تبليغاتX
برترین زن
درباره طریق راستین رهایی از تمنیات
براي دكتر الشريني، شهيده راه عزت وآزادي و حجاب و شرافت!
وكلاي مصري: قاتل "الشربيني " بايد در دادگاه بين المللي جنائي محاكمه شود

فارس: وكلاي حقوقي مصر خواستار محاكمه قاتل "مروة الشربيني " زن محجبه مصري در دادگاه بين‌المللي جنائي شدند.


به گزارش فارس به نقل از شبكه خبري "الإسلام اليوم " در پي قتل "مروة الشربيني " زن داروساز محجبه مصري بدست يك شهروند آلماني واكنش‌ها در مصر بالا گرفت و در همين رابطه وكلاي حقوقي مصر خواستار ارائه اين پرونده به دادگاه بين‌المللي جنائي و محاكمه قاتل الشربيني در دادگاه بين المللي شدند.
بنا بر اين گزارش، وكلاي حقوقي مصر قتل الشربيني را "جنايت عليه صلح جهاني " ناميدند و بر محاكمه قاتل وي در دادگاه بين المللي تأكيد كردند.
در همين رابطه "رمضان الغندور " وكيل مدافع كميته دفاع از الشربيني گفت: تا زماني كه متهم اين قضيه در دادگاه بين‌المللي محاكمه نشود، هرگز چشم پوشي نخواهيم كرد و اين قضيه مثل قضيه ترور "رفيق حريري " نخست وزير پيشين لبنان است و قتل الشربيني عمدي است و بايد قاتل او محاكمه شود.
از سوي ديگر "محمد عبدالقدوس " مخبر كميته آزادي سنديكاي روزنامه‌نگاران مصري گفت: "جنايت قتل الشربيني بخشي از سلسله اقدامات سركوبگرانه غرب عليه مسلمانان در غرب است. "
وي از "حسني مبارك " رئيس جمهور مصر خواست تا شخصا اين مسئله را با مقام‌هاي آلماني بررسي كند تا هر چه سريعتر قاتل وي محاكمه و به اشد مجازات محكوم شود تا شايد اندكي از حزن و اندوه مسلمانان و خانواده مروه كاسته شود.
عبدالقدوس در ادامه گفت: كساني‌ كه حوادث افغانستان، پاكستان و عراق و اهانت‌هاي هدفمند عليه مسلمانان در مراكز پليس و فرودگاهها در كشورهاي اروپائي را دنبال مي‌كنند، درمي‌يابند كه اروپائي‌ها به طور هدفمند اقدامات سركوبگرانه عليه مسلمانان را ادامه مي‌دهند و رفتار آنان برخلاف اظهارات آنهاست.
ديروز نيز اعتراض‌كنندگان به قتل الشربيني در مقابل سفارت آلمان در قاهره تجمع كردند و خواستار اعدام قاتل وي در ميدان عمومي شدند.  منبع:http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804180193
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:20  توسط بصیر  | 

گزارش يك پايگاه خبري لبنان

چرا پوشش خبري از قتل دو خانم در رسانه‌هاي غربي متفاوت بود؟

يك پايگاه خبري لبنان در گزارشي با اشاره به كشته شدن زن محجبه مصري در آلمان به مقايسه نحوه پوشش خبري آن با قتل ندا آقا سلطان در رسانه‌هاي غربي پرداخت و نوشت: كشته شدن ندا در ايران به يكي از سوژه‌هاي [رسانه‌هاي] جهاني تبديل شد اما قتل الشربيني در آلمان كاملا ناديده گرفته شده است.


به گزارش فارس، پايگاه خبري لبناني "مناص " در گزارشي با اشاره به كشته شدن زن محجبه مصري در آلمان به نوع متفاوت پوشش خبري آن با قتل ندا آقا سلطان در جريان ناآرامي‌هاي اخير در ايران پرداخت و نوشت: دو خانم در دو كشور كشته شدند. ندا آقا سلطان در ايران در جريان ناآرامي‌هاي اخير مورد اصابت گلوله قرار گرفت، در حالي كه "مروه الشربيني " در داخل يك دادگاه آلماني توسط 18ضربه چاقو كشته شده است. مرگ هر كدام از اين دو براي خود داستاني جداگانه دارد اما كشته شدن ندا در داخل ايران به يكي از سوژه‌هاي [رسانه‌هاي] جهاني تبديل شد اما قتل الشربيني در آلمان كاملا ناديده گرفته شده است.
بنابر اين گزارش، در 20 ژوئن 2009 ندا آقا سلطان در جريان ناآرامي‌ها كشته شد. جريان ناآرامي‌هاي در تهران بخش عمده‌اي از رسانه‌هاي جهان را به خود اختصاص داده بود و بسياري از كارشناسان و تحليلگران انواع و اقسام تحليل‌ها را درباره اين ناآرامي‌ها مطرح كردند. مرگ ندا آقا سلطان نيز به سوژه‌اي براي اين شبكه‌هاي خبري تبديل شده بود.
در روز نخست ماه جولاي "مروه الشربيني " يك محقق مصري كه در آلمان زندگي مي‌كرد در داخل يكي از دادگاه‌هاي آلمان در شهر "درسدن " با 18 ضره چاقو در مقابل ديدگان فرزند سه ساله خود كشته شد.
اين حادثه با درگيري لفظي بين الشربيني و اين مرد در پاركي در شهر درسدن شروع شد كه در ادامه فرد آلماني اين زن مصري را به خاطر حجاب تروريست خطاب كرد و با حمله به او حجاب را از سر وي برداشت.در ادامه با شكايت زن به دادگاه آلمان، اين فرد آلماني محكوم به پرداخت 750 يورو مي‌شود.
هنگامي كه همسرالشربيني براي نجات همسرش از ضربات چاقو به كمك وي رفت توسط ماموران امنيتي دادگاه آلمان هدف شليك گلوله قرار گرفت.
مرگ مروه توسط هيچ يك از رسانه‌هاي غربي گزارش نشد تا اينكه در مراسم خاكسپاري وي اعتراضات در مصر فوران كرد و به اوج خود رسيد.
گزارش‌هايي كه بعد از اين حادثه نير مخابره شد تنها بر روي اعتراضات تمركز كرد و جنايتكار اين حادثه را نيز فردي كه داراي عقايد شخصي بوده معرفي كردند.
واقعيت آن است كه رسانه‌ها هر آنچه را كه در راستاي منافع و دستورالعمل‌هايشان باشد، انتخاب مي‌كنند.
مقايسه مرگ اين دو زن نشان از آن دارد كه در اروپا‌ و جوامع غربي مرگ نفر دوم [الشربيني] معني و اهميتي در مفاهيم تاريخي، سياسي و اجتماعي آنها ندارد.
آليكس دبليو كه از وي در رسانه‌ها به عنوان شخصي كه داراي عقايد شخصي است ياد مي‌شود و با 18 ضربه چاقو مروه را در داخل دادگاه به قتل رسانده است حاصل جامعه‌‌اي است كه كه وي در آن زندگي مي‌كند.
قتل مروه بايد اين نگراني را افزايش دهد كه در طي دهه‌هاي اخير و به خصوص از اواسط دهه 90 ميلادي قرن گذشته نژادپرستي نهفته‌اي يا شايد غير نهفته‌اي عليه مسلمان در حال افزايش است.
نبود يك گزارش در مورد اين قتل و به صدا در نيامدن زنگ خطري كه پس از اين قتل شنيده نشد، كتماني را در اين جوامع غربي نشان مي‌دهد كه در حال فرو بردن اين جوامع در خود است.
در حالي كه اروپايي‌ها درباره آزادي و پذيرش ديگران سخن مي‌گويند و زماني كه اروپايي‌ها درباره خطر نژادپرستي و فرقه‌گرايي در كشورهاي جهان سوم حرف مي‌زنند و هنگامي كه اروپايي‌ها درباره سخنراني‌هاي كينه‌جويانه و ضد يهوديت هشدار مي‌دهند، ما نژادپرستي، تبعيض و سخنراني‌هاي كينه‌ورزانه را كه وجهه قانوني نيز يافته‌اند را در فرانسه، ايتاليا، هلند، آلمان، اتريش، دانمارك و ديگر كشورهاي دموكراتيك مي‌شنويم.
غيبت داستان مروه الشربيني از جريان عمومي رسانه‌هاي غربي و كوتاهي درباره آغاز بحث در مورد خطر فوري نژادپرستي ضد مسلمانان نشان از عمق مشكل داشته و آينده‌اي تاريك براي مسلمانان در اروپا را ترسيم مي‌كند.
مسلماناني نظير ندا فقط هنگامي در داستان‌هاي خبري رسانه‌هاي غربي جلوه پيدا مي‌كند كه به اين جريان خبري آنها كه اسلام يك خطر براي آزادي است كمكي كند در حالي كه مسلماني نظير مروه كه نژادپرستي غربي‌ها را نشان مي‌دهد و چالشي براي آنها به شمار مي‌آيد از جاي داشتن در اخبار آنها باز مي‌ماند.
مرگ ندا تحليل و تفسيرهاي گسترده‌اي را در رسانه‌ها به دنبال داشت حال آنكه كشته شدن مروه در رسانه‌هاي خبري بازتابي را نداشت و بسياري آن را يك داستان غم‌انگيز شخصي توصيف كردند.
 منبع: خبرگزاري فارس: با نقل: http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8804170822 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 16:15  توسط بصیر  | 

