تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات
براي دكتر الشريني، شهيده راه عزت وآزادي و حجاب و شرافت!
وكلاي مصري: قاتل "الشربيني " بايد در دادگاه بين المللي جنائي محاكمه شود

فارس: وكلاي حقوقي مصر خواستار محاكمه قاتل "مروة الشربيني " زن محجبه مصري در دادگاه بين‌المللي جنائي شدند.


به گزارش فارس به نقل از شبكه خبري "الإسلام اليوم " در پي قتل "مروة الشربيني " زن داروساز محجبه مصري بدست يك شهروند آلماني واكنش‌ها در مصر بالا گرفت و در همين رابطه وكلاي حقوقي مصر خواستار ارائه اين پرونده به دادگاه بين‌المللي جنائي و محاكمه قاتل الشربيني در دادگاه بين المللي شدند.
بنا بر اين گزارش، وكلاي حقوقي مصر قتل الشربيني را "جنايت عليه صلح جهاني " ناميدند و بر محاكمه قاتل وي در دادگاه بين المللي تأكيد كردند.
در همين رابطه "رمضان الغندور " وكيل مدافع كميته دفاع از الشربيني گفت: تا زماني كه متهم اين قضيه در دادگاه بين‌المللي محاكمه نشود، هرگز چشم پوشي نخواهيم كرد و اين قضيه مثل قضيه ترور "رفيق حريري " نخست وزير پيشين لبنان است و قتل الشربيني عمدي است و بايد قاتل او محاكمه شود.
از سوي ديگر "محمد عبدالقدوس " مخبر كميته آزادي سنديكاي روزنامه‌نگاران مصري گفت: "جنايت قتل الشربيني بخشي از سلسله اقدامات سركوبگرانه غرب عليه مسلمانان در غرب است. "
وي از "حسني مبارك " رئيس جمهور مصر خواست تا شخصا اين مسئله را با مقام‌هاي آلماني بررسي كند تا هر چه سريعتر قاتل وي محاكمه و به اشد مجازات محكوم شود تا شايد اندكي از حزن و اندوه مسلمانان و خانواده مروه كاسته شود.
عبدالقدوس در ادامه گفت: كساني‌ كه حوادث افغانستان، پاكستان و عراق و اهانت‌هاي هدفمند عليه مسلمانان در مراكز پليس و فرودگاهها در كشورهاي اروپائي را دنبال مي‌كنند، درمي‌يابند كه اروپائي‌ها به طور هدفمند اقدامات سركوبگرانه عليه مسلمانان را ادامه مي‌دهند و رفتار آنان برخلاف اظهارات آنهاست.
ديروز نيز اعتراض‌كنندگان به قتل الشربيني در مقابل سفارت آلمان در قاهره تجمع كردند و خواستار اعدام قاتل وي در ميدان عمومي شدند.  منبع:http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804180193
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:20  توسط بصیر  | 

حجاب و پوشش صحیح خانم ها، آثار و فواید فراوانى دارد که به بعضى از این قرار است:

الف) ایجاد آرامش روانى در فرد
یکى از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردى، ایجاد آرامش روانى در افراد جامعه است که یکى از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسى است; در مقابل، فقدان حجاب و آزادى معاشرت هاى بى بندوبار میان زن و مرد، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت عطش روحى و یک خواست اشباع نشدنى درمى آورد که مخلّ آرامش روانى افراد است. غریزه ى جنسى، غریزه اى نیرومند، عمیق و دریاصفت است و هر چه بیش تر از آن اطاعت شود بیش تر سرکش مى گردد; هم چون آتشى که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر مى گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بى حیایى و برهنگى، اطاعت از غریزه ى جنسى بیش تر شده است، هجوم مردم به مسئله ى سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسى بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطعى است به کسانى که قایل اند همه ى گرفتارى هایى که در کشورهاى اسلامى و شرقى بر سر غریزه ى جنسى وجود دارد، ناشى از محدودیت هاست; و اگر به کلى هرگونه محدودیتى برداشته شود و روابط جنسى آزاد گردد، این حرص و ولع از بین مى رود.
البته از این افراد باید پرسید: آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته، توانسته است حرص و ولع جنسى را بکاهد یا آن را افزایش داده است؟![1]
پاسخ هر انسان واقع بین و منصفى به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسى در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل هاى جدیدترى از تمتّعات و بهره بردارى هاى جنسى در آن جا رواج و رسمیت مى یابد.
یکى از زنان غربى منصف، وضعیت جامعه ى غرب را در مواجهه با غریزه ى جنسى این گونه توصیف کرده است:"کسانى مى گویند مسئله ى غریزه ى جنسى و مشکل زن و حجاب در جوامع غربى حل شده است; آرى، اگر از زن روى گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روى آوردن حل مسئله است، البته مدتى است این راه حل صورت گرفته است!![2]"
ب) استحکام بیشتر کانون خانواده
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگى، اختصاص یافتن التذاذهاى جنسى به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوى تر زن و شوهر و در نتیجه، استحکام بیش تر کانون خانواده و، برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده مى گردد. یکى از نویسندگان، تأثیر برهنگى را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعه اى که برهنگى بر آن حاکم است، هر زن و مردى، همواره در حال مقایسه است; مقایسه ى آنچه دارد با آنچه ندارد; و آنچه ریشه ى خانوده را مى سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مى زند. زنى که بیست یا سى سال در کنار شوهر خود زندگى کرده و با مشکلات زندگى جنگیده و در غم و شادى او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد. در چنین حالى که سخت محتاج عشق و مهربانى و وفادارى همسر خویش است، ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه اى مى دهد; و این مقدمه اى مى شود براى ویرانى اساس خانواده و بر باد رفتن امیدِ زنى که جوانى خود را نیز بر باد داده است; و همه ى خواهران جوان لابد مى دانند که هیچ جوانى نیست که به میان سالى و پیرى نرسد و لابد مى دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداى بى طراوتى آنان، باز هم جوانانى هستند که بتوانند براى خانواده ى فرداى آنها،همان خطرى را ایجادکنندکه خودآنان امروزبراى خانواده ها ایجاد مى کنند.[3]
بنابراین باید گفت زنى که چادر بر سر مى گذارد، نه تنها اولین قدم را در حفظ کانون گرم خانواده برداشته، بلکه آبرو و شرافت مادرى را بدین وسیله فراهم ساخته است و خود را از آزار و اذیت ها و نگاه هایى که همچون تیر به قلب خانواده اصابت مى کند و آن را از هم مى پاشد محفوظ داشته است.
ج) حفظ و استیفاى نیروى کار در جامعه
یکى از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعى، حفظ و استیفاى نیروى کار در سطح جامعه است. در مقابل، بى حجابى و بدحجابى باعث کشاندن لذت هاى جنسى از محیط و کادر خانواده به اجتماع و در نتیجه، تضعیف نیروى کار افراد جامعه مى گردد. بدون تردید، مردى که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و ... همواره با قیافه هاى محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروى کارش کاهش مى یابد. برخلاف نظام ها و کشورهاى غربى، که میدان کار و فعالیت هاى اجتماعى را با لذت جویى هاى جنسى درهم مى آمیزند،[4]اسلام مى خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.[5]
پژوهش ها نشان مى دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها داراى حجاب کاملى شامل: پیراهن بلند چین دار، شلوار تا مچ پا و چادر بر روى لباس ها بودند. برابر متون تاریخى، در همه ى آن زمان ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آن که آزادانه در محیط بیرون از خانه رفت و آمد مى کردند و همپاى مردان به کار مى پرداختند، داراى حجاب کامل بودند و از اختلاط هاى فسادانگیز شدیداً پرهیز مى کردند.
د) فایده ى اقتصادى حجاب
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکى، به دلیل سادگى و ایجاد یکدستى در پوشش بانوان در بیرون منزل، مى تواند از بُعد اقتصادى نیز تأثیرى مثبت در کاهش تقاضاهاى مدپرستى بانوان داشته باشد; البته به شرط این که خود چادر مشکى دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستى در چادرهاى مشکى نیز مشاهده مى گردد; به گونه اى که برخى از بانوان به جاى استفاده از چادرهاى مشکى متین و باوقار، به چادرهاى مشکى تورى، نازک و داراى طرح هاى جِلف و سبک که با هدف و فلسفه ى حجاب و پوشش تناسبى ندارند روى مى آورند.
یکى از دانشجویان محجبه درباره ى رواج فرهنگ مدگرایى در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم مى آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ى کسى بروم، لباسى را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمى شدم فردا بپوشم! احساس مى کردم مسخره است و سعى داشتم حتى اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدى رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتى را از خانم ها سلب کرده بود.[6]
پس مى توان گفت که چادر امنیت و آرامش زن را تأمین مى کند. زنانى که با خودآرایى وارد جامعه مى شوند، همواره نگران قضاوت دیگران در مورد خود هستند و ناآرام و مضطرب اند. در صورتى که زن مى تواند با رعایت حجاب کامل و پوشیدن چادر از دغدغه ى شرکت در یک رقابت و مدپرستى نجات یابد.
هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام
حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و جنایتکاران دنیا که همیشه سعى داشته اند با ترویج بى بندوبارى و بدحجابى، ارزش هاى اسلامى را پایمال و بر ملت هاى ستمدیده سلطه پیدا کنند. مستر همفر، جاسوس انگلیسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گوید:
زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست; بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد; و براى پیش برد این نقشه، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.[7]
اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هیچ گاه یک جاسوس این اندازه براى زوال آن به فریبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ویژه چادر، اهمیت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به عنوان یک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل دیگر مى پذیرفتند. اگر چادر از جایگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بین بردن چادر بسیج کند. آرى چادر خیمه ى عفاف پیروان فاطمه(علیها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاریخ طنین انداز است.
علاوه بر فواید یاد شده، فواید و آثار دیگرى نیز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد; از جمله:حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حیا ومتانت و نیز کاهش مفاسد اجتماعى; هدایت، کنترل و بهره مندى صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانى;تأمین و تضمین سلامت و پاکىِ افراد جامعه.[8]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. براى آگاهى از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و ره آوردهاى سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکاى متمدن، آمریکاى متوحش.
[2]. احمد صبورى اردوبارى، آیین بهزیستى اسلام، ج 3، ص 302.
[3]. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 7069.
[4]. براى آگاهى از گستره ى کشانده شدن لذت هاى جنسى به محیط هاى کارى و اجتماع، و اعترافات صریح بعضى از زنان کشورهاى غربى درباره ى مزاحمت هاى جنسى نسبت به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبورى اردوبارى، بهایِ یک نگاه; محمدتقى فلسفى، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم عفاف.
[5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ى حجاب، استاد مطهرى، ص 84 - 94 (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.
[6]. ر.ک: احمد اردوبارى، همان، ج 3، ص 222.
[7]. مؤسسه ى فرهنگى قدر ولایت، حکایت کشف حجاب، ص 14.
[8]. براى آگاهى بیشتر درباره ى آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامى; هم چنین درباره ى ضررهاى بدحجابى ر.ک: اسدالله محمدى نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش هاى 3، 4 و 5.

منبع: حسین مهدی زاده: http://www.porsojoo.com/fa/node/2211

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:21  توسط بصیر  | 

 

 

مقدمه

«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلالبيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين».

هر چند كشف حجاب در ايران براي اولين بار توسط رضاخان مطرح و ترويج شد، ولي امروز نيز شبهات و سئوالات متعددي فرا روي حجاب است و افرادي كه با در هم آميخن شبهه علمي و شهوت عملي، تمام تلاش خود را براي مقابله با عفت و حجاب بانوان به كار گرفته‌اند. در چنين شرايطي لازم است كارشناسان تلاش خويش را براي پاسخ گويي به انواع شبهات و سئوالات در اين خصوص به كار گيرند.

 

آنچه پيش رو داريد ، تلخيص گويايي از مباحث نشستي است كه در سال روز حكم ننگين كشف حجاب در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) تحت عنوان بررسي شبهات جديد پيرامون حجاب با حضور كارشناسان محترم آقايان حجت الاسلام و المسلمين علي اكبر حسيني ، حجت الاسلام حسين مهدي زاده و سركار خانم حيدري مجد برگزار گرديده است. اميد آن كه جويندگان حقيقت را مفيد افتد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين. الهم كن لوليك الحجت بن الحسن صلوات عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسكنه ارضك طوعاً و تمتعه فيها طويلاً.

 

مجري : در سال روز تصويب و اجراي قانون ننگين كشف حجاب توسط رضاخان ، توفيق داريم در خدمت كارشناسان محترم باشيم و پيرامون بحث و بررسي شبهات جديد درباره مسأله حجاب و پوشش بانوان جلسه‌اي داشته باشيم. رضاخانم با سفر به تركيه، ره‌آوردي از نظام آتاترك به همراه آورد و در ايران پياده كرد كه همان كشف حجاب بود.

