تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات

 آياتي وجود دارد که براي برخي شبهاتي به وجود آورده و برخي با سوء استفاده از ظاهر اين آيات و بدون توجه به شان نزول و باطن و حقيقت اين قبيل آيات، کم اطلاعان را به شبهه انداخته اند:

1. سوره فتح: «انا فتحنا لک فتحا مبينا. ليغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر» یعنی:«ما تو را پيروزى بخشيديم، پيروزى درخشانى. تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد.» (سوره فتح/آيه2)

 ابتدا براي روشن شدن مطلب، بايد دانست که

 مقصود از «لِّيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ» چيست؟

مفسرين اهل سنت از آنجا که قائل به عصمت انبياء نيستند،آيه فوق را  حمل بر ظاهر نموده و مي گويند پس از اين فتح بزرگ،گناهان گذشته آينده پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم بخشيده مي شود.

ولکن از آنجا که اماميه قائل به عصمت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مي باشد،دست به تأويل اين آيه مي زنند و نظرات متفاوتي را ارائه مي دهند :

الف- عده اي معتقدند که مراد از «مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ»(گناهان گذشته)، گناهان پدر و مادر حضرت (آدم و حوا) است و مراد از مغفرت «مَا تَأَخَّرَ»(گناهان آينده)،آمرزش گناهان امت بوسيله دعاي آن جناب است.

ب- اين کلام،گفتاري است بر حسب فرض؛هر چند از نظر سياق به نظر مي رسد کلامي تحقيقي باشد نه فرضي.در اين صورت معنايش اين است که:تا خدا گناهان قديمي و آينده ات را،اگر گناهي داشته باشي،بيامرزد......بقیه را در ادامه مطلب بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:37  توسط بصیر  | 

 عصمت در اعتقادات

پيامبر اسلام قبل از بعثت و در ميان مردم مشرک عربستان از چه دينى پيروى مى کرده است؟

 

همه فرقه هاى مسلمان، جز شمار اندکى از آنان، بر اين باورند که پيامبران الهى پيش از آن که به رسالت برگزيده شوند، موحّد و خدا پرست بوده و انديشه خود را به شرک نيالوده اند. رشد و پرورش در دامان مادرانى پاک دامن و پدرانى درستکار، يکى از زمينه هاى فراهم آمدن چنين ايمانى است: «پس آنان را در بهترين وديعت جاى به امانت سپرد و در نيکوترين قرارگاه مستقر کرد، از پشتى به پشت ديگرش داد، همگى بزرگوار و زهدان هايى پاک و بى عيب و عار.»

درباره دين پيامبر گرامى اسلام پيش از نبوت، ديدگاههاى گوناگونى پديد آمده و گزينه هايى همچون يهوديت، مسيحيت، دين حنيف (شريعت حضرت ابراهيم عليه السلام) و دين اسلام مطرح شده است; اما آن چه ترديدى را بر نمى تابد، يکتا پرستى آن حضرت و بيزارى وى از بت ها است. بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:34  توسط بصیر  | 

متن آیه:

«اِنَّما يُريدُ الله لِيُذهِبَ عَنکُمُ الرِجسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرَکُم تَطهيراً» يعني: «همانا خداوند فقط مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را قطعا پاکيزه سازد.» سوره احزاب/ قسمتي از آيه33 (معروف به آيه تطهير)