فطرى بودن پوشش

حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراى جايگاه خاصّى است، و يكى از دلايل اساسى آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطرى است.

داستان حضرت آدم و حوّا نيز فطرى بودن پوشش را اثبات مى‏كند. در تورات (كتاب مقدس يهوديان كه براى مسيحيان نيز مقدّس است)، مى‏خوانيم: «و چون زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكوست و به نظر، خوش‏نما و درختى دلپذير و دانش افزا، پس، از ميوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نيز داد و او خورد*آن‏گاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و فهميدند كه عريان‏اند؛ پس برگ‏هاى انجير به‏هم دوخته، سترها براى خويشتن ساختند. . » بعد ادامه مى‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زيرا كه او مادر جميع زندگان است * و خداوندْ خدا رخت‏ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد». (1)

بر طبق اين متن، آدم و حوّا لباسى نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهميدند كه عريان‏اند كه بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسى از پوست بديشان ارزانى داشت. در قرآن كريم در مورد داستان حضرت آدم و حوّا چنين آمده است: فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءتَهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ؛(2)

آن‏گاه كه آدم و حوّا از درخت ممنوعه چشيدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشكار گرديد). و به سرعت، با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند. طبق آيات شريفه قرآن كريم، حضرت آدم و حوّا قبل از چشيدن درخت ممنوعه داراى لباس بوده‏اند؛ امّا با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواى شيطان) لباس خود را از دست دادند كه بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند. به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگى (خواه طبق نقل تورات قبل از آن داراى لباس نبوده و يا طبق قرآن كريم داراى لباس بوده‏اند) بلافاصله خود را با برگ‏هاى درختان بهشتى پوشاندند. اين احساس شرم از برهنگى، حتى بدون حضور ناظر بيگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسيله برگ‏ها (ولو به طور موقت)، از آن جهت كه تحت هيچ آموزش يا فرمانى از جانب خداوند يا فرشته وحى و يا تذكّر هر يك به ديگرى صورت گرفته است، بيانگر فطرى بودن پوشش در انسان است و ثابت مى‏كند كه لباس و پوشش، به تدريج و بر اثر تمدن‏ها ايجاد نشده است؛ بلكه انسان‏هاى نخستين، يا به تعبير بهتر، نخستين انسان‏ها، به طور فطرى بدان گرايش داشته‏اند. و بنا به گواهى متون تاريخى، در اكثر قريب به اتفاق ملت‏ها و آيين‏هاى جهان، حجاب در بين زنان، معمول بوده است. هرچند حجاب در طور تاريخ، فراز و نشيب‏هاى زيادى را طى كرده و گاهى با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولى هيچ‏گاه به‏طور كامل از بين نرفته است. اگر به لباس ملّى كشورهاى جهان بنگريم، به خوبى حجاب و پوشش زن را در آن مى‏بينيم. دقّت در لباس ملى كشورها ما را از ورق زدن كتب تاريخى براى يافتن ملل و اقوامى كه زنان آنها داراى حجاب بوده‏اند، بى‏نياز مى‏سازد و به خوبى اثبات مى‏كند كه حجاب در ميان اكثر ملت‏هاى جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملّت خاصى نداشته است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن دعوت كرده‏اند؛ زيرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعى در فطرت زنان به وديعت نهاده شده است و احكام و دستورهاى اديان الهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است؛ پس در همه اديان الهى پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در اديان زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام، حجاب زنان امرى لازم بوده است. كتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورها و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان الهى، بهترين شاهد و گواه اثبات اين مدّعاست.

 

حجاب در شريعت زرتشت

«اَشو زرتشت» با توصيه‏ها و اندرزهاى خود، كوشيده است تا پايه‏هاى حجابى را كه زنان ايرانى به عنوان يك فرهنگ ملّى در ظاهر عرف خود رعايت مى‏كنند، در عمق روح آنان متحكّم نمايد و از اين راه، ضمانت اجراى قانون حجاب را در آينده نيز تأمين نمايد و بدين سان، جامعه خويش را در مقابل امكان انحراف‏هاى اخلاقى پنهان، بيمه كند. قسمتى از پند و اندرزهايى كه «اَشو زرتشت» به پيروان خود توصيه نموده را نقل مى‏كنيم، تا اين اقدام مهم «اشو زرتشت» بهتر نمايان گردد و حركت او در جهت تعالى و آموزش ريشه‏هاى «حفظ حجاب» و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطن، روشن‏تر شود. او مى‏فرمايد: * اى نوعروسان و دامادان! روى سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهيد و گفتارم را به خاطر بسپاريد و با غيرت، در پى زندگانى پاك مَنشى برآييد. هر يك از شما بايد در كردار نيك و مهرورزى، بر ديگرى پيشدستى جويد تا آن زندگانى مقدس زناشويى، با خوشى و خرّمى همراه باشد. * اى مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروى كنيد. هيچ‏گاه گرد دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى كه تباه كننده زندگى‏اند، نگرديد؛ زيرا لذّتى كه با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اى است كه با شيرينى درآميخته و همانند خودش دوزخى است. با اين‏گونه كارها زندگانى گيتى خود را تباه مسازيد. * پاداش رهروان نيكى، به كسى مى‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد. كوتاهى و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس، چيز ديگرى نخواهد بود. * فريب‏خوردگانى كه دست به كردار زشت مى‏زنند، گرفتار بدبختى و نيستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است؛ ولى زنان و مردانى كه به اندرز و راهنمايى من گوش فرا مى‏دهند، آرامش و خوشى زندگى بهره‏شان خواهد بود و سختى و رنج از آنان دور خواهد گشت و به نيك‏نامى جاودانى خواهند رسيد. (3) 