حاج آقاي حسيني : بسم الله الرحمن الرحيم. اسلام انسان را به سه پارسايي دعوت مي‌كند. پارسايي زبان، پارسايي شكم و پارسايي دامن. «فمن عف لسانه و بطنه و فرجه و جبت له الجنه» كسي كه اين سه پارسايي را رعايت كند اهل بهشت است. در دنيا سعادتمند و در آخرت نيز از كرامت پروردگار برخوردار است. بهداشت جسم و جان ما به پارسايي شكم وابسته است. انسان اگر هر چيزي را بخورد هر بيماري را نيز مي‌گيرد. بعضي چيزها حلال، بعضي چيزها حرام ، بعضي چيزها مكروه و بعضي مباح است.

 

درباره دامن هم همين قاعده وجود دارد. خداي متعال به حكمت بالغه خود در انسان قوه جنسي را قرار داده است. اما اين قوه جنسي حد و حدودي دارد. اين طور نيست كه چون اين قوه جنسي در انسان وجود دارد، هر گونه كه دلش مي‌خواهد، اين قوه را اعمال كند. كامجويي بي‌ضابطه ، نتيجه‌اش بيماري وحشتناك ايدز است كه بيش از بمب اتم بشر را به وحشت افكنده و مي رود تا نسل بشر را برافكند. يكي از علت‌هاي مهم اين بيماري وحشتناك روابط نامشروع و بي‌حد و مرز جنسي است. راهي كه پايانش اين است، نبايد آغاز اين راه را پيمود و قدم در اين راه گذاشت.

 

انسان در مهد خانواده تربيت مي شود و اگر خانوده گسسته شد تربيت انسان نيز گسسته مي شود. چون بايد خانواده ساماني داشته باشد. خداي متعال براي روابط مرد و زن ضوابطي گذاشته است. كه اين ضوابط موجب حفظ خانواده مي شود و در نتيجه فرزند رنج بي‌پدري و بي‌مادري را بي‌جهت متحمل نمي‌شود و از تربيت و محبت مادر برخوردار مي‌گردد. حجاب محافظ اين ركن عظيم اجتماع است. بي‌حجابي باعث گسستگي خانواده مي‌شود.

مردي كه به خودش اجازه دهد به هر زني بنگرد و با هر زني روابط مشروع و نامشروع داشته باشد، به تنها همسر خود كمتر توجه خواهد كرد. زني هم كه خود را عفيف و پارسا نگه ندارد، به هر مردي بنگرد و در ارتباط با مردان ديگر ضابطه‌اي نداشته باشد ، او نيز نمي تواند مادر شايسته‌اي باشد. اگر ف رزندي پيدا كنند اين فرزند نه مادر دارد ، نه پدر و در نتيجه تربيت نخواهد شد. از آنجا كه اسلام براي تربيت انسان بالاترين ارزش را قائل است ، ضوابطي را براي حفظ خانواده وضع كرده است تا زن و مرد بتوانند ارزش‌هاي الهي را دريابند و در مسير كمالي كه خداوند براي آنها معين كرده است ، حركت كنند. حجاب يكي از آن ضوابط است. خداي متعال زن را جلوه جمال خود آفريده است، زيبايي‌هايي را در جسم و جان و عاطفه او قرار داده و دستور داده است اين زيبايي‌ها را محفوظ نگه دارد. چگونه؟ با حجاب، عفاف و حيا. زني كه اين گونه بود مي تواند مادر شايسته‌اي باشد و از نگاه نامحرم دور باشد. لبخند نامحرم را دورباش گويد و در نتيجه پارسايي خود را نگه دارد. نگه داشت پارسايي در زن و مرد موجب انسجام و آرامش خانواده مي‌شود و در اين التذاذ و آرامش زن و مرد خوب زندگي مي كنند و در نتيجه فرزندان شايسته‌اي در دامان آنها پرورش پيدا مي‌كنند.

 

آقاي منعم رييس نيروگاه اتمي بوشهر گفتند : من دوره تحصيلم را در آلمان گذراندم. خانه‌اي اجاره كرده بودم و صبح به صبح كه براي درس از خانه خارج مي‌شدم ، خانمي پشت پنجره مي‌آمد و با من سلام و عليك مي‌كرد. اصلاً اين خانم كه حدوداً 50 ساله بود منتظر بود كه صداي بسته شدن در را بشنود و سرش را از پنجره بياورد و با من سلام و عليك كند. من نيز ادب مي‌كردم و جواب سلام او را مي دادم و احوالپرسي مي‌كردم تا اين كه روزي محل درسم به جاي ديگر منتقل شد. چمدانم را بستم و از خانه خارج شدم. همين كه در خانه به هم خورد ، اين خانم آمد و سلام كرد من پس از جواب سلام به او گفتم كه من بايد از شهر شما بروم و ديگر ديدار براي ما ميسر نيست. تا اين سخن را گفتم شروع به گريه و ناله كرد. گفتم : خانم ببخشيد، من آلماني خوب بلد نيستم. لابد اشتباهي كرده‌ام و به شما جسارتي شده است. او گفت : نه فرزندم، جسارتي نكرديد. اما اگر شما برويد ديگر كسي نيست با من صحبت كند. كسي نيست سلام مرا جواب دهد. گفتم : مگر شما همسري ندارد؟ گفت : چرا همسر دارم. اما همسرم خيلي كم به خانه مي‌آيد. گفتم : مگر شما بچه نداري؟ گفت : چرا ، بچه دارم. اما بچه‌هايم من را ترك كرده‌اند.

 

در محيطي مثل محيط غرب ، بيشترينستم سهم خانم‌ها است، چون تا زماني كه جمال، زيبايي و طراوت جواني او هست ، بدون هيچ ضابطه‌اي با او ارتباط برقرار مي‌كنند. وقتي كه زيبايي و جمال او از دست رفت، او را تنهاي تنها وا مي گذارد. اين بي بند و باري كه يكي از علل آن بي حجابي است، زيبانبارتين مصيبت را براي خود زن فراهم مي آورد.

 

بنده به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامي سفري به آلمان داشتم. آقايي كه در سفارت بود گفت : من بيمار شدم و در بيمارستان بستري شدم. در مدتي كه بستري بودم ، دوستان به عيادت من مي‌آمدند، هديه مي‌آوردند و دور بستر من مي نشستند و با امن انس مي گرفتند. يكي از روزها هنگامي كه وقت ملاقات تمام شد و دوستانم رفتند ، به خانمي كه در اتاق من بستري بود ، يكي از كمپوت‌هايي كه دوستانم هديه آورده بودند، تعارف كردم.

 

اين خانم گفت كه خوش به حال شما كه رسم عيادت داريد. در طول مدتي كه من در اين بيمارستان بستري هستم ، هيچ كس به عيادت من نيامده است. گفتم : شما اهل اين شهر نيستي ؟ گفت : چرا ، اهل اين شهرم. گفتم : شايد فرزند نداري. گفت : اتفاقاً سه تا پسر دارم. گفتم : مگر شوهر نداري؟ گفت : چرا، شوهر هم دارم. شوهرم مدتي است من را ترك كرده است. من پزشك هستم. اولين باري كه مي خواستم بيمارستان بيايم ، فرزندانم يك بار تلفن كردند و به پزشك معالج من گفتند : آقاي دكتر ، فلاني مادر ما است. از او مراقبت كن ، همين و بس.

 

سيري كه رخ مي دهد و همه سرمايه زن را به جلو‌ه‌گري و بي‌پروايي مي افكند ، آخرش همين است. تنهايي براي بشتر زن‌هايي كه در غرب از حدود سن 35 و 40 بالاتر مي روند، مصيبتي است. فرزندان از اين ها مي گسلند. چرا ؟ براي اين كه در دوران كودكي محبتي ننوشيده‌اند تا بتوانند متقابلاً آن را عرضه كنند.

روزي با هواپيما به تبريز رفتم. از صندلي كنار من كاغذي آمد كه فلاني يكي از برنامه‌هاي اخلاق در خانواده را در منزل ما اجرا كنيد و با ما مصاحبه كنيد. من زير چشمي نگاهي كردم ، ديدم يك خانمي خيلي كم پروا و كم حجاب و آقايي با ظاهر نه چندان ديني اين درخواست را نوشته‌اند. به منزلشان رفتم و ديدم آنها بچه‌اي دارند ، چهار پنج ساله در حالي كه سن آقا چهل سال است. گفتم : شما چرا دير ازدواج كرديد؟ آن آقا گفت : در زمان طاغوت سير خانواده‌ها به سويي بود كه الان در غرب رايج است و چون من اين زندگي را دوست ندارم، قبل از انقلاب ازدواج نكردم. گفتم : مگر آنها چگونه هستند؟ او گفت : وضعيت به اين صورت است كه عصر وقتي آقا به خانه بر مي‌گردد ، از يخچال خودش كره مرباي خود را بر مي‌دارد و مي‌خورد. خانم‌ها خسته و كوفته مي‌آيد و كره و مرباي خود را از يخچال خودش بر مي دارد و مي خورد. بچه‌ها را صبح به مهد كودك مي سپارند و عصر كشان كشان به خانه مي آوردند. انقلاب كه پيروز شد، جهت‌گيريها كه عوض شد، من ازدواج كردم. به او گفتم : از خانمت چه مي‌خواهي؟ گفت : دو چيز مي‌خواهم كه اگر اين دو را داشته باشد حاضرم خودم را فدايش كنم. اول : خانه‌داري. دوست دارم خانه‌ام آراسته و منظم باشد. دوم : حجاب اسلامي. دوست دارم زنم پارسا و عفيف باشد. نگاه نامحرم را به سوي خود نكشاند، به نامحرم نگاه نكند و حجاب اسلامي را رعايت كند.

شب صحبت غنيمت دان كه بعد از روزگار ما                   بسي گردش كن دگردون بسي ليل و نهار آيد

 

آقاي مهدي زاده : بسم الله الرحمن الرحيم. قال الله تبارك و تعالي : يا بني آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوآتهما از اين آيه شريفه به روشني استفاده مي شود كه اصل گرايش به حجاب امري فطري است. آدم و حوا در بهشت ، داراي پوشش بودند و بعد در اثر وسوسه شيطان پوشش و لباس خودشان را از دست دادند. نكته دومي كه از آيه استفاده مي‌شود ،  اين است كه اگر بگوييم اصل گرايش به پوشش امري فطري است و شارع مقدس محدوده‌اي برايش تعيين كرده است، پس برهنگي يك امر شيطاني است. زيرا بر اساس وسوسة شيطان بوجود مي‌آيد.

 

خانم حيدري : بسم الله الرحمن الرحيم. قال علي (ع) ما المجاهد الشهيد في سبيل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائك. با توجه به كلام مولا علي (ع) ، انساني كه در جايگاه قدرت عفت را پيشه كند ، پاداش و اجرا و كمتر از شهيد في سبيل الله نيست. پس هر قدر به معنا و مفهوم عفت بيشتر بپردازيم ، بحث جامع‌تر و زيباتر مي شود. 

 

حجاب زن حق الله است. اين گونه نيست كه زن بگويد : من مي خواهم حجابم را كم بگيرم و يا مردي بگويد : من راضي هستم همسرم حجابش را كم بگيرد يا مختصر آرايشي داشته باشد. هر قدر جامعه زنان افت كند، حجاب به صورت كمرنگ مطرح شود، چادرهاي نازك و رنگي مطرح شود، دين ما ، ارزش هاي ما و قرآن ما ضربه خواهد خورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 13:21  توسط بصیر  | 

سوال: از بعضي كشورهاي اسلامي، كساني آمده بودند و اين سئوال را مطرح مي‌كردند كه اگر افراد متدين حجاب خود را آزادانه به تمام و كمال حفظ كنند و كساني كه متدين نيستند ، آزادانه بگردند ـ همان گونه كه اكنون در بعضي از كشورهاي خليج مي بينيم ـ در چنين شرايطي مرز بيان خوب و بد راحت‌تر تشخيص داده مي شود . اما در كشورهايي مثل كشور ايران كه مسئولين حجاب را براي خوب و بد الزام كرده‌اند، انسانها از يكديگر باز شناخته نمي شوند . يعني آدمهاي بد زير همان حجابي هستند كه آدم‌هاي خوب قرار ميگيرند . خلاصه اين كه در جامعه ما يك حالت نفاق و در هم ريختگي مشاهده مي‌شود كه در جوامع ديگر وجود ندارد و اگر كسي بخواهد فساد كند به خانه‌هاي فساد مي رود و ديگر در جامعه فساد نمي‌كند.

 

آقاي زيبايي نژاد :نكته فابل توجه اين است كه برنامه دين براي اداره جامعه، حذف زمينه‌هاي فساد است، يعني ابتدا بايد كاري كنيم كه فساد به وجود نيايد. در مرحله بعد اگر در جامعه‌اي فساد وجود پيدا كرد بايد زير لايه‌هاي ديگر مخفي بماند. يعني علني شدن فساد كه ما اسمش را اشاعه و شيوع فساد مي گذاريم ، بسيار مضر است.