از آنجا که در اين آيه منحصرا گروهي پاک و منزه از هر آلودگي (از جمله هرگناهي) معرفي شده اند، پاسخ به اين پرسش که آنها کيستند، بسيار نجات بخش و راهگشا خواهد بود. قبل از هر قضاوتي به بررسي ساختار اين آيه مي پردازيم:به طور کلي، آيه تطهير از11 کلمه مختلف تشکيل شده است، ولي ما در اين قسمت براي رعايت اختصار، به جاي بررسي تک تک کلمات به صورت مجزا، سعي مي کنيم تا کلمات را تا حد امکان در قالب عبارات مورد بررسي قرار دهيم. لذا اين11 کلمه را در پنج بخش مجزا بررسي مي کنيم. ضمنا سعي ما اين است به بررسي آن مقدار از معاني كلمات اکتفا كنيم كه لازم و ضروري به نظر مي رسد و بيشترين نقش را در درک درست آيه دارد.
اِنَّما:
همان گونه كه مي دانيم، آيه تطهير با "انما" شروع مي شود. ...بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:32  توسط بصیر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان عزیز! مرا می بخشید که مدتی به دلیل مسافرت و مشغله های مختلف، نتوانستم در خدمت شما باشم. با توجه به بحث ها و اشکالاتی که برخی به «عصمت» داشته اند، تصمیم گرفتم بحث نسبتا مفصلی را آماده کنم و برای شما ارائه کنم. دوستان عزیز! این بحث ها دقیق و عمیق هستند و انتظاری که از شما دارم، این است که با دقت و تامل مسیر بحث ها را دنبال کنید. در این بحث ها سعی کرده ام که از منابع مختلف و نظرات متعدد علما و اندیشمندان مسلمان و ادله گوناگون بهره جویم تا استحکام بیشتری به بحث داده باشم و بنا بر خلاصه نویسی بوده است و این می طلبد که دقت شما در فهم دلایل عقلی بالاتر رود. امیدوارم که شما هم در استغنای بحث مرا یاری رسانید و اشکالاتم را به من هدیه دهید. بحث بسیار مهم «عصمت» اکنون محل تهاجم جدیِ برخی، علیه دین شده است و نیاز است که در مسیر تبیین این بحث روشن، بیشتر تلاش کنیم.

 

تعريف عصمت

قرآن کریم و مسلمین قائل به عصمت انبياء از صغاير وكبائر هستند و آنها را از معصيت به دور مي دانند قبل از نبوت و بعد از آن چه عمدي و چه سهوي و از هر رذيلت ومنقصتي دور هستند. عصمت موهبتي الهي كه باعث مي شود خطا و نسياني نباشد وگناه و معصيتي ايجاد نگردد.(دلائل الصدق ج1 ص 368)  البته عصمت پیامبران و متون آسمانی در برخی ادیان دیگر  مانند مسیحیت و یهودیت هم وارد شده است که به جای خود بحث هایی داشته است. شیعه با استناد به برخی ایات قرآن و ادله عقلی قائل به عصمت ائمه هم می باشد.

به عبارت ديگر عصمت يعني مصونيت از گناه و اشتباه؛ يعني پيامبران نه تحت تأثير هواهاي نفساني قرار مي گيرند و مرتکب گناه مي شوند و نه در کار خود دچار خطا و اشتباه مي شوند. عصمت يک حالت راسخ در نفس معصوم و يا يک ملکه نفساني است که آثار ويژه اي دارد که هرگز از آن جدا نمي شود. (منشور جاويد،آيه الله جعفر سبحاني، ج5، ص12 به نقل از تفسير الميزان علامه طباطبايي، ج 2، ص 142) معصوم در پرتو حالت کاملي از تقوا و پاکدامني که در نفس و روان او راسخ و پابرجا مي باشد، به پايه اي مي رسد که پيوسته عصيان و خلاف کاري را از محيط زندگي طرد کرده و ساحت خود را از گناه و لغزش پاک نگه مي دارد. (منشور جاويد،آيه الله جعفر سبحاني، ج5، ص12)
راز عصمت انبیا

همانطور که ما حتی اگر احتمال معقول بدهیم که در کیسه در بسته ای عقرب یا مار زهرآگینی وجود دارد، قبل از وارسی و چشم بسته هرگز دست در آن کیسه نمی کنیم، انبای الهی هم که در اوج دانش و بصیرت نسبت به عواقب سوء کردارهای ناپسند و گناهان هستند و از صفای باطن حداکثری هم بهره مند هستند هرگز پا در مسیر خطا نمی گذارند و با اراده محکم خود، زهر گناه را نمی آشامند و از سم آلودگیِ بی تقوایی نمی خورند. به همین دلیل واضح است که حتی بسیاری از اولیای الهی غیررسول  و غیرامام هم، به درجاتی نزدیکِ عصمتِ تام رسیده اند. (آموزش عقاید، آیه الله مصباح یزدی، درس25)  مثال مشهور چنین است که عصمت و پرهیز از گناه به مانند  این است که هیچ عاقلی حتی هوس خوردن مدفوع را هم نمی کند، چه رسد به اینکه ان را بخورد؛ اولیای الهی هم همینطور، حتی فکر گناه و الودگی را هم به خود راه نمی دهند. در عصمت از اشتباهات غیرعمد هم موهبت الهی باعث می شود که آنان جزء مخلَصین(خالص شدگان) قرار گیرند و مصون از خطا شوند.در این باره هم، به طور کامل و مفصل در بحث های عقلی و نقلی زیر دلیل آورده ایم.