و در كتاب «وَنْدى داد» اين جمله به طور مكرّر آمده است: «كلام ايزدى است كه كردار زشت را نابود مى‏كند: از تو - اى مرد! - خواهش مى‏كنم پيدايش و فزونى را پاك و پاكيزه ساز! از تو - اى زن! - خواهش مى‏كنم تن و نيرو را پاك و پاكيزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشى و شير تو فراوان شود!». (4)در كتاب پوشاك باستانى ايرانيان در ذيل عنوان «پوشاك اقليت‏هاى ميهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتى چنين مى‏خوانيم: «اين پوشاك كه بانوان زرتشتى از آن استفاده مى‏كنند، شباهتى بسيار نزديك به پوشاك بانوان نقاط ديگر كشور ما دارد؛ چنان‏كه روسرى آنان از نظر شكل و طرز استفاده، نظير روسرى بانوان بختيارى است و پيراهن، شبيه پيراهن بانوان لُر در گذشته نزديك است و شلوار، از لحاظ شكل و بُرش، همان شلوار بانوان كُرد آذربايجان غربى است و كلاهك، همان كلاهك بانوان بندرى است». دين زرتشت، بر سه اصل اساسىِ، «انديشه نيك»، «گفتار نيك» و «كردار نيك» استوار گشته است. موبدان در تفسير انديشه و كردار نيك مى‏گويند: «يك زرتشتى مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان ديگر دورى جويد». در اندرز «آذرباد مار اسپند» موبد موبدان آمده است: «مرد بد چشم را به معاونت خود قبول مكن». (5)

 

حجاب در شريعت يهود

رواج حجاب در بين زنان قوم يهود، مطلبى نيست كه كسى بتواند آن را مورد انكار يا ترديد خود قرار دهد. مورّخين، نه‏تنها از مرسوم بودن حجاب در بين زنان يهود سخن گفته‏اند، بلكه به افراطها و سخت‏گيرى‏هاى بى‏شمار آنان نيز در اين زمينه تصريح كرده‏اند. در كتاب «حجاب در اسلام»، آمده است: «گرچه پوشش، در بين عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به‏وجود آورد، ولى در ملل غير عرب، به شديدترين شكل، رواج داشت. در ايران و در بين يهود و مللى كه از فكر يهود پيروى مى‏كردند، حجاب، به مراتب شديدتر از آنچه اسلام مى‏خواست وجود داشت. در بين اين ملت‏ها وجه و كفّين (= صورت و كف دست‏ها) هم پوشيده مى‏شد. حتى در بعضى از ملت‏ها سخن از پوشيدن زن و چهره زن نبود، بلكه سخن از قايم كردن زن بود و اين فكر را به صورت يك عادتِ سفت و سخت درآورده بودند». (6)ويل دورانت، كه معمولاً سعى مى‏كند موارد برهنگى يا احياناً تزيينات و آرايش‏هاى زنان هر قوم را با آب و تاب نقل كند تا آن را طبيعى جلوه دهد، در اين مورد مى‏گويد: «در طول قرون وسطا، يهوديان همچنان زنان خويش را با البسه فاخر مى‏آراستند، لكن به آنها اجازه نمى‏دادند كه با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موى سر، خلافى بود كه مرتكب را مستوجب طلاق مى‏ساخت. از جمله تعاليم شرعى يكى آن بود كه مرد يهودى نبايد در حضور زنى كه موى سرش هويداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد». (7)او در توصيف زنان يهودى مى‏گويد: «زندگى جنسى آنان على‏رغم تعدّد زوجات، به طرز شايان توجّه، منزه از خطايا بود. زنان آنان دوشيزگانى محجوب، همسرانى ساعى، مادرانى پُرزا، و امين بودند و از آن‏جاكه زود وصلت مى‏كردند، فحشا به حدّاقل، تخفيف پيدا مى‏كرد». (8)در كتاب مقدّس يهوديان، موارد متعدّدى يافت مى‏شود كه به طور صريح و يا ضمنى، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تأييد قرار گرفته است. در برخى از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به كار رفته است كه نشانگر كيفيت پوشش زنان آن عصر است. اينك به پاره‏اى از آن موارد اشاره مى‏گردد.

 

پوشش كامل در مقابل نامحرم

در «سِفْر پيدايش» تورات، چنين مى‏خوانيم: و رفقه، چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد. زيرا كه از خادم پرسيد: «اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مى‏آيد؟». و خادم گفت: «آقاى من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانيد. (9)

 

عدم تشبّه مرد و زن به يكديگر

در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد؛ زيرا هر كه اين كُند، مكروه يهوه (خداى تو) است». (10)

 

نزول عذاب در اثر آرايش دختران يهود براى بيگانگان

در «تورات» مى‏خوانيم: «و خداوند مى‏گويد از اين جهت كه دختران صهيون متكبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه مى‏روند و به ناز مى‏خرام‏اند و به پاهاى خويش، خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند * بنابراين، خداوند فَرقِ سر دختران صهيون را كَلْ خواهد ساخت و خداوند، عورت ايشان را برهنه خواهد نمود * و در آن روز، خداوند زينت خلخال‏ها و پيشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد كرد*و گوشوارها و دستبندها و روبندها* و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردان‏ها و تعويذها را* و انگشترها و حلقه‏هاى بينى را * و رداها و شال‏ها و كيسه‏ها را * و آينه‏ها و كتان‏هاى نازك و عمامه‏ها و بُرقع‏ها را * و واقع مى‏شود كه: به عوض عطريات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض موهاى بافته، كَلى و به عوض سينه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زيبايى، سوختگى خواهد بود * مردانت به شمشير و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده، بر زمين خواهد نشست». (11)در تورات، از چادر و برقع و روبنده‏اى كه زنان با آن، سر و صورت و اندام خويش را مى‏پوشانده‏اند، صريحاً نام برده شده است، كه نشانگر كيفيت پوشش زنان است. براى نمونه در كتاب «روت» مى‏خوانيم: «بوعز گفت: زنهار كسى نفهمد كه اين زن به خرمن آمده است. و گفت: چادرى كه بر توست، بياور و بگير. پس آن را بگرفت و او شش كيل جو پيموده بر وى گذارد و به شهر رفت». (12)در مورد عروس يهودا مى‏خوانيم: «پس رخت بيوگى را از خويشتن بيرون كرد. بُرقعى به رو كشيد و خود را در چادرى پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست». (13)