 به عبارت ديگر هميشه بايد ضريب احساسي ناامني از اصل ناامني كمتر باشد . يعني اگر در جامعه‌اي امنيت روي نقطه 30 بود ، اما احساس امنيت روي نقطه 50 ، 60 يا 70 بود مي گويند : اين جامعه جامعه خوبي است . چون مردم احساس امنيت مي‌كنند. اما اگر امنيت را در نقطه 70 نگه داشتيد ولي احساس امنيت را در نقطه 20 قرار دايد ، يعني با وجودي كه فساد در جامعه كم است، اما احساس ناامني و فساد زياد بود، جامعه متزلزل مي شود. به عنوان مثال قبل از پيروزي انقلاب ، ما هشت هزار نفر ساواكي داشتيم ولي به گونه‌اي تبليغ شده بود كه هر سه نفري كه با هم حرف مي زدند ، فكر مي كردند يكي از خودشان ساواكي است. اين پشت همه را مي لرزاند.

مدل هدايت ديني است كه جو جامعه به گونه‌اي نباشد كه احساس شود ابتلاي به فساد راحت انجام مي شود. حالت ترس از فساد، هميشه بايد وجود داشته باشد و فساد حقيقي در زير لايه‌هاي صلاح خود را پنهان كرده باشد كه چشم‌هاي نگران را متوجه خود نكند. راه فساد را نبايد به مردم نشان داد. نبايد زمينه ميل به گناه را در جامعه تشديد كرد. نگوييم اين جا سينمايي آن چنان مي سازيم و كنار آن هم مسجد مي سازيم . هر كس دلش مي خواهد مسجد برود و هركس دلش مي خواهد فيلم سكسي نگاه كند. اين برنامه ديني نيست .

برنامه ديني اين است كه زمينه فساد را در جامعه كم كنيم. فساد علني را از بين ببريم و كسي كه مي‌خواهد به سراغ فساد برود ، بايد احساس ترس داشته باشد.

منبع این سری از مطالب : جزوه بررسي شبهات حجاب کاری از معاونت فرهنگی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) قم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:38  توسط بصیر  | 

سئوال : اگر احكام اسلام مطابق با فطرت انسان است چرا در طول تاريخ اكثريت انسانها از احكام ديني مثل حجاب گريزان بوده اند ؟ امروزه در پذيرش حجاب حتي ميان مسلمانها نيز مشكلاتي وجود دارد. گاهي بعضي از روحانيون در لزوم حجاب تشكيك مي كنند. سئوال اين است كه اگر اين امر فطري است پس چرا در آن تشكيك مي شود؟

 

آقاي حق شناس :  بحث حجاب اختصاص به اسلام  ندارد. پاسخ كلي اين است كه بسترها و زيرساخت‌هاي اجتماعي در روي آوردن و پشت كردن انسانها به احكام الهي نقش بزرگي دارد. شما اگر مدتي كالايي را در تلويزيون تبليغ كنيد و براي آن در جامعه بسترسازي كنيد، مردم به گرايش پيدا مي‌كنند در حالي كه اين گرايش فطري نيست و عكس مسأله نيز صادق است. اگر براي يك مسأله فطري شما بسترسازي مثبت نكنيد و تنفر عمومي نسبت به آن ايجاد كنيد مي بينيد بسياري از افراد از فطرت اوليه خود دور مي‌شوند. رو آوردن و نياوردن، همه جا نشانه‌ فطري بودن نيست . امروزه شما مي بينيد امور بديهي گاهي با تبليغات و بسترهاي اجتماعي مورد تشكيك قرار مي گيرد.

 

نكته ديگر اين است كه تشكيك‌ها عموماً در حد و حدود است نه در اصل حجاب . اگر بحث اين است كه اصل گرايش به پوشيده بودن چيزي است كه فطرت جامعه آن را بر نمي‌تابد،‌ اين سخن مردود است. اگر تشكيك وجود دارد در حد مرز حجاب است .

 

 امروزه شبهات جديدي مطرح شده است يكي اين است كه حجاب در صدر اسلام اين قدر هم سفت و سخت نبوده است ، حداقل اين جوري كه شما مي گوييد نبوده است. لزومي ندارد خانم‌ها اين قدر خودشان را بپوشانند. حالا اگر مقداري از موها هم بيرون باشد آسمان به زمين نمي‌آيد. بگذاريد بخشي از خانم‌ها با مانتو بگردند ، موهايشان بيرون باشد و آرايش مختصري هم داشته باشند. ديگر اين كه مي‌گويند : شما اجازه دهيد عده‌اي از خانمهاي مسيحي و يهودي آزاد باشند .هر كسي خواست با حجاب و هر كسي نخواست بي‌حجاب باشد. البته پاسخ اين پرسش را در ادامة بحث خواهيم داد كه آيا حكومت اسلامي مي‌تواند جامعه زنان را حتي كساني كه معتقد به حجاب نيستند به حجاب الزام كند يا نه؟

خلاصه اين كه به نظر ما گرايش به حجاب يك مسأله فطري است . آياتي كه درباره حضرت آدم و حوا (ع) مطرح مي‌شود ، گرايش فطري آنها را به پوشش نشان مي‌دهد.

يكي از شبهاتي كه الان مطرح مي كنند ، اين است كه چرا شما نسبت به زنان اهل كتاب سخت‌گيري مي‌كنيد؟ درصدر اسلام اين سخت گيري ها نبوده است . پاسخي كه داده مي شود اين است كه در صدر اسلام حجاب ملاك شخصيت ديني بوده است والان آن وضعيت تغيير كرده است. و داراي جنبه‌هاي ديگري هم شده اگر ما براي كساني كه اهل كتاب هستند ، تسهيلاتي قرار دهيم و بگوييم آن‌ها مي توانند بدون حجاب كامل بيرون بيايند، با توجه به نفوذ فرهنگ بيگانه ، اين احتمال وجود دارد كه بعضي از مسلمانان بگويند : ما مي خواهيم مسلمان نباشيم و آزاد بگرديم و از اين راه باب مفاسد جنسي در جامعه باز مي‌شود. بنابراين حكومت براي مصلحت جامعه اسلامي، به اهل كتاب اجازه تبرج و بي‌حجابي نمي‌دهد.

 

مطلبي كه مي خواهم اضافه كنم اين است كه فلسفه پوشيده بودن زن در جايي كه نامحرم نيست و مي خواهد در تنهايي نماز بخواند شايد جنبه تمريني داشته باشد.

 

نكته ديگري كه من مي خواهم بر آن تاكيد كنم اين است كه حجاب براي كنترل هرج و مرج و تنظيم روابط جنسي در جامعه است ، حجاب براي حفظ سلامت جنسي جامعه است. پس ما بايد كساني را كه معتقد به حجاب نيستند ، به حجاب الزام كنيم ، چون اگر اين ها با اين وضعيت به جامعه آمدند فلسفه‌اي كه مي‌خواستيم اتفاق بيفتد ، هرگز اتفاق نمي‌افتد، يعني جامعه به آلودگي جنسي مبتلا مي‌شود. آن شخص خودش معتقد نيست، ولي منكر دامن همه را مي گيرد . بدحجابي و بي‌حجابي دامن همه را مي‌گيرد. همه از اين مسأله متضرر مي‌شوند.

 

بحث ديگري كه مطرح مي شود بحث آزادي است . البته حجاب به نوعي محدوديت است ، حداقل به لحاظ ظاهري محدوديت مي آورد . اما اين محدوديتي است كه مي پذيريم . اگر اين محدوديت نباشد مفاسد عظيمي از نظر جنسي در جامعه به وجود مي آيد . جامعه و خانواده از هم مي‌پاشد.

ما خودمان اين محدوديت را مثل خيلي از محدوديت‌هاي ديگر مي پذيريم اين كه ما خيلي جاها براي خودمان محدوديت قائل مي شويم ، بعضي غذاها را نمي خوريم تا چربي خونمان بالا نرود ، خودداري از خوردن شيريني محدوديت است ، ولي محدوديت مطلوبي است . امساك از خوردن چربي محدوديت است، ولي محدوديت مطلوبي است . انسان براي آزادي معنوي خود ، براي اين كه از محدوديت قيد و بندهاي نفساني آزاد شود بايد حجاب داشته باشد.

 

نكته آخر را هم عرض كنم : اگر شما گفتيد حجاب براي اين است كه تحريكات جنسي در جامعه از بين برود، خانم محترم خوب مي‌فهمد كه اگر جايي قرص صورتش بيرون بود و نامحرمي با افكار خاصي فقط صورت او را به نظاره نشست، خود را موظف مي‌داند كه صورت از نامحرم برگرداند، چون فلسفه حجاب اين بود كه تحريك جنسي پديد نيايد. اگر حتي رنگ لباس خانمها جذاب باشد و نامحرم را به خود دعوت كند فلسفه حجاب به اين خواهر مي گويد كه رنگ لباس شما بايد طوري باشد كه تحريك جنسي ايجاد نكند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:32  توسط بصیر  | 

سئوال : آيا نداشتن پوشش مناسب براي مرد همان مفاسدي را دارد كه بي‌حجابي براي زن دارد؟

 

آقاي زيبايي نژاد : تمايلات جنسي در هر دو جنس به وديعه گذاشته شده است، اما نمود و تظاهر اين نيرو و در دو جنس به يك گونه نيست. آستانه تحريك پذيري مرد بسيار پايين‌تر از زن است. يعني زودتر تحريك مي‌شود و زودتر به اوج التذاذ جنسي مي‌رسد. در زن مسأله به گونه‌اي ديگر است. تحريك پذيري‌اش معمولاً ديرتر صورت مي گيرد و زمان بيشتري هم براي رسيدن به اوج لذت جنسي لازم دارد. لذا توصيه‌هاي ديني براي زن و مرد حتي در حريم خانواده تا حدودي متفاوت است. توصيه‌اي كه به مردها شده اين است كه در ارتباط جنسي با همسرتان تنها به فكر خود نباشيد ، چون شما زودتر تحريك مي‌شويد، زودتر ارضا مي‌شويد و ممكن است با سرعت زيادي به حالت ارگاسم برسيد و بعد مسأله را تمام شده بدانيد، ولي مسأله براي زن ناتمام بماند . از مستحبات آميزش اين است كه مقدمات مسأله از ناحيه مرد طولاني باشد و در ناحيه زن توصيه اين است كه نگذارد نگاه مرد به بيرون از حريم خانواده متوجه شود يعني به مجرد اينكه تحريك‌پذيري در مرد مي خواهد شكل بگيرد ، همسر مساعدت كند تا نگاه مرد به بيرون منعطف نشود . در روابط اجتماعي نيز اين مسأله مشاهده مي شود . يعني توصيه‌هايي كه به مرد و زن شده است تا حدودي مشترك و تا حدودي انحصاري است. توضيه مشترك اين است كه هر دو چشم خود را فرو بندند. يعني زمينه تحريك جنسي را در خود به وجود نياورند. اما با توجه به اين كه جاذبه جسمي زن براي مرد بيش از حالت عكس است، حفظ حجاب به گونه‌اي كه به زن توصيه شده، به مرد توصيه نشده است ، يعني حددش فرق مي‌كند، مرد موظف است كه در پوشش خود حريم نگه دارد. اما حريم مردانه با حريم زنانه با توجه به مختصات جنسي متفاوت است. گروه‌هاي فمينيستي غرب‌گرا روي اين نكته تأكيد مي كنند كه چرا محدوديت خاصي براي خانم‌ها گذاشته شده است واين محدوديت براي آقايان نيست؟

  مقاله‌اي در يكي از نشريات غير ديني كشور توجه من را جلب كرد كه نويسنده مقاله تفاوت هاي بيولوژيكي زن و مرد را در ارتباط مسأله جنسي به خوبي توضيح داده بود كه تحريك‌پذيري زن بسيار تدريجي‌تر از مرد است و مرد تحريك‌پذيرتر است و اصولاً نوع تحريك‌پذيري زن با نوع تحريك پذيري مرد تفاوت مي كند . در آن مقاله آورده بود كه وقتي مرد عكس زن را در وضعيت خاص نگاه كند به سرعت حالت تحريك پذيري براي او به وجود مي آيد ، اما حالت  عكس آن براي زن ديرتر اتفاق مي افتاد. بر اساس اين تفاوتهاي طبيعي، نسخه ديني براي كنترل مسائل جنسي در بين زن و مرد هم تا حدودي متفاوت ترسيم شده است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:25  توسط بصیر  | 

سئوال : گفته شد: بي‌حجابي باعث استهلاك نيروها مي‌شود، اگر مراد نيروهاي جسمي است كه ظاهراً در غرب بي‌حجابي باعث كاهش نيروهاي جسمي نشده است و اگر مراد نيروهاي ديگري است لطفاً بيان فرمايند؟

 

آقاي زيبايي نژاد : ما وقتي بحث استهلاك قوا را مطرح مي كنيم ، مراد اين است كه اگر انسان انرژي خود را صرف فعاليتي نكند كه به قصد آن فعاليت وارد عرضه اجتماع شده است، قواي خود را مستهلك كرده است، يعني ضريب بازدهي يك دستگاه نسبت انرژي مفيد به كل انرژي است. مثلا مي گويند ماشيني به نام بدن انسان اگر 65 درصد از توان خود را صرف كار مفيد كند و 35 درصد آن انرژي تلف شود، ضريب آن 65 درصد مي‌شود كه ضريب بالايي است. برعكس لامپ‌هاي مصرفي در منزل ، ده درصد انرژي خود را صرف روشنايي مي كند و بقيه‌اش به گرما تبديل مي‌شود، اين ضريبش پايين است. اگر فعاليت اجتماعي زن و مرد به گونه‌اي تنظيم شود كه انرژي زن يا مرد تماماً يا به صورت قريب به اتفاق صرف فعاليت اجتماعي مفيد شود، فعاليت آنها موفق و داراي بازدهي و راندمان بالا است. اما اگر انرژي زن و مرد صرف كارهايي شود كه غرض اصلي آنها نبوده است و به آن هدف از خانه بيرون نيامده‌اند ، اين را استهلاك نيرو مي‌گويند.