دلائل عقلي عصمت

نكته: دليل عصمت نمي تواند شرعي محض باشد چون ممكن است آن دليل با خطا وسهو از پيامبر صادر شده باشد و دور وتسلسل لازم مي آيد. پس ابتدا چند دليل عقلي(برون ديني) بر لزوم عصمت انبياء مي آوريم:

1. نقض غرض: اگر پيامبر معصوم نمي بود نقض غرض لازم مي آمد و خدا هم نقض غرض نمي کند چرا که حکيم و عليم است. توضيح اين دليل چنين است:مقصود از فرستادن انبیا و رسل چيست؟ ارشاد مردم كه به سوي مصلحت هاي واقعي بروند و از مفسده هاي واقعي دور شوند ومقدمه چيني براي تربيت وتزكيه مردم براي اينكه آنها به كمال انسانيت برسند؛حال اگر قرار بود انبياء خلاف آنچه گفته اند انجام دهند ارشادي واقع نمي شد وتربيتي واقع نمي گرديد.
به عبارت ديگر: اگر مردم احتمال كذب در انبيا را بدهند اين احتمال را در اوامر و نواهي انها هم مي دادند و در نتيجه هيچ كس به آن فرامين عمل نمي كرد و اين نقض غرض بعثت بود؛ نقض غرض هم كه براي خداي حكيم محال است؛ پس عصمت وجود دارد؛ به همين دليل انبيا معصوم هستند. (تجريد الاعتقاد)
2. شكي نيست كه اگر پيامبر معصوم باشد، غرض خداوند كه ارشاد مردم است، بهتر تحقق مي يابد و رجحان دارد و چون عقلا مانعي از اين عصمت وجود ندارد، برخدا ضروري است تحقق اين عصمت والّا بر او قبيح بود؛ چون ترجيحح مرجوح لازم مي امد (یعنی ترجیح دادن چیزی که بدتر است و رجحان و برتری ندارد) که خداي حکيم چنين کاري نمي کند.  (گوهر مراد ص301)
3. كسي صلاحيت نبوت را دارد كه همه نيروهاي طبيعي وحيواني و نفساني خود را بتواند كنترل كند و كسي كه اين گونه باشد صادر شدن معصيت از او محال است، چون گناه كردن در نزد عقل قبيح است وكسي كه معصيت از او سر زند حتما يكي از قواي مذكور بر او غلبه پيدا كرده مثلا قوه غضب يا شهوت؛ پس پيامبران الهي معصومند. (انيس الموحدين ص99)
4. نبي چه قبل از نبوت وچه بعد از آن اگر گناه كند موجب تنفر مردم از خود و از صحبتهاي خود وگوش دادن مردم به آنها مي شود. مردم به صحبتهاي شخص گنه كار گوش نمي دهند ويا حد اقل دلهاي آنها آرام نمي گيرد و همچون موعظه شنيدن از شخصي كه گناهي نكرده
در اين حالت مردم سكون قلب پيدا نمي كنند از طرفي لطف بر خدا واجب است؛ پس بايد كسي را به عنوان پيامبر بياورد كه گناهي نكند. (تنزيه الانبياء ص 5-6)
5. اگر انبيا معصوم نباشند اجتماع ضدين لازم مي ايد؛ چرا كه از طرفي واجب است متابعت از گفتارها و رفتارها و تاييدات پيامبران در همه حال؛ اما اگر فرض کنيم که نبي معصوم نباشد آيا در حال معصيت او، باز هم متابعت از وي واجب است يا خير؟اگر واجب نباشد، خلف لازم مي آيد، چرا که در اينصورت براي چه انبيا آمده اند؟ واگر متابعت حتي در حال گناه هم واجب باشد، اين هم محال است؛ چرا كه عقلاً و شرعا و طبق گفته خود پيامبران ارتكاب معصيت جايز نيست. (شرح تجريد ص 217)
بیان دیگری برای دلیل 5. اگر گناهي از نبي سر زند، يا تبعيت از او واجب است يا خير؛ اگر واجب باشد، لازم مي آيد اجازه معصيت، بلكه وجوب دنباله روي از معصيت واين واضح است كه باطل مي باشد. از طرفي اگر تبعيت از آن واجب نباشد، اين منافي حكم پيامبري اوست، چون پيامبري در خود، معناي تبعيت را به همراه دارد، اين در صورتي است كه علم به خطا پيدا كنيم؛ اما در صورتي كه احتمال اين خطا را دهيم، چون درنتيجه، احتمال خطا بودن و معصيت بودن كارهاي پيامبران را مي دهيم، تبعيت از پيامبر واجب نيست واين مخالف لزوم بعثت پيامبران است.
6. پیامبران علاوه بر ابلاغ وحی به مردم وظیفه دارند که به تربیت و تذکیه مردم هم بپردازندو افراد مستعد را تا آخرین مرحله کمال انسانی برسانند. یعنی اینان علاوه بر وظیفه تعلیم و راهنمایی مردم، وظیفه دارند که مردم را تربیت و راهبری هم بکنند. یعنی آنان هم پیغامبرند هم راهبر و رهبر. از طرفی می دانیم که رفتار و اعمال مربی بیش از حرف های او اثر می گذارد و خصوصا عموم مردم چشمشان بیشتر به اعمال است و کسی که از نظر رفتار نقص ها و کمبودهایی داشته باشد، گفتارش هم تاثیر مطلوب را نمی گذارد. پس هنگامی هدف خداوند از بعثت انبیا کامل محقق می شود که پیامبرانش از هر گونه خطا و گناه و لغزشی در گفتار و کردار مصون باشند. (آموزش عقاید، آیه الله مصباح یزدی، درس25)

