عجله كه داشته باشی ترافیك سنگین شمال به جنوب خیابان ولیعصر می كشاندت به مرز جنون. می توانی از خودرو پیاده شوی، درب را محكم بكوبی و راه بیافتی در سرازیری خیابان. اما نه! چند نفس عمیق و تماشای رهگذران عاقلانه تر است. روبروی بازارچه كه می رسم سه خانم جوان را می بینم با چند ساك خرید در انتظار تاكسی. ماشین گشت ارشاد نزدیك می شود. یكی شان می رود پشت آن دو نفر با عجله. درست مثل بازی قایم باشك! و خودرو سبز و سفید ون دور می شود ، بازی تمام می شود و خانم جوان می ایستد كنار دوستانش. در همین لحظه یك پژو 206 با دو سرنشین مرد جلوی پایشان متوقف می شود. شیشه سمت چپ راننده پایین می آید و سیگار نیم سوخته ای می افتد وسط خیابان. گفتگویی صورت می گیرد و خانم ها با عصبانیت و صورتی برافروخته در جهت مخالف خودرو حركت می كنند. راننده دنده عقب می گیرد. باز هم دور می شوند و زن جوانی كه دقایقی پیش به علت پوشیدن شال حریر و تونیك كوتاه قایم شده بود پشت دوستانش، با كف صندل جلو بازش می كوبد روی چراغهای پشت خودرو.
206 دور می شود با بوقی كشدار، می خندم. گلویم می سوزد از تلخی اش.مسافربرها ظرفیت تكمیل و بدون وقفه می گذرند از مقابلشان، دو خودروی الگانس و سمند هم نیش ترمز می زنند و پس از مكثی به راهشان ادامه می دهند. مسیر باز می شود و از آنها دور می شوم اما خانم ها با من هستند هنوز ، حقیقت روحم را آزرده است و به دنبال مقصر می گردم.ترافیك میدان روان است. یك ماشین گشت مثل روزهای گذشته نبش میدان منتظر ارشاد است. سه مامور كلاه كج را می بینم و دو خانم چادری كه به نظاره عابران عجول ایستاده اند.
به راهم ادامه می دهم، نبش پارك سركوچه فرهنگسرا، دخترك نوجوانی را می بینم بوم نقاشی بدست با صورتی رنگین تر از جعبه آبرنگهایش. بلندی بلوز ارغوانی اش حتی به جیب شلوار جین اش نمی رسد. او هم منتظر تاكسی است. انگار موقع خارج شدن از منزل یادش رفته كه روپوش بپوشد. با اینكه هیچ خودرویی قصد ایجاد مزاحمت برای او را ندارد مدام لبه بلوزش را می كشد پایین. اما بلندتر نمی شود. شاید خیاط عَلم عَلم كرده است!
با شنیدن زنگ، گوشی تلفن همراهم را بر می دارم . دوستِ آن ور آبی ام بی مقدمه می پرسد: بگیر بگیره ؟ معنی سوالش را نمی فهمم و ادامه می دهد: شنیده ام طرح امنیت اجتماعی سفت و سخت در حال اجراست! دوستم خوشحال است كه هنگام خارج شدن كسی سر راهش را نمی گیرد برای ارشاد، اما من هم هیچوقت نگرانی نداشته ام! می گوید: بر خلاف شما این جا فكر و ذكر ما مد و دمده شدن نیست، هر كس هر طور كه بخواهد می پوشد با اینكه هیچیك از دوستانم حجاب ندارند اما من روسری می پوشم و كسی هم خرده نمی گیرد.
در خنكای اولین روزهای ماه مهر خون دررگهایم منجمد شده است و سرم گیج می رود. منصرف می شوم از ادامه راه ، پس از پایان مكالمه باخارج از كشور، شماره می گیرم و عذر خواهی می كنم از مصاحبه شونده ام. فهرستی از اسامی دوستان جامعه شناسم را پیش رویم می گذارم. گرچه هیچكدامشان نیستند آنجایی كه باید باشند. ترانه محمدی كارشناس ارشد تلفن همراهش را بر می دارد ... می گوید:هر چند جوانان و نوجوانان بیشتر در معرض گرایش به مدگرایی قرار دارند اما مد گراها بر اساس معنای عمل و انگیزه شان از پیروی از مد هم به چند گروه تقسیم می شوند. عده ای دنبال رو مداند برای خودنمایی و جلب نظر جنس مخالف و گروه دیگر از خرده فرهنگ های گروههای مطرود و حاشیه ای كشورهای غربی تبعیت می كنند كه این افراد در تعارض جدی با هنجارهای جامعه قرار دارند.