 

وقتي شما از خانه به قصد دانشگاه خارج مي‌شويد، ولي اين قدر دانشگاه رفتن شما حواشي دارد كه آن حواشي درس خواندن شما را تحت الشعاع قرار مي‌دهد ، اين را استهلاك قوا مي‌گوييم . شما مي‌خواهيد در محيط دانشگاه درس بخوانيد ولي سي جفت چشم به شما نگاه مي كند و از شما انتظاراتي دارد كه مدل لباس چگونه باشد و ... ، فكر اين حواشي براي شخص استهلاك نيرو است. نيرو وجود دارد ، اما صرف كارهايي مي‌شود كه غرض اصلي نيست . با فرض بي‌حجابي، چون توجه دو جنس به يكديگر است ، استهلاك نيرو زياد است .حتي در بعضي چيزها مثل خوش تيپي كه ظاهراً به نظر مي‌آيد خوب است، همين استهلاك وجود دارد. گاهي سئوال مي‌كردند كه چرا طلبه‌هاي حوزه‌هاي علوم ديني خيلي خوش تيپ نيستند. يك نفر جواب داده بود كه شما حوزه‌هاي علوم ديني را مختلط كنيد، آن وقت ببينيد چه قدر طلبه‌ها خوش تيپ مي‌گردند يعني توجهي كه بايد صرف درس خواندن و مطالعه شود صرف حاشيه‌ها مي شود و اينها استهلاك نيروها است.

 

آقاي حق شناس : در پاسخ به اين سئوال دو سه نكته را اضافه مي‌كنم.

 

نكته اول اين است كه اولاً همه پيشرفت‌هايي كه در غرب مطرح است، ما آن را پيشرف نمي‌دانيم. ممكن است بر اثر بي‌حجابي در برخي از عرصه‌ها در غرب پيشرفت حاصل شده باشد، مثل اين كه با استفاده از جذابيت‌هاي زن ، توسعه اقتصادي، فروش كالاها، بازاريابي و افزايش توليدات به جلو رفته باشند، ولي اين مسأله به نظر ما يك امر منفي تلقي مي شود.

 

نكته دوم اين است كه بسياري از پيشرفت‌هاي كشورهاي غربي معلول بي‌حجابي نبوده است چه بسا اگر خود آنها حجاب داشتند از اين كه هستند نيز بيشتر پيشرفت مي كردند. پيشرفت آنها در خيلي از عرصه‌ها معلول تلاش‌ها ، برنامه‌ريزي‌ها و مديريت‌هاي آنها است.

 

نكته سوم اين است كه پيشرفت نكردن ما نيز در خيلي از عرصه‌ها معلول حجاب نيست. اين طور نيست كه اگر ما حجاب را بر داريم پيشرفت مي كنيم. ما بايد علت را در عوامل ديگري جستجو كنيم، در تلاش، برنامه‌ريزي و سيستم مديريت جامعه خودمان جستجوكنيم.

 

نكته چهارم اين است كه استهلاك قواگاهي مادي و گاهي معنوي است. بي حجابي بخش عظيمي از قواي معنوي انسان را مستهلك مي‌كند به اين معنا كه اگر انسان به دنبال تعالي روحي باشد ، هر چه عوامل مختلف سراغش بيايد و او را به خودش مشغول كند ، تعالي او كمتر مي شود . نه تنها مسائل جنسي، بلكه اگر كسي دائم مشغول خوردن باشد و تمام هم و غم او شكمش باشد استهلاك قوا پيدا مي كند يعني نمي‌تواند به آن مرتبه‌اي از رشد كه برايش تعريف شده است رسد . در جامعه‌اي كه حجاب وجود دارد و تحريكات جنسي به حداقل رسيده است انسانها به سمت خداي متعال اوج مي‌گيرند. ميان مردي كه وقتي صبح از خانه بيرون مي‌آيد ، چشمش را فرو مي بندد و با خانم‌هايي كه برخورد مي كند همه پوشيده‌اند و توجه اين مرد به عبوديت خدا و خدمت به جامعه است با مردان ديگري كه دائماً در معرض تحريك جنسي قرار دارند خيلي تفاوت است . كشش‌هاي جنسي هر دو طرف را مبتلا مي‌كند ، به گونه‌اي كه در مسير اوج خود ، زمين‌گير مي‌شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:23  توسط بصیر  | 

مجري : آقاي زيبايي نژاد فرمودند كه عدم تقيد به حجاب در جوامع غربي باعث شده است كه دگر جنس خواهي كم كم به سمت هم جنس خواهي و بعد به سمت حيوانات و اشياء كشيده شود. اكنون جناب آقاي حق شناس بقرمايند كه چه عاملي باعث شد كه بي‌حجابي زمينه‌ساز ايجاد اين مسير در جوامع غربي شود؟

آقاي حق شناس : بر خلاف تفكر بعضي كه در غرب ادعا مي‌كردند : اگر شما موانع را برداريد، حساسيت بين زن و مرد كاهش پيدا مي كند نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه هر چه حيا و حجاب زن‌ها كاهش پيدا كرد و عرياني زن در جامعه غرب بيشتر شد و روابط زن و مرد آزادتر شد ، آستانه تحريك جنسي تغيير كرد . يعني به جايي رسيد كه زن براي ارضاي مرد كافي نبود. غريزة جنسي بشر سيري ناپذير است. يعني شما هر چه به اين غريزه پر و بال دهيد باز مثل غريزه قدرت طلبي رشد مي‌كند ، متوقف نمي‌شود. انسان هر چه قدرت پيدا كند، باز مرتبه بالاتري از قدرت را مي‌خواهد.

محصولي كه ما در غرب مشاهده مي كنيم همين است يعني به هيچ حدي اكتفا نكردند جلو رفتند و اني غريزه جنسي متوقف نشد ،‌طوري نشد كه حساسيت‌ها از بين برود. حساسيت‌ها متوجه چيزهاي ديگر نيز شد. يعني ديگر زن براي مرد كافي نبود. سكس شاپ و مغازه‌هايي كه اصولاً در غرب ويژه سكس است، مطرح شد و موارد ديگر كه مجال ذكر آن‌ها نيست.

انسان شناسي و تعريف ما از انسان نقش فراواني در قضاوت ما خواهد داشت. در يك نگاه مادي و الحادي، انسان موجودي است كه بايد به دنبال لذت‌ها و تمتعات خود باشد. در اين نگاه ، انسان بايد در دنيا به اوج تلذذ و بهره‌مندي برسد. اين پايان خط زندگي انسان است. فرد با اين مبناي انسان شناختي، نسبت به حجاب نگاهي متفاوت خواهد داشت از كسي كه براي انسان اهدافي متعالي تعريف مي‌كند. سئوالات هميشه از مبناهاي فكري بر مي‌خيزند. بحث حجاب يك بحث زنانه نيست، حجاب يك مسأله انساني است، فلسفه و منطقي كه حجاب را براي جامعه طراحي كرده است، از انسان است و براي رشد و كمال نه فقط زن، بلكه براي كمال انسان مطرح شده است.

ما در بحث حجاب با دو دسته پرسش مواجه هستيم يك سري پرسش‌ها به اصل حجاب بازگشت مي‌كند. بخشي نيز به حدود و تعاريف آن بر مي‌گردد. سئوالاتي اصولاً به فلسفه و ضرورت حجاب بر مي‌گردد. بايد اين طور وارد شويم كه در بحث حجاب، اصولاً چه ضرورت و فلسفه‌اي مبناي حجاب است. اساساً چرا ما معتقديم زن‌ها بايد در جامعه پوشيده باشند؟ در پاسخ بايد گفت :

خداي متعال بر اساس حكمت، بين زن و مرد كشش و جاذبه جنسي قرار داده است. اين مسأله براي بقاي نسل بشر و اهداف ديگر ضروري است.

ما دو راه بيشتر نداريم. راه اول اين است كه بگوييم زن و مرد در روابط آزاد هستند و هيچگونه محدوديتي وجود ندارد. راه دوم اين است كه به يك سري محدوديت‌ها قائل شويم.

فكر نمي‌كنم لااقل در دنياي امروز كسي باشد كه به راه اول معتقد باشد. حتي در كشورهاي غربي و اروپايي حداقل براي تشكيل رابطة زناشويي و براي توليد فرزند قانون وجود دارد. اگر وزن و مردي بخواهند به توليد نسل بپردازند بايد به طور قانوني ثبت كنند و رسماً زن و شوهر شوند. اگر اين مسأله نيز بي‌ضابطه باشد اصلاً ارتباط نسل انسانها فرو مي پاشد و از بين مي رود . به همين دليل در بحث شبيه سازي، يكي از اشكال‌هايي كه مطرح مي‌كنند، همين است كه اگر مسأله شبيه سازي رايج شود ، پيوند نسلي، مسأله پدر و مادي و ارتباط خوني از بين ميرود . خود غربي‌ها به شدت مخالف اين مسأله هستند. پس اين قسمت از بحث مورد قبول همه است كه روابط جنسي زن و مرد براي توليد نسل و براي تكثير فرزند بايد در چارچوب و ضابطه خاصي باشد .

مسأله ديگر آن است كه آيا روابط اجتماعي زن و مرد به ضابطه نياز دارد يا ندارد؟ اين جا دو نظر وجود دارد : يكي اين كه مادر روابط جنسي زن و مرد به جز ضابطه‌مندي در توليد قاعده نسل هيچ محدوديتي قائل نشويم. نتيجه اين خواهد شد كه تحريكات جنسي همواره در جامعه باقي بماند. اين همان است كه الان در غرب اتفاق مي‌افتد. زنها به هر شكل كه مي‌خواهند، در جامعه حضور پيدا مي‌كنند و چون زن براي مرد جذابيت دارد مرد هميشه طالب او است يعني هميشه حركت از سوي مرد به سمت زن است. از اين رو كشش‌هاي جنسي در جامعه از بين نمي رود . اگر ما براي اصل تشكيل خانواده ضابطه گذاشته‌ايم، اما جامعه را رها كرديم. تحريكات جنسي را آزاد گذاشتيم، جذابيت‌هاي زنان آشكارا مرد را به سوي خود مي‌كشد. جان كلام اين جا است كه اگر ما در جامعه حجاب را برداشتيم، تحريكات جنسي گريز ناپذير است . هيچ كس نمي‌تواند بگويد مرد زن را ببيند و تحريك نشود. اگر اين كشش جنسي ايجاد شود نتايجي در جامعه به بار مي‌آيد كه من فهرست‌وار آن را عرض مي‌كنم.

 

نتايج منفي عدم تقيد به حجاب

 

پيامد اول اين است كه خانواده آسيب مي‌بيند. مردي كه هر روز با انواع و اقسام خانم‌ها، آرايش‌ها، مدل‌ها و انواع چهره‌ها رو به رو است، انگيزه او نسبت به همسرش كاهش مي‌يابد و خانواده در معرض آسيب قرار مي‌گيرد.

پيامد دوم اين است كه وقتي كشش جنسي زياد شد، مرد به نگاه متوقف نمي‌شود. مگر دختر و پسر جوان در جامعه به نگاه متوقف مي‌شوند؟ تا آن مرحله پيش مي‌رود كه ضابطه كلي به هم مي‌خورد و روابط جنسي نامشروع رخ مي‌دهد، همان چيزي كه امروز در غرب بيداد مي‌كند. آمار روابط جنسي نامشروع غرب را به چالش كشانده و به مصيبت‌هاي ناگواري گرفتار كرده است. فرزندان نامشروع، سقط جنين و ... در كشورهاي اروپايي آمار بسيار بالايي دارد.