 

دلائل نقلي عصمت(دلایل متکی بر نقل قرآن و روایات/دلایل درون دینی)
عصمت پيامبر اکرم(ص) و پيراستگي او از خطا و اشتباه در اخذ وحي از مقام ربوبي و يا در ابلاغ رسالتي که بر عهده گرفته است به طور صريح در آيات قرآن مطرح شده است:

عصمت پيامبر اكرم اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) از دو نظر در آيات قرآن قابل بررسي است:

الف. عصمت در بيان: در اثبات اين مورد مي توان به چند آيه از قرآن استدلال کرد:

1. «وَالنَّجمِ اِذا هَوي. ما ضَلَّ صاحِبُکُم و ما غَوي. ما يَنطِقُ عَنِ الهَوي. اِن هُوَ اِلّا وَحيٌ يُوحي. عَلَّمَهُ شَديدُ القُوي... فَاَوحي اِلي عبدِهِ ما اَوحي. ما کَذَبَ الفُوادُ ما رَاَي»(سوره نجم/آيات1-11)
يعني:«سوگند به ستاره هنگامي که افول مي کند.که هرگز دوست شما [پيامبر اسلام] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است. و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد.آنچه مي گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست. آن کس که قدرت عظيمي دارد[جبرئل امين] او را تعليم داده است... در اينجا خداوند آنچه را وحي کردني بود، به بنده اش وحي نمود. قلب(پاک او) در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت
2. فَلا اُقسِمُ بِما تُبصِرونَ. اِنَّه لَقولُ رَسولٍ کريمٍ. وَ ما هُوَ بِقولِ شاعرٍ قليلاً ما تُومِنون. وَلا بِقولِ کاهِنٍ قليلاً ما تَذَکَروُنَ. تَنزيلٌ مِن رَبِّ العالَمينَ. و لَو تَقَوَّلَ عَلينا بَعضَ الاَقاويل. لَاَخَذنا مِنهُ بِاليَمينِ. ثُمَّ لَقَطَعنا مِنهُ الوَتينَ. فَما مِنكُم مِن اَحَدٍ عَنهُ حاجِزينَ. وَ اِنَّهُ لَتَذکِرَهٌ لِلمُتَقينَ. (سوره حاقّه/آيات38-45)
يعني: «سوگند به آنچه مي بينيد. وآنچه نمي بينيد. که اين قرآن گفتار رسول بزرگواري است. و گفته شاعري نيست، اما کمتر ايمان مي آوريد. و نه گفته کاهني، هرچند کمتر متذکر مي شويد. کلامي است که از سوي پروردگار عالميان نازل شده است. اگر او [پيامبر] سخني دروغ بر ما مي بست, ما او را با قدرت مي گرفتيم. سپس رگ قلبش را قطع مي کرديم. و هيچ کس از شما نمي توانست از(مجازات) او مانع شود. و آن مسلماً تذکري براي پرهيزگاران است.»
3. «سَنُقرئُکَ فَلاتَنسَي» يعني: «ما بزودي (قرآن) را بر تو مي خوانيم و هرگز فراموش نخواهي کرد.» (سوره اعلي/آيه6)