 

لزوم پوشاندن سر از نامحرمان

ويل دورانت مى‏نويسد: اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت، چنان‏كه مثلاً بى‏آن‏كه چيزى بر سر داشت به ميان مردم مى‏رفت، و يا در شارع عام نخ مى‏رشت، يا بر هر سنخى از مردان، درد دل مى‏كرد، يا صدايش آن‏قدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلّم مى‏نمود، همسايگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه‏اى او را طلاق دهد. (14)او همچنين مى‏نويسد: ... و به استعمال سرخاب و سرمه، نكوهيده مى‏شمردند. موافق بودند كه مرد، بايد براى پوشاك زن خويش سخاوتمندانه خرج كند؛ لكن غرض آن بود كه زن، خود را براى شوهر خويش بيارايد نه براى ساير مردها. (15)در كتاب «حكمة الحجاب و ادلة وجوب النّقاب»، براى تأييد اين‏كه منشأ حجاب زنان يهودى، وجوب حجاب در شريعت موسى(ع) بوده، به داستان حضرت موسى و دختران شعيب اشاره شده است كه در آن، حضرت موسى به آنان امر كرد تا پشت سر او حركت كرده و از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدايت كنند. (16)

 

حجاب در مسيحيت

همان‏طور كه اشاره شد، اديان الهى، به خاطر تناسبشان با فطرت و احكام كلّى، جهت و شيوه واحدى دارند. در مسيحيت، همانند دين زرتشت و يهود، حجاب زنان امرى واجب به شمار مى‏آمده است. «جرجى زيدان»، دانشمند مسيحى در اين‏باره مى‏گويد: «اگر مقصود از حجاب، پوشانيدن تن و بدن است، اين وضع، قبل از اسلام و حتى پيش از ظهور دين مسيح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقى مانده است». مسيحيت نه‏تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب زنان را تغيير نداده و قوانين شديد آن را استمرار بخشيده است، بلكه در برخى موارد، قدم را فراتر نهاده و با تأكيد بيشترى وجوب حجاب را مطرح ساخته است؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج، امرى مقدّس محسوب مى‏شد و حتى در كتاب «تاريخ تمدن» آمده است كه: ازدواج در سن بيست سالگى اجبارى بود؛ اما از ديدگاه مسيحيت كه تجرّد، مقدس شمرده شده است جاى هيچ شبهه‏اى باقى نخواهد ماند كه براى از بين رفتن تحريك و تهييج، اين مكتب، زنان را به رعايت پوشش كامل و دورى از آرايش و تزيين، به صورت شديدترى فراخوانده است. در اين ارتباط، نگاهى به «انجيل» مى‏اندازيم: «... و همچنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس مُزيّن به حيا و پرهيز، نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رخت گران‏بها* بلكه چنان‏كه زنانى را مى‏شايد كه دعواى ديندارى مى‏كند به اعمال صالحه *... ». (17)«همچنين اى زنان، شوهران خود را اطاعت نماييد تا اگر بعضى نيز مطيع كلام نشوند، سيرت زنان ايشان را بدون كلام دريابد * چون‏كه سيرت طاهر و خدا ترس شما را ببينند * و شما را زينت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشيدن لباس * بلكه انسانيت باطنى قلبى در لباس غير فاسدِ روح حليم و آرام كه نزد خدا گران‏بهاست * زيرا بدين‏گونه، زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكّل به خدا بودند، خويشتن را زينت مى‏نمودند و شوهران خود را اطاعت مى‏كردند * مانند ساره كه ابراهيم را مطيع بود و او را آقا مى‏خواند و شما دختران او شده‏ايد». (18)همچنين درباره وقار و امين بودن زن مى‏خوانيم: «و به همين گونه زنان نيز بايد با وقار باشند و نه غيبتگو؛ بلكه هوشيار و در هر امرى امين». (19)در روايات ما نيز چنين آمده است: حضرت عيسى فرمود: از نگاه كردن به زنان بپرهيزيد؛ زيرا شهوت را در قلب مى‏روياند و همين، براى ايجاد فتنه در شخصِ نگاه كننده كافى است. (20) 

حواريون و پس از آنها پاپ‏ها و كاردينال‏هاى بزرگ كه دستورهاى دينى آنان از طرف كليسا و مذهب مسيحيت لازم‏الاجرا شمرده مى‏شد، با شدّتى هرچه تمام‏تر زنان را به پوشش كامل و دورى از آرايش‏هاى جسمى فرامى‏خوانده‏اند. دكتر «حكيم الهى» استاد دانشگاه لندن در كتاب «زن و آزادى» پس از تشريح وضعيت زن نزد اروپاييان، در مورد حكم پوشش و حجاب زن نزد مسيحيت، عقايد «كلمنت» و «ترتوليان»، (دو مرجع مسيحيت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب بازگو مى‏كند: «زن بايد كاملاً در حجاب و پوشيده باشد، الّا آن‏كه در خانه خود باشد؛ زيرا فقط لباسى كه او را مى‏پوشاند، مى‏تواند از خيره شدن چشم‏ها به‏سوى او مانع گردد. زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگرى را با نگاه كردن به صورتش وادار به گناه نمايد. براى زن مؤمن عيسوى، در نظر خداوند، پسنديده نيست كه نزد بيگانگان به زيور آراسته گردد و حتّى زيبايى طبيعى آن نيز بايد مخفى گردد؛ زيرا براى بينندگان خطرناك است». (21)تصويرهايى كه از پوشاك مسيحيان و مردم اروپا انتشار يافته است، به وضوح نشان مى‏دهد كه حجاب در بين زنان، كاملاً رعايت مى‏شده است. «براون و اشنايدر»، در كتاب «پوشاك اقوام مختلف»، برخى از تصاوير مربوط به زنان مسيحى را آورده‏اند كه نشان مى‏دهد همگى آنها داراى لباسى بلند و پوشش سر مى‏باشند. (22)

 

حجاب در شريعت اسلام

اسلام كه آخرين آيين الهى و بالطبع كامل‏ترين دين است و براى هميشه و همه بشريت، از طرف خداوند عالم، نازل شده است، لباس را «هديه الهى» معرفى نموده و وجوب پوشش زنان را با تعديل و انتظام مناسبى به جامعه بشرى ارزانى داشته است. از انحرافات و يا افراط و تفريطهايى كه پيرامون پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشريح قانون، حدّ و مرزى متناسب با غرايز انسانى را در نظر گرفته است. در حجاب اسلامى، سهل‏انگارى‏هاى مضر و سختگيرى‏هاى بى‏مورد، وجود ندارد. حجاب اسلامى آن‏گونه كه غرب تبليغ مى‏كند، به معناى حبس زن در خانه يا پرده‏نشينى و دورى از شركت در مسائل اجتماعى نيست؛ بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موى سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد. با توجّه به غريزه قدرتمند جنسى، احكام و دستورهاى اسلام، تدابيرى است كه خداوند براى تعديل و رام‏كردن و همچنين ارضاى صحيح اين غريزه، تشريح فرموده است.