پيامد سوم اين است كه ميل به تشكيل خانواده كم مي شود . مردي كه بخش زيادي از نياز جنسي خود را در جامعه فراهم مي‌بينيد، خيلي به تشكيل خانواده و ازدواج ميل ندارد. جذابيت‌ زن براي مرد كم مي‌شود. اصولاً برخي معتقدند يكي از فلسفه‌هاي حجاب اين است كه جذابيت زن‌ها براي مردها باقي بماند والا مرد هرگز حاضر به ازدواج نخواهد شد. كالايي كه همه جا در دسترس است، چرا مرد ازدواج كند، براي خود مشكل ايجاد كند و خيلي از تبعات را بپذيرد ؟

پيامد چهارم اين است كه اگر حجاب را در جامعه برداريد آمار خشونت عليه زنان بالا مي‌رود. امروز در غرب آزارهاي جنسي و مسأله روز مطبوعات است. متأسفانه آنها فقط دولت را مخاطب قرار مي‌دهند كه شما چرا فكري براي امنيت زنان نمي كنيد ، اما از اين زاويه بررسي نمي كنند بد حجابي و افزايش نمودهاي جنسي زن‌ها چه ميزان در افزايش خشونت مرد عليه زن و آزارهاي جنسي تأثير دارد؟ مردي كه در محل كار، زني را با جذابيتهاي جنسي مي بيند، قطعاً در پي آن، تحريك جنسي و سپس مشكل رفتاري رخ مي‌دهد. مزاحمت‌هاي خياباني كه امروز در كشور ما به نوعي مطرح است، از پيامدهاي منفي همين قضيه است.

پيامد پنجم اين است كه افزايش تحريكات جنسي در جامعه راندمان كار را پايين مي‌آورد. يعني فعاليت‌هاي مثبت جامعه را پايين مي‌آورد. الان برخي از كشورهاي اروپايي مسأله جدايي دانشجويان و دانش‌آموزان دختر و پسر را در كلاس‌هاي درس تجربه مي كنند كه نتايج خوبي داشته است. يك دانشجو وقتي مسأله فيزيك را تحليل مي‌كند، اگر كنار دستش دختري باشد كه توجه او را جلب كند، قطعاً تمركز او را در بحث علمي كاهش خواهد يافت.

بيمارستاني در ژاپن تأسيس شده است كه مخصوص خانم‌ها است. تمام پرسنل بيمارستان زن هستند و فقط بيمار خانم مي پذيرد. در خبرها آمده بود كه اين تدبير آن قدر با استقبال مردم مواجه شده است كه از يك ماه قبل نوبت مي گيرند تا از اين بيمارستان استفاده كنند. جداسازي واگن‌هاي خاص زنان در كشور ژاپن و برخي از كشورها نشان مي‌دهد آنها نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي افزايش راندمان كار و بهينه سازي فعاليت‌هاي اجتماعي، بايد حريم ميان زن و مرد حفظ شود .

البته اين نكته قابل ذكر است كه براي احتراز از پيامدهاي گفته شده مي‌بايست حجاب را به ميزاني تعريفكرد كه اين تحريك پذيري‌ها از بين رفته يا به حداقل برسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:18  توسط بصیر  | 

مقدمه

گروه زيادي از مردم ، به ويژه بانوان مشتاقند بدانند علاوه بر تأكيد آيات و روايات اسلامي بر امر حجاب، آيا دلايل ديگري نيز وجود دارد كه فارغ از ادله نقلي، ضرورت پوشش را براي بانوان اثبات نمايد؟

جزوه‌اي كه پيش رو داريد ، حاصل جلسه‌اي است كه در موضوع رويكردي عقلاني به شبهات حجاب توسط كارشناسان محترم جناب حجت الاسلام و المسلمين محمدرضا زيبايي نژاد (مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان) و جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد جعفر حق شناس (مدير پژوهش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان) به بحث گذاشته شده است. در اين مباحث، تلاش شده است تا ضمن تبيين آثار فردي و اجتماعي حجاب، سئوالات با استفاده از ادله غير نقلي پاسخ داده شود.

اميد است كه با طرح اين مباحث در محافل علمي، براي تعمق و تحقيق بيشتر در اين زمينه و ترويج فرهنگ نيكوي حجاب بستر مناسبي فراهم گردد.

آقاي زيبايي نژاد : بسياري از شبهاتي كه امروزه در حوزه مطالعات زنان مطرح مي‌شود ، ناشي از همزيستي فرهنگ‌ها و نفوذ فرهنگ بيگانه در فرهنگ ما است. امروزه اساسي‌ترين پرسش‌ها كه از سوي نسل جوان و فرهيخته مطرح است به گونه‌اي با بحث آزادي و حجاب ارتباط دارد. اولين پرسش اين است كه اصولاً تأكيد بر حجاب حساسيت‌زا است و اگر ما حجاب را الزامي نكنيم و بگذاريم روابط زن و مرد عادي باشد، بسياري از حساسيت‌ها كم مي‌شود. به عبارت ديگر ترسيمي كه شما در حوزه‌هاي سنتي ديني از ارتباط ميان زن و مرد ارائه مي‌دهيد ، رابطه آتش و پنبه را تداعي مي‌كند و به همين دليل در كنار هم قرار گرفتن مرد و زن را نهي مي‌كنيد، در حالي كه همين حجاب عملاً حساسيت را زياد مي‌كند. بنابراين اگر حجاب وجود نمي‌داشت روابط زن و مرد به صورت خيلي عادي تعريف مي‌شد ، چنانكه در خيلي از كشورها همين گونه است.

مسأله ديگر اين است كه اصولاً حجاب با آزادي منافات دارد. انسان بايد بتواند خودش تصميم بگيرد كه چه بپوشد و چگونه ارتباط داشته باشد . هر كليشه‌اي كه از قبل ترسيم شود و بخواهد ارتباط زن و مرد را به صورت تعريف شده، ارائه دهد ، مخالفت آزادي است كه از حقوق انسان به حساب مي‌آيد.

اگر بخواهيم از نگاه ديني تحليلي ارائه دهيم توجه به چند نكته ضروري است.

اولين نكته اين است كه بناي اسلام در روابط اجتماعي به حداقل  رساندن استهلاك قوا است. يعني افرادي كه مي‌خواهند فعاليت‌هايشان را انجام دهند، بايد بتوانند راحت‌ترين و سريع‌ترين راه را براي انجام فعاليت‌هايشان بپيمايند. بنابراين بايد تحليل كنيم كه آيا حجاب به استهلاك قوا مي‌انجامد و يا مانع استهلاك قوا است؟ تحليلي كه با نظر صحيح مي‌آيد ، اين است كه وجود حجاب يك مرزبندي ايجاد مي‌كند تا در وراي ورزها هر كدام از دو جنس راحت بتوانند كار خود را انجام دهند. اگر اين مرز وجود نداشهت باشد دو جنس نسبت به يكديگر عملاً جلو فعاليت‌هاي عادي آنها را مي‌گيرد.

نكته دوم اين است كه حجاب باعث نمي شود حساسيت دو جنس نسبت به يكديگر افزايش پيدا كند، بلكه بر عكس، نبودن حجاب باعث مي‌شود آستانة رضايت‌مندي جنسي بالا رود. بحث آستانه رضايت‌مندي از بحث‌هاي بسيار مهم است كه در حوزه‌هاي مختلف كارآمد است به عنوان مثال در پاكستان افرادي كه نان براي خوردن داشته باشند، ديگر اسمشان فقير نيست، يعني به گونه‌اي سطح زندگي تعريف شده است كه هر كس نان و مقداري فلفل داشته باشد و نان را در آب فلفل بزند و بخورد، ديگر احساس فقر نمي‌كند، ولي همين پاكستاني اگر مدتي مقيم ايران شود ، چون زندگي متوسطي كه ارائه مي‌شود با وضعيت سابق او متفاوت است، اگر براي خريد پفك نمكي پول نداشته باشد احساس فقر مي‌كند. چرا اين گونه است؟ براي اين كه ما آستانه رضايت‌مندي را بالا آورديم. وقتي آستانه رضايت‌مندي بالا بيايد، يعني در كشورهايي كه حجاب وجود ندارد و روابط جنسي آزاد است ، آستانه رضايت‌مندي جنسي بالا آمده است. بنابراين ارتباط جنسي برقرار مي‌شود بدون اينكه شخص به ارضاي كامل برسد. تمهيدات دين اين است كه سطح رضايت‌مندي را در يك نقطه‌اي نگه دارد و مرد از ارتباط جنسي با همسر خودش در كانون خانواده احساس لذت و رضايت كند. اگر مرد نگاهش از داخل كانون خانواده به بيرون از خانواده معطوف شود با مقايسه همسر خود با ديگران از همسر خود احساس رضايت نمي‌كند . فيلم‌ها را نگاه مي‌كند. بازيگران فيلم به صورت گزينشي انتخاب مي‌شوند و از روي صد با گريم ، زيبايي مضاعفي در آنها مي‌آفرينند. مرد اينها را با همسر خود مقايسه مي‌كند و ميل او نسبت به همسرش كم مي‌شود. اين موارد كه تكرار شود ، شخص ارتباط جنسي برقرار مي‌كند ، ولي هميشه احساس نارضايتي جنسي دارد. به همين دليل در كشورهاي غربي به فاصله چند دهه دگرجنس خواهي به همجنس خواهي تبديل شد. همجنس گرايي از عنوان ناهنجاري و شذوذ جنسي خارج شد و به عنوان يكي از راه‌هاي متداول ارضاي جنسي به رسميت شناخته شد، يعني آستانه رضايت‌مندي بالا آمد و ارتباط جنسي با حيوانات مطرح شد و الان بعضي كشورها از اين مرحله نيز گذر كرده‌اند و به ارتباط جنسي با اشياء رسيده اند. عروسك‌هاي خاصي در ويترين مغازه‌ها است و انسان به اختيار خودش مدل انتخاب مي‌كند و با آن ارتباط جنسي برقرار مي‌كند.

مدلي كه دين تعبيه كرده ، اين است كه مي‌خواهد آستانه رضايت‌مندي از ارتباط جنسي را در يك حدي نگه دارد تا حرص انسان كنترل شود و با ارتباطي كه در كانون خانواده تعريف مي‌شود ، به رضايت‌مندي برسد.

نكته سوم اين است كه هر كسي بايد به اندازه عرضه و توانمندي خود در جامعه مطرح باشد و نان كارآمدي خود را بخورد . حجاب اين فرصت را به زن‌ها مي‌دهد تا ارزش بالاتري هست كه در معرض ديد من قرار نگرفته است. و همان باعث مي‌شود كه از باب جاذبه شخصيتي به سمت جنس مخالف برود. اين را مقايسه كنيد با زني كه حجاب ندارد و ظاهر و باطنش را مرد مي تواند ببينند. آن جذابيتي كه مرد را به دنبال خود بكشاند به شكل سابق ندارد. بله ، مرد به دليل اين كه نگاهش تحريك مي‌شود، براي اشباع شهوت خود ممكن است دنبال چنين زني بيشتر راه بيفتد ، ولي نگاه شخصيتي به زن ندارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 9:15  توسط بصیر  | 

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن بعد از ازدواج

زن بعد از ازدواج علاوه بر مسئوليتهاي قبلي با وظايف جديدي روبرو مي شود . او پس از عمل به وظيفه انساني خويش قبل از ازدواج و هنگام ازدواج براي عمل به مسئوليت و انجام وظايف بعد از ازدواج از آمادگي خود برخوردار است . او پس از انتخاب مردي شايسته براي زندگي و به وجود آمدن خانواده جديد و نو به انجام مسئوليتهاي جديد مي پردازد كه مسئوليتهاي تربيتي اخلاقي زن را بعد از ازداج تشكيل ميدهد. اولين وظيفه كه سبب استحكام خانواده شده و محيط را براي انجام وظايف بعدي و رسيدن به هدف اصلي ازدواج آماده مي سازد، رعايت حقوق شرعي و اخلاقي زن مي باشد . و دومين وظيفه و مسئوليت زن در قبال موجودي است كه روح الهي پس از طي مراحلي در او دميده مي‌شود. اين دو وظيفه كلي از وظايف بسيار مهم بلكه اهم اجتماعي زن است كه مسايل بسياري را از نظر حقوقي و اخلاقي به همراه دارد. ضمن تبيين اين دو وظيفه كلي به برخي از مسائل آنها اشاره‌اي خواهيم داشت.