4. «اِنَّما يُريدُ الله لِيُذهِبَ عَنکُمُ الرِجسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرَکُم تَطهيراً» يعني: «خداوند مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.» (سوره احزاب/ قسمتي از آيه33 که به آيه تهير معروف است و شامل عصمت ائمه(عليهم السلام) هم مي شود.)

ب. عصمت در عمل: عصمت عملي پيامبر, اين گونه نيست كه خدا دست پيامبر را بسته باشد يا ايشان را به طور ديگري خلق كرده باشد كه ايشان از اسوه حسنه بودن مي افتند؛ بلكه خداوند به پيامبرش علم خدايي عطا فرموده (كه در اين مطلب شيعه و سني متفق القول مي باشند) و به واسطه اين علم و رسيدن به يقين با اين علم, پيامبر از خطاها و گناهان مصون بوده اند.
 1. آيات متعددي از قرآن که دستور اطاعت بي قيد و شرط از همه دعوتهاي پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) را صادر کرده، نشان از گواه قرآن بر عصمت اين شخصيت اعظم دارد. مانند آیه 63 سوره نساء که می فرماید:«وَ ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ الاّ لِیُطاعَ بِاِذنِ اللهِ» یعنی:«و هیچ رسولی را نفرستادیم مگر برای اینکه به اذن الهی از انها تبعیت شود» بنابراين با دقت در آيات متعددي از قرآن کريم و روايات ائمه(عليهم السلام) مي توان دريافت که بر عصمت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) تأکيد و تصريح شده است و اين موضوعي است که همه مؤمنان واقعي به رسول الله(صلي الله عليه و آله و سلم) بدون ترديد آن را پذيرفته اند و هيچ گاه به خود شک و ترديد راه نمي دهند.

2. این مطلب درباره سایر پیامبران خدا هم همین گونه است و همگی پیامبران الهی معصوم از گناهند. در آیه 124 سوره بقره داریم: «و َ اِذ اِبتَلی ابراهیمَ رَبُّهُ بکلِماتٍ فَاَتَمّهنَّ قالَ اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً قالَ وَ مِن ذُرّیّتی قالَ لایَنالُ عهدی للظالِمینَ» یعنی: «هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود؛ او به خوبی از عهده این آزمایش ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام وپیشوای مردم قرار دادم؛ ابراهیم عرض کرد: از دودمان من نیز [امامانی قرار بده]. خداوند فرمود پیمان من به ستم کاران نمی رسد.» دلالت این آیه بر عصمت پیامبران و  ائمه مومنین آنجنان واضح است که درترجمه آیه الله مکارم بر قرآن در اینجا داخل پرانتز ادامه می دهد:«و تنها ان دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند.» چرا که هر گونه گناهی ظلم و ستم محسوب می شود.

3. در آیه 2و3 سوره صف هم خداوند خطاب به مومنین آنها را نهی می کند که چیزی را بگویند و خود به آن عمل نکنند و پیامبران که برترین انسان ها هستندبه طریق اولی باید دارای این کمال باشند که به آن عصمت می گویند. آیات چنین است: «یا اَیُّهَا الذینَ آمَنوُا لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفعَلونَ. کَبُرَ مَقتاً عِندَاللهِ اَن تَقُولُوا مالاتَفعلونَ» یعنی:«ای مومنین! چرا چیزی را می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خداوند بسیار خشم آور است که شما چیزی را بگویی که بدان عامل نیستید.»