پیشنهاد ترانه برای حل معضل مدگرایی، توسعه امكانات تفریحی، علمی، آموزشی و پرهیز از تهاجم به هویت و شخصیت جوانان است و ادامه میدهد: تولید مدهای بومی همراه با سلیقه امروزی هم می تواند به ذائقه افراد خوش بیاید و راه نفوذ مدهای غربی در كشور را ببندد. با اینكه نمی دانم سرچشمه سلیقه، ذائقه و مد زنان جامعه ام را در كجا جستجو كنم، می دانم سلیقه، ذوق و مد اجتماعی كنونی كمتر از روی عقیده است. عقیده ای كه ریشه در اعتقاداتمان دارد و می دانم همان دخترك رنگارنگی كه برای قرار گرفتن درمركز توجه دیگران ساعتها پای آیینه می نشیند، رنج می برد از اینكه تهی است از اندیشه های ناب. رنج می برد از اینكه برای تسخیر روح دیگران مجبور است از زیبایی و جوانی اش مدد بگیرد.
می دانم كه حیاء درذات من است. جزیی از ذات من بلكه تمامی زنان در طول تاریخ است.می دانم برخلاف نظر عده ای تیپ فكری گروهی از زنان كشورم كه شده اند مخل امنیت اجتماعی، كوچكترین قرابتی با آنچه می پوشند ندارد. براستی اگر همان خانمی كه پس از قایم باشك در حفظ حرمتش و دفاع از شخصیتش چراغهای خودرو مزاحم را خرد كرد یاد بگیرد كه برای ابراز وجود و مركز توجه قرار گرفتن نیازی به ابراز جسمش نیست آیا همین امروز مد غربی را رها نخواهد كرد؟منبع مطلب:شبكه خبر- عاطفه تلقانی
سئوال : با وجود همة دلايلي كه براي حجاب فرموديد ، چرا بعضي از خانمهاي جامعه به خاطر بيحجابي، حاضرند خودكشي كنند! علت حرص شديدي كه بعضي از خانمها براي بيحجابي دارند و حجاب را براي خودشان قيدي مي دانند با همة اين مشكلات جسمي و روحي كه براي آنها ايجاد ميكند، چيست؟ انگيزه آنها به رعايت نكردن حجاب را توضيح دهيد.
خانم دكتر جلالي
من فكر مي كنم كه خانمها مي خواهند خودشان و ارزش خودشان را بيشتر ثابت كنند و براي آنها هيچ ارزشي به جز ارزش هاي ما دي و ظاهري پيدا نيست. يعني به لحاظ عاطفي احساس امنيت نميكنند و به اين مشكل ميخواهند احساس آرامش كنند.
حجت الاسلام غروي
سئوال : بد حجابي و برهنگي زنان به صورت جزئي چه آثاري در اضطراب و افسردگي آنان دارد. يعني بدحجاب چگونه اين مشكلات رواني را براي خود ايجاد مي كند. زمينههايي كه موجب افسردگي او ميشود چيست؟
خانم دكتر جلالي
يكي اين كه گفتيم خانمها نفوذپذيرتر هستند. يعني تحت تأثير محيط قرار ميگيرند. اگر حجاب را فقط يك پوشش ظاهري در نظر نگيريم كه حتي همان پوشش ظاهري هم به طرف مقابل پيام ميفرستد ، وقتي خانمها حجاب ظاهري و باطني خود را رها ميكنند، نفوذ فراواني در آنها ايجاد ميشود. يعني وحدت نفس او كه بايد وجود داشته باشد ، از بين مي رود. سر حجاب اين است كه اين نفوذپذيري از يك سو انجام شود، از سوي شوهر، آن هم شوهر خوب كه محيط خوبي را براي خانواده ايجاد ميكند تا يگانگي حاصل شود. تكثر و تعدد، اضطراب، آشفتگي و افسردگي پيش ميآورد. همان طور كه خانمها با حجاب بيشتر لطيفتر مي شوند ، خانم هايي كه حجاب را رها ميكنند، به مرور زمان مثل يك دستي كه خيلي كار سنگين با آن انجام دهند ، خشن مي شود و لطافتش را از دست مي دهد. به عنوان مثال پر ستارههايي كه تازه سر كار آمدهاند، به مريضها بيشتر و بهتر پاسخ مي دهند اما بعضي از آنها كه در آن جا زياد كار كردهاند يا به خاطر فشار كارشان ساعتها پشت سر هم كار ميكنند خوب نميتوانند پاسخ دهند ، چون تحملش را ندارند و به اصطلاح پوست كلفت شدهاند و حالت بيگانگي پيدا كردهاند ، يعني بعد معنوي و هويت خود را از دست دادهاند. معناي زندگي در لطافت ، عفت و پاسخ دادن به شوهر و بچه است. وقتي كه اين حريم را بشكنيم طبعاً افسردگي پيش ميآيد.