اولين وظيفه

بهترين تعبير در مورد اولين وظيفه تعبيري است كه در متن روايات معصومين (ع) آمده و آن حسن تبعل است . معناي حسن تبعل يا نيكو شوهرداري كردن چيست؟ و چه فوايدي از نظر انساني و اجتماعي بر آن مترتب است؟

حسن تبعل

قرآن مجيد جايگاه خاصي را براي زن دررابطه با مرد از نظر تكويني بيان كرده است . اين جايگاه  تكويني خاص براي زن بدان جهت است كه مناسب با ساختمان وجودي اوست . و آن جايگاه عبارت از سكون و آرامش بودن زن براي مرد است .

« و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون» .

از نشانه‌هاي خدا اين است كه از جنس خودتان زوجها و همسراني را آفريد . براي اين كه (در كنارشان) آرامش يابيد و بين شما (زن و مرد) دوستي و مهرباني را قرار داد . به راستي كه در اين مطلب نشانه‌هايي است براي گروهي كه بيندشيند.

سكونت و آرامش، مودت و دوستي، رحمت و مهرباني در آيه قراردادي و اعتباري نيست ، زيرا امر قراردادي و اعتباري از چند ويژگي برخوردار است كه خارج از سياق آيه مي باشد :

1 ـ اين كه امر قراردادي و اعتباري قابل نقض بوده و تغيير پذير است .

2 ـ امر قراردادي صوري بوده و واقعيت و حقيقتي در خارج ندارد.

3 ـ اين كه امر اعتباري و قراردادي ممكن است تحميلي باشد .

آيه از سكونت ، مودت و رحمتي سخن مي گويد كه قابل تغيير و نقض نيست ، اگرچه ممكن است زن به عنوان اين كه موجودي صاحب اراده و اختيار هست به سكونت ظهور فعلي نبخشد . و نيز آيه از سكونتي واقعي و حقيقي سخن مي گويد نه صوري و ظاهري . زن واقعا مايه سكونت است ، و مودت و رحمت بين مرد و زن ، مودت و رحمتي واقعي است نه اين كه صرف اعتبار دوستي و رحمت باشد و ديگر اين كه سكونت زن براي مرد امري تحميلي بر زن نيست بلكه يك احساس دروني است كه همراه با ساختمان روحي زن است.

امام سجاد (ع) فرمودند :

« اما حق الزوجه : فن تعلم ان الله عزوجل جعلها لك سكنا و انسا فتعلم ان ذلك نعمه من الله عليك فتكرمها و ترفق بها» :

حق زن بر شوهر اين است كه بداني خداي عزوجل زن را مايه آرامش و انس براي تو قرار داده و بداني كه اين نعمتي از جانب خدا براي تو هست . پس زن خود را گرامي بدار و با او امدارا كن .

حسن تبعل زن ،‌ ريشه در اين جايگاه خاص تكويني دارد . به همين جهت محور در حسن تبعل، سكونت زن براي مرد است كه نتيجه اين سكونت بقاء كانون خانواده بر مودت و مهرباني مي باشد . و نكته قابل توجه اين كه تمام توصيه‌هاي اسلام بر خوش رفتاري و اطاعت زن از مرد برگشت به اين حقيقت تكويني مي كند و در واقع به زن مي آموزد كه ظهور فعلي سكونت نهفته در رعايت اين سفارشات حقوقي ، اخلاقي و تربيتي است.

چنانكه فعاليت و تلاش مرد در بيرون از خانه غالباً جهت تهيه لوازم رفاه و آسايش زن ريشه در ساختمان وجودي و روحي او دارد.

حسن تبعل زن تنها نهفته در خدمات مادي او در خانه نيست ، بلكه حسن تبعل بعد ديگري دارد و آن خدمات معنوي و انساني اوست كه اهميتي فوق خدمات مادي دارد . او همانگونه كه از بعد اخلاقي به عنوان خانم و بانوي خا نه مسئول آرايش خانه و خودش و فرزندانش هست. مسئول زينت و زيبايي باطني و حسن خلق در برخورد با شوهر و فرزندان نيز هست . حسن تبعل در بردارنده توجه به خواسته‌هاي اخلاقي حقوقي و شرعي شوهر و فرزندان است.

حركتهاي منفي زن در خانه از قبيل خواسته‌هاي دور از طاقت و توانايي شوهر، توجه نكردن به وضع ظاهري خانه و خود ، بي اعتنايي به ورود يا خروج شوهر و وضع لباس و بهداشت فرزندان ، توجه نداشتن به مسائل محرم و نامحرم ، حيا ، عفت ، تحقير شوهر در نزد فرزندان و خويشان ، لجاجت و ... خلاف حسن تبعل بوده و آرامش خانه را توسط زن (كه ريشه در بنيان تكويني او دارد) به هم مي زند . و شايد بتوان گفت كه از علل مهم حركتهاي منفي زن در خانه اين است كه او به خاطر زن بودن احساس حقارت مي‌كند و مي‌خواهد جايگاه خود را به مرد خانه بدهد و خود در جايگاه مرد بنشيند و در واقع نقش مرد را در زندگي ايفا كند و به جهت اين كه در جهات تكويني قادر به تغيير چنين وضعي نيست تصميم مي گيرد در جهات ارادي به ايفاء نقش بپردازد. و براي ايفاء چنين نقشي اولين كارش تحقير مرد و اظهار نقطه ضعفهاي مرد براي شكست وقار و عظمت مرد است . چنين زني است كه مصداق اين حديث شريف واقع مي شود از امام صادق (ع) است كه فرموده‌اند :

(اغلب الاعداء للمومن زوجه السوء) او پس از موفقيت در اين امر به خواسته‌هايي كه آنها را حركت منفي در خانه مي‌ناميم ، مي‌رسد.

در اين صورت زن با خروج از مسير ارادي صحيح ، جايگاه تكويني و روحي خويش را ناديده گرفته، و در مسيري كه خارج از واقعيتهاي تكويني وجودش هست گام بر مي‌دارد. واقعيتهاي تكويني كه در صفحات گذشته بدان اشاره كرديم و در نتيجه نقش تربيتي اخلاقي خود را از دست مي دهد. چنين زني با ورود به مراكز آموزشي، اداري، اقتصادي ، سياسي به لحاظ خروج از جايگاه اصلي خود ، براي جامعه مضر خواهد بود. در اين مراكز ممكن است تبديل به توپ شهواني جنسي و  يا وسيله‌اي براي اعمال سياستها و فرهنگهاي غلط شود. دنياي ماديت روز، برهان و دليل واضح آن است . زني كه فرزندان و شوهرش (كه نزديكترين اشخاص در مصاحبت با او هستند) را به هيچ گرفته و ارزشهاي اخلاقي و انساني را در رابطه با آنها ناديده انگاشته است، چه اطميناني به او هست كه ارزش والاي انساني اجتماعي را در مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي پاسداري كند و او كه عفت و حيا را در محيط خانه پاس نداشته است در صورت ورود به مراكز اداري، تجاري، سياسي و فرهنگي با چه پشتوانه انساني و ايماني به حفظ عفت و حيا همت خواهد گماشت. آيا جوانان از شر حركتهاي شهواني او مصون خواهند ماند؟! آيا مراكز فوق را آلوده به بي‌حيايي و بي‌عفتي نخواهد كرد؟! آيا عقل و هوش از رئيس و مرئوس و واردين نخواهد گرفت؟! آيا چنين زني مصداق اين حديث نيست كه از امام علي (ع) است كه فرموده‌اند :

« يظهر في اخر الزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه نسوه كاشفات عاريات متبرجات ، من الدين خارجات، في الفتن داخلات ، مائلات الي الشهوات ، مسرعات الي اللذات ، مستحلات المحرمات في جهنم خالدات»

در آخر ز مان و نزديك شدن قيامت كه بدترين زمانها است زناني پا به صحنه اجتماع مي‌گذراند كه آشكار كننده (بدنها و زينتهاي خود هستند) و برهنه‌اند و خود را براي نامحرمان مي‌آرايند. از دين خارج شدگان و در فتنه‌هاي زمانه داخل شده‌اند ، ميل كننده به خواسته‌هاي نفساني و شتابگيرنده به لذت (شهواني و حيواني) و حلال كننده حرامها هستند. (اينان) براي هميشه در جهنمند.

به هر حال حسن تبعل كه اوظيفه زن بعد از ازدواج است رعايت حقوق و اخلاق اسلامي و ... در خانه است زني به محضر پيامبر (ص) رسيد عرض كرد يا رسول الله حق شوهر بر زن چيست ؟ در پاسخ فرمود :

«اين كه از مرد (در غير معصيت خدا) فرمان برد و او را نافرماني نكند و جز به اجازه شوهر چيزي را از خانه او انفاق نكند و جز به اجازه‌اش روزه مستحبي نگيرد و شوهر را از تمتع و بهره‌هاي (شهواني و ظرايف وجودي خود) باز ندارد ، هر چند بر مركبي سوار باشد . از خانه خود جز به اذن شوهر خارج نشود. چنانچه بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود فرشتگان آسمان و زمين و فرشتگان غضب و رحمت او را لعنت مي‌كنند تا آنگاه كه به خانه برگردد...»

آنچه در حديث فوق آمده است جزيي از مصايدق حسن تبعل و حقوقي است كه مرد بر زن دارد.

حسن تبعل علاوه بر فوائد دنيوي و اجتماعي و ... سبب كمال انساني زن است و زمينه را جهت پاداش عظيم خداوند كه به زن اعطاء مي‌شود ، آماده مي‌كند. زني به محضر رسول خدا (ص) رسيد و پس از احترام به مقام رسالت و اظهار ايمان به خدا و رسول خدا (ص) با لسان اعتراض چنين عرض كرد :

«... انا معشر النساء محصورات ، مقصورات ، قواعد بيوتكن و مقتضي شهواتكم و حاملات اولادكم و انكم معاشر الرجال فضلتم علينا بالجمع و الجماعات ، و عياده المرضي و شهود الجنائز و الحج بعد الحج وافضل من ذلك الجهاد في سبيل الله و ان احدكم اذا خرج حاجاً او معتمراً او مجاهداً حفظنا لكم اموالكم و غزلنا اثوابكم و ربينا لكم اولادكم فما نشارككم في هذا الاجر و الخير» :

به راستي ما گروه زنان محاصره شده (محدود در رفتار ، گفتار و ...) و محبوس در خانه هستيم (به ما اجاره خارج شدن داده نمي‌شود) پايه و شالوده خانه‌هاي شما هستيم (كنايه از اين كه امور خانه بر دوش و عهده ما است) و محلي براي برآورد خواسته‌هاي نفساني شما و بردارنده فرزندانتان مي‌باشيم. و شما گروه مردان به راستي كه به سبب حضور در نماز جمعه و جماعات و عيادت مريض و حضور در تشييع جنازه‌ها و بجا آوردن حج بر ما زنان برتري جستيد. و برتر از اينها جهاد در راه خدا است (كه شما مردان در آن پيشقدم هستيد) و آنگاه كه فردي از شما براي حج و عمره و جهاد (از خانه) بيرون مي‌رود. ما نگهبان اموال شما هستيم. و جامعه شما را تهيه مي‌كنيم. و به پرورش و رشد فرزندانتان مشغوليم. پس چگونه در اين پاداش و خير با شما شريك خواهيم بود؟

حضرت (ص) به اصحاب متوجه شده و فرمود :

«هل سمعتم مسأله امرأه قط احسن من مسألتها في أمر دينها هذه فقال : افقهمي ايتهما المرأه و اعلمي من خلفك من النساء، آن حسن تبعل المرأه لزوجها و طلبها مرضاته و اتباعها موافقته يعدل ذلك كله فانصرفت و هي تهلل حتي وصلت الي نساء قومها» .

آيا سئوال زني را هرگز شنيده‌ايد كه نيكوتر از سئوال اين زن در امر دينش باشد؟ سپس فرمود : اي بانو بفهم و به زنان ديگر كه در انتظارت هستند اعلان كن ، به راستي نيكو شوهرداري كردن و رضايت او براي خواستن و پيرو نظرات و م وافق او بودن ، معادل تمام اينهاست (كه براي مردان شمردي) آن زن (با شنيدن اين پاسخ از محضر رسول خدا (ص) برگشت و زبانش گويا به تسبيح و تقديس (حق) بود تا به زنان قومش رسيد.

دومين وظيفه زن

وجود زن از اين امتياز عالي برخوردار است كه جايگاه پرورش موجودي است كه پس از طي مراحل رشد، روح الهي در او دميده مي‌شود و بر اساس اين امتياز عالي عقل و شرع وظيفه و مسئوليت سنگيني را به عهده زن گذاشته است. مسئوليتي كه اثر مثبت آن به نحو مستقيم به موجود در رحم مي‌رسد و غير مستقيم در شئون اجتماعي ظاهر مي‌شود. ابتداء به مسئوليت زن در اين مورد اشاره مي كنيم و آنگاه به اثر مثبت مستقيم و غير مستقيم آن خواهيم پرداخت.