4. همچنین در آیه 88 سوره مبارکه هود هم می خوانیم : «قالَ یا قومِ اَرَءَیتُم اِن کُنتُ عَلی بَیِّنَهٍ مِن رَبّی وَ رَزَقَنِی مِنهُ رِزقاً حَسَناً وَ ما اُریدُ اَن اُخالِفَکُم اِلی ما اَنهاکُم عَنهُ اِن اُریدُ اِلّا الاِصلاحَ مَا استَطَعتُ وَ ما توفیقی اَلِا باللهِ علیهِ تَوَکَّلتُ وَ اِلیهِ اُنیبُ» یعنی:«[حضرت شعیب علیه السلام در مدین خطاب به قومش] گفت: ای قوم! به من بگویید هر گاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم و و رزق [و موهبت] خوبی به من داده باشد [آیا می توانم برخلاف فرمان او رفتار کنم؟!] من هرگز نمی خواهم چیزی که شما را از آن باز می دارم، خودم مرتکب شوم. من جز اصلاح –تا آنجا که توانایی دارم- نمی خواهم؛ و توفیق من جز به خدا نیست. براو توکل کردمو به سوی او باز می گردم.»

5. خداوند متعال درقران کریم فرموده که گروهی از انسانها که مخلَصَند(به فتح لام به معنای شخصی که خدا او را خالص کرده است، که با مخلِص به کسر لام به معنای شخصی که اعمالش را با نیت خالص انجام می دهد، تفاوت دارد) شیطان هم طمعی بر گمراه کردن انها ندارد. در آیات 82 و83 سوره صاد از قول شیطان امده است که «خدایا! به عزت تو سوگند که حتما فریب می دهم و اغوا می کنم همه انسان ها را به جز بندگان مخلَص تو را (که خودت انها را خلص کرده ای). طمع نداشتن ابلیس به گمراهی اینان قطعا به دلیل مصونیت الهی اینان از آلودگی گناه می باشد. در آیات 45 و 46 سوره صاد  و آیه 51 سوره مریم و آیه 24 سوره یوسف می خوانیم که پیامبران از زمره مخلَصین (به فتح لام) می باشند. (آموزش عقاید، آیه الله مصباح یزدی، درس25)

6. در نهج البلاغه نیز امیر المومنین(علیه السلام) همین مضمون را چنین می فرماید: « ای مردم! البته من – به خدا سوگند- شما را به اطاعت و فرمانبرداری ترغیب و تشویق نمی کنم، مگر آنکه خود در انجام ان بر شما سبقت و پیشی می گیرم و از هیچ نافرمانی و گناهی باز نمی دارم، مگر آنکه خود قبل از شما از آن اکتناع می نمایم.»(خطبه 174 نهج البلاغه)

نکته قابل توجه در بحث عصمت اين است که يکي از اهداف اساسي پيامبران الهي، هدايت و تربيت مردم بوده است و تحقق اين هدف در گرو شرايطي است که مهمترين آن، ايمان افراد به صدق گفتار مربي است و بدون تحقق چنين شرطي، سخن و برنامه مربي نيز تحقق نمي يابد. هر گاه عمل مربي با گفتار او مطابق باشد، طبعاً اعتماد شنونده را جلب مي کند و گرايش مردم به آن مکتب را سبب مي شود و همچنين در صورت تناقض عمل مربي با گفتار او، در عامه باعث ايجاد تنفر مي شود و گرايشي هم صورت نمي گيرد. (تفسير منشور جاويد، ج 5، ص 37-40)
بنابراين کسي که پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) را به عنوان يک فرستاده معصوم از سوي خداوند متعال بداند و اين مسأله را باور داشته باشد، در طول حيات خود و در تمام عرصه هاي زندگي به سخنان و سيره و سنت آن حضرت توجه مي کند و آن بزرگوار را به عنوان اسوه خود تلقي کرده، گام در جاي پاي ايشان مي نهد.

http://www.quranblog.blogsky.com/?PostID=98
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:28  توسط بصیر  |