوم و آرايش مي کنم. اصلا روحيه ام را عوض مي کند. حتي وقتي لباس نو مي خرم براي پوشيدن آن اول از همه آرايش مي کنم. حالا ستاره به اندازه اي در اين کار مهارت پيدا کرده که مي تواند در يک نگاه تازه کاران را از حرفه اي ها تشخيص دهد. آنهايي که انگار تازه به صرافت "خط چشم کشيدن" افتاده اند و هنوز آن قدر دستانشان ورزيده نشده تا بتوانند دو خط صاف و هم اندازه را بر پشت چشمانشان بکشند. البته چشمان تيزبين ستاره، تنها صورت دختران را رصد نکرده، بلکه او از کشفياتش از صورت برخي از پسرها هم مي گويد: ابروهاي خيلي باريک بود و ديده بودم که زير چشمانشان مشکي شده، رنگ لب ها خيلي فرق داشت. زياد جذاب نيست، به هرحال آرايش براي مردها نيست. اصلا همه چيز قاطي پاتي شده است. مثلا دخترها با رفتارهاي مردانه مي خواهند جاي مردها باشند و پسرها با رفتارهاي زنانه، جاي زنان. خيلي از اين چيزها مي بينيم، براي همين اصلا دارد عادي مي شود.

مرد هست و ابرويش
دوستان بابک، او را جز پسران تميز و آراسته مي دانند، از آنهايي که اهل کرم و عطر هستند و موهايشان هميشه مرتب است و صورتهايشان اصلاح شده. بابک اهل آرايش هست اما به قول خودش آرايش مردانه. به عبارتي زير ابرو برداشتن، در دايره واژگان او جايي ندارد و به نظرش براي چند دختر نبايد شخصيت و اصالت مردانگي را زير سوال برد. اعتقاد او در يک جمله خلاصه مي شود: مرد هست و ابرويش و حالا به قول قديمي ها سبيل و ريش و از اين صحبت ها. اگر اين کارها را نکند که با زن فرقي ندارد. دور و بر بابک هستند دوستان پسري که اهل آرايشند، البته او به گفته خودش با آنها رفيق است و اهل رفت و آمد، اما اين دليل نمي شود که دل پري از دستشان نداشته باشد: خيلي از دوستانم هستند که زير ابرو بر مي دارند، خيلي کارهاي زنانه مي کنند، مثلا کرم هاي مخصوص مي زنند. ولشان کنيد، لاک و رژلب و اين ها را هم مي زنند. بعضي ها هم که از اين چيزهايي هست که مي زنند به لب، براق مي شود، از آنها هم مي زنند. يا موهاي آنچناني! موهايشان مثلا يک متر بالاتر از سرشان است، انگار با اديسون دست داده اند يا مثلا هر روز برق مي گيردشان بعد از خانه بيرون مي آيند.
 
اگر به بابک پيشنهاد کنند که به عنوان فروشنده در يک مغازه لوازم آرايشي کار کند، هيچ مخالفتي با اين موضوع ندارد و به راحتي آن را قبول مي کند: چرا قبول نکنم. لوازم آرايش براي خانم ها خيلي هم خوب هست. اصلا مي گويم خانم ها اگر آرايش نکنند که اصلا نمي شود. زن هست و آرايشش.چند سال پيش بود که يکي از مجريان معروف مرد تلويزيون ايران، در يکي از برنامه هايش به ناگاه با ابروهايي تميز شده ظاهر شد. بعد از آن هم مي شد در گوشه و کنار، عکس هنرپيشگان مرد سينما يا تلويزيون را ديد که پوست تيره رنگ و ابروهاي به خط شده شان روي جلد مجلات خودنمايي مي کرد. اگر آرايش کردن و ساعتها در جلوي آيينه به خود رسيدن، کاري بود که اغلب زنانه به حسابش مي آوردند، اين روزها پسراني را هم مي توان ديد که براي بيرون رفتن از خانه از ساعتها قبل به تکاپو مي افتند. رفته رفته نمي توان آرايش را تنها مختص زنان دانست و مردان را هم بايد به اين جمع اضافه کرد.شرکت هاي توليدکننده لوازم آرايشي از مدتها پيش محصولات آرايشي ويژه مردان را هم روانه بازار کرده اند. در هر حال خانم ها بايد از اين به بعد به ياد داشته باشند که در هنگام خريد کرم هاي ضدچروک، ژل هاي دور چشم يا تونيک هاي ترميم کننده پوست، حتما از فروشنده سوال کنند که آيا اين محصول نسخه زنانه آن است يا مردانه. منبع:ابتكار با نقل سايت خبري هم صدا
+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:20  توسط بصیر  |