وظيفه زن در ساختار كودك

ازدواج مرد با زن فقط براي اطفاء شهوت حيواني نيست. چنانكه غرض منحصر به توليد مثل نمي‌شود. انسان در اعمال و بكارگيري هر استعداد و غريزه‌اي علاوه بر ارضاء خواسته آن غريزه، فطرت و فعليت استعدادها بايد توجه لازم بلكه كافي را به ديگر خواسته‌هاي موجود در نفس انسان بخصوص مرتبه انساني (كه خواسته آن در رأس همه خواسته‌ها است) دشته باشد. به همين جهت در مسأله ازدواج علاوه بر پاسخگويي به خواسته شهواني و بقاء نوع بايد به خواسته انساني نفس در اعمال غريزه جنسي توجه شود.  و آنچه انسان را در بكارگيري غريزه جنسي ممتاز از حيوانها قرار مي‌دهد، دخالت مرتبه انساني در كيفيت ارضاء شهوت و رشد و تكامل جنين در رحم است و دخالت مرتبه انساني عبارت از انجام دستورات عقلي و ديني در مسأله ازدواج و توليد مثل است . و هدف از اين دخالت همانا ايجاد زمينه و سرعت بخشيدن به تحقق غرض از خلقت انسان است. و غرض از خلقت تسبيح و تقدس خداي متعال و نشانه اسماء و صفات او بودن و شدن است.

از امام صادق (ع) است كه فرمودند : وقتي حضرت يوسف (ع) برادرش را ملاقات كرد گفت اي برادر چگونه شد كه بعد از من ازدواج نمودي و زن گرفتي پس بنيامين به برادش يوسف (ع) گفت :

«ان ابي امرني فقال : ان استطعت ان تكون لك ذريه تثقل الارض بالتسبيح فافعل» .

همانا پدر مرا امر به ازدواج كرد و فرمود : اگر استطاعت و توانايي داري كه داراي فرزنداني باش كه زمين را به تسبيح (خدا) سنگين كنند پس ازدواج كن .

و بر همين اساس رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند :

« ما يمنع المؤمن ان يتخذ اهلا لعل الله يرزقه نسمه تثقل الارض بلا أله الا الله» .

چه چيز مانع مؤمن است كه همسري را برگزيند شايد خدا فرزنداني را روزي او گرداند كه زمين را به لا الا الله (شعار توحيد) سنگين كنند (تا نشر توحيد در جامعه دهند) .

اگر محصول ازدواج و تشكيل خانواده فرزند يا فرزنداني باشد كه با انديشه و عمل، مروج توحيد، باكي، صداقت و عزت انساني باشند غرض و هدف انساني ازدواج تحقق مي يابد . در غير اين صورت ازدواج محصور در اطفاء غريزه شهوت و توليد مثل خواهد شد. و امتيازي با ساير حيوانها وجود نخواهد داشت. زن علاوه بر حفظ مسئوليتهاي قبلي، مسئوليت جديد را كه حراست از كيفيت رشد و نمو جنين در رحم است، با دقت به انجام رساند و به عبارت ديگر رحم را محيط امن و سلامت روحي و جسمي موجود مستقر در آن قرار دهد. براي ايجاد چنين جايگاهي رعايت مسائلي از جمله تغذيه حلال ضروري است .

تغذيه حلال

آن چنانكه از روايات اسلامي استفاده مي‌شود غذاي حلال و رويش بدن از حلال يكي از پراهميت‌ترين نقش را در سعادت انسان دارد چنانكه غذاي حرام و رويش بدن از آن بدترين اثر منفي را در نفس مي‌گذارد. و شرطي قوي جهت شقاوت است.  و به جهت همين نقش اساسي حلال است كه افضل عبادات شمرده است.

«العباده سبعون جزء افضلها طلب الحلال» : عبادت ، هفتاد جزء است بهترين آن طلب حلال است.

طلب حلال عبادت است ، عبادتي كه در شعاع آن اوامر بسياري انجام گرفته و نواهي بسيار نيز ترك شده است، زيرا درآمد حلال مستلزم اين است كه دستورات عقل و شرع كاملاً رعايت شود. روي اين اساس غذاي حلال غالباً آميخته با درستكاري، امانتداري، عدالت، و احيانا رضايت خدا است. و نيز غالباً  آميخته با ترك دروغ، خيانت و مكر و حيله و همراه نبودن سخط خداوند است. بنابراين در بطن اين عبادت عبادات بسياري است. لقمه حلال جوهره افعال شايسته و نيتي انساني مي باشد و به همين جهت اثر معنوي خود را بر رويش بدن و استعدادها و غرايز مي گذارد و اعضاء و جوارح روئيده از حلال مايل به حلال خواهد بود.

زن در هنگام حاملگي چنانچه اين امر مهم را رعايت كند و مرد خانه با تهيه غذاي حلال زن را در اين امر ياري كند نه تنها جسم كودك رشد سالم مادي خواهد داشت كه رحم ظرف ظهور استعدادي سعادت در كودك خواهد شد. و در واقع زن با انجام وظيفه، قلبي نوراني پيدا مي كند و كودكي كه در دامن چنين خانمي پرورش يابد از رشد نوراني در استعدادها و مراتب نفس برخوردار خواهد بود.

رسول خدا (ص) فرمود :

« من اكل الحلال اربعين يوم نور الله قلبه» :

كسي كه چهل روز از حلال تغذيه كند خداوند قلبش را نوراني مي كند .

علاوه بر مسأله تغذيه حلال، رعايت بهداشت تن و روان ، نيت سالم، مجامعت در وقت و زمان مناسب، ياري جستن از خدا ، به ياد خدا بودن و ادامه بر فضائل در انديشه و عمل و دوري از محرمات براي ظهور فعلي محصول انساني در رحم از سوي زن بايد رعايت شود آنچه بيان شد اجمالي بود از نقش تعليمي و تربيتي زن ، آميد آن كه زنان جامعه با حفظ عفت و شرف خود مادران شايسته‌اي براي فرزندان خود باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 2:15  توسط بصیر  | 

مناسب دیدم متن زیبای جزوه تعليم و تربيت و زن از انتشارات موسسه در راه حق را به طور کامل برایتان بیاورم امید که مورد استفاده قرار بگیرد:

مقدمه

تعليم و تربيت كه از پراهميت‌ترين مسائل اجتماعي بشر است، و هر قشر و گروه و صنفي در حل اين مسأله خود را بايد سهيم بداند. سهم زن در اين معضله اجتماعي تا چه حد است.

به عبارت ديگر زن چه اندازه نقش در تعليم و تربيت فرد و اجتماع دارد. جايگاه او در نظام تعليمي و تربيتي بشر چيست؟ به پاسخ اين سئوال از ديدگاه اسلام مي‌نشينيم.

بيان يك قانون

محصول هر پديده و بهره رساني او در نظام طبيعت معلول ارزش وجودي و ظهور فعلي استعدادهاي اوست در نظام طبيعت هر قدر استعدادها قوي‌تر و ظهور فعلي آنها بيشتر باشد، آن موجود كمال يافته‌تر و بهره‌رساني او به ديگران بيشتر خواهد بود. با توجه به اين موضوع ابتدا به موقعيت تكويني زن پرداخته و پس از آشنايي با ارزش وجودي و استعدادهاي موجود در او به بررسي جايگاه زن در نظام تعليمي و تربيتي خواهيم نشست و سهم و حد بهره‌دهي او را مشخص خواهيم ساخت .

موقعيت تكويني زن

طبق بيان قرآن خداوند متعال آدم را آفريد و از او حوا را ـ به عنوان همسرش ـ خلق كرد و از آن دو انسانهاي بسياري را در زمين پديد آورد و پراكنده ساخت.(نساء/1) زن به عنوان انسان، مكلف به انجام اوامر الهي و ترك نواهي از جانب خدا مي باشد. مكلف بودنش نشانه اينست كه موجودي مسئول، مختار، عاقل و داراي اراده است، به خود واگذاشته نشده و بايد طبق مقررات و ضوابط الهي و عقلي بينديشد و عمل نمايد. سعادت و كمال فعلي او در شناخت مسئوليت و وظيفه شرعي، عقلي، اجتماعي و عمل به آنها است چنانكه انحطاط او در خروج از مسير ضوابط عقلي، انساني و شرعي مي باشد . زن در انجام وظيفه انساني و الهي هيچ تفاوتي با مرد ندارد.

« و ما كان لمومن و لا مومنه اذا قضي الله و رسوله امرا ان يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد فضل ضلالا مبينا» (احزاب/36): هيچ زن و مرد مومني را رد كاري كه خدا و رسول حكم كنند، اختياري نيست (كه در قبال آنها اظهاررأي كنند) و هر كس خدا و رسول را نافرماني كند، در گمراهي آشكار افتاده است.

زنان چون مردان بايد بر امور عبادي قيام كنند تا مشمول مغفرت و پاداش عظيم الهي قرار گيرند: « ان المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيراً و الذاكرات اعدالله لهم مغفره و اجراً عظيما» (احزاب/35): به راستي كه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن مردان و زنان اهل طاعت، مردان و زنان راستگوي، مردان و زنان صابر، مردان و زنان خاشع، مردان و زنان زكات و صدقه بده و مسكين نواز، مردان و زنان روزه‌دار، مردان و زنان با حفاظ و خوددار از تمايلات و شهوات حرام و مردان و زناني كه ياد خدا بسيار مي‌كنند، خدا براي همه آنها مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است. زن داراي همان ارزش وجودي است كه مرد دارد و آن ارزشي فوق ارزشي مادي، نباتي و حيواني است . ارزشي بسيار معنوي وبزرگ كه در كلام خداي متعال (و نفخت فيه من روحي، تبارك الله احسن الخالقين) جلوه كرده است.

زن علاوه بر موقعيت تكويني در مرتبه انساني داراي موقعيت تكويني در مرتبه جسماني و حيواني است كه تفاوتهايي با مرد دارد و به لحاظ اين تفاوت، طبيعت و عقل و دين وظيفه‌اي جدا از وظيفه مرد بر عهده زن گذاشته، وظيفه‌اي كه هرگز مرد قادر به پذيرش و انجام آن نيست و هيچ قدرتي قادر به تبديل آن نمي‌باشد و همانگونه كه تساوي زن و مرد در موقعيت تكويني در مرتبه جسماني و حيواني امري محال مي‌باشد، تساوي آن دو در مسئوليت‌پذيري و تكليف و داشتن وظيفه به لحاظ اين موقعيت تكويني امري محال است.

زن به مقتضاي ساختمان جسماني قابليت يافته تا موجودي از نوع انسان در او رشد يابد و اين تفاوت بارزي است بين مرد و زن ، البته تفاوتهاي جسماني و احياناً روحي موقعيت تكويني و ارزش وجودي زن را نسبت به مرد پايين نمي آورد ، فقط در مسئوليت پذيري اجتماعي و فردي تأثير مي‌گذارد. زن به عنوان انسان و موجودي عاقل از موقعيت تكويني عالي انساني برخوردار است . و با توجه به ساختمان روحي و جسماني خويش كه لازمه ذاتي اوست داراي مسئوليت پذيري خاصي مي باشد . بهره رساني زن به لحاظ موقعيت انساني‌اش ـ كه ارزش وجودي او را تشكيل مي‌دهد ـ به خودش و اجتماع بايد انساني باشد و براي اين بهره‌رساني بايد مسئوليتي مطابق با وضع روحي و جسماني‌اش بپذيرد. و بهره‌دهي تعليمي و تربيتي زن ، وقتي ممكن است كه برخورد نظام جامعه با زن هماهنگ با موقعيت تكويني و ارزش وجودي او باشد . در غير اين صورت نه تنها شخصيت زن ناديده گرفته خواهد شد بلكه زن عاملي عليه اصلاح و تهذيب اخلاق جامعه خواهد گشت .

اسلام با توجه به ارزش وجودي و موقعيت تكويني زن او را در تربيت اخلاق جامعه مسئول و مكلف قرار داده است.

لازم به بيان است كه مسئول تربيتي جامعه فقط به عهده يك مربي تربيتي و اخلاقي و يك واعظ و يك عالم ديني نيست بلكه هر شخصي به اقتضاي اين كه در اجتماع زندگي مي‌كند مسئول تربيت اخلاقي محيط و مردم است. زندگي اجتماعي در بر دارنده چنين مسئوليتي نيز هست و اين مسئوليت شرط زماني و مكاني خاصي ندارد. فرد در هر شرايط سني، زماني و مكاني ملزم به رعايت آن است. با توجه به بيان فوق به بررسي مسئوليت تربيتي اخلاقي زن تحت عناوين ذيل مي پردازيم:

الف : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن قبل از ازدواج

ب : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن هنگام ازدواج

ج : مسئوليت تربيتي اخلاقي زن بعد از ازدواج

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن قبل از ازدواج

زن قبل از ازدواج به عنوان دختر و فرزند خانواده در كنار پدر و مادر و ديگر اعضاء زندگي مي‌كند مسئوليت تربيتي اخلاقي او در اين دوره از زندگي چيست ؟ زندگي او در خانه مي تواند دو جنبه داشته باشد :

1 ـ زندگي او براي خود .