 

حجاب در قرآن كريم

در قرآن كريم، آياتى چند به طور صريح، در مورد وجوب حجاب و حد و كيفيت آن نازل شده است. در سوره نور، طى آيه مفصّلى آمده است: «... و به مردان مؤمن بگو كه چشم‏هاى خود را فروپوشند و نيز دامان خويش را، كه براى ايشان پاكيزه‏تر است. همانا خداوند به آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است. و به بانوان با ايمان بگو چشم‏هاى خود را فرو پوشند و عورت‏هاى خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينت‏هاى خود را جز آن مقدارى كه ظاهر است، ننمايند و زينت‏هاى خود را آشكار نسازند، مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، زنان هم كيششان، كنيزانشان، مردان سفيهى كه تمايلى به زنان ندارند، و يا كودكانى كه از امور جنسى بى‏اطلاع‏اند (غير مميز). و پاهاى خود را بر زمين نكوبند تا زينت‏هاى پنهانشان آشكار شود. و همگى به‏سوى خداوند بازگرديد، اى مؤمنان! باشد كه رستگار شويد». (23)همچنين در سوره احزاب آمده است: «اى پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حُريّت شناخته شوند و مورد آزار و تعرّض هوسرانان قرا نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است». (24)«اى زنان پيامبر! شما اگر تقوا داشته باشيد، همانند ديگران نيستيد. بنا براين، هرگز نرم و نازك با مردان، سخن مگوييد تا آن‏كه دلش بيمار است، به طمع افتد. بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزلگاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين،(براى نامَحرمان) آرايش و خودآرايى نكنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت نماييد». (25)

 

حجاب در روايات

پيامبر گرامى اسلام(ص) و معصومين(ع) علاوه بر تأكيداتى كه بر رعايت حجاب داشته‏اند، با ارائه دستورالعمل‏هايى، جامعه اسلامى را به‏سوى تهذيب و پاكى، رهنمون گشته‏اند كه در اين قسمت، برخى از آنها را نقل مى‏كنيم.

 

پرهيز از پوشش بدن نما و نازك

روزى، اسماء - كه خواهر زن پيامبر بود - ، با جامه بدن‏نما و نازكى به خانه پيامبر آمد. پيامبر، روى خود را از او برگرداند و فرمود: اى اسماء! زن، وقتى به حدّ بلوغ رسيد، نبايد جايى از بدن و اندامش ديده شود، مگر صورت و دست‏ها». (26)

 

نهى از آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه

پيامبر، در ضمن حديثى، نهى فرمودند از اين‏كه زن، براى ديگران، خود را بيارايد، و فرمود: «اگر براى غير شوهر، خود را آرايش نمود، لازم است خداوند او را با آتش بسوزاند». (27)

 

پرهيز زنان از شبيه ساختن خود به مردان

پيامبر(ص) فرمود: خداوند، مردانى را كه شبيه زن مى‏شوند و زنانى را كه خود را شبيه مرد قرار مى‏دهند، نفرين كرده است». (28)امام باقر(ع) نيز، در ضمن حديثى فرمودند: «جايز نيست كه زن، خود را شبيه مرد نمايد؛ زيرا پيامبر، مردانى را كه مشابه زنان مى‏شوند و همچنين زنانى كه خود را شبيه مردها قرار مى‏دهند، نفرين كرده است». (29)در قرآن و روايات، علاوه بر دستورهايى كه در مورد حفظ حجاب زنان آمده است، مسئوليت‏هايى نيز به مردان واگذار شده است كه ذيلاً به آنها اشاره مى‏گردد:

 

عفّت نسبت به زنان مردم

پيامبر فرمود:  

«نسبت به زنان مردم، عفيف باشيد تا زنان شما عفيف بمانند». (30)دورى از چشم‏چرانى‏از امام صادق(ع) نقل شده كه مى‏فرمايد: «چشم چرانى، تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان؛ چه بسا، نگاهى كه حسرت‏هاى طولانى را درپى دارد». (31)

 

در نگاه فقيهان و دانشمندان مسلمان

همان‏طور كه اشاره شد، حجاب، از ضروريات اسلام است و تمام فِرَق اسلامى، آن را واجب مى‏دانند، و در اين‏كه زنان بايد به هنگام اداى نماز و در حضور مردان بيگانه، موى سر و تمامى اندام خود را به استثناى صورت و دست‏ها (از مچ به پايين) بپوشاند، اتفاق نظر دارند؛ البته شافعيان و برخى از علماى شيعه پوشاندن صورت را نيز در حضور بيگانگان، لازم شمرده‏اند. پايان اين نوشتار را به پرسشى از امام خمينى(ره)، در مورد حجاب و حد آن، و پاسخ ايشان، كه مى‏تواند نشانگر نظرات دانشمندان مسلمان باشد، اختصاص مى‏دهيم: آيا حجاب از ضروريات اسلام است و منكر آن و كسانى كه به اين دستور الهى مخصوصاً در جامعه اسلامى بى‏اعتنايى مى‏كنند، چه حكمى دارند؟اصل حكم حجاب از ضروريات است و منكر آن، حكمِ منكر ضرورى را دارد و منكر ضرورى، محكوم به كفر است، مگر اين‏كه معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول نيست. حدود حجاب اسلامى براى بانوان چيست؟ براى اين منظور، لباس آزاد و شلوار و روسرى كفايت مى‏كند؟ و اصولاً چه كيفيتى در لباس و پوشش زن در برابر افراد نامحرم بايد رعايت شود؟واجب است تمام بدن زن بجز قرص صورت و دست‏ها تا مچ، از نامحرم پوشيده شود و لباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند، مانعى ندارد؛ ولى پوشيدن چادر، بهتر است و از لباس‏هايى كه توجّه نامحرم را جلب كند، بايد اجتناب شود. (32)

 

بررسى نهايى

از بررسى و مقايسه حد و كيفيت حجاب در اديان چهارگانه استنباط مى‏گردد كه حجاب در اديان ديگر، نسبت به اسلام از شدّت بيشترى برخوردار بوده است. به طور مثال، پوشاندن صورت، گرچه در زمان زرتشت معمول نبوده و بعد از او در ميان زرتشتيان معمول شده است، اما طبق آنچه گذشت، چادر و روبنده از اركان اخلاقى مسيحيان و يهوديان محسوب مى‏شده است؛ درحالى‏كه بنابر نظر اكثر فقهاى اسلامى، پوشاندن صورت واجب نيست. لزوم كناره‏گيرى كامل زن در حيض در دين زرتشت، محق دانستن مرد در طلاق زنى كه صدايش در كوچه شنيده شده بدون پرداخت مهريه از طرف دين يهود، ركن بودن چادر و روبند و ذكر نام آن دو به طور صريح در كتاب مقدّس مسيحيان و وجوب سكوت زن نزد بيگانه و در كليسا از طرف مسيحيت، بهترين گواه بر اين مطلب است. بنابراين، نه‏تنها اسلام واضع قانون حجاب نبوده است، بلكه در جهت جلوگيرى از افراط و تفريطهايى كه در طول تاريخ در مورد حجاب به وجود آمده بود، به قانونمند كردن و تنظيم آن همت گماشته است و آن را به صورتى متعادل، صحيح و متناسب با فطرت انسانى زن و غيرتمندى مرد، ارائه نموده است.