حجت الاسلام غروي
خانم دكتر به يك نكته ظريف رواني اشاره كردند و آن اين كه ويژگي پاسخ دهي در زن براي بهداشت رواني خانواده و بهداشت رواني خودش نقش بسيار مهمي دارد. پاسخ دهي نيز صرفاً پاسخ دهي جنسي نيست، بلكه پاسخ دهي عاطفي و جنبههاي ديگر نيز مطرح است. اگر بنا باشد اين پاسخدهي در بيرون از خانه زياد شود بخواهيم يا نخواهيم در خانه و خانواده تقليل پيدا مي كند، زيرا در خارج از خانه خيلي از پاسخها را داده است.نكته ديگر اين كه انگيزه نماياندن و به نمايش گذاشتن در خانمها بيشتر است و بالاخره بايد ارضا شود. يك وقت اين حالت در خانه و خانواده ارضا ميشود و موجب ثبات خانواده شود كه بسيار مطلوب است. اما چنان كه خانم بيرون از خانه در مقام ارضا بر آيد ، دچار وسوسه ميشود كه نكند در اين رقابت عقب بمانم. در زمان طاغوت بعضي از خانمها خودشان مي گفتند : گويا تمام تلاش ما براي بيرون از خانه است، سر را بايد ببنديم و... تا بتوانيم با ديگران رقابت لازم را داشته باشيم و ميگفتند : ما بعد از انقلاب راحت شديم.
گاهي چون در نعمت هستيم ، نميفهميم نعمت يعني چه؟ درست مثل كسي كه به اندازه لازم اكسيژن دارد، عمري تنفس ميكند و هيچ مشكلي برايش نيست ، چنين كسي نميفهمد ارزش اكسيژن چقدر است. وقتي ميفهمد كه كمبود اكسيژن داشته باشد. بسياري از نعمتها همين طور است. ما حقيقتاً چون در اين نعمت هستيم و خانمهايمان الحمدلله از نعمت حجاب برخوردارند، قدر اين نعمت را نمي دانيم.
سئوال : آيا رعايت نكردن درست پوشش براي آقايان مشكلات رواني فراهم مي كند يا خير؟
حجت الاسلام غروي
ما مردها خيلي خوب مي فهميم كه نگاه كردن يا فقدان پوشش لازم چه نقشي منفي عجيبي در بهداشت رواني انسان ايجاد مي كند. زدست ديده و دل هر دو فرياد كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
در عنفوان جواني انسان از جنبه هاي انگيزشي سطح بالايي برخوردار است. اگر بنا باشد خانمها پوشش لازم را نداشته باشند و هر جور خواستند بيرون بيايند بحران ، التهاب روحي و تشويش ذهني ايجاد ميكند، اگر جوان بتواند از اين فرصت كام جويي مي كند و اگر نتواند به مشكلات ديگري مبتلا مي شود كه امروزه جوامع بدان مبتلا هستند. اما اگر جامعه پوشيده باشد ، برخوردها سالم باشد ، پوششهاي لازم در جامعه وجود داشته باشد و از طرف ديگر انسان به دستورات ديني پايبند باشد و چشم چراني نداشته باشد اين التهابات روحي پديد نمي آيد. صحبت كردن خانمها موجب تحريك جوان و نوجوان ميشود. دكلمه خواندنهايي كه در مجالس عمومي توسط بعضي از خواهران ارايه مي شود ، قطعا اشكال درد. اين شعرهاي عرفاني كه در راديو و تلويزيون ارائه مي شود قطعا اشكال دارد. جاي ترديد نيست كه اين كار مشمول آيه «ولا تخضعون بالقول» است و موجب مي شود كساني كه مشكل دارند ، مشكلشان افزوده شود، لذا خانمها بايد در سخن گفتن خيلي توجه كنند.
خانم دكتر جلالي
مطلبي كه در روان شناسي به خلقت مرد و زن از لحاظ ژنتيك مربوط است اين است كه در زنان ژن ايكس و در مردان ژن ايگرگ وجود دارد. ايگرگ پيام ميفرستد و بدن ساختار خاص مردانه دارد. ساختار خاص مردانه چيست؟ مغز مردها آستانة تحمل پايينتري دارند. يعني زودتر پاسخ مي دهند، لذا وقتي فرد بيحجاب قرار ميگيرند، به خاطر ساختار خاص مردانه سريع تحريك مي شوند.