2 ـ زندگي او براي ديگران .

با توجه به اين دو جنبه در زندگي دو مسئوليت دارد .

1 ـ مسئوليت در برابر خود .

2 ـ مسئوليت در برابر ديگران .

زندگي هر شخصي براي ديگران وقتي مفيد و پرثمر است كه زندگي براي خود همراه با تربيت اخلاقي صحيح باشد و زن آنگاه قادر خواهد شد، مسئوليت خويش را در تربيت اخلاقي جامعه به انجام برساند كه به مسئوليت عقلي ، ديني و انساني در برابر خود عمل كرده باشد.

مسئوليت زن در برابر خود

انجام هر وظيفه و مسئوليتي در شعاع علم و آگاهي و پيدا كردن اراده‌اي محكم و انساني ممكن است. به همين جهت آگاهي و پيدا كردن اراده‌اي محكم و انساني ممكن است . به همين جهت آگاهي و آموختن مسائل ضروري و داشتن شناخت لازم و صحيح از خود و دنياي اطراف خود اولين وظيفه اوست. او با آگاهي لازم به موقعيت وجودي و تكويني خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بعد معنوي و مادي و با شناخت دنيا و فرهنگ جامعه خود توأم با اراده‌اي قوي قادر خواهد شد ، به حراست از اصيل‌ترين صفات فضيلت «حيا و عفت» بپردازد . در پرتو آن صفات سعادت دنيا و آخرتش را تأمين كند. هيچ عاملي معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست .

ظهرو فعلي اين دو صفت زيربنا و اساس حفظ عزت ، شخصيت انساني، تقواي الهي دنيداري و توجه به اصول انساني و اخلاق ديني است .

اميرالمؤمنين (ع) راجع به اين دو صفت انساني فرموده‌اند :

«الحياء مفتاح كل خير»

حيا كليد هر خوبي است .

«العفه رأس كل خير»

عفت منشأ هر خيري است .

با اين كه عفت منشأ هر عمل شايسته است . ولي صفتي است كه ثمره حيات ميباشد .

«ثمره الحياء العفه»

ميوه حيا، عفت است .

و دربارة ثمره عفت فرمود :

«ثمره العفه الصيانه»

ثمره عفت صيانت (و نگهداري نفس از رذايل) است.

زن با ظهور فعلي حيا و عفت شرط لازم تربيت اخلاق ديني را در خود ايجاد كرده و به پيامهاي عقل و اخلاق ديني گوش ميدهد و نفس خويش را از هوسهاي شيطاني دور ساخته  واز افعال زشت مصون مي‌دارد.

علي (ع) فرمود :

«الحياء يصد عن فعل القبيح»

حيا (شخص را) از انجام كار زشت باز مي دارد .

«العفاف يصون النفس و ينزهها عن الدنايا»

عفت نفس را (از گناه) حفظ كرده و آن را از پستي‌ها پاك مي گرداند آنچه در آن حيا نيست در بيان قول حق و عمل به حق است .

«من استحيي من قول الحق فهو احمق».

كسي كه از (بيان) قول حق حيا كند ، او احمق است .

زن با دوري از هوسهاي شيطاني در شعاع ايمان به خدا و داشتن حيا و عفت ، فرصتها را در  فراگيري هنرهايي كه شايسته مقام والاي انساني اوست ، خواهد گذراند . و با فعليت آنها از آلودگيهاي اخلاقي كه دامنگير بسياري از زنان در هنگام بيكاري مي‌شود، در امان خواهد ماند. و وقت را در نمايش و ظهور هنرهاي زيبا به پايان خواهد برد .

چنين زني داراي خير بسيار است و بيان امام صادق (ع) فرمود : «اكثر الخير في النساء»

حمل بر چنين زناني مي شود . خير ، كثير در زني است كه در شعاع حيا و عفت به صفات زيباي اخلاقي تجهيز شده باشد و هنرهاي زيبا (مورد تأييد عقل و دين) در او ظهور فعلي يافته باشد . در غير اين صورت از زن جز شر صادر نخواهد شد . يك موجود بي‌حيا و بي عفت و دور از فضايل انساني هر چند هم داراي هنري خوب و پسنديده باشد به مسئوليت تربيت اخلاقي كه در شأن انسان است، عمل نكرده است .

مسئوليت در برابر ديگران

آنگاه كه زن به وظيفه تربيت اخلاقي در برابر خود عمل كرد . عالي‌ترين ، خدمت تربيتي اخلاقي را در قبال اجتماع خود انجام داده است. بزرگترين و بهترين ثمره اين خدمت بعد از ازدواج ظاهر مي‌شود كه به بررسي آن خواهيم نشست . او با حفاظ عفت و حيا هرگز عامل شيطان در گمراهي جوانان و فساد اخلاقي و محرك شهواني نخواهد شد . چه بسيار از زناني كه با نداشتن حيا و عفت لازم نه تنها حيثيت و شخصيت انساني خود را قرباني هوسهاي شهرواني كردند بلكه با ورود به خيابان و مراكز عمومي باعث تحريك شهواني جوانان شده و روح ايمان و تقوا و عظمت انساني را در آنان نيز نابود ساختند و با ايجاد فساد اخلاقي بزرگترين خيانت را به جامعه و مردم كردند . چنين زناني مورد لعن و نفرين هستند.

رسول خدا (ص) فرمود :

«اي امراه تطيبت و خرجت من بيتها فهي تلعن حتي ترجع الي بيتها متي ما رجعت» .

هر زني كه عطر زند و از خانه‌اش خارج شود مورد نفرين و لعن است تا زماني كه به خانه‌اش بر گردد.

استمعال عطر در هنگام خروج از خانه نمودار آرايشي است و عرضه شهواني را در بر دارد .

زن با حجاب ، عفيف و داراي حيا با وقار و متانت خويش پاسدار حرم عزت، شرف و انسانيت خانواده و اجتماع خويش است . او با هنرهاي زيبايي كه فرا گرفته و با عفت و حيا توأم است ، مسئوليت علمي ، تربيتي و ... خود را در برابر جامعه انجام مي رساند ، و ناشر حياء و عفت محيط مي شود .

عالي‌ترين خدمت به جامعه از سوي زن اين است كه قبل از ازدواج خودش را براي پرورش انسانهاي بلندمرتبه ـ كه بعد از ازدواج به آن خواهد پرداخت ـ آماده كند . و با پرورش انسانهاي مؤمن عامل نشر ايمان و كلمه توحيد و اخلاق انساني باشد و چنين خدمتي فقط در شعاع حيا، عفت و تزكيه نفس ممكن است.

مسئوليت تربيتي اخلاقي زن هنگام ازدواج

مسأله ازدواج مرد و زن بالاتر از آن چيزي است كه در ميان موجودات ديگر مشاهده مي‌شود اطفاء شهوت در بين موجوداتي مانند حيوانات فقط براي ارضاء شهوت و بقاء نوع است .

و به همين جهت هيچ قيد و شرطي در ارضاء شهوت و توليد مثل در حيوانات وجود ندارد، آنها صرفاً محكوم قانون غريزي هستند . ولي در انسان چنين نيست . ازدواج مرد و زن در اجتماع انسانها داراي دو جهت است :

1 ـ اطفاء شهوت و توليد مثل .

2 ـ رعايت مسائل ديني و معنوي در ازدواج و توليد مثل است .

بقاء نوع فقط براي ماندن نسل انسان ، بلكه ماندن نوع انسان براي ادامه دينداري و تحقق وابستگي ارادي به خداي متعال، و براي ظهور چنين كيفيتي فقط به ارضاء شهوت و فرزند‌دار شدن، انديشيدن كافي نيست، بلكه آنچه دخالت اساسي در ظهور فعلي آن كيفيت دارد، تهذيب نقش پدر و مادر در جميع ابعاد نفس و داشتن حسن خلق و مكارم اخلاق است . البته پس از آن كه نطفه در جايگاه خاص رشد خود قرار گرفت. بيشترين مسئوليت بلكه مسئوليت بر عهده زن قرار مي گيرد ، زيرا قبل از استقرار نطفه در جايگاه خاص رشد، مرد و زن هر دو به طور مساوي مسئولند. لكن بعد از استقرار رابطه مستقيم با رشد را زن به عهده مي‌گيرد .

وجود زن جايگاه رشد و پرورش محصولي است كه روح الهي در او دميده مي شود ، به همين جهت مزرعه وجود او هر قدر آماده‌تر ، پاكتر و قابليت بيشتري داشته باشد . ظهور فعلي روح الهي و فطرتهاي انساني در او قوي‌تر خواهد بود چنانكه اكر محيط پرورش (وجود زن) آلوده به رذايل باشد و حاكم بر رفتار و انديشه زن و چنين موجود در رحم ، نفس اماره باشد ظهور روح الهي و فطرتهاي انساني در او ضعيف و گرايشهاي منفي در او قوي خواهند بود . بنابراين زن هنگام ازدواج بايد به اين مسأله اصلي (كه ملازم با ازدواج است) توجه لازم و كافي را داشته باشد . اولاً وجود خويش را آماده براي شكوفايي چنين محصولي ببيند و ثانياً در انتخاب شوهر اصل تقوا ، ايمان و راستي را رعايت كند . چنين زني از خوبي بسيار براي خود و جامعه و نظام الهي برخوردار خواهد بود . از امام صادق (ع) نقل شده كه مي فرمود :

«اكثر الخير في النساء» بيشترين خير و خوبي در زنان است . فهم اين روايت آنگاه حاصل مي‌شود كه نقش تربيتي اخلاقي زن را در اجتماع بشري مورد نظر و دقت قرار دهيم ، و به مسئوليت تربيتي او آشنا شويم .

آنگاه كه زن وجودش را براي پرورش يك انسان بلند مرتبه آماده كند و با مردي همشأن خود در راستي و ديانت ازدواج كند . وجودش منشأ آن چنان خير و بركتي خواهد بود كه با هيچ خيري قابل مقايسه نخواهد بود زيرا پروراندن انسان الهي خير نهايي آفرينش جهان است .

و او وجودش را براي خير نهايي مهيا و آماده ساخته است . البته به ثمره نشستن اين خير نهايي در وجود زن شرط ديگري هم دارد و آن ازدواج با مردي ديندار و داراي اخلاقي پسنديده و الهي ، زن در هنگام ازدواج بايد به اين شرط عمل كند تا مسئوليت تربيتي اخلاقي خويش را هنگام ازدواج به انجام رساند . رسول خدا (ص) فرمود :

« ... اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه الا تفعلوه تكن فتنه في الارض و فساد كبير»

يعني : «آن زماني كه فردي براي خواستگاري به نزد شما آمد و اخلاق و دينش مورد رضايت شماست پس او را به ازدواج در آوريد . ترك اين كار سبب فتنه در زمين و فسادي بزرگ مي‌شود.»

توضيح اينكه ازدواج زن و مرد از چند حالت خارج نيست :

1 ـ ازدواج زن صالحه با مرد صالح .

2 ـ ازدوج زن فاسد با مرد فاسد .

3 ـ ازدواج مرد صالح با زن فاسد .

4 ـ ازدواج زن صالحه با مرد فاسد .

اگر جامعه متشكل از خانواده‌هايي باشد كه حالت او را دارند آن جامعه صالح و دور از فتنه و فساد خواهد بود و اين حالت مطلوب اسلام است .

اما جامعه تشكيل شده از خانواده‌هايي كه در مسأله ازدواج ، حالت دوم را دارند . (مرد و زن هر دو فاسدند) چنين جامعه‌اي بر بنيان فتنه و فساد است . و غالب فرزندان ظهور يافته در دامان چنين مرد و زني محكوم به فساد اخلاقي و تربيتي هستند .

اما در حالت سوم (ازدواج مرد صالح با زن فاسد) ممكن است زن محكوم اخلاق انساني مرد شود و ممكن است مرد محكوم اخلاق فاسد زن گردد ، چنين خانواده‌اي در صورت دوم سبب فساد در جامعه خواهد شد. و در حالت چهارم نيز اگر مرد تحت تأثير اخلاق انساني و ديني زن قرار گيرد جامعه از فساد آنها در امان خواهد بود و اگر عكس شود و زن پاكي و ديانت خويش را محكوم مرد فاسد قرار دهد ، كانون فساد در اجتماع خواهند شد.

جمله «الا تفعوه تكن فتنه في الارض و فساد كبير» شايد اشاره دارد به حالت دوم و حالت سوم و چهارم در صورتي كه اثر مرد بر زن يا زن بر مرد منفي باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 2:11  توسط بصیر  |