 

پي نوشت ها:

1. تورات، سفر پيدايش، باب 3، آيات 6 - 8 و 20 - 21. 2.

2. سوره اعراف، آيه 22. 3.

3. يسنا، ص 53، پندهاى 5 - 8 به نقل از: آموزش‏هاى زرتشت پيامبر ايران، رستم شهرزادى، انجمن زرتشتيان، آبان 76. 4.

4. وندى داد، ص 275، بند 10.

5. سال‏نماى 1372، انجمن زرتشتيان تهران، ص 10.

6. حجاب در اسلام، ابوالقاسم اشتهاردى، ص 50.

7. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 12، ص 62.

8. همان، ص 63.

9. سفر پيدايش، باب 24، فقره 64 و 65. به گفته مرجع مذهبى يهوديان ايران «خاخام اوريل داودى»، منشأ و وجوب حجاب در شريعت يهود، مستند به همين فقره است.

10. تورات، سفر تثنيه، باب 22، فقره 5.

11. تورات، كتاب اشعياء نبى، باب سوم، فقره 16 - 26.

12. تورات، كتاب روت، باب دوم، فقره 8 - 10.

13. تورات، سفر پيدايش، باب 38، فقره 14 و 15.

14. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 12، ص 30.

15. همان، ص 31.

16. ر. ك: حكمة الحجاب وادلة وجوب النقاب، ص 252.

17. انجيل، رساله پولس به تيموناؤس، باب دوّم، فقره 9 - 15.

18. انجيل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6.

19. انجيل، رساله پولس رسول به تيموناؤس، باب سوم، فقره 11.

20. سفينة البحار، ج 2، ص 596.

21. زن و آزادى، حكيم الهى، ص 53.

22. پوشاك اقوام مختلف، براون و اشنايدر، ص 116.

23. سوره نور، آيه 31.

24. سوره احزاب، آيه 59.

25. سوره احزاب، آيه 32.

26. سنن ابى داود، ج 2، ص 383.

27. بحارالأنوار، ج 103، ص 242.

28. همان جا.

29. همان، ص 258.

30. وسايل الشيعة، ج 14، ص 141.

31. همان، ج 14، ص 138.

32. احكام بانوان، محمد وحيدى، ص 37.

منبع:سایت باشگاه اندیشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 2:24  توسط بصیر  | 

دوستان عزیز : این مطلب جالب را فعلا داشته باشید و با انچه در عالم مسیحیت و یهودیت میگذرد مقایسه کنید تا بعد! اشکال از آدمهاست که حرف های خدای حکیم را رعایت نمیکنند والا..... ایدزو سایر امراض حق این بشر هست یا نه؟!

 

تهمت به حضرت آدم (ع) و حوا در تورات(!)

 

در مورد حضرت آدم و حوا مي گويند : عده‌اي از شياطين از فرزندان آدم هستند. آدم زني داشت از شياطين به نام «ليليث» كه مدت 130 سال همسر آدم بود و شياطين از نسل او متولد شدند. و حوا هم در اين مدت 130 سال جز شيطان فرزندي نزائيد، زيرا او هم همسر يكي از شياطين شده بود.

 

محرم و نامحرم در تورات

در كتاب تورات ، عده‌اي زنان و مردان به يكديگر محرم اعلان شده‌اند و ازدواج بين آنها ممنوع مي‌باشد و اين زادواجها بعضي به طور دائم و بعضي به طور مشروط ، ممنوع مي باشد. آنها كه محرم دائمي هستند عبارتند از :

« مادر، مادر ناتني (زن پدر) ، خواهر (اعم از تني و ناتني)، خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌ها (به اين حساب كه عمه و عمو و دايي و خاله از محارم هستند) ، خانه ، زن عمو ، عروس و مادر زن ، زن برادر (ظاهراً تا برادر هست زيرا در جاهاي ديگر تورات ، زن بعد از فوت شوهرش مي تواند با برادر شوهرش ازدواج كند بخصوص اگر فرزند نداشته باشد، اين ازدواج خيلي تاكيد شده است) ازدواج با دو خواهر در زمان واحد، ازدواج با نوه و مادربزرگ در زمان واحد.

و مفهموم بيان محارم اين است كه محدوديتي بين زن و مرد نامحرم بايد وجود داشته باشد.

 

چشم چراني ممنوع

از نظر تعاليم يهود ، چشم چراني و شهوتراني با نگاه نيز يك عمل منافي عفت محسوب مي‌شود لذا در احكام تورات آمده است : «نه تنها كسي كه با جسم خود زنا مي كند زناكار است بلكه آن شخص هم كه با چشمان خود نگاه شهوت آميز مي‌كند زناكار خوانده مي شود».

و باز آمده : « شخص ممكن است از راه چشم مرتكب زنا شود».

«هر كس حتي به انگشت كوچك زني نظر كند در قلبش مرتكب گناه شده است ، روز داوري براي هر چيزي كه شخص با چشمانش ديده و از آن لذتي گرفته باشد در نامة اعمالش تقصيري رقم خواهد زد».

 

بي‌حجابي ممنوع

گرچه در تعاليم تورات موجود ، احكامي همانند حجاب خاص، صراحتاً به چشم نمي‌خورد، اما از بعضي تعاليم و دستورات يهود ، مسأله حجاب به وضوح بيان شده است. مانند اين دستورات :

« آنكس كه با دست خود پول به زني مي دهد به منظور آنكه رخسار او را بنگرد و از زيبايي او لذت ببرد، حتي اگر از حيث علم و دانش و اعمال نيك با سرور ما موسي (ع) برابر باشد از كيفر جهنم رهايي نخواهد يافت».

اگر حجاب واجب نبود و بي‌حجابي آزاد بود ديگر پول دادن براي ديدن رخسار محرمي و لذت بردن از آن معنايي نداشت، زن بي‌حجاب بخصوص وضع برهنگي امروز دنياي يهود و مسيحيت طوري است كه مردان نامحرم از تمام بدن زنان و دختران نامحرم با نگاه خود لذت مي برند. ديگر مسأله پول دادن براي ديدن رخسار او و... معنا ندارد، بنابراين معلوم مي شود كه مسأله حجاب بايد باشد تا چنين احكامي معنا و مفهوم پيدا كند ـ دقت فرمائيد ـ و باز آمده :

«هر آنكس كه عمداً پشت سر زني حركت مي‌كند تا آنگاه كه زن از نهر مي‌گذرد و پيراهنش را بالا مي‌زند، سابق پاي او را ببيند سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».

اگر حجاب لازم نباشد و زنان يهود و مسيحيت مجاز باشند كه عريان بگردند ، ديگر اين سخنان كه كسي دنبال زني راه بيفتد تا وقتي كه آن زن پيراهنش را بالا مي زند كه از آب عبور كند و او ساق پاي آن زن را ببيند، معنا ندارد. زيرا در همين خيابانها ، كوچه‌ها، اتوبوسها ، پاركها و... از بالا و پائين همه‌اش باز و برهنه است پس معلوم است كه حجاب از نظر يهود هم واجب است.

 

ويل دورانت در مورد حجاب در دين يهود مي نويسد :

« اگر زني از شريعت يهود سرپيچي مي كرد ، مثلا بي آنكه چيزي (روسري) بر سر داشته باد به ميان مردم مي‌رفت يا در ملأ عام نخ مي ريست يا با هر سخني با مردان (نامحرم) صحبت مي‌كرد و يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‌اش حرف مي زند همسايگانش مي شنيدند و... مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».

در اين گفتار بطور صريح از سربرهنه ميان نامحرمان بودن ، در ملأ عام نخ ريسيدن ، با مردان نامحرم سخن گفتن و... بعنوان سرپيچي از شريعت يهود نام برده شده است.

 

و باز مي نويسد :

در قرون وسطي يهوديان زنان خويش را با لباسهاي فاخر مي‌آراستند ، ولي به آنها اجازه نمي‌دادند كه با سر عريان به ميان مردم بروند ، نپوشاندن موي سر خلافي بود كه مرتكب را مستوجب طلاق مي‌ساخت، از جمله تعاليم شرع يهود يكي آن بود كه مرد يهودي نبايد در حضور زني كه موي سرش پيداست دست بدرگاه خدا بردارد.

و باز در خصوصيات زنان يهودي مي نويسند :

زنان يهود دوشيزگاني محجوب بودند.

 

رفتارهاي تهيج شهواني ممنوع

و همچنين بر اين موضوع نيز تأكيد شده است كه بايد از هر آنچه كه موجب تحريك و تهيج شهواني در جامعه مي شود خودداري شود. لذا مي نويسد : « به انسان اكيداً سفارش شده است كه براي حفظ مباني اخلاق و عفت، از دست زدن به هر عملي كه سب تحريك شهوت مي شود خودداري كند... دانشمندان گفته‌اند هر آنكس كه به زنان زياد صحبت مي‌كند و سرانجام جهنم را به ميراث خواهد برد».

و چه چيزي مهيج‌تر از برهنگي زنان و مردان و اختلاط آنها با يكديگر ؟

و در نكوهش و مذمت رفتارهاي مهيج زنان و دختران مي نويسد :

«... خداوند مي گويد از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مي‌روند و بناز مي خرامند و به پاهاي خويش خلخالها را به صدا در مي آورند ، بنابراين خداوند ـ بر آنها غضب نموده و آبروي آنها را مي برد ـ. »

 

ويل دورانت در مورد ممنوعيت كارهايي كه موجب تهييج شهواني مي‌شده ، از ديدگاه يهود مي‌نويسد : «سرودهايي را كه در ستايش از زيبايي زن ساخته شده بود ناشايسته مي‌دانستند... و گفتگوي علني ميان مردها و زنها حتي بين زن و شوهر از طرف ربنها (خاخامها) ممنوع شده بود ، رقصيدن مجاز بود اما به شرط آنكه مرد با زن و زن با زن برقصد...».

 

رفاقت با نامحرم ممنوع

رايجترين موضوع در بين يهوديان و مسيحيان ، رفاقت بين زنان و مردان و دختران و پسران نامحرم با يكديگر مي باشد. آنچنان اين موضوع رايج و عادي شده كه نه يهوديان و مسيحيان اين كار را براي خود حرام مي دانند و نه مسلمانان تصور مي كنند كه اين كار براي يهوديان و مسيحيان حرام باشد و غالباً تصوير توده مردم اين است كه تنها در دين اسلام از اين كارها منع شده است در حالي كه تعاليم يهود مي گويد :

« اگر انسان دنبال شير درنده باشد بهتر از آنست كه زني را تعقيب نمايد ، و شوخي و مزاح و سبكسري، انسان را به فسق و فجور مي كشاند».

 

و باز مي نويسد :

« هيچكس نبايد در كوچه و بازار پشت سر  زني راه برود حتي اگر آن زن همسر خود او باشد تا كساني كه نمي‌دانند آن زن زوجه اوست به او سوء ظن نبرند ، اگر روي پل با زني مواجه شدي بايد صبر كني تا آن زن يكسو عبور كند و سپس خود از پل عبور كني و هر آنكس كه عمداً از قفاي زني روان است ، كه از نهر مي‌گذرد و هنگام عبور از آب كه پيراهنش را بالا مي‌زند ، ساق پاي او را ببيند ، سهمي از سعادت جهان آينده نخواهد داشت».

 

اختلاط نامحرمان ممنوع

در مباحث قبلي گفتيم كه از ديدگاه يهود هر آنچه موجب تهييج و تحريك شهواني بشود ممنوع و حرام است و از عوامل مؤثر در تهييج شهواني و شهوتراني، اختلاط نامحرمان مي باشد كه متأسفانه در دنياي امروزه يهود و تورات با اشكال مختلف وجود دارد در حالي كه اگر يهود و مسيحيت پايبند تعاليم خود مي باشند بايد از چنين اختلاطهايي خودداري كنند.

حتي در تلمود كه «نقشه معبد هميقداش» را كه ارزش آن معبد براي يهود همانند ارزش خود تورات ميباشد چاپ كرده اند در توضيحات آن معبد ، صحني را به طور مجزا براي بانوان و صحني ديگر را براي مردان نقل كرده‌اند كه خود اين موضوع گوياي عدم جواز اختلاط زن و مرد نامحرم ميباشد.

 

و ويل ورانت در مورد عدم اختلاط زن و مرد مي نويسد :

« در كنيسه‌ها زنان جاي جداگانه‌اي در بالاخانه داشتند و يا پشت سر مردها مي نشستند».

 

حرمت زنا

از ديدگاه تورات موجود، رابطه نامشروع و اعمال خلاف عفت نيز ممنوع و حرام مي باشد و مجازات كسي كه به عمل شنيع زنا آلوده شود سنگسار و مرگ است لذا در تورات آمده : «... و كسي كه با زن ديگري زنا كند، زاني و زانيه (هم زن زنا كننده و هم زنا كننده) البته كشته شوند...». در مورد دختري كه عمل زشت زنا را مرتكب شود و در خانه شوهرش معلوم شود كه قبلا چنين كار شنيعي را مرتكب شده مي نويسد :

«... اگر علامت بكارت آن دختر پيدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بيرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد...».

همچنانكه در مطالب قبل  بيان شد ، سه چيز را در تعاليم يهود از گناهان كبيره و نابخشودني مي دانند كه عبارت است از بت پرستي، زنا و قتل نفس. 

و باز مي گويند: «شخص زناكار، كافر و خدانشناس بالفعل است».

  و طلاق دادن زن زناكار از واجبات دين يهود بود.

 

حرمت لواط

عمل زشت و پليد لواط نيز به طور مكرر در تورات ممنوع و حرام اعلام شده و مي‌نويسند:«... و با ذكور مثل زن جماع مكن...». و در مجازات عمل شنيع لواط ، براي افرادي كه چين نعمل زشت را مرتكب مي‌شوند مجازات مرگ را تعيين نموده است :«... اگر مردي با مردي مثل زن بخوابد هر دو فجور كرده‌اند، هر دو ايشان البته كشته شوند و خون ايشان بر خود ايشان است...».

 

و ساير واجبات و محرمات نيز وجوه مشترك زيادي با احكام اسلام دارد (و ما به خاطر اختصار و گنجايش اين نوشته به همين چند مورد اكتفا كرديم) اما عدم پايبندي يهود به حلالها و حرام‌هاي ديني‌شان و همچنين عدم پافشاري علماي يهود بر ارزشهاي ديني ، موجب شده در ميان اكثر يهوديان و غير يهوديان چنين تصوير شود كه غير مسلمانان اعم از يهودي و مسيحي و... از همه ارزشها و دستورات ديني آزادند و اصلاً در دين آنها كارها ضد اخلاقي منع نشده است و يا اينكه چنين كارهايي ضد اخلاقي نيست....

 

هر چند كه علماي يهود خيلي از اين حرام‌ها را حلال اعلام كرده‌اند!؟

 

 

نگاه كردن و ازدواج  در اسلام:

نگاه كردن

يكي از نعمت‌هاي الهي، قدرت بينائي است ، انسان بايد از اين نعمت بزرگ در راه كمال و ترقي خود و همنوعان استفاده كند و آن را از نگاه به نامحرمان باز دارد گرچه نگاه به طبيعت و زيبائي هاي آن ، اگر تجاوز به حقوق ديگران نباشد ، اشكال ندارد ، ولي حفظ ديده از نگاه به ديگران و حفظ خود از نگاه نامحرمان، احكام خاصي دارد كه در اين بخش به برخي از آنها مي‌پردازيم.

 

محرم و نامحرم

محرم كسي است كه ازدواج با او حرام است و در نگاه به او محدوديتي كه نسبت به ساير افراد هست نمي‌باشد. افرادي كه بر پسرها و مردها محرمند

1 ـ مادر و مادر بزرگ

2 ـ دختر و دختر فرزند.

3 ـ خواهر

4 ـ خواهرزاده (دختر خواهر).

5 ـ برادر زاده (دختر برادر).

6 ـ عمه (عمه خودش و عمه پدر و مادرش).

7 ـ خاله (خاله خودش و خاله پدر و مادرش).

 

اين دسته از افراد به سبب خويشاوندي نسبي با هم محرمند و گروهي ديگر هم به سبب ازدواج بر پسرها و مردها محرم مي‌شوند كه عبارتند از :

1 ـ مادر زن و مادر بزرگ او.

2 ـ دختر زن ، هر چند دختر خودش نباشد.

3 ـ زن پدر (نامادري).

4 ـ زن پسر (عروس).

بجز افرادي كه نوشته شد ، ديگر زنها نامحرمند ، حتي زن برادر و خواهر زن ، اگرچه ازدواج با خواهر زن تا مدتي كه خواهرش همسر اوست حرام مي باشد يعني ازدواج با دو خواهر جايز نيست مگر آنكه اولي از دنيا برود يا او را طلاق دهد.

 

نگاه به ديگران

1 ـ زن و شوهر به تمام بدن يكديگر مي‌توانند نگاه كنند ، هر چند براي لذت بردن باشد.

2 ـ بجز زن و شوهر ، نگاه كردن هر فرد انساني به فرد ديگر ، اگر براي لذت بردن باشد حرام است، خواه همجنس باشد مانند نگاه مرد به مرد ديگر ، و يا غير همجنس مانند نگاه مرد به زن ، و خواه از محارم باشد و يا غير محارم و به هر جاي بدن باشد همين حكم را دارد.

3 ـ نگاه كردن مرد به بدن زن اگر براي لذت بردن نباشد احكام خاصي دارد كه اكنون به بيان آنها مي‌پردازيم.

نگاه مرد به زن 1 ـ محرم : 1 ـ به عورت : حرام. 2 ـ به غير عورت : جايز.

2 ـ نامحرم : 1 ـ به صورت و دستها تا مچ : جايز. 2 ـ به ساير اعضاي بدن : حرام.

 

ازدواج

كسي كه به واسطه نداشتن همسر به حرام مي افتد مثلا به نامحرم نگاه مي كند واجب است ازدواج كند.

همسر شايسته

سزاوار است كه انسان به صفات كسي كه مي خواهد با او ازداج كند توجه داشته باشد و تنها به زيبائي و مال اكتفا نشود برخي از صفات همسر شايسته از نظر پيامبر اكرم (ص) بدين قرار است :

با محبت باشد.

عفيف و پاكدامن باشد.

در ميان خانواده خود عزيز باشد.

نسبت به شوهرش متواضع باشد.

تنها براي شوهر خود زينت و آرايش كند.

از شوهر خود اطاعت كند.

 

همسر ناشايسته

برخي از صفات همسر ناشايسته در روايت پيامبر (ص) چنين آمده است :

در ميان خانواده خود خوار باشد.

حسود و كينه توز.

بي تقوا.

براي ديگران آرايش كند.

از شوهر اطاعت نكند.

 

عقد ازدواج

1 ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دخترو پسر و علاقه داشتن كافي نيست، بنابراين ، خواستگاري تا زماني كه صيغه ازدواج خوانده نشده سبب محرم شدن نيست و با ساير زنان نامحرم تفاوتي ندارد.

2 ـ اگر عقد ازدواج، يك حرف آن غلط خوانده شود كه معني آن عوض شود عقد باطل است.

3 ـ اين افراد به واسطه ازدواج بر مرد محرم هستند.

همسر ، مادر زن ، دختر زن ، زن پدر ، زن پسر.

4 ـ خواهر زن نامحرم است ، گرچه ازدواج با وي تا زماني كه خواهرش در ازدواج اوست جايز نيست.

5 ـ بجز زن و شوهر ،نگاه هر انساني به انسان ديگر به هر جاي بدن با قصد لذت حرام است.

6 ـ مرد مي تواند به بدن زناني كه با او محرم هستند ، بجز عورت ، بدون قصد لذت نگاه كند.

7 ـ مرد مي تواند به صورت و دستهاي زنان نامحرم بدون قصد لذت نگاه كند.

8 ـ نگاه به ساير اعضاي بدن زن نامحرم حرام است.

9 ـ اگر انسان به واسطه ازدواج نكردن به حرام مي افتد واجب است ازدواج كند.

۱۰ ـ در ازدواج بايد صيغه مخصوص آن خوانده شود و تنها راضي بودن دو طرف كافي نيست.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 3:30  توسط بصیر  |