سئوال : روايتي است منسوب به امير المؤمنين (ع) كه رنگ سياه را مذمت كرده است و از ديدگاه روان شناسي نيز منع شده است ، پس چرا لباس حجاب اسلامي ما سياه رنگ است، آيا رنگ سياه براي زنان غم و اختلال حواس به دنبال ندارد؟
خانم دكتر جلالي
اولا حجاب به چادر و رنگ خاصي اختصاص ندارد. ثانياً چند سال پيش در روان شناسي، رنگها چيز جالبي خواندم كه وقتي انسان به يك چيز سفيد نگاه ميكند، احساس ميكند انگار آن چيز نزديكتر ميشود، اما وقتي چيز مشكي مي بيند، احساس مي كند از او دور ميشود. آن موقع ، من گفتم : چه بهتر هر وقت يك مرد من را مي بيند فكر كند كه من دارم از او دور ميشوم.
حجت الاسلام غروي
توجه به چند نكته لازم است :
نكته اول : لباس مشكي عملاً به پوشش و عفاف نزديكتر است.
نكته دوم : مگر هميشه خانمها چادر به سر دارند كه غم بگيرند؟ اين كه ميگويند : چادر مشكي باعث افسردگي مي شود براي اين است كه ما را از درون تهي كنند.
سئوال : ميان حجاب و سلامت رواني خانواده چه ارتباطي است ، يعني تأثيري كه حجاب بر مسأله بهداشت رواني و سلامت رواني خانواده مي گذارد. چيست ؟
خانم دكتر جلالي
وقتي ميگوييم كه در يك نظام بايد هماهنگي باشد ، اين هماهنگي هميشه به سوي يك جهتي است. اين هدف را عبادت مي گوييم. اگرما خانمها واقعاً هدفمان خدا باشد، ارزشهايمان رسيدن به خدا باشد و لا غير، حجاب را رعايت مي كنيم و وقتي رعايت كنيم ميفهميم كه جدا بودن از مردها و حجاب مرز كلي ميان مرد و زن است، چون خانمها وقتي بيرون ميروند ، نفوذ پذيرند. بنابراين به خانواده كه بر ميگردند، چگونه ميتوانند ارتباطي لطيفي با بچه و شوهر داشته باشند؟ وقتي زنها پوشش داشته باشند شايد آقايان براي ديدن خانمهاي خودشان حريص شوند و با يك علاقهاي به سوي خانواده بيايند و خانمها بايد براي اين كار آمادگي داشته باشند. بايد اين روحيه را داشته باشند كه كانون خانواده را بسازند. وقتي اين روحيه نيست، زندگي از طرف خالي است. آقايان مرا ببخشند ، اما به نظر من اصل كار خانواده خانم است، مردها ساپورت و پشتيباني ميكنند و شرايط را فراهم مي كنند، يعني آقايان هستند كه بايد حجاب را براي خانمهايشان بسازند. بايد تمام نگراني هاي اقتصادي از دوش خانمها برداشته شود. در قديم مادرها چگونه بودند؟ چه قدر طلاق كم بود؟ چه قدر قديمي ها از مادرشان تعريف ميكنند؟ مگر مادرها در جريان اقتصاد بودند، مگر آنها مسئوليت اقتصادي بر دوششان بود؟ آنها در عالم خودشان خوش حال و لطيف بودند و اين همان سلامتي است.
حجت الاسلام غروي
انسان براي رسيدن به تكامل خلق شده است و كمالات انسان نيز به جنبههاي معنوي و ارزشي اخلاقي او مربوط است و اين بايد در همين دنيا انجام گيرد، يعني اگر بنا بود انسان تنها روح باشد هيچ كمال و استكمالي در او راه پيدا نميكرد. انسان با اين بدن ارتباط پيدا كرده است و قوه و استعداد استكمال در او پديد آمده است. در اين دنيا بودن هزينههايي دارد. اين هزينهها را انسان زماني متحمل ميشود كه به لذتي برسد. اگر بنا بود لذتي حاصل نشود انسان زير بار مشكلات و سختيها نميرفت. در نتيجه اصولاً لذت، آن هم لذتهاي مادي اين عالم است كه انسان به خاطر آن ادامه حيات ميدهد. اين لذتها گرچه اصيل نيستند، ولي نقش بسيار مهمي دارند تا انسان بسياري از مسئوليتها را به دوش بكشد.
حقيقت اين است كه اديان آسماني تحريف نشده همين جريان را دنبال ميكنند. شواهد نشان ميدهد اسلام به همه گونه التذاذ جنسي در جامعه راضي نيست. جاي تأمين و ارضاي اين نياز خانه و خانواده است تا وظايف و مسئوليت هاي سنگين در خانه قابل تحمل باشد. اين خيلي مهم است. اگر بنا باشد در بيرون از خانه چشمها از همه جور ديدنها و هر نوع ارتباط پر شود ، در نتيجه خانه زيبايي لازم را ندارد. اختلاط مرد و زن هر چند كه پوشيده هم باشند ، عوارض منفي دارد. در يك ادارهاي كه مرد و زن با هم باشند، ولو اين كه پوشيده هم باشند، مقداري از آن نياز عاطفي را تأمين مي كند و نياز چنداني براي خانه و خانواده نميماند. بيرون از خانه اين خواسته راحت تأمين ميشود، بدون اين كه شخص مشكلاتي داشته باشد و سختيهايي را تحمل كند. لذا چنين فردي وقتي به خانه ميآيد، همسرش جاذبه لازم را ندارد.
ما روي مسأله اختلاط سخت تاكيد داريم. اعتقادمان اين است كه رابطه مرد و زن سطوح مختلفي دارد. در بعضي از سطوح خط قرمز است. در بعضي از سطوح خط قرمز نيست ، اما نارنجي رنگ است. در بعضي از سطوح خط زرد است. اين ها بايد مورد توجه قرار گيرد. اسلام بنايش بر اين است كه مرد وقتي به خانه آمد، نياز تكامل داشته باشد و زن نيز نسبت به او همين طور باشد. الان در غرب بنيان خانواده واقعاً متزلزل است. آمار به خوبي از اين مسأله حكايت مي كند.
سئوال : با توجه به اين كه خانم دكتر مسأله پوشش در غرب را مطرح كردند، يكي از ضرب المثلهايي كه ما داريم ، اين است كه (الانسان حريص علي ما منع) انسان معمولاً نسبت به آن چيزهايي كه منع شود، حرص بيشتري دارد. طبيعتاً حجاب حرص آقايان را افزايش ميدهد. در اين زمينه توضيحي بفرماييد.
خانم دكتر جلالي :
من حدود بيست سال پيش به ايران آمدم. قبل از آن در آمريكا بودم. در آمريكا به دنيا آمدم، آنجا درس خواندم و دكتراي روان شناسي گرفتم و الحمدلله به دين اسلام مشرف شدم و بيست سال است كه ايران هستم.
من اين فرضها را قبول ندارم. حالا افرادي كه نرفتند و نديدند و نچشيدند، شايد چنين نظري داشته باشند كه مردها در غرب نسبت به خانمها بيتفاوت هستند ، اما مسأله اين طور نيست. وضع آن جا افتضاح است. چند روز قبل آماري كه خواندم ، نشان مي داد 60 درصد از دختران و پسران 15 ساله خودشان را براي ارتباط جنسي تحت فشار مي بينند. اين طور نيست كه چون اينها مي توانند با چشم باز و به دلخواه نگاه كنند حرص ندارند ، شايد به نگاه حرص ندارند، چون از حرص گذشته است، اما درخواستها متوقف نشده است.
حجت الاسلام غروي
نكته اول اين كه اگر تلقي ما از اين جمله اين باشد كه چون ممنوعيت حرض آفرين است، پس نبايد منع كرد لازمهاش اين است كه اصلاً نهي از منكر مشروع نباشد ، زيرا انسان به منهيات حريض ميشود. در حالي كه نهي از منكر از واجبات و محكمات كتاب و سنت است. در نتيجه مضمون اين جمله نميتواند اين مفاد و معنا را داشته باشد كه اگر شما در مقام بازدارندگي باشيد باعث مي شويد حرص افراد افزايش پيدا كند.
نكته دوم اين كه شايد بتوانيم بگوييم چيزهايي كه در واقع براي انسان مشروع است و انسان ميتواند از آن استفاده كند بدون اين كه واقعاً منع عقلي و اجتماعي داشته باشد ، چنانكه ممنوع شود موجب حرص ميشود. شايد مفاد حديث در اين فاز باشد.
نكته سوم اين كه اصولاً پوشش خاصي كه براي زنها است، اگر فرهنگي و معمول شود ديگر اين سئوال مطرح نميشود كه «الانسان حريص علي ما منع» به عبارت ديگر لازمة در برابر نامحرم قرار گرفتن خانمها اين است كه اين پوشش را داشته باشند. اين فرهنگ ميشود. وقتي فرهنگ شد، براي همه مورد قبول است و صحبت اين نميشود كه «الانسان حريص علي ما منع».
نكته چهارم بحثي است كه خانم دكتر اشاره فرمودند و آن اين كه اگر مسأله اين طور بود كه آزاد گذاشتن افراد در رسيدن به خواستهها حرص را برطرف مي سازد در غرب بايد آمار فساد و انحرافات جنسي پايين بيايد، در حالي كه روز به روز آمار فساد بالا مي رود. چرا؟ براي اين كه آن جا پوشش نيست. آنجا افراد را براي ارضاي انگيزههاي جنسي آزاد مي گذارند، آزادي نسبتاً فراواني حاكم است. اين جاذبه و التهابي كه در ارتباط با مرد و زن وجود دارد ، اين جور نيست كه اگر جلو آن گرفته نشود التهاب كم شود بلكه به عكس التهاب افزونتر مي شود و روحية تنوع طلبي در انسان قوي تر مي شود كم كم بسياري از مسائل عادي برايش رضايت ايجاد نمي كند. از اين رو مرزها را كنار مي زند.
از نظر تجربي نيز مورد تأييد نيست كه كسي بگويد : اگر پوشش و حد و حدود نباشد مردها كمتر حريص مي شوند. واقعيتهاي خارجي در غرب و جاهاي ديگر نشان ميدهد كه اين مسأله التهاب را بيشتر و افزونتر ميكند و انحرافات جنسي در اين رابطه بيشتر پديد مي آيد.
ممكن است شما بپرسيد اگر حجاب براي رشد انسان اين قدر خوب است چرا فقط زنها هستند كه اين قدر بايد به حجاب خودشان توجه كنند؟
در پاسخ اين سئوال ، به سه نكته اشاره ميكنم:
يكي اين كه فطرت و سرشت زن لطيفتر از مرد است.
دوم اين كه مرد و زن مخالف همديگرند مثل دو تا قرص مخالف در عالم فيزيك كه نسبت به يكديگر جذابيت شديد دارند. در چنين جايي كه يك نوع حفاظت لازم است. چه كسي حفاظت كند؟ آن كسي كه لطيفتر است.
دليل سوم به ساختار روح و روان انسان بر مي گردد. وقتي بچه به دنيا ميآيد ، هيچ فرقي ميان خود و محيط تشخيص نميدهد. اين نكته ثابت شده است كه طفل خود را دنياي دور و برش يكي مي داند ، به طوري كه اگر طفل در محيطي باشد و مادرش افسردگي داشته باشد ، آن طفل نيز غم و اندوه مادر را به خود ميگيرد ، يعني همان احساسات مادر را طفل احساس خودش ميداند. به مرور زمان ، در سال اول رشد يك مرز روحي و رواني ايجاد مي شود و به جايي ميرسد كه طفل خودش را از ديگران جدا ميداند، يعني ميتواند تشخيص دهد كه خودش ناراحت است يا مادرش ناراحت است. او چه احساسي دارد و ديگران چه احساسي دارند. اين قشر روحي و رواني در مردها محكمتر است و ميتوان گفت كه مردها تقريباً تا حدي زيادي ميتوانند چيزهايي كه روي روانشان تأثير مي گذارد ، كنترل كنند. خانمها اين گونه نيستند و نفوذپذيري بيشتري دارند و بايد همين طور باشد ، چون وظيفه خانم است كه به بچههايش، شوهرش و افرادي كه نياز به عاطفه دارند ، پاسخ دهد. پس حتماً بايد نفوذپذير باشد. گاهي يك طفل گريه مي كند ، مادر نيز گريه مي كند ، اين طور نيست كه مادر دست و پاچه شده باشد و يا نداند كه چگونه به بچه پاسخ دهد ،بلكه چون بچه و مادر يكي هستند همان درد و ناراحتياي را كه بچه احساس ميكند مادر نيز احساس مي كند. خانمها اين گونه ساخته شدهاند.
جامعه غربي، به خصوص بعد از جنگ جهاني دوم، از ارزشهاي معنوي، به ارزشهاي مادي روي آورد. روان شناس معروفي اخطار داد و گفت : به جايي مي رسيم كه مقام مقدس مادر از ارزش ميافتد. آن وقت زنها طبيعتاً دنبال ارزش مي گردند و از خانه خارج ميشوند و سعي ميكنند خودشان را مثل مردها بسازند تا احساس ارزشمندي كنند. در هنگام ، جامعه شناسان غرب فرضيهاي را در مقابل مطرح كردند كه تفاوت ميان زن و مرد ، حتي تفاوت هاي فيزيكي را به خلقت مرد و زن مربوط نميدانست و آن تفاوتها را فقط و فقط به طرز تربيت خانمها و مردها مربوط مي دانست. اين ها فرض كردند كه اگر به خانمها فرصت داده شود تا وارد ميدان اجتماع شوند و شانه به شانه مردها فعاليت داشته باشند ، هم از لحاظ فيزيكي قويتر ميشوند و هم به لحاظ روحي و رواني بيشتر ارضا مي شوند. نتيجه اين تجربه ، پنجاه سال مصيبت بار براي غرب بود. زنها نه فقط قويتر نشدند بلكه طول عمرشان كوتاهتر شد. آمار نشان مي دهد كه خانمها بعد از آن تغييرات اجتماعي و رها كردن حجاب خانه ، دچار مشكلات فيزيكي ناشي از استرس مانند ناراحتي قلبي، زخم معده و... شدند. همچنين از لحاظ روحي و رواني وضع بهتري پيدا نكردند ، بلكه به طور بسيار چشمگير، افسردگي زنها افزايش پيدا كرد و همان طور كه مي دانيد ، افسردگي زماني ايجاد مي شود كه انسان هيچ معنايي براي زندگي خود پيدا نميكند. وقتي خانمها نقش خود را رها كردند و سعي كردند خودشان را مثل مرد بسازند و خود را در اجتماع پيدا كنند ، با شكست مواجه شدند و افسردگي پيدا كردند. علاوه بر اين ، ميزان طلاق نيز بالا گرفت.
اگر به دين نگاه كنيم ، به روانشناسي و تاريخ نگاه كنيم ، ميفهميم كه حجاب براي خانمها چه فايدهاي دارد و تحيري نميماند تا سئوال كنيم : چرا خانمها بايد حجاب داشته باشند؟ همچنين حجاب را محروميت نميدانيم ، بلكه مي فهميم حق خانمها است كه در حجاب باشند و نقش خود را ايفا كنند. ما بايد به هر جامعهاي كه پيشنهاد يا تشويق ميكند كه خانمها از حجاب دور شوند، اعتراض كنيم، چون در اين صورت ، خانمها و در نتيجه ، خانوادهها و جامعه به هلاكت ميرسند.
مقدمه
يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيما. [1]
اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان ديگر كه خويشتن را به چادر فرو پوشند اين براي آن كه آنها (به عفت و حربت) شناخته شوند تا از تعرض (هوسرانان) آزار نكشند ، بسيار بهتر است و خدا آورزنده و مهربان است.
پوشش بانوان از مسائل مهمي است كه از جنبههاي گوناگون قابل بررسي و ملاحظه است. امروزه پرداختن به مسأله حجاب بدون در نظر گرفتن ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي ، روانشناختي و... ما را در جهت شناخت دقيق واقعيتهاي مربوط به آن ياري نخواهد كرد.
ابعاد روان شناختي از جمله ابعادي است كه در شناخت اهميت حجاب نقش اساسي دارد. متنی كه در پيش رو داريد ، حاصل ميز گردي است با حضور كارشناسان محترم، جناب حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد غروي از اساتيد محترم حوزه و كارشناس مسائل روان شناختي و سركار خانم دكتر زينب جلالي، روان شناس گران قدر باليني از كشور امريكا در آن آثار و پيامدهاي روانشناختي حجاب مورد بررسي قرار گرفته و به سئوالات حاضرين پاسخ داده شده است.
خانم دكتر جلالي
مسأله حجاب، مسأله بسيار مهمي است و مي توان گفت سئوال برانگيزترين مطلب ميان مسلمانان و غير مسلمانان است. براي خانمها گاهي تداعي مي شود كه حجاب محروميت و ظلم است و الان در جهان همين گونه مطرح مي شود ، حتي گاهي براي ما نيز سئوال پيش ميآيد!
همان گونه كه مي دانيد ، نظام خلقت بر چهار اساس استوار است. اساسيترين پايه خلقت وحدت است. يعني همين طور كه ما به نظام خلقت نگاه مي كنيم ، ميبينيم نظام واحدي است و تمام كثراتي كه ميبينيم، در عين حال كه هر كدام وظيفه خود را انجام مي دهند، هماهنگي و قانون بر تمام آنها حاكم است هر قسمت كه از قانون خارج شود هلاك مي شود و باعث به هم خوردگي كل نظام مي گردد.
دومين اساس هدايت است و هر موجود بايد به سوي خدا حركت كند. موجودات زندهاي مثل حيوانات هدايت خاصي دارند. براي هر حيواني مشخص است كه چه بايد بخورد و در كدام آب و هوا بايد زندگي كند و... انسان داراي يك هدايت اجمالي است كه با دين اسلام ، اين هدايت تفصيل مي يابد و ما با استفاده كردن از مطالب ديني ، ميتوانيم به تكامل برسيم.
اساس سوم عدل است. يعني در نظام و اين هدايت هر موجودي فرصت دارد تا به مقصد يعني حريم قدس الهي برسد.
اساس چهارم تفاوت ميان مرد و زن است. با اين كه تفاوت ميان مرد و زن براي ما امري بديهي است، اما باز هم لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه تفاوتهاي ظاهري ميان مرد و زن را همه مي فهمند ، ولي تفاوت روحي و رواني نيز وجود دارد كه در ارتباطات و فعاليتهاي اجتماعي تأثير ميگذارد. خلقت ظاهري ميان مرد و زن نمي تواند متفاوت نباشد. اطلاعات زيادي نشان مي دهد اين ساختار ظاهري كه بر اساس مسائل ژنتيك و هورمونيك است باعث اخلاق هاي متفاوت ، حال متفاوت و روح و روان متفاوت مي شود و مي توان گفت كه مردها فعال تر هستند ، در تصميم گيري قاطعترند، ترجيح ميدهند كه فرمان دهند و از قوه عقليه براي برخورد با مسائل استفاده كنند، ولي خانمها بر اساس خلقت دروني خود منفعلتر هستند. از احساسات و عواطف خود بيشتر استفاده ميكنند ، انعطاف پذير و فرمان پذيرند. طبيعي است اين خصوصيات آنها را براي بزرگترين وظيفه انساني كه در جهان انجام ميگيرد يعني پذيرش و پرورش نطفه كه بزرگترين تجلي الهي است آماده مي كند در مقابل اين مردها هستند كه وظيفه دارند از زنها محافظت كنند و براي خانوادهها محيط آرامي بسازند تا آنها بتوانند به كارهايشان برسند.
حال با توجه به اين چهار اساس، به مطلب حجاب رو ميآوريم. حجاب چيزي است كه انسان را از آفت و نفوس ناخواسته حفظ ميكند. حجاب تنها يك مسأله فيزيكي نيست ، بلكه ابعاد روحي و رواني نيز دارد. حجاب دو نوع است. يكي حجاب اوليه كه استعداد درون هر موجودي را حفظ مي كند تا به فعليت برسد. به عنوان مثال روي دانه سبب يك حجاب و پوست است كه استعداد داخل دانه را حفظ ميكند و نميگذارد آفتها به داخل آن برسد و همين مصونيت باعث ميشود كه آن موجود در محيط مناسب قرار گيرد، يعني در حجاب دوم واقع شود. اين حجاب محيط مناسبي براي رشد استعداد داخل هسته است. دانه سيب در حجاب اوليه است و براي اين كه رشد كند ، بايد در حجاب دوم يعني خاك باشد تا بتواند سب شود. كسي نميتواند اعتراض كند كه چرا دانه سيب بايد در خاك باشد؟ كسي حق ندارد دانه سيب را از خاك بردارد و در آفتاب روشن بگذارد، چرا كه ميخشكد ، استعدادش از بين مي رود و هيچ وقت به تكامل نميرسد. انسان نيز همين طور است. براي رسيدن به تكامل بايد در محيطي درست قرار گيرد. اين محيط درست همان چارچوبي است كه دين اسلام براي ما معين كرده است. به عنوان مثال ميان ما و گناه بايد حجاب وجود داشته باشد. يك فروشنده در مغازه بايد از گران فروشي فاصله بگيرد. در غير اين صورت به تكامل نميرسد. گاهي افرادي ميگويند : فلاني چه قدر ساده لوح است. اگر قدري بيشتر زرنگي به خرج دهد بيشتر سود مي برد، اما فروشنده كه حجاب خود را رعايت ميكند ، يعني محدوديت ها را حفظ ميكند ، مقصد ديگري دارد مقصد فقط اقتصاد نيست ، بلكه مي خواهد به اين وسيله به تكامل برسد. پس انسان براي تكامل و رشد تمام استعدادها به يك حجاب دومي كه دين اسلام آن را شرح ميدهد ، نياز دارد. ادامه دارد
[1] ـ سوره احزار ، آيه